گریه نکردم! ولی بهترین اتفاق جهانم که افتاد، خوشحال نشدم!برایم گلهای بابونه فرستادند و خوشحال نشدم…
انتشار: 2026/07/17 19:22 UTC
گریه نکردم! ولی بهترین اتفاق جهانم که افتاد، خوشحال نشدم!برایم گلهای بابونه فرستادند و خوشحال نشدم،برای خودم کفشهای ورنی براق خریدم و خوشحال نشدم، کتاب خواندم و فیلم دیدم و چای ریختم و کنار پنجره به تماشای زیباترین منظرهها نشستم و بازهم خوشحال نشدم.در من به مرور زمان، چیزی شکسته بود که برای سوگواریاش به حالتی فراتر از گریستن نیاز داشتم.در من چیزی شکسته بود و در من زخم عمیقی ایجاد شده بود که نمیتوانستم توضیح بدهم و نمیتوانستم از آن بهبود پیدا کنم.به همین سادگی آدمها قوی خطاب میشوند و کسی از آنان نمیپرسد با اینهمه زخم زیر پیراهن، هنوز خوبی و هنوز نفس میکشی؟!

