♦️ سه سند درباره روابط شاه و مصدق در اردیبهشت ۱۳۳۲قسمت اول از پنج قسمت از میان اسناد آزادشده وزارت…
انتشار: 2026/08/20 19:39 UTCدریافت: 2026/08/21 12:32 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 12:32 UTC
♦️ سه سند درباره روابط شاه و مصدق در اردیبهشت ۱۳۳۲قسمت اول از پنج قسمت از میان اسناد آزادشده وزارت خارجه آمریکا در سال ۲۰۱۷/ ۱۳۹۶ سه سند را ترجمه و منتشر میکنم که به گمانم نه تنها مهم است بلکه برای شناخت فضای پرالتهاب روز نیز مفید است. نمیدانم این اسناد قبلاً ترجمه شده یا نه. شخصاً ندیدم جایی. دو سند اول (شمارههای ۲۰۴ و ۲۰۵ در مجموعه فوق)، مورخ ۱۴ و ۱۵ مه ۱۹۵۳/ ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت ۱۳۳۲، نگاه محمدرضا شاه را به دکتر محمد مصدق، و نیز برخی رجال دیگر مانند حسین علاء (وزیر سابق دربار) و ابوالقاسم امینی (کفیل وزارت دربار)، نشان میدهد. شاه از طریق یکی از نزدیکانش نظرات خود را درباره تحولات داخلی ایران بیان کرده و توصیه میکند که رقابت میان بریتانیا و آمریکا، و «اتخاذ سیاستهای متضاد» از سوی آنان، «به وخامت وضع ایران دامن نزند.» شاه اعلام کرده که ترجیح میدهد مصدق از طریق پارلمانی، همان سازوکاری که او را به قدرت رسانید، برکنار شود نه عزل با فرمان شاه یا کودتا یا قتل به دست اوباش. شاه میگوید که اتخاذ چنین روشهایی از مصدق چهره «قهرمان» و «شهید» میسازد و در آینده بطور جدی دردسرساز خواهد بود. در سند سوم (شماره ۲۱۰ در مجموعه فوق)، مورخ ۱۷ مه ۱۹۵۳/ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۳۲، محمدرضا شاه، از طریق واسطههایش با سفارت آمریکا، نگرانی خود را از مواضع بریتانیا بیان کرده و میخواهد که بریتانیا این ابهام را مرتفع کند که آیا خواستار حذف او یا حذف اساس سلطنت در ایران است یا نه. این پیام شاه به چرچیل، نخستوزیر بریتانیا، منتقل میشود و او پاسخ میدهد: «شما قطعاً میتوانید به وزارت امور خارجه [آمریکا] اطلاع دهید، در حالی که ما در سیاست ایران دخالت نمیکنیم، از اینکه ببینیم شاه اختیارات خود را از دست بدهد، از سمتش کنارهگیری کند یا بیرون رانده شود، بسیار متأسف خواهیم شد. شاید آقای هندرسون این اطمینان خاطر را به شاه منتقل کنند و بگویند که این پیام شخصاً از جانب من است.»نام فرستاده شاه در دو سند اول ذکر نشده ولی هندرسون در یک نامه خصوصی ادعا کرده این فرد ارنست پرون است. اضافه کنم که در این زمان شاپور ریپورتر برای یک دوره سه ساله به وزارت خارجه آمریکا مأمور شده و در مقام مشاور سیاسی هندرسون، سفیرکبیر، جای داشت و همزمان بعنوان معلم زبان انگلیسی ملکه ثریا، بدون برانگیختن ظن، به نزد شاه و ملکه میرفت. ----مشخصات مجموعه اسناد فوق:Foreign Relations of the United States, 1952–1954: Iran, 1951–1954, 2nd ed., edited by James C. Van Hook, Washington, DC: United States Government Publishing Office, 2017.توضیحات درباره انتشار کتاب فوق در تلگرام:t.me/abdollahshahbazi/3971%D8%A8%D8%B1%D8… مطالعه یادداشتهای من در همان زمان درباره برخی مطالب مهم اسناد فوق هشتگ #اسناد_آمریکا_کودتا را در کانال تلگرامیام جستجو کنید.@abdollahshahbazi
پستهای تلگرام — عبدالله شهبازی
سه سند درباره روابط شاه و مصدق در اردیبهشت ۱۳۳۲قسمت پنجم از پنج قسمت 📌 سند سوم: ۲۱۰. یادداشت برای ثبت در پرونده [۱] واشنگتن، ۲۱ مه ۱۹۵۳ اخیراً، در چند نوبت، نزدیکان شاه به سفیر هندرسون اطلاع دادهاند که او از موضع بریتانیا در قبال خود نگران است. طبق گزارشها، او در مواردی اظهار کرده است: «بریتانیاییها سلسله قاجار را بیرون انداختند؛ آنها پدرم را بر سر کار آوردند؛ آنها پدرم را بیرون انداختند؛ و میتوانند طبق صلاحدید خود مرا نیز بیرون بیندازند یا نگه دارند. اگر تمایل دارند که من بمانم، و دربار اختیاراتی را که قانون اساسی به آن داده حفظ کند، باید به من اطلاع داده شود. به همین ترتیب، اگر بریتانیاییها میخواهند من بروم، باید فوراً بدانم تا بتوانم بیسروصدا کشور را ترک کنم. آیا بریتانیاییها میخواهند شاه دیگری را جایگزین من کنند یا اساس سلطنت را برچینند؟ آیا بریتانیاییها پشت تلاشهای کنونی برای سلب اختیارات من و محروم کردنم از اعتبار و حیثیتم در داخل و خارج از ایران هستند؟» در ۱۷ مه شاه فرستادهای نزد سفیر هندرسون فرستاد تا بگوید اگر سفیر هندرسون بتواند بطور محرمانه و صریح از موضع بریتانیا در قبال شاه اطمینان حاصل کند، کمک بزرگی به روشن شدن اوضاع خواهد کرد. سفیر هندرسون قصد دارد در ۳ ژوئن ایران را ترک کند تا برای مرخصی به ایالات متحده بازگردد و پیش از عزیمت خود با شاه دیدار خواهد کرد. ✔️پیوست: پیام از طرف چرچیل، نخستوزیر [۲] «شما قطعاً میتوانید به وزارت امور خارجه [آمریکا] اطلاع دهید در حالی که ما در سیاست ایران دخالت نمیکنیم، از اینکه ببینیم شاه اختیارات خود را از دست بدهد، از سمتش کنارهگیری کند یا بیرون رانده شود، بسیار متأسف خواهیم شد. شاید آقای هندرسون این اطمینان خاطر را به شاه منتقل کنند و بگویند که این پیام شخصاً از جانب من است.» ---۱- منبع: آرشیو ملی، گروه اسناد ۵۹، پروندههای امور یونان، ترکیه و ایران (GTI)، بسته ۵۷ دی ۵۲۹، دسیسههای ادعایی بریتانیا. بکلی سری. پیشنویس تهیهشده توسط ریچاردز.۲- یادداشت دستنویس ریچاردز در زیر این پیام: «یادداشت: پیام برای شاه از سوی سر وینستون چرچیل که در تاریخ ۲۸ مه ۱۹۵۳ توسط بیلی به من تحویل داده شد.» عبدالله شهبازیپنجشنبه، ۲۹ مرداد ۱۴۰۵/ ۲۰ اوت ۲۰۲۶ #اسناد_آمریکا_کودتا@abdollahshahbazi
سه سند درباره روابط شاه و مصدق در اردیبهشت ۱۳۳۲قسمت چهارم از پنج قسمت نماینده شاه تأکید کرد که بقایی بهیچوجه در قتل سرتیپ افشارطوس دخالت نداشته است. در واقع، خود بقایی از ژنرالهای بازداشتشده به جرم قتل خواسته بود تا نام او را در اعترافاتشان بگنجانند تا او بتواند به این اتهامات پاسخ دهد و از این فرصت برای متوجه کردن اتهامات متعدد به سوی دکتر مصدق استفاده کند. بقایی بعنوان فردی شجاع و دارای مصونیت پارلمانی، در موقعیتی بهتر از سایرین برای حمله به مصدق قرار دارد.منبع به عنوان نظر شخصی خود تأکید کرد که دولت ایالات متحده نباید از انفعال شاه به این نتیجه برسد که او ضعیف است. شاه صرفاً بسیار محتاط است زیرا در گذشته بارها مورد خیانت قرار گرفته و اکنون نمیخواهد هیچ خطری را به جان بخرد. با این حال، شاه شایستهترین افراد برای اعتماد را شناخته و انتخابی صریح میان جناح معظمی– فاطمی– امینی، که معتقد بود به او خیانت خواهند کرده و ایران را ویران خواهند کرد، و گروه زاهدی– بقایی، که به او احترام خواهند گذاشت و برای نجات کشور تلاش خواهند کرد، انجام داده است.شاه معتقد است که کمکهای مالی ایالات متحده به جناح زاهدی میتواند از طریق اردشیر زاهدی، پسر ژنرال، که کاملاً درستکار است منتقل شود و پیشنهاد کرد به کسانی که این پول را از اردشیر دریافت میکنند القاء شود که این پول از جانب شاه است. از آنجا که حسابهای شاه را طرفداران مصدق به دقت کنترل و نظارت میکنند، او نمیتوانست هیچگونه حمایت اقتصادی از زاهدی به عمل آورد. به منظور ساقط کردن نهایی دولت مصدق، اوپیشنهاد کرد که ایالات متحده ممکن است مصدق را ترغیب کند تا همانطور که پیشتر ذکر شد علیه حزب توده موضع بگیرد. هنگامی که او این کار را انجام دهد، ناچار خواهد شد برای حمایت به دربار و مجلس تکیه کند. اگر قدرت او در مجلس با حمایت پنهانی از زاهدی و بقایی تضعیف شده باشد، و دربار نیز از هرگونه کمک به او خودداری کند، کار مصدق تمام خواهد بود. شاه نمیخواست خودش در داخل علیه مصدق دست به اقدامی بزند؛ او معتقد بود از آنجا که مصدق از راههای پارلمانی به قدرت رسیده، باید از طرق مشابه و بدون دخالت آشکار سلطنت ساقط شود.مطرح شد که شاه از آنچه نشانههایی از حمایت ایالات متحده از مصدق و طرفدارانش و همچنین از [خلیل] ملکی، یکی از مخالفان سرسخت شاه، تلقی میکرد، بسیار آزرده خاطر شده است. به فرستاده اطمینان داده شد که این برداشت نادرست است؛ ایالات متحده بهیچوجه از جناح مصدق حمایت فعال نکرده و به محض پی بردن به اینکه ملکی علیه شاه فعالیت میکند، کمک به او را متوقف کرده است. منبع مجدداً تأکید کرد که شاه از نقشآفرینی ایالات متحده در امور ایران طی سالهای گذشته عمیقاً سپاسگزار است.فرستاده نگرانی عمیق شاه را در مورد نگرش دولت بریتانیا به خود ابراز داشت. ظاهراً برخی از اطرافیان شاه با ادعای سخن گفتن از جانب دولت بریتانیا، در واقع صرفاً در پی تأمین منافع شخصی خود بودند و لازم بود این موارد با پیامی از جانب دولت بریتانیا به شاه به طور قطعی خنثی شود. منبع در نظر داشت که از طریق سفارت بتوان دیدگاههای بریتانیا به شاه را دریافت و به او منتقل کرد. سفیر به منبع خاطرنشان ساخت که هرچند بریتانیاییها ممکن است احساس کنند شاه به اندازه کافی قاطع نبوده، اما بهیچوجه مخالف او نیستند. در حقیقت، موضع آنان در بحران ۲۸ فوریه [۹ اسفند] شواهد کافی از نگرش مثبت آنان نسبت به شاه را نشان داد.[۳]بعنوان نکته تکمیلی، نماینده شاه اظهار داشت که ممکن است آقای امینی در گفتگوی ۱۸ مه خود با سفیر پیشنهاد کند که سفیر دکتر مصدق را ترغیب نماید تا سرتیپ ریاحی، رئیس ستاد ارتش، را برکنار و سرلشکر محمود امینی را جایگزین او کند. وزیر دربار پیشنهاد خواهد کرد که سفیر به دکتر مصدق بگوید، برای اثبات حسن نیت خود، سرتیپ ریاحی را- که ارتباط ادعاییاش با حزب ایران موجب خصومت او با ایالات متحده شده- برکنار و ژنرال امینی را جایگزین او کند. امینی بهیچوجه بعنوان رئیس ستاد ارتش برای شاه پذیرفته نبود و شاه، اگرچه در ابتدا در شایستگی ریاحی تردید داشت، اما اعتماد فزایندهای به او پیدا کرده بود.سپس نکات ذکر شده در بالا جمعبندی شد تا اطمینان حاصل شود که نماینده شاه و سفیر درک روشنی از سخنان یکدیگر یافتهاند. این نشست حدود ساعت ۱۲:۳۰ [بامداد] پایان یافت.---۱- منبع: آرشیو ملی، گروه اسناد ۵۹، پروندههای مرکزی ۱۹۵۰–۱۹۵۴، ۷۸۸.۰۰/۵-۱۹۵۳. فوق محرمانه؛ اطلاعات امنیتی. دریافت شده در ۲۷ مه. یک نسخه با پست دیپلماتیک به لندن فرستاده شد. هم گزارش و هم یادداشت پیوست گفتگو را کانینگهام تنظیم کرده است. ۲- سند شماره ۲۰۴.۳- بنگرید به سند شماره ۲۱۰.@abdollahshahbazi
سه سند درباره روابط شاه و مصدق در اردیبهشت ۱۳۳۲قسمت سوم از پنج قسمت 📌 سند دوم:۲۰۵. گزارش ارسالی از سفارت در ایران به وزارت امور خارجه [۱]شماره: ۹۷۵تهران، ۱۹ مه ۱۹۵۳.عطف به: گزارش ارسالی شماره ۹۵۳ سفارت، ۱۵ مه ۱۹۵۳ [۲]موضوع: گفتگوی بیشتر با منبع نزدیک به شاهجهت آگاهی وزارتخانه، یادداشت گفتگویم با فرستاده شاه در ۱۷ مه، در حضور چند تن از اعضای سفارت، به پیوست است. گفتگوی قبلی با همین منبع در گزارش عطفدادهشده در بالا خلاصه شده بود.لوی دبلیو. هندرسونسفیر✔️پیوست: یادداشت گفتگوتهران، بدون تاریخحاضران:سفیر منبعفرمانده پولارد، وابسته دریاییآقای ملبورن، دبیر اول سفارت آقای کانینگهام، دبیر سوم سفارتحدود ساعت ۹ شب ۱۷ مه فرستادهای از سوی شاه با سفیر و سایر مقامات ذکرشده در بالا دیدار کرد تا پیامی از شاه را ابلاغ نماید. وی اظهار داشت که همین پیام احتمالاً فردا توسط آقای امینی نیز به سفیر تکرار خواهد شد، اما او، منبع، علاوه بر آن، حاوی دیدگاههای محرمانه شاه است که به امینی سپرده نمیشود. مفاد پیام به این شرح بود:الف) دولت مصدق حاضر است پنهانی و در حالی که تظاهر به بیطرفی میکند، از غرب پشتیبانی کند و چنانچه شاه با حمایت از دولت موافقت نماید، تدابیر قاطعی علیه کمونیستها در ایران اتخاذ کند.ب) دولت مصدق کمکهای مالی یا اقتصادی قابلتوجهی از دولت ایالات متحده خواهد پذیرفت، مشروط بر اینکه دولت ایالات متحده اصرار نورزد که ایران در ازای چنین کمکی رسماً سیاست اعلامشده بیطرفیاش را کنار بگذارد و علناً اعلام کند که بخشی از جهان آزاد است.ج) شاه با شرط همکاری قیدشده در بند الف موافقت کرده است.دیدگاههای محرمانه شاه در خصوص این پیام چنین بود که اگر مصدق برای تضعیف او، بویژه تضعیف موقعیتش در رابطه با ارتش، اقدام کند، از حمایت ظاهری از دولت مصدق دست خواهد کشید. در واقع، اگر مصدق بر سلب اختیارات شاه در رابطه با ارتش پافشاری کند، شاه ایران را ترک خواهد کرد.شاه به خبری که اخیراً در مطبوعات ایران مبنی بر رأی دادگاهها دائر بر اینکه حزب توده (حزب جبهه کمونیستی) بهیچوجه خلاف قانون اساسی و قوانین ایران عمل نکرده و بنابراین هیچ پروندهای علیه اتباع ایرانی که به عنوان رهبران آن حزب تحت پیگرد قرار دارند وجود ندارد، ابراز نگرانی کرد. شاه گفت اگر این خبر صحت داشته باشد، از نظر او، مصدق پیشاپیش شایستگی برای برخورداری از حمایتِ شاه را از دست داده است. پادشاه معتقد بود ایالات متحده باید از موقعیت چانهزنی فعلی خود، که ناشی از اشتیاق شدید دکتر مصدق برای کسب حمایت ایالات متحده است، استفاده کند تا تغییری در نگرش مصدق به گروههای کمونیست بومی به وجود آورد. چنین تغییری میتواند به شکل اتخاذ اقدامات سختگیرانه علیه حزب توده باشد و متضمن برکناری وزیر دادگستری همپیمان کمونیستها به این بهانه باشد که بدون مجوز اقدام به آزادی رهبران کمونیست کرده است. شاه باور داشت مصدق بقدری مستأصل است که این شروط را بعنوان بهای حمایت ایالات متحده میپذیرد. سفیر به منبع متذکر شد که در پیش گرفتن چنین رویکردی از جانب آمریکا، اهمیتِ دستیابی به توافق بر سر مسئله غرامت را تحتالشعاع قرار داده و آن را کمرنگ میکند. در نتیجه، ممکن است مصدق تصور کند که میتواند با دادن برخی امتیازات به غرب در زمینه برخورد قاطعتر به کمونیستهای ایران میتواند از کمکهای اقتصادی قابلتوجه ایالات متحده بهرهمند شود، فارغ از اینکه آیا ایران به پرداخت غرامت بابت خسارات وارده به شرکت نفت انگلیس و ایران (AIOC)، به دلیل ملیشدن نفت، رضایت داده یا نه. منبع اظهار داشت که مصدق، هواداران او، و مردم ایران بطور کلی متقاعد شدهاند که میتوانند بدون رسیدن به هیچ راه حلی در مسئله نفت از کمکهای آمریکا بهرهمند شوند؛ صرفاً به این دلیل که ایالات متحده نمیتواند اجازه دهد نفوذ کمونیسم، که ناشی از وخامت اوضاع اقتصادی کشور خواهد بود، افزایش یابد. او گفت شاه پیشنهاد کرده که بیانیهای رسمی از سوی ایالات متحده صادر شود و برای ایران و جهان کاملاً روشن کند تا زمانی که دستکم تمایلی قطعی برای دستیابی به راهحل مسئله نفت نشان داده نشود، هیچ کمک دیگری از سوی آمریکا ارائه نخواهد شد. متذکر شدیم که اگر چنین بیانیهای در این مقطع صادر شود، مصدق میتواند پاسخ دهد که او پیشنهاد آغاز مذاکرات با بریتانیا درباره غرامت نفت را داده اما با رد آن مواجه شده است. منبع سپس پیشنهاد کرد تلاشهایی صورت گیرد تا بریتانیا ترغیب شود مذاکراتی را با مصدق آغاز کند تا هنگامی که این گفتگوها با شکست مواجه شد- که قطعاً خواهد شد- ایالات متحده بتواند بیانیه مزبور را صادر کند بدون آنکه مجالی برای پاسخ و بهانهجویی مصدق باقی بماند.به گفته فرستاده، به عقیده شاه، تا زمانی که مصدق در مسند نخستوزیری باشد هیچ راه حلی برای مسئله نفت امکانپذیر نیست. شاه متقاعد شده بود که مصدق باید با اقدام مجلس سرنگون شود، اما احساس میکرد برای ترغیب مجلس به اقدام باید از ابزارهای پنهانی استفاده کرد. مشخصاً، این راههای زیرزمینی شامل کمکهای مادی و تشویق ایالات متحده به سرلشکر فضلالله زاهدی و دکتر مظفر بقایی خواهد بود. شاه اطمینان داشت که هر دو این افراد درستکار، وفادار و صادق هستند و بهترین شانس ایران برای رهایی از مشکلات این است که ژنرال زاهدی نخستوزیر شود.شاه هیچ نشانه آشکاری از پشتیبانی خود از زاهدی بروز نداده بود و این امر صرفاً به این دلیل بود که میدانست هر نشانهای از این دست فقط آزار و اذیتهای دولت مصدق به ژنرال را تشدید خواهد کرد. فرستاده اذعان داشت که چند ماه پیش شاید نظر شاه تا این حد نسبت به زاهدی مساعد نبود، اما گفت تحولات اخیر او را متقاعد کرده که زاهدی تنها شانس ایران برای خروج از بحران کنونی است.یکی از عواملی که چرخش نظر شاه در قبال زاهدی را به تأخیر انداخت این بود که حسین علاء در دوران تصدی وزارت دربار، به زاهدی بسیار بدگمان بود و او را صرفاً یک نظامی جاهطلب دیگر تلقی میکرد. اشاره به نام علاء باعث انحراف بحث به نقش وی در بحران مربوط به تصمیم پیشین شاه برای خروج از کشور و سپس تصمیم بعدیاش برای ماندن در ایران شد. منبع اظهار داشت که علاء در ابتدا موافق خروج شاه از ایران بود، اما پس از گفتگوهای سفیر هندرسون با وی نظرش تغییر کرد و تمام نفوذ خود را برای متقاعد کردن شاه به ماندن به کار گرفت. (سفیر یقین دارد که علاء از همان آغاز با خروج شاه مخالف بود.) علاء صرفاً به دلیل فشارهای مصدق از وزارت دربار برکنار شد نه به این خاطر که شاه را رنجانده باشد؛ مصدق علاء را مسئول ضربه به حیثیت سیاسی خود در جریان بحران ۲۸ فوریه [۹ اسفند] میدانست.شاه احساس میکرد که علاء، با وجود صداقت و وفاداری کامل، تا حدی نادان است. فرستاده خاطرنشان کرد که انسان اغلب باید از دوستان نادان بیشتر بترسد تا از دشمنان دانا. هنگامی که علاء وزیر دربار بود، شاه تمایل داشت سفره دلش را نزد او باز کند، اما متوجه میشد که گاهی علاء از روی سادگی سخنان محرمانه شاه را به دکتر مصدق منتقل میکند. در شرایط کنونی، شاه هیچ اعتمادی به آقای امینی نداشت و چیزی را که مایل نبود دکتر مصدق بشنود به او نمیگفت و در نتیجه امکان خیانت وجود نداشت.فرستاده با بازگشت به مسئله حمایت از ژنرال زاهدی، دیدگاههای شاه را درباره آرایش سیاسی کنونی ایران تشریح کرد. از یکسو، دستهای متشکل از معظمی، فاطمی و خاندان امینی با همراهی مکی در حاشیه، به عنوان مخالف سیاستهای مصدق، وجود داشت که تلاش میکرد کنترل مناصب کلیدی دولت را به دست گیرد. این افراد قصد داشتند، با علم به اینکه دوران مصدق به سر آمده، دکتر مصدق را در ظاهر در قدرت نگه دارند و از او به عنوان پوششی برای فعالیتهای خود و تهدیدی همیشگی علیه شاه استفاده کنند. آنها میدانستند که هیچکس جز، به تعبیر فرستاده، فردی به دیوانگی مصدق جرئت نمیکند آنگونه که نخستوزیر کنونی اعتبار شاه را نادیده گرفته به شاه بیاعتنایی کند. از سوی دیگر، گروهی به رهبری ژنرال زاهدی و دکتر بقایی حضور دارند که خواهان سرنگونی مصدق و بازگرداندن شمهای از عقلانیت و هدفمندی به دولت ایران هستند. فراکسیون گنجهای و سایر افراد مستقل نیز، هنگام رویارویی نهایی، سرنوشت خود را با قویترین این دو جناح پیوند خواهند زد.@abdollahshahbazi
سه سند درباره روابط شاه و مصدق در اردیبهشت ۱۳۳۲قسمت دوم از پنج قسمت 📌 سند اول:۲۰۴. گزارش ارسالی از سفارت در ایران به وزارت امور خارجه [۱]شماره: ۹۵۳تهران، ۱۵ مه ۱۹۵۳موضوع: گفتگوی سفارت با منبع نزدیک به شاهجهت آگاهی وزارتخانه، یادداشت گفتگویی که اخیراً با یک منبع [۲] نزدیک به شاه در حضور دو تن از اعضای سفارت داشتم به پیوست است. در این مورد، بنظر میرسد متن یادداشت بینیاز از توضیح باشد. لازم به ذکر است که این فرستاده شاه از جانب او دیدگاههایی را مطرح میکند که با دیدگاههای ابراز شده از سوی آقای امینی، کفیل وزارت دربار، تفاوت دارد. کفیل وزارت دربار بر این موضع بوده است که تلاش بریتانیا برای دستیابی به توافقی بر سر نفت- صرفنظر از اینکه ریاست دولت ایران بر عهده دکتر مصدق باشد یا هر نخستوزیر دیگر- به نفع ایران و جهان غرب خواهد بود.لوی دبلیو. هندرسونسفیر✔️پیوست: یادداشت گفتگوتهران، ۱۴ مه ۱۹۵۳ شامگاه ۱۳ مه، سفیر با فردی بسیار نزدیک به شاه گفتگو کرد. فرمانده پولارد، وابسته دریایی سفارت، و آقای ملبورن، دبیر اول سفارت، حضور داشتند.فرستاده شاه اظهار داشت پیامی از جانب پادشاه دارد که در آن از تلاشهای سفیر در دورهای که فشارها برای وادار ساختن شاه به ترک کشور اعمال میشد، قدردانی عمیق شده است. شاه مایل بود سفیر بداند که او معتقد است اگر اقدامات سفیر در آن برهه نبود نهاد سلطنت در ایران سرنگون و کشور تجزیه میشد. بعلاوه، فرستاده میخواست سفیر بداند که شاه از حمایتهای مستمر دولت آمریکا از خود عمیقاً سپاسگزار است.فرستاده قصد داشت برخی ویژگیهای بنیادین سیاست شاه را در قبال دکتر مصدق برای سفیر روشن کند. [از نظر شاه،] مصدق حاصل برنامهریزی دقیق طی چند سال پیش از رسیدن واقعی به قدرت بود. او هنگام به دست گرفتن قدرت احساسات ملت ایران را برانگیخته و از حمایت افکار عمومی و مجلس برخوردار بود. شاه با میل خود به نخستوزیری مصدق رضایت نداده بلکه در برابر نیروهای حامی او سر فرود آورد و اکنون معتقد بود تنها راه برکناری نهایی مصدق از قدرت از طریق همان سازوکارهای پارلمانی است که نخستوزیری را به او اعطا کرده بود. شاه بر این باور بود که گذر زمان در حال بیاعتبار کردن مصدق است و تهدید شوروی علیه ایران نیز پس از مرگ استالین کاهش یافته، بطوری که برکناری مصدق از طریق قانونی در آیندهای نه چندان دور محقق خواهد شد.شاه این روش را بر گزینههای دیگر ترجیح میداد؛ روشهایی چون کودتای نظامی، اقدام خودسرانه شاه در برکناری مصدق و انتصاب نخستوزیر دیگر، زندانی کردن مصدق، تبعید او، یا حتی مرگ او به دست اوباش تهران. در تمام این سناریوها از مصدق چهره قهرمان و شهید یا منبعی برای دردسرهای جدی در آینده ساخته میشد. سیاست شاه در قبال دکتر مصدق این بود که در برابر فشارهای او به آرامی عقبنشینی کند اما در عین حال با بهرهبرداری از شرایط متغیر، تا جای ممکن زمینهای ازدسترفته را پس بگیرد. اگر شاه با سرسختی در برابر مصدق میایستاد کاملاً از میان میرفت؛ درست مانند درختی که بر اثر شدت بادی سهمگین درهمشکسته و سقوط میکند. این توضیحات از سوی فرستاده برای تبیین سیاستی از سوی شاه مطرح شد که متوجه شده بود موجب نارضایتی نسبی مقامات آمریکایی شده است که خواهان موضعگیری بسیار قاطعانهتر شاه علیه مصدق بودند.در جریان بررسی اشخاص مختلف، فرستاده گفت که شاه به کفیل تازه منصوب شده وزارت دربار، یعنی آقای ابوالقاسم امینی، اعتماد ندارد. با این حال، امینی در شرایط فعلی فرد مهمی است و بنابراین شاه نمیخواهد او را با خود دشمن کند. فرستاده ابراز امیدواری کرد که سفیر در تنظیم روابط خود با امینی رویکرد شاه به وی را مدنظر قرار دهد.در ادامه، و با ورود به بحث وضعیت نفت، فرستاده بیان کرد که، به اعتقاد شاه، به نفع واقعی ایران و انسجام جهان آزاد است که سفیر در جریان دیدارهای رسمی با دکتر مصدق هرگونه تلاش وی را برای گفتگو درباره مسئله نفت و راههای احتمالی حلوفصل آن دلسرد و متوقف کند. دکتر مصدق در اینگونه گفتگوها جدی نبود. گفتگو پیرامون مسائل نفتی، مانند مسئله غرامت، تنها با دولتی غیر از دولت دکتر مصدق امکانپذیر خواهد بود. فرستاده خرسندی شاه را ابراز داشت از اینکه سفیر این رویه را در پیش گرفته که هنگام طرح موضوع نفت در دیدارهای رسمی به مصدق بگوید ایالات متحده در موقعیتی نیست که برای کمک به حل مسئله نفت تلاشهای بیشتر انجام دهد و اگر مصدق ایدهای در این زمینه دارد بهتر است آن را از طرقی غیر از دولت ایالات متحده به اطلاع دولت بریتانیا برساند. فرستاده در پایان نتیجه گرفت هرچند ازسرگیری مذاکرات نفتی با مصدق هیچ فایدهای نخواهد داشت، با این حال ایالات متحده و بریتانیا باید، بدون از دست دادن زمان، میان خود در مورد نوع توافق نفتی که در آینده میتواند با ایران حاصل شود به یک توافق کامل برسند. این امر حائز اهمیت است که پیگیری سیاستهای متضاد از سوی بریتانیای کبیر و ایالات متحده در مسئله ایران به وخامت وضع ایران دامن نزند.----۱- منبع: آرشیو ملی، گروه اسناد ۵۹، پروندههای مرکزی ۱۹۵۰–۱۹۵۴، ۷۸۸.۰۰/۵-۱۵۵۳. بکلی سری. اطلاعات امنیتی. دریافت شده در ۲۲ مه. یک نسخه با پست دیپلماتیک به لندن فرستاده شد. پیشنویس توسط هندرسون؛ یادداشت پیوست گفتگو توسط ملبورن تنظیم شده بود.۲- در پائین صفحه یک یادداشت دستنویس از ریچاردز دیده میشود به شرح زیر: «در یک نامه شخصی ل. دبلیو. هـ. [لوی دبلیو هندرسون] هویت این منبع را ارنست پرون ذکر میکند.»* در زبان فارسی گاه نام کوچک هندرسون «لِوی» Levi تلفظ میشود که نادرست است. نام کوچک هندرسون Loy است و شبیه به boy یاtoy خوانده میشود. (شهبازی)@abdollahshahbazi
۲۸ مرداد و فقر تاریخنگاری و فرهنگ سیاسی ماادیسه من برای شناخت ۲۸ مرداد (یک ساعت و ۷ دقیقه)فایل صوتی@abdollahshahbazi
♦️۲۸ مرداد و فقر تاریخنگاری و فرهنگ سیاسی ماادیسه من برای شناخت ۲۸ مرداد (یک ساعت و ۷ دقیقه)کلابهاوس، اتاق «تحلیل محدب»، گفتگو با آقای مسعود سفیری، یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵/ ۱۶ اوت ۲۰۲۶📌 فهرست مطالب:00:00:00- شروع بحث00:01:00- از نوجوانی تا امروز. سیر عمیقتر و مستندتر شدن نگاهم 00:02:37- احمد قوام، مصدق و ۳۰ تیر ۱۳۳۱. بازشناسی قوامالسلطنه؛ واپسین بازمانده دولتمردی سنتی ایران00:04:31- انتشار اسناد طبقهبندی شده آمریکا در سال ۲۰۱۷. جان کری و ممانعت از انتشار اسناد فوق00:06:31- اهمیت اسناد فوق در تحلیل تحولات تاریخ معاصر ایران؛ از قتل رزمآرا تا علل انقلاب ۵۷00:07:19- کنسرسیوم و شاه. کاهش خرید نفت ایران، رکود سالهای ۵۶- ۵۷ و انقلاب ۵۷00:10:16- مفهوم کودتا و کاربردهای آن. چرا رویداد ۲۸ مرداد را میتوان کودتا نامید و این اطلاق تعارضی با قانونی بودن فرمان شاه ندارد00:15:07- تعریف جامع از مفهوم کودتا. کودتای هیئت مدیره چیست؟00:21:58- فقر تاریخنگاری و فرهنگ سیاسی ما. چرا در حوزه تفکر سیاسی هنوز از تحلیلهای جانبدارانه و ایدئولوژیک عبور نکردهایم؟00:27:13- قربانی بازیهای کمپانیهای بزرگ نفتی شدیم. پیامدهای مثبت و منفی نهضت ملی شدن نفت00:28:27- دستاورد بحران ایران برای کارتل نفت آمریکا: بسته شدن پرونده کیفری و ارتقاء به جایگاه شریک دولت آمریکا در خاورمیانه00:37:04- کنسرسیوم و شاه، قرارداد ۱۹۷۳ سنتموریتس. غولهای نفتی و کاهش خرید نفت ایران. رکود و کسری بودجه: زمینههای اقتصادی انقلاب ۵۷00:38:40- کانونهای خصوصی و دولتهای مدرن در غرب. چرا نمیتوانیم سازوکار قدرت سیاسی در غرب را درک کنیم؟00:39:15- جنگ ایران و بازیهای ترامپ. پیوند کانونهای مالی و دولت در آمریکا00:42:16- آمریکاستیزی؛ میراث ۲۸ مرداد. تصویرسازی ساده از سلطه انگلیس و آمریکا00:44:12- شاه و ملی شدن نفت. تداوم سیر حاکمیت ملی بر نفت در دوران پس از کودتا. شاه، کنسرسیوم و انقلاب ۵۷00:45:53- سرنوشت پرونده پنج کمپانی نفتی آمریکا. شراکت با دولت در منطقه خلیج فارس00:47:06- ادیسه من. گذار از نگاه سادهاندیشانه و مطلقگرایانه00:50:40- مصدق، شاه و نفت. رفتارهای مصدق با شاه و دربار00:55:03- نسل من و ۲۸ مرداد. چالشهای نسلی که برایشان ۲۸ مرداد بزرگترین تابوی فکری و سیاسی است01:00:40- آمریکاستیزی، محور اتحاد چپگرایان، اسلامگرایان و ناسیونالیستها. چگونه همگرایی چپگرایان و ناسیونالیستهای لائیک با اسلامگرایان امکانپذیر است؟youtu.be/xerlmEoDcYU@abdollahshahbazi