از تفنگچیهای چغادکچغادک شهر کوچکی است در میان جادهی بوشهر برازجان. چغادکِ کوچک اما در این صد و ده…
انتشار: 2026/07/09 13:59 UTCویرایش: 2026/07/31 23:59 UTCدریافت: 2026/08/15 01:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:15 UTC
از تفنگچیهای چغادکچغادک شهر کوچکی است در میان جادهی بوشهر برازجان. چغادکِ کوچک اما در این صد و ده سال اخیر اتفاقات عجیبی را دیده است. سال ۱۲۹۵ شمسی وقتی در جنگ جهانی اول متفقین به ایران حمله کردند. میرزا محمدخان برازجانی معروف به غضنفرالسلطنه با سیصد نفر تفنگچی در «سربست چغادک» در مقابل ارتش انگلستان ایستاد. انگلستان آنوقتها ابرقدرت جهان بود با ارتشی آماده و مجهز به سلاحهای مدرن. غضنفرخان و تفنگچیهایش خوب جنگیدند اما دست آخر در مقابل مسلسلها و توپهای انگلیسی دوام نیاوردند و عقب نشستند. حکومت قاجار در ضعیفترین حالت ممکن قرار داشت و احمدشاه قاجار اعلام بیطرفی کرده بود. اما بیطرفی او برای استعمارگر پیر اهمیتی نداشت. انگلستان هم نفت ایران را میخواست که تازه قراردادش را بسته بود و هم میخواست، خیالش از امنیت هندوستان در مقابل حملهی عثمانی و آلمان راحت باشد. هندوستان آنوقت بزرگترین مستعمره و گاو شیرده انگلستان بود. غضنفرالسلطنه از چغادک عقب کشید و بلافاصله بعد از آن برازجان هم به دست انگلیسیها افتاد. هرچند غضنفرخان بیخیال نشد؛ هر جا و طور که میتوانست به نیروهای دشمن شبیخون میزد و نمیگذاشت آب خوش از گلوی اشغالگران پایین برود.جنگ اول تمام شد. کمی بعد از آن حکومت قاجار هم با کودتای رضاخان به پایان رسید. رضا خانِ قزاق پس از تشکیل حکومت دستور ایجاد ارتش مدرن را صادر کرد. از طرفی برای قدرتمند کردن حکومتش به جان اقوام و طوایف افتاد تا خلع سلاح شان کند و خیالش از بابت شورش آنان راحت شود. غضنفر السلطنه که از بزرگان قوم بختیاری بود با رضا پهلوی به اختلاف افتاد تا سرانجام در دوم اسفند ۱۳۰۸ توسط عوامل رضاخان ترور شد. دوازده سال بعد جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد. رضا پهلوی مثل احمدشاه قاجار اعلام بیطرفی کرد و باز بیطرفی برای سیاستمداران غربی اهمیتی نداشت. ارتش متفقین سوم شهریور بیست وارد خاک ایران شد . اینبار اما چغادک، بوشهر، برازجان و هیچ کجای دیگر ایران خبری از مقاومت نبود. طی چند روز ایران به اشغال دشمن درآمد. و بیستو پنجم شهریور رضا پهلوی مجبور به استعفا شد. ارتش مدرن و شکست خوردهاش را رها کرد، سوار یک کشتی انگلیسی شد و به جزیرهی موریس رفت. شاید در جنگ دوم جهانی، غیاب نهادهای مردمی و فقدان همدلی با حکومت پهلوی یکی از دلایل تشدید سرعت اشغال کشور بود. حذف مبارزانی چون غضنفرالسلطنه و بسیاری دیگر از بزرگان اقوام و طوایف باعث شد نا و رمقی برای مقاومت در میان مردم نماند. در جنگ هشت ساله پای هیچ دشمنی به نزدیکیهای چغادک نرسید. اینبار کیلومترها پیش از آن، دشمن زمینگیر شده بود. اما در این چند ماه دوباره نام چغادک بر سر زبانها افتاده است. مدام اخبار بمباران این شهر کوچک منتشر میشود. گویی استعمار نو خواسته باشد انتقام تازهای از این شهر بگیرد. حالا شکل جنگ بهکلی تغییر کرده است. دیگر تفنگچیهای دشتستانی در سربست چغادک در برابر ستونهای ارتش دشمن صف نمیکشند؛ جنگ از میدانهای خاکی به آسمان، رسانه، اقتصاد و ارادهی مردم منتقل شده است. اما یک چیز در همهی این سالها ثابت مانده است؛ سرنوشت یک سرزمین فقط با سلاح مدرن و ارتش قدرتمند تعیین نمیشود. در نهایت این مردماند که باید کشور را وطن و وطن را خانه بدانند. ماندن، ایستادن و حفظ پیوندشان با خاکی که در آن زندگی میکنند، به یک سرزمین معنا میدهندو اما مردم؛ چغادک در سالهای اخیر معروف شده است به شهر «عاشورائیان» نامی که بیش از یک عنوان، حامل یک حافظه است: حافظه ایستادن، ماندن و معنا دادن به سرزمین.علیرضا آلیمین#نوشتن_در_زمانهی_عسرت@alirezaaleyamin