سه سند درباره روابط شاه و مصدق در اردیبهشت ۱۳۳۲قسمت دوم از پنج قسمت 📌 سند اول:۲۰۴. گزارش ارسالی از…
انتشار: 2026/08/20 19:39 UTCدریافت: 2026/08/21 12:32 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 12:32 UTC
سه سند درباره روابط شاه و مصدق در اردیبهشت ۱۳۳۲قسمت دوم از پنج قسمت 📌 سند اول:۲۰۴. گزارش ارسالی از سفارت در ایران به وزارت امور خارجه [۱]شماره: ۹۵۳تهران، ۱۵ مه ۱۹۵۳موضوع: گفتگوی سفارت با منبع نزدیک به شاهجهت آگاهی وزارتخانه، یادداشت گفتگویی که اخیراً با یک منبع [۲] نزدیک به شاه در حضور دو تن از اعضای سفارت داشتم به پیوست است. در این مورد، بنظر میرسد متن یادداشت بینیاز از توضیح باشد. لازم به ذکر است که این فرستاده شاه از جانب او دیدگاههایی را مطرح میکند که با دیدگاههای ابراز شده از سوی آقای امینی، کفیل وزارت دربار، تفاوت دارد. کفیل وزارت دربار بر این موضع بوده است که تلاش بریتانیا برای دستیابی به توافقی بر سر نفت- صرفنظر از اینکه ریاست دولت ایران بر عهده دکتر مصدق باشد یا هر نخستوزیر دیگر- به نفع ایران و جهان غرب خواهد بود.لوی دبلیو. هندرسونسفیر✔️پیوست: یادداشت گفتگوتهران، ۱۴ مه ۱۹۵۳ شامگاه ۱۳ مه، سفیر با فردی بسیار نزدیک به شاه گفتگو کرد. فرمانده پولارد، وابسته دریایی سفارت، و آقای ملبورن، دبیر اول سفارت، حضور داشتند.فرستاده شاه اظهار داشت پیامی از جانب پادشاه دارد که در آن از تلاشهای سفیر در دورهای که فشارها برای وادار ساختن شاه به ترک کشور اعمال میشد، قدردانی عمیق شده است. شاه مایل بود سفیر بداند که او معتقد است اگر اقدامات سفیر در آن برهه نبود نهاد سلطنت در ایران سرنگون و کشور تجزیه میشد. بعلاوه، فرستاده میخواست سفیر بداند که شاه از حمایتهای مستمر دولت آمریکا از خود عمیقاً سپاسگزار است.فرستاده قصد داشت برخی ویژگیهای بنیادین سیاست شاه را در قبال دکتر مصدق برای سفیر روشن کند. [از نظر شاه،] مصدق حاصل برنامهریزی دقیق طی چند سال پیش از رسیدن واقعی به قدرت بود. او هنگام به دست گرفتن قدرت احساسات ملت ایران را برانگیخته و از حمایت افکار عمومی و مجلس برخوردار بود. شاه با میل خود به نخستوزیری مصدق رضایت نداده بلکه در برابر نیروهای حامی او سر فرود آورد و اکنون معتقد بود تنها راه برکناری نهایی مصدق از قدرت از طریق همان سازوکارهای پارلمانی است که نخستوزیری را به او اعطا کرده بود. شاه بر این باور بود که گذر زمان در حال بیاعتبار کردن مصدق است و تهدید شوروی علیه ایران نیز پس از مرگ استالین کاهش یافته، بطوری که برکناری مصدق از طریق قانونی در آیندهای نه چندان دور محقق خواهد شد.شاه این روش را بر گزینههای دیگر ترجیح میداد؛ روشهایی چون کودتای نظامی، اقدام خودسرانه شاه در برکناری مصدق و انتصاب نخستوزیر دیگر، زندانی کردن مصدق، تبعید او، یا حتی مرگ او به دست اوباش تهران. در تمام این سناریوها از مصدق چهره قهرمان و شهید یا منبعی برای دردسرهای جدی در آینده ساخته میشد. سیاست شاه در قبال دکتر مصدق این بود که در برابر فشارهای او به آرامی عقبنشینی کند اما در عین حال با بهرهبرداری از شرایط متغیر، تا جای ممکن زمینهای ازدسترفته را پس بگیرد. اگر شاه با سرسختی در برابر مصدق میایستاد کاملاً از میان میرفت؛ درست مانند درختی که بر اثر شدت بادی سهمگین درهمشکسته و سقوط میکند. این توضیحات از سوی فرستاده برای تبیین سیاستی از سوی شاه مطرح شد که متوجه شده بود موجب نارضایتی نسبی مقامات آمریکایی شده است که خواهان موضعگیری بسیار قاطعانهتر شاه علیه مصدق بودند.در جریان بررسی اشخاص مختلف، فرستاده گفت که شاه به کفیل تازه منصوب شده وزارت دربار، یعنی آقای ابوالقاسم امینی، اعتماد ندارد. با این حال، امینی در شرایط فعلی فرد مهمی است و بنابراین شاه نمیخواهد او را با خود دشمن کند. فرستاده ابراز امیدواری کرد که سفیر در تنظیم روابط خود با امینی رویکرد شاه به وی را مدنظر قرار دهد.در ادامه، و با ورود به بحث وضعیت نفت، فرستاده بیان کرد که، به اعتقاد شاه، به نفع واقعی ایران و انسجام جهان آزاد است که سفیر در جریان دیدارهای رسمی با دکتر مصدق هرگونه تلاش وی را برای گفتگو درباره مسئله نفت و راههای احتمالی حلوفصل آن دلسرد و متوقف کند. دکتر مصدق در اینگونه گفتگوها جدی نبود. گفتگو پیرامون مسائل نفتی، مانند مسئله غرامت، تنها با دولتی غیر از دولت دکتر مصدق امکانپذیر خواهد بود. فرستاده خرسندی شاه را ابراز داشت از اینکه سفیر این رویه را در پیش گرفته که هنگام طرح موضوع نفت در دیدارهای رسمی به مصدق بگوید ایالات متحده در موقعیتی نیست که برای کمک به حل مسئله نفت تلاشهای بیشتر انجام دهد و اگر مصدق ایدهای در این زمینه دارد بهتر است آن را از طرقی غیر از دولت ایالات متحده به اطلاع دولت بریتانیا برساند. فرستاده در پایان نتیجه گرفت هرچند ازسرگیری مذاکرات نفتی با مصدق هیچ فایدهای نخواهد داشت، با این حال ایالات متحده و بریتانیا باید، بدون از دست دادن زمان، میان خود در مورد نوع توافق نفتی که در آینده میتواند با ایران حاصل شود به یک توافق کامل برسند. این امر حائز اهمیت است که پیگیری سیاستهای متضاد از سوی بریتانیای کبیر و ایالات متحده در مسئله ایران به وخامت وضع ایران دامن نزند.----۱- منبع: آرشیو ملی، گروه اسناد ۵۹، پروندههای مرکزی ۱۹۵۰–۱۹۵۴، ۷۸۸.۰۰/۵-۱۵۵۳. بکلی سری. اطلاعات امنیتی. دریافت شده در ۲۲ مه. یک نسخه با پست دیپلماتیک به لندن فرستاده شد. پیشنویس توسط هندرسون؛ یادداشت پیوست گفتگو توسط ملبورن تنظیم شده بود.۲- در پائین صفحه یک یادداشت دستنویس از ریچاردز دیده میشود به شرح زیر: «در یک نامه شخصی ل. دبلیو. هـ. [لوی دبلیو هندرسون] هویت این منبع را ارنست پرون ذکر میکند.»* در زبان فارسی گاه نام کوچک هندرسون «لِوی» Levi تلفظ میشود که نادرست است. نام کوچک هندرسون Loy است و شبیه به boy یاtoy خوانده میشود. (شهبازی)@abdollahshahbazi