سه سند درباره روابط شاه و مصدق در اردیبهشت ۱۳۳۲قسمت سوم از پنج قسمت 📌 سند دوم:۲۰۵. گزارش ارسالی از…
انتشار: 2026/08/20 19:39 UTCدریافت: 2026/08/21 12:32 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 12:32 UTC
سه سند درباره روابط شاه و مصدق در اردیبهشت ۱۳۳۲قسمت سوم از پنج قسمت 📌 سند دوم:۲۰۵. گزارش ارسالی از سفارت در ایران به وزارت امور خارجه [۱]شماره: ۹۷۵تهران، ۱۹ مه ۱۹۵۳.عطف به: گزارش ارسالی شماره ۹۵۳ سفارت، ۱۵ مه ۱۹۵۳ [۲]موضوع: گفتگوی بیشتر با منبع نزدیک به شاهجهت آگاهی وزارتخانه، یادداشت گفتگویم با فرستاده شاه در ۱۷ مه، در حضور چند تن از اعضای سفارت، به پیوست است. گفتگوی قبلی با همین منبع در گزارش عطفدادهشده در بالا خلاصه شده بود.لوی دبلیو. هندرسونسفیر✔️پیوست: یادداشت گفتگوتهران، بدون تاریخحاضران:سفیر منبعفرمانده پولارد، وابسته دریاییآقای ملبورن، دبیر اول سفارت آقای کانینگهام، دبیر سوم سفارتحدود ساعت ۹ شب ۱۷ مه فرستادهای از سوی شاه با سفیر و سایر مقامات ذکرشده در بالا دیدار کرد تا پیامی از شاه را ابلاغ نماید. وی اظهار داشت که همین پیام احتمالاً فردا توسط آقای امینی نیز به سفیر تکرار خواهد شد، اما او، منبع، علاوه بر آن، حاوی دیدگاههای محرمانه شاه است که به امینی سپرده نمیشود. مفاد پیام به این شرح بود:الف) دولت مصدق حاضر است پنهانی و در حالی که تظاهر به بیطرفی میکند، از غرب پشتیبانی کند و چنانچه شاه با حمایت از دولت موافقت نماید، تدابیر قاطعی علیه کمونیستها در ایران اتخاذ کند.ب) دولت مصدق کمکهای مالی یا اقتصادی قابلتوجهی از دولت ایالات متحده خواهد پذیرفت، مشروط بر اینکه دولت ایالات متحده اصرار نورزد که ایران در ازای چنین کمکی رسماً سیاست اعلامشده بیطرفیاش را کنار بگذارد و علناً اعلام کند که بخشی از جهان آزاد است.ج) شاه با شرط همکاری قیدشده در بند الف موافقت کرده است.دیدگاههای محرمانه شاه در خصوص این پیام چنین بود که اگر مصدق برای تضعیف او، بویژه تضعیف موقعیتش در رابطه با ارتش، اقدام کند، از حمایت ظاهری از دولت مصدق دست خواهد کشید. در واقع، اگر مصدق بر سلب اختیارات شاه در رابطه با ارتش پافشاری کند، شاه ایران را ترک خواهد کرد.شاه به خبری که اخیراً در مطبوعات ایران مبنی بر رأی دادگاهها دائر بر اینکه حزب توده (حزب جبهه کمونیستی) بهیچوجه خلاف قانون اساسی و قوانین ایران عمل نکرده و بنابراین هیچ پروندهای علیه اتباع ایرانی که به عنوان رهبران آن حزب تحت پیگرد قرار دارند وجود ندارد، ابراز نگرانی کرد. شاه گفت اگر این خبر صحت داشته باشد، از نظر او، مصدق پیشاپیش شایستگی برای برخورداری از حمایتِ شاه را از دست داده است. پادشاه معتقد بود ایالات متحده باید از موقعیت چانهزنی فعلی خود، که ناشی از اشتیاق شدید دکتر مصدق برای کسب حمایت ایالات متحده است، استفاده کند تا تغییری در نگرش مصدق به گروههای کمونیست بومی به وجود آورد. چنین تغییری میتواند به شکل اتخاذ اقدامات سختگیرانه علیه حزب توده باشد و متضمن برکناری وزیر دادگستری همپیمان کمونیستها به این بهانه باشد که بدون مجوز اقدام به آزادی رهبران کمونیست کرده است. شاه باور داشت مصدق بقدری مستأصل است که این شروط را بعنوان بهای حمایت ایالات متحده میپذیرد. سفیر به منبع متذکر شد که در پیش گرفتن چنین رویکردی از جانب آمریکا، اهمیتِ دستیابی به توافق بر سر مسئله غرامت را تحتالشعاع قرار داده و آن را کمرنگ میکند. در نتیجه، ممکن است مصدق تصور کند که میتواند با دادن برخی امتیازات به غرب در زمینه برخورد قاطعتر به کمونیستهای ایران میتواند از کمکهای اقتصادی قابلتوجه ایالات متحده بهرهمند شود، فارغ از اینکه آیا ایران به پرداخت غرامت بابت خسارات وارده به شرکت نفت انگلیس و ایران (AIOC)، به دلیل ملیشدن نفت، رضایت داده یا نه. منبع اظهار داشت که مصدق، هواداران او، و مردم ایران بطور کلی متقاعد شدهاند که میتوانند بدون رسیدن به هیچ راه حلی در مسئله نفت از کمکهای آمریکا بهرهمند شوند؛ صرفاً به این دلیل که ایالات متحده نمیتواند اجازه دهد نفوذ کمونیسم، که ناشی از وخامت اوضاع اقتصادی کشور خواهد بود، افزایش یابد. او گفت شاه پیشنهاد کرده که بیانیهای رسمی از سوی ایالات متحده صادر شود و برای ایران و جهان کاملاً روشن کند تا زمانی که دستکم تمایلی قطعی برای دستیابی به راهحل مسئله نفت نشان داده نشود، هیچ کمک دیگری از سوی آمریکا ارائه نخواهد شد. متذکر شدیم که اگر چنین بیانیهای در این مقطع صادر شود، مصدق میتواند پاسخ دهد که او پیشنهاد آغاز مذاکرات با بریتانیا درباره غرامت نفت را داده اما با رد آن مواجه شده است. منبع سپس پیشنهاد کرد تلاشهایی صورت گیرد تا بریتانیا ترغیب شود مذاکراتی را با مصدق آغاز کند تا هنگامی که این گفتگوها با شکست مواجه شد- که قطعاً خواهد شد- ایالات متحده بتواند بیانیه مزبور را صادر کند بدون آنکه مجالی برای پاسخ و بهانهجویی مصدق باقی بماند.به گفته فرستاده، به عقیده شاه، تا زمانی که مصدق در مسند نخستوزیری باشد هیچ راه حلی برای مسئله نفت امکانپذیر نیست. شاه متقاعد شده بود که مصدق باید با اقدام مجلس سرنگون شود، اما احساس میکرد برای ترغیب مجلس به اقدام باید از ابزارهای پنهانی استفاده کرد. مشخصاً، این راههای زیرزمینی شامل کمکهای مادی و تشویق ایالات متحده به سرلشکر فضلالله زاهدی و دکتر مظفر بقایی خواهد بود. شاه اطمینان داشت که هر دو این افراد درستکار، وفادار و صادق هستند و بهترین شانس ایران برای رهایی از مشکلات این است که ژنرال زاهدی نخستوزیر شود.شاه هیچ نشانه آشکاری از پشتیبانی خود از زاهدی بروز نداده بود و این امر صرفاً به این دلیل بود که میدانست هر نشانهای از این دست فقط آزار و اذیتهای دولت مصدق به ژنرال را تشدید خواهد کرد. فرستاده اذعان داشت که چند ماه پیش شاید نظر شاه تا این حد نسبت به زاهدی مساعد نبود، اما گفت تحولات اخیر او را متقاعد کرده که زاهدی تنها شانس ایران برای خروج از بحران کنونی است.یکی از عواملی که چرخش نظر شاه در قبال زاهدی را به تأخیر انداخت این بود که حسین علاء در دوران تصدی وزارت دربار، به زاهدی بسیار بدگمان بود و او را صرفاً یک نظامی جاهطلب دیگر تلقی میکرد. اشاره به نام علاء باعث انحراف بحث به نقش وی در بحران مربوط به تصمیم پیشین شاه برای خروج از کشور و سپس تصمیم بعدیاش برای ماندن در ایران شد. منبع اظهار داشت که علاء در ابتدا موافق خروج شاه از ایران بود، اما پس از گفتگوهای سفیر هندرسون با وی نظرش تغییر کرد و تمام نفوذ خود را برای متقاعد کردن شاه به ماندن به کار گرفت. (سفیر یقین دارد که علاء از همان آغاز با خروج شاه مخالف بود.) علاء صرفاً به دلیل فشارهای مصدق از وزارت دربار برکنار شد نه به این خاطر که شاه را رنجانده باشد؛ مصدق علاء را مسئول ضربه به حیثیت سیاسی خود در جریان بحران ۲۸ فوریه [۹ اسفند] میدانست.شاه احساس میکرد که علاء، با وجود صداقت و وفاداری کامل، تا حدی نادان است. فرستاده خاطرنشان کرد که انسان اغلب باید از دوستان نادان بیشتر بترسد تا از دشمنان دانا. هنگامی که علاء وزیر دربار بود، شاه تمایل داشت سفره دلش را نزد او باز کند، اما متوجه میشد که گاهی علاء از روی سادگی سخنان محرمانه شاه را به دکتر مصدق منتقل میکند. در شرایط کنونی، شاه هیچ اعتمادی به آقای امینی نداشت و چیزی را که مایل نبود دکتر مصدق بشنود به او نمیگفت و در نتیجه امکان خیانت وجود نداشت.فرستاده با بازگشت به مسئله حمایت از ژنرال زاهدی، دیدگاههای شاه را درباره آرایش سیاسی کنونی ایران تشریح کرد. از یکسو، دستهای متشکل از معظمی، فاطمی و خاندان امینی با همراهی مکی در حاشیه، به عنوان مخالف سیاستهای مصدق، وجود داشت که تلاش میکرد کنترل مناصب کلیدی دولت را به دست گیرد. این افراد قصد داشتند، با علم به اینکه دوران مصدق به سر آمده، دکتر مصدق را در ظاهر در قدرت نگه دارند و از او به عنوان پوششی برای فعالیتهای خود و تهدیدی همیشگی علیه شاه استفاده کنند. آنها میدانستند که هیچکس جز، به تعبیر فرستاده، فردی به دیوانگی مصدق جرئت نمیکند آنگونه که نخستوزیر کنونی اعتبار شاه را نادیده گرفته به شاه بیاعتنایی کند. از سوی دیگر، گروهی به رهبری ژنرال زاهدی و دکتر بقایی حضور دارند که خواهان سرنگونی مصدق و بازگرداندن شمهای از عقلانیت و هدفمندی به دولت ایران هستند. فراکسیون گنجهای و سایر افراد مستقل نیز، هنگام رویارویی نهایی، سرنوشت خود را با قویترین این دو جناح پیوند خواهند زد.@abdollahshahbazi