فیض کاشانی آن ملاحت که تو داری گهر حسن آنستببهایش نرسد هیچ متاع ار همه جانستما نداریم متاعی که بود…
انتشار: 2026/07/27 06:21 UTC
فیض کاشانی آن ملاحت که تو داری گهر حسن آنستببهایش نرسد هیچ متاع ار همه جانستما نداریم متاعی که بود در خور وصلتتو گران قیمتی و هر چه ترا هست گرانستبا تو سودا نتوانیم مگر لطف کنی توکانچه ما رابه ازآن نه همه چیزت به از آنستبوسهٔ گر برباید زلبت سوخته جانیشود او زنده و جاوید و لب لعل همانستسهل باشد ز تو سودی ببرد عاشق مسکینکز عطای تو ترا هیچ نه نقصان نه زیانستمیزند بر لب من دست ادب قفل خموشیورنه بسیار سخن هست که محتاج بیانستحرف سودا سخن سود و زیان هیچ مگو فیضکاین سخن چون سر سودا زده گوید هذیانستفیض کاشانی

