📝 به یاد پادشاه آواز ایران پهلوان فریادهای بی مانند موسیقی ایرانبوسه باران بر شیشه پیکان سفیدرنگ سپ…
انتشار: 2026/08/15 05:30 UTCدریافت: 2026/08/22 01:16 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 01:16 UTC
📝 به یاد پادشاه آواز ایران پهلوان فریادهای بی مانند موسیقی ایرانبوسه باران بر شیشه پیکان سفیدرنگ سپر جوشنی پدر، صیقلی آیینه بود و حرکت برف پاکن و کوشش وصف نشدنی اشعه آفتاب برای رسیدن به ما از میان حرکات منظم برف پاکن و قطرات باران، تکراری ناتکرار از یک تاریخ نگاری شگرف را رقم میزد.شیشه را پایین دادم و بوی ناب جنگلهای سیسنگان، مشام پسر جوان دبیرستانی آن روزها را پر از عشق و خاطره میکرد. صدای پدرم در ماشین میپیچید در همخوانی با ترانه خاتون ایرج. ای آتش همیشه در زبانه، ای مهربان...با من باش، با من باش...ای کسی که نام خود را بر صفحه پیشانی ام نوشتی...نزدیک دریا شده بودیم و نمیدانم چندبار ترانههای آن کاست قدیمی ناب ایرج که یادگار دایی مادرم بود و تمام عمرش را با ترانههای ایرج گذراند تکرار شد. چندبار خواندیم با من باش، با من باش.اما میدانم دیگر نه آن باران تکرار شد، نه آن جنگلهای سبز سیسنگان و نه دریای زلال کاسپین. دیگر نه من ماندم، نه آن جاده، نه زیبایی دریا، نه ایرج، نه دایی مادرم، و نه ایران. آنچه ماند همین قاب ذهن بود.شیشه پنجره پیکان سپر جوشنی را بالا دادم.عادل سپهر@adelsepehr



