
Instagram: www.instagram.com/alirezanejadsalehi75هماهنگی تبلیغات و سفارش متن:@AlirezaNejadSalehi75
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 56 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/07
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 58 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
راهنمای پیدا کردن مطالب کانال رو سنجاق میکنم، چون یکی توی ناشناس یه ایدهی قشنگی فرستاد. گفت اینجا کانال مطالب خودته. کاش یجوری دستبندی میکردی که راحتتر بشه نوشتههاتو پیداشون کرد. مثلاً هشتگی چیزی بزنی.از حالا تمام مطالبی که نوشتهی خودم هست رو میتونید با این هشتگها توی کانال پیدا کنید:#متن_کوتاه : برای نوشتههای کوتاه.#داستان : برای داستانهای کوتاه.#رمان : برای داستانهای بلند.#متفرقه : برای مطالبی که نوشتهی خودم هست؛ اما توی دستهبندیهای بالا قرار نمیگیره.⚠️ برای پیدا کردن مطالب هر دستهبندی کافیه اون هشتگ رو توی کانال سرچ کنید. ❗️ نکتهی آخربرای ارسال پیام به صورت ناشناس هم میتونید روی لینک زیر بزنید و پیامتون رو بفرستید:t.me/HarfBeManBOT?start=MzA5NzY5MDIx%D8%A… هم مطالب کانال رو دوست دارید و خواستید از کانالتون حمایت کنید راهش اینه:t.me/boost/AlirezaNejadSalehi
نارنگیهایی که بوی باروت میدهند...فیلمهایی که دربارهی جنگ ساخته میشوند عموماً تمایل دارند تا عظمت قهرمانان را نشان دهند. اما در موارد معدودی هم فقط میخواهند یادآوری کنند که در هر جنگی، پیش از آنکه سربازی کشته شود، این انسانیت است که باید سلاخی شود. Tangerines (2013) بیشک از دستهی دوم است.داستان فیلم در خلال جنگ آبخازیا میگذرد؛ جایی که پیرمرد قصهی ما، با وجود آنکه تقریباً همهی همسایههایش منطقه را ترک کردهاند، تصمیم میگیرد بماند و محصول نارنگیهایش را برداشت کند! اما جنگ، خودش را به خانهی او دعوت میکند و اتفاقی ساده، زندگی او را در مسیری قرار میدهد که همهچیز تغییر میکند.چیزی که بیش از همه در این فیلم برایم جذاب بود (آنقدر جذاب که قبل از خواب این فیلم را در کانال تلگرامم معرفی کنم)، این بود که Tangerines جنگ را با انفجار و توپ و تانک تعریف نمیکند؛ با آدمها تعریف میکند. با نگاههایی که آرامآرام تغییر میکنند، با سکوتهایی که از هزاران فریاد بلندترند و با لحظههایی که یادمان میاندازند دشمن، همیشه آن کسی نیست که روبهرویمان ایستاده است و با او میجنگیم.شاید فیلم میتوانست در بعضی بخشها بیشتر به شخصیتها و موقعیتهایشان بپردازد تا هم عمق بیشتری پیدا کند و هم باورپذیری بیشتری داشته باشد، اما حتی با همین سادگی هم تأثیرش را از دست نمیدهد.بازیهای بازیگران، بهویژه ایوو و احمد، آنقدر برایم دلنشین بود که رابطهی میان شخصیتها را کاملاً بپذیرم. شوخیهای بهاندازهی فیلم هم اجازه نمیدهد تلخی جنگ، مخاطب را خسته کند؛ بلکه درست در لحظهای که لبخند میزنید، دوباره یادآوری میکند جنگ چقدر بیرحم است و چگونه میتواند در یک چشم بر هم زدن، همهچیز را از آدمها بگیرد.حتی انتخاب نام «نارنگیها» برای چنین فیلمی به نظرم هوشمندانه است. نارنگی، نماد زندگی، فصل برداشت و بوی خانه است؛ چیزهایی که جنگ، هیچ ملاحظهای به آنها ندارد.اگر قرار باشد این فیلم را در یک جمله توصیف کنم، میگویم: فیلمی آرام، انسانی و صادق؛ فیلمی که بیشتر از آنکه دربارهی جنگ باشد، دربارهی انسانهایی است که هنوز دلشان نمیخواهد انسان بودن را فراموش کنند.اگر Tangerines را دیدهاید، دوست دارم بدانم بعد از تمام شدن فیلم، چه چیزی بیشتر از همه در ذهن شما ماند؟و اگر ندیدهاید امیدوارم این کار را بکنید. به حال و هوایمان میآید؛ خلاصه خاورمیانه است و جنگهای تمام نشدنیاش!#علیرضانژادصالحی #متفرقه
#پیام_ناشناس میدونسی شنبه اینده رو نمیبینی؟ چون میخام جمعه بیام سراقت و بکشمت دلیلشم همون موقعه میفهمی اگه باور نمیکنی پیامم را توی کانالت بزار تا ببینی چی میشه @HarfBeManBotآقا/خانوم محترم، جمعه یه قرارمون نشه؟هوا گرمه میخوام یکیو کتک بزنم فقط.
نمیدونم چرا بعضی آدمها از خودشون توقع بینقص بودن دارن. حتی توی کتابها هم هیچ رمانی با آدمهای کامل، موندگار نمیشه.خواننده شخصیتی رو دوست داره و فراموش نمیکنه که میترسه، شک میکنه، بارها تا مرزِ شکست میره، اما بازم یه دلیلی برای ادامه دادن پیدا میکنه.چیزی که آدمها رو تحسینبرانگیز میکنه بینقص بودن نیست، تلاش برای بهتر بودن با وجود نقصهاست.#علیرضانژادصالحی🆔 @AlirezaNejadSalehiروبیکا:rubika.ir/AlirezaNejadSalehiبله:ble.ir/AlirezaNejadSalehi#%D9%85%D8%AA%D9…
بلوغِ کامل، شاید همین چند انتخابِ ساده باشه:کمتر گفتن و بیشتر انجام دادن.ترجیح دادنِ تنهایی به رابطهای که عمق نداره.عبور کردن از بحثهایی که هرکس فقط به دنبال اثبات خودشه، نه بیان حقیقت.رسیدن به خودت، بهجای سرگرم زندگی دیگران بودن.و در آخر شجاعتِ این که نقشِ هیچکس رو بازی نکنی و خود واقعیت باشی.با این ملاکها چند درصد بزرگسالان دورت واقعاً بالغاند؟#علیرضانژادصالحی #متفرقه
#موسیقی_تراپی کن بعد بخواب.🎧💤شبت بیغم رفیقِ علیرضا ♥️🆔 @AlirezaNejadSalehi
مرگ، فقط قطع شدنِ نفس نیست؛ از دست دادنِ اشتیاق هم میتونه نوعی مرگ باشه.وقتی دیگه چیزی تو رو به هیجان نمیارهبرای رویاهات نمیجنگیعشق نمیورزی و عشقی دریافت نمیکنیممکنه سالها زنده بمونی، اما زندگی، خیلی زودتر از تو چمدونش رو بسته باشه...#علیرضانژادصالحی 🆔 @AlirezaNejadSalehiروبیکا:rubika.ir/AlirezaNejadSalehiبله:ble.ir/AlirezaNejadSalehi#%D9%85%D8%AA%D9…
دهه هفتاد، آخرین نسلی که دنیا رو با سرعت ×۲ سپری نکرد!یه نشریه اروپایی ادعا کرده متولدین ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۹ (به عبارتی ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۸) آخرین نسلی بودن که هم دنیای ساده و بدور از تکنولوژی رو تجربه کردن و هم با اومدن تکنولوژی زندگی ماشینی رو لمس کردن.ویندوز xp و دنده عوض کردن کیس کامپیوتر موقع روشن شدن، نوار آتاری، ضبط کردن آهنگ با گوشی، پاک کردن خط و خش CD با شستنش، ارسال فایل با بلوتوث و مادون قرمز و کارتونهای قدیمی تنها بخشی از خاطرات مشترک ماهاست که متولد این بازه زمانی هستیم.اون موقعهایی که اوج کنسولها پلیاستیشن ۱ و بازی سوپرماریو (قارچ خور) و سونیک بودن. موقعی که عمو فیتیلهایها از خواب جمعه دوست داشتنیتر بودن و حاضر بودیم بخاطرشون قید خواب روز تعطیل رو بزنیم.زمانی که یه کارتون جدید حسابی ما رو سر ذوق میاورد یا یه مار بازی توی گوشی دکمهای ساعتها مشغولمون میکرد.زمانی که خبری از شبکههای مجازی نبود و به هم پیامک میدادیم.اما یکباره انگار همه چیز سرعت گرفت.اینترنت اومد.گوشیها لمسی شدن و بزرگتر!تفریحاتی مثل هفتسنگ و لیلی و گل کوچیک توی کوچه زورشون به دنیای آنلاین و دیجیتال توی گوشی و کامپیوتر نرسید.احتمالاً اگه متولد این بازهی زمانی باشید مثل من هر از گاهی جوری دلتون برای روزهای کودکی تنگ بشه که دلتون بخواد گریه کنید. دلیلش همینه؛ ما اولین نسلی بودیم که کودکیمون بدون تکنولوژیهای پیشرفته و اینترنت و زندگی دیجیتال سپری شد، اما دیجیتالی شدن زندگی رو هم دیدیم...دلت از یک تا ده چقدر برای سادگی اون روزها تنگ شده؟
یه چیزی رو صادقانه میخوام بهتون بگم. امیدوارم سوءتعبیر نشه و متوجه منظورم بشید.یبار (چند سال پیش بود) با یکی از رفیقام داشتیم راجع به پیجم صحبت میکردیم. برگشت با خنده گفت چرا همه فالوورات دخترن؟ راز موفقیتت چیه؟ بهش گفتم تو مگه فالوور من نیستی؟ تو دختری؟گفت من یه نفرم. منظورم اینه اکثریت دخترن. گفتم بحث اکثریت نیست. بحث فعالیته. پسرای پیجم مثل تو فقط توی دایرکت بهم پیام میدن تعداد خیلی کمیشون توی کامنتا هستن! واسه همین به چشم نمیان.گفت نمیدونم. شاید.یکم که گذشت گفت یچیزی بگم ناراحت نمیشی؟گفتم بگو.گفت بقیه رو نمیدونم. ولی من فقط تو دایرکت با خودت حرف میزنم چون کسی نمیبینه! کامنتو بقیه میبینن.گفتم خب مثلاً همون تعریفی که میای تو دایرکت میکنی تو کامنت بکنی چی میشه مگه؟گفت حس میکنم خاله زنک بازیه!گفتم خیلی ممنون 😂😂گفت بخدا جدی میگم. وقتی میام زیر پستات کامنت بذارم حس میکنم دارم یه کار دخترونه انجام میدم!و فکر میکنید بعدش چی شد؟!متوجه شدم خیلی از آقایون پیج، حالا شاید نه با این شدت، ولی یه همچین گاردی دارن!حتی خیلی وقتها طرف بعد ریپلای زدن استوری میگه لطفاً پیامم استوری نشه.توی این چند سال کلی رفیق صمیمی به واسطه پیجم تو گوشه گوشه ایران پیدا کردم. پسرایی که قسم خوردن درد و دلی که با من کردن رو با صمیمیترین رفیقشون هم نتونستن بکنن. چرا؟بخاطر این که نخواستن کسی بدونه تا چه حد میتونن احساساتی باشن.گاهی وقتا حتی دلم خیلی سوخته که چقدر توی فرهنگ ما همه چیز رو جنسیتی کردن و زیر این حجم از اعتقادات عجیب همهمونو (با هر جنسیتی) نادیده گرفتن.#متفرقه
الان تو کامنتا فهمیدم تولد یکی از همراهای قدیمی و فعال پیجمه. اول این که تولدت مبارک خانوم کلانتر. دوم این که... تویی که این پیام رو میبینی، میشه بگی چند وقته من رو میخونی؟ میخوام ببینم قدیمیترینتون کیه. یه برنامهای دارم😁 الکی نگیا. بعدش آزمون میگیرم😂کامنتا رو میخونم چقدر کیف میکنم ❤️🔥بازم خیلیها که توی پیج بودن و به شدت فعال بودن اصلاً توی کانال نیستن و یه نکتهی دیگه این که خیلی از آقایون پیج که توی دایرکت همیشه فعال بودن یا اینجا نیستن، یا اگرم هستن یه گوشه نشستن😅
باورم نمیشه این کهدر فضای عمومی نباید با صدای بلند فیلم دید. موسیقی گوش کرد. اینستاگرام گردی کرد، یا هرکار دیگهای... به کسی تذکر داده بشه! یعنی واقعاً خودش نمیفهمه؟بقول آلپاچینو آدم میمونه که این حجم وسیع از بیشعوری چطور تو کله کوچیک بعضیا جا میشه.#متفرقه
جایی خوندم:«گاز گرفتن زبون، موقع غذا خوردن، مثال خوبیه از این که چطور با سالها تجربه بازم امکان داره اشتباه کنی!»
اون سه عزیز!نمیدونم این پیام رو میبینید یا نه.حقیقتش یه چند وقتیه هر روز ۳.۴ تا درخواست عضویت از اکانتهای فیک برام میاد. اونم فیکی که...عموماً اسامی خارجی. پروفایلهای به شدت زننده یا مستهجن. در مجموع حسابهایی که احتمالاً اگه وارد گروه بشن حتی اگه مخرب نباشن قصد اذیت و آزار و مزاحمت دارن!نمیدونم چرا این اتفاق افتاده. هرچی که هست اونا رو رد میکنم و این باعث شده روی تایید عضویت سایر حسابها هم یکم سختگیر بشم. حسابهایی که یکم مشکوک هستند (عکس نداره. اسم معتبر نداره. آیدی نداره. شمارهی مجازیه و از این قبیل موارد) رو اگه قبلاً پیامی ازش ندیده باشم یا از قبل توی pv نشناسمش، ترجیح میدم تایید عضویت نکنم.امیدوارم درک کنید ❤️🙏🏼
الان تو کامنتا فهمیدم تولد یکی از همراهای قدیمی و فعال پیجمه.اول این که تولدت مبارک خانوم کلانتر.دوم این که...تویی که این پیام رو میبینی، میشه بگی چند وقته من رو میخونی؟میخوام ببینم قدیمیترینتون کیه. یه برنامهای دارم😁الکی نگیا. بعدش آزمون میگیرم😂
☹️
شده
تنگ
پیجم
برای
بدجوری
دلم
#موسیقی_تراپی کن بعد بخواب.🎧💤شبت بیغم رفیقِ علیرضا ♥️🆔 @AlirezaNejadSalehi
یکی از نشانههای بلوغ انسان همین است که بداند چطور چیزهایی را که برای دیگران اهمیت دارد درک کند، حتی اگر برای خودش اهمیتی نداشته باشد.ما تمامش میکنیم#کالین_هوور
بعضی دوست داشتنها هم هستند که اشتباه بودنشان در همان آغاز راه پیداست.تنها گره کار این است که دل، آخرین کسیست که این حقیقت را باور میکند.#علیرضانژادصالحی🆔 @AlirezaNejadSalehiروبیکا:rubika.ir/AlirezaNejadSalehiبله:ble.ir/AlirezaNejadSalehi
این روزها نسخههای خوشبختی معمولاً با ساعت ۵ صبح، دوش آب سرد و رختخواب مرتب شروع میشن. اما یونگ، مسیر کاملاً متفاوتی رو پیشنهاد میکنه. چون اگه قرار بود خوشبختی رو توی پنج جمله خلاصه کنیم، احتمالاً اینستاگرام آخرین جایی بود که یونگ سراغش میرفت!نمیدونم چقدر اهل کتابهای تحول شخصیت و دورههای توسعه فردی هستید. همونهایی که ازتون پول میگیرن تا بهتون بگن ۸۰ سال باید ۵ صبح بیدار بشید. دوش آب سرد بگیرید و رختخوابتون رو مرتب کنید!اما این کتابها و دورهها هیچوقت راجع به چیزهای سادهای که یونگ دربارهشون صحبت کرده چیزی نمیگن؛ چون بازارشون راکد میشه.یونگ در پاسخ به این سوال که چه عواملی خوشبختی انسان در زندگی رو تضمین میکنن، بهجای سخنرانی مثل سخنرانان اینستاگرامی، از ۵ چیز بسیار ساده نام میبره.۱. توجه به سلامت ذهنی و جسمی.وقتی برای روح و جسم خودت وقت بذاری و خود مراقبتی کنی، مهمترین قدم توی خود دوستی رو برداشتی.۲. داشتن روابط خوب.بر خلاف چیزی که این روزها خیلی مد شده و میخوان به بقیه القا کنن که باید تنها باشن و مستقل باشن و از خانواده فاصله بگیرن و... یونگ میگه یکی از شروط ۵گانه خوشبختی داشتن روابط شخصی عمیق مثل دوستی، ازدواج و پیوند خانوادگیه. یونگ این روابط رو مثل فانوسهای دریایی میدونه که توی اقیانوس زندگی راهنمای انسان هستن.۳. لذت بردن از چیزهای کوچک.یونگ معتقده کسی که توانایی دیدن زیبایی رو داشته باشه، از یه پیادهروی ساده، از بارونی که به پنجره میخوره، از غروب خورشید و هزاران مورد سادهی دیگه میتونه لذت ببره و در نتیجه لذت از زندگی رو به موارد و اتفاقات خاص موکول نمیکنه.۴. داشتن شغل مناسب.البته جنبهی مالی آخرین چیزیه که یونگ توی انتخاب شغل به عنوان معیار در نظر میگیره. اون معتقده اگه انسان کاری رو به عنوان شغل در پیش بگیره که با روحیات درونی اون منطبقتره، رضایت عجیبی از زندگیش حاصل خواهد شد. یونگ میگه ما باید استانداردهای عاقلانه برای زندگی داشته باشیم، نه سختگیرانه.۵. ریسمان نامرئی.آخرین موردی که یونگ برای داشتن احساس خوشبختی بهش تاکید داره، داشتن دیدگاه فلسفی- مذهبیه. یونگ معتقده همهی ما به ریسمانی نیاز داریم تا وقتی اوضاع روانیمون از کنترل خارج شد، به اون ریسمان چنگ بزنیم تا سقوط نکنیم و دچار فروپاشی روانی نشیم.
نکتهی جالب دیگه اینه که یونگ روی نیچه بزرگ بسیار مطالعه کرد.نیچه سالهای آخر عمرش تنها بود و سلامتیش رو از دست داد. ازدواج نکرد و روابط دوستانه آنچنانی هم نداشت.اون حجم از دانش فلسفی به کار نیچه نیومد، شاید چون رابطهای در کار نبود.پکیج فروشها نمیگن برو زیر بارون قدم بزن، یا باور مذهبی فلسفی داشته باش یا دنبال روابط خوب باش. چرا؟چون در این صورت مشتریای برای دورههاشون نمیمونه!یونگ بجای این که بگه چطور زندگیت رو عوض کنی، بهت میگه زندگی کنی.به همین سادگی.
میخوام بهت بگم یونگ، بدون هیچ شعار انگیزشی و اینستاگرام پسندی، خوشبختی رو توی چه چیزهایی میدید.
#موسیقی_تراپی کن بعد بخواب.🎧💤شبت بیغم رفیقِ علیرضا ♥️🆔 @AlirezaNejadSalehi
روحت شاد آقای #اکبر_عبدی 🖤
امروز، روز جهانی درونگراهاست.شاید خیلیها خیال میکنند درونگرا بودن یعنی فرار از آدمها؛ اما حقیقت، پیچیدهتر از این حرفهاست.خیلی از ما نه میتوانیم همیشه در شلوغی بمانیم، نه طاقتِ ماندنِ همیشگی در تنهایی را داریم. مدتی کنار آدمها جان میگیریم و بعد، برای دوباره نفس کشیدن، به خلوت خودمان پناه میبریم. اما آن خلوت، آنطور که خیلیها فکر میکنند، قهر با دنیا نیست؛ فرصتیست برای ترمیمِ چیزی که در هیاهو و میان آدمها آرامآرام درونمان فرسوده شده است.و بعد از این سکوت، دوباره دلمان هوای آدمها را میکند و پس از معاشرت، دوباره به سکوت نیاز پیدا میکنیم. انگار زندگیِ ما در همین رفتوآمد میان «بودن با دیگران» و «بودن با خود» معنا پیدا میکند.همانند لاکپشت دوزیستی که بین خشکی و دریا در رفت و آمد است. اگر دوستی داری که گاهی بیدلیل از جمع فاصله میگیرد، مبنا را بر این نگذار که نسبت به تو یا دیگر عزیزانش بیاعتنا شده؛ شاید فقط در حال بازسازیِ خودش است تا بتواند با قلب و روحی آرامتر و قویتر برگردد.#علیرضانژادصالحی🆔 @AlirezaNejadSalehiروبیکا:rubika.ir/AlirezaNejadSalehiبله:ble.ir/AlirezaNejadSalehi
قبل از خوندن ادامه مطلب توجه داشته باشید که راهکارهایی که در ادامه میگم غلط نیستند، اما تخصصی و درمانی هم نیستند. تنها راههایی برای جلوگیری از بدتر شدن اوضاع هستند. اگه مدتیه با بخش زیادی از این علائم درگیر هستید، مهمترین نکته اینه که بدونید افسردگی یه «ضعف شخصیت» یا «کمبود اراده» نیست؛ بلکه حالتیه که میتونه هر انسانی رو در هر مقطعی از زندگی درگیر کنه. توی بسیاری از موارد هم با ایجاد چند تغییر ساده و در صورت لزوم کمک گرفتن از متخصص، میشه از شدتش کم کرد.این چند راهکار هم موثرند و هم تحقیقات علمی ازشون حمایت میکنه:۱. خواب خوب رو جدی بگیرید.سعی کنید هر شب توی ساعت مشخصی بخوابید و از بیدار موندن طولانی با گوشی قبل از خواب پرهیز کنید.۲. هر روز کمی فعالیت بدنی داشته باشید.حتی ۲۰ تا ۳۰ دقیقه پیادهروی میتونه حال روحی رو بهتر کنه.۳. خودتون رو منزوی نکنید.ارتباط با یه دوست، یکی از اعضای خونواده یا حتی چند دقیقه گفتوگوی صمیمانه، از چیزی که فکر میکنید خیلی اثرگذارتره.۴. زمان استفاده از شبکههای اجتماعی و اخبار منفی رو محدود کنید.میدونم تقریباً محاله. اما قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار استرسزا و یا مقایسهی خودتون با دیگران، میتونه حال روحی رو بدتر کنه.۵. تغذیهی منظم داشته باشید و مصرف الکل و مواد مخدر رو کنار بذارید یا کم کنید.اینها در بلندمدت معمولاً علائم افسردگی رو تشدید میکنند.۶. برای خودتون هدفهای کوچیک و قابل انجام تعیین کنید.حتی مرتب کردن اتاق، دوش گرفتن یا چند صفحه کتاب خوندن، یه قدم رو به جلو محسوب میشه.۷. احساساتتون رو سرکوب نکنید.نوشتن، صحبت کردن با فردی مورد اعتماد یا مراجعه به روانشناس، راههای سالمتری برای تخلیهی فشارهای روانی هستن.⚠️ نکتهی پایانی:اگه این علائم بیش از دو هفته ادامه داشت، شدت پیدا کرد یا به افکار آسیب زدن به خود منجر شد، حتماً باید از یه روانشناس یا روانپزشک کمک گرفت. کمک خواستن نشونهی آگاهی و مسئولیتپذیریه، نه ضعف.در آخر یادتون باشه:قرار نیست همیشه حالمون خوب باشه؛ اما قرار هم نیست با حال بد، تنها بمونیم. سلامت روان، به اندازهی سلامت جسم اهمیت داره و رسیدگی بهش، یک ضرورت مطلقه، نه صرفاً یک تجمل یا ادا!
بدون اغراق خیلیهامون تعداد قابل توجهی از این علائم رو تجربه کردیم.اینها از علائم شناختهشدهی افسردگی هستند. البته داشتن چند مورد از اونها بههیچوجه به این معنا نیست که فرد حتماً افسردهست؛ این علائم ممکنه به دلایل مختلفی مثل استرس، سوگ، فرسودگی، مشکلات جسمی یا شرایط دشوار زندگی هم ایجاد بشن. اما وقتی تعداد زیادی از این نشانهها برای مدتی ادامه پیدا میکنن، بهتره اونها رو جدی بگیریم و در صورت نیاز از یک متخصص سلامت روان کمک بگیریم.اما یک سؤال مهم:چرا این روزها بیشتر ما، همزمان، با احساساتی مثل ناامیدی، بیانگیزگی، خستگی روانی و بیمعنایی دستوپنجه نرم میکنیم؟به نظر شما چه عواملی توی این وضعیت نقش دارن؟ فشارهای اقتصادی؟ سبک زندگی؟ شبکههای اجتماعی؟ تنهایی؟ اخبار مداوم و استرسزا مثل جنگ و...؟ یا عوامل دیگهای که کمتر بهشون توجه میکنیم؟ آیا قدرت پنهانی از فراگیری این افسردگی جمعی استقبال میکنه و بهش دامن میزنه؟ مگه غیر از اینه که آدمی که افسرده باشه منفعل میشه؟
لطفاً چند دقیقه وقت بذارید، پیام زیر رو بخونید و اگه براتون مقدور بود جواب بدین.اخیراً (مثلاً یک ماه اخیر) چند مورد از موارد زیر رو تجربه کردید یا باهاش درگیر هستید؟۱. احساس غم، پوچی یا ناامیدی۲. از دست دادن علاقه و لذت نسبت به کارهایی که قبلاً دوست داشتید۳. بیحوصلگی و بیانگیزگی۴. تحریکپذیری یا زودرنجی۵. احساس گناه یا بیارزشی۶. تمرکز ضعیف۷. فراموشی یا کند شدن فکر۸. بدبینی نسبت به آینده۹. سرزنش مداوم خود۱۰. احساس ناتوانی در تصمیمگیری۱۱. فکر کردن به مرگ یا خودکشی۱۲. کنارهگیری از خانواده و دوستان۱۳. کاهش فعالیتهای اجتماعی۱۴. بیتوجهی به ظاهر و بهداشت فردی۱۵. کاهش عملکرد در کار یا تحصیل۱۶. گریههای مکرر یا گاهی ناتوانی در گریه۱۷. کندی حرکات یا برعکس، بیقراری۱۸. خستگی دائمی و کمبود انرژی۱۹. اختلال خواب (کمخوابی یا پرخوابی)۲۰. تغییر اشتها و وزن (کاهش یا افزایش)۲۱. دردهای مبهم بدن، سردرد یا مشکلات گوارشی بدون علت مشخص۲۲. کاهش میل جنسی۲۳. احساس کرختی عاطفی؛ نه غم، نه شادی۲۴. احساس اینکه زندگی بیمعنا شده است۲۵. سخت شدن انجام کارهای ساده مثل حمام کردن یا مرتب کردن اتاق۲۶. از دست دادن امید به آینده، حتی اگر ظاهراً همهچیز خوب باشههر موردی رو که این مدت احساس کردید یا با اون درگیر بودید شمارهش رو کامنت کنید.
خیلی دیدم و شنیدم که به کشورای اروپایی و آمریکا و حتی آسیای شرقی حسودی میکنن و با نوعی افسوس راجع بهشون صحبت میکنن. اما من هر وقت اخبار مربوط به پیشرفت کشورهای حاشیهی خلیج فارس (مخصوصاً عربستان و امارات) به گوشم میرسه نوعی خشم و انزجار توی وجودم شعلهور میشه. احساس میکنم جایگاه ما رو دزدیدن. چیزی هستن و دارن میشن که ما باید میشدیم. ما ۵۰ سال قبل توی همین مسیری بودیم که اونها الان نزدیک قلهش هستن و حالا ما داریم سقوط میکنیم و اونها با سرعت به سمت قله میرن.توی چه چیزی از ما بهترن؟منابع بیشتر؟موقعیت جغرافیایی بهتر؟جاذبه گردشگری متنوعتر؟دانش گستردهتر؟نه. بلکه یه سری چیزا رو کمتر داشتن.مثل خیانت به کشور.مثل مدیر نالایق.مثل دشمن.مثل دزد داخلی.بمیرم برای این خاک و مردمش که زیر پاشون پر از ثروت و شوکته، اما سهمشون محنت و حسرت...💔
#موسیقی_تراپی کن بعد بخواب.🎧💤شبت بیغم رفیقِ علیرضا ♥️🆔 @AlirezaNejadSalehi
غالباً فکر میکردم که اگر مجبورم میکردند در تنه درخت خشکی زندگی کنم و در آنجا هیچ مشغولیتی جز نگاه کردن به آسمان بالای سرم نداشته باشم، آنوقت هم کم کم عادت میکردم. آنجا هم به انتظار گذشتن پرندگان و یا به انتظار ملاقات ابرها، وقت خود را میگذراندم، مثل اینجا در زندان که منتظر دیدن کراوت های عجیب وکیلم هستم و همانطور که در دنیای آزاد، روز شماری میکردم که شنبه فرا برسد و اندام ماری را در آغوش بکشم ... درست که فکر کردم، من در تنه یک درخت خشک نبودم و بدبختتر از من هم پیدا میشد، وانگهی، این یکی از عقاید مادرم بود و آن را غالباً تکرار میکرد که «انسان، بالاخره به همه چیز عادت میکند».بیگانه#آلبر_کامو
اینو یه جایی خوندم، جالب بود.واقعاً متاسفم برای اونهایی که با حملهی زمینی دشمن به کشور شوخی میکنن و جوک میسازن.جنگ اصلاً شوخی بردار نیست. اونم زمینیش. کلی دشمن مسلح میاد توی سطح شهر، گاز اشک آور و تکتیرانداز و خون و مرگ و کشتن زخمیهای توی بیمارستانها و...اینا ترسناکه. نه خندهدار.
آقا بدونید چی شد. امروز که نگهبان بودم یه اتفاق پیچیدهای افتاد. اول بذارید یه جوری بگم که تصویر داشته باشید. ستاد ما داخل شهره. بعد نگهبانی هم اینجوریه که نگهبان روی سقف دژبانی که مسطحه وامیسته و ویوی روبروش خیابونه. زیر پاشم پیادهروئه. جونم براتون بگه یکی…حقیقتش اگه قرار به انتخاب بود، راه دوم رو انتخاب میکردم. اما قبل از این که بتونم موقعیت رو تجزیه و تحلیل کنم و واکنشی نشون بدم، رفیقم برگشت گفت:آقای نژادصالحی شما دیگه چرا؟ از شما که متاهلی بعیده.دختره با تعجب و عصبانیت گفت:متاهلی؟ خاک تو سرت. واقعاً که.گفتم بابا بقرآن با این ازگل بودم. اصلاً با شما نبودم.حالا رفیقم اونور هر هر میخندید واسه خودش🤦🏻♂
آقا بدونید چی شد.امروز که نگهبان بودم یه اتفاق پیچیدهای افتاد.اول بذارید یه جوری بگم که تصویر داشته باشید.ستاد ما داخل شهره. بعد نگهبانی هم اینجوریه که نگهبان روی سقف دژبانی که مسطحه وامیسته و ویوی روبروش خیابونه. زیر پاشم پیادهروئه. جونم براتون بگه یکی از دوستای ما رفته بود نونوایی و برگشتنی سرش تو گوشیش بود. از پیادهرو داشت میومد و یه ده بیست متری باهام فاصله داشت که بلند گفتم:«مارم نگاه کن خوشکل.»این خوشکل تکیه کلام منه برای رفیقام.سلام خوشکل.چطوری خوشکل؟چه خبر خوشکل؟حالا فکر میکنید چه اتفاقی افتاد؟ 😑دختری که چند قدم از رفیقم جلوتر بود (و خبر پشت سرش رو نداشت) فکر کرد با اونم. سرش رو از گوشی بلند کرد. به پهنای صورت لبخند زد و برام دست تکون داد 🤦🏻♂قبل از این که ادامهی ماجرا رو بگم و بهتون بگم واکنشم چی بود و چه اتفاقی در ادامه افتاد... شما بگید!اگه جای من بودین چیکار میکردین؟یه چیزی میگفتین که اون دختر بفهمه اصل داستان چیه؟ (با علمِ به این که هم ضایع میشد و هم ممکن بود فکر کنه عمداً این کارو کردین که دستش بندازین!) یا این که جواب ابراز لطفش رو میدادین که بقول خودمونی ضایع نشه و خودتون رو در حد یه آدم چیپ و سطحی تنزل درجه بدین؟!
#موسیقی_تراپی کن بعد بخواب.🎧💤شبت بیغم رفیقِ علیرضا ♥️🆔 @AlirezaNejadSalehi
حقیقتش از خدا که پنهون نیست، از شمام نباشه. نمیدونم چیه. فقط داشتم تستش میکردم. انشاءالله که خیره.🤨
کتاب حول محور این سه پرسش میچرخه:چرا اینجا هستی؟آیا از مرگ میترسی؟آیا زندگیت مفهومی داره؟بهنظر من اصولاً کتابهای فلسفی از این دست، حرف چندان جدید ندارن که بزنن. شاید هم با مطالعه کمی که دارم این نظر اشتباه باشه. اما فکر میکنم شما میتونید صدها کتاب پیدا کنید که این سوالات رو به شکلهای گوناگون پرسیدن و جوابهای بعضاً یکسانی ارائه دادن. از نظر هر مخاطبی شاید یکی از این صدها کتاب به باقی برتری داشته باشه و اون هم دلیل اصلیش (باز هم بنا بر نظر شخصی) اینه که اون مخاطب، اون کتاب رو قبل از اون ۹۹ مورد مشابه دیگه مطالعه کرده! و از اونجایی که مطالب براش بدیع و تاملبرانگیز بودن، مورد پسندش واقع شده.تمام حرف کتاب اینه که ما باید هدف خودمون در زندگی رو پیدا کنیم، در راستای اون قدم برداریم و از مصرفگرایی هم دوری کنیم تا زندگی شادی داشته باشیم. همین.ویراستاری نسخهای که من مطالعه کردم هم ایراداتی داشت. هرچند انگشتشمار (اگه سختگیری نکنیم) بود، اما برای منی که روی این موضوع حساسم توی ذوق میزد.
«ما هم روزی چند چروک بیشتر، چند ناخوشی تازه، چند موی سفید برای فردای خودمان ذخیره میکنیم!»نامه از صادق هدایت به حسن شهید نورایی
#موسیقی_تراپی کن بعد بخواب.🎧💤شبت بیغم رفیقِ علیرضا ♥️🆔 @AlirezaNejadSalehi
نمیدونم چند نفر اون موقع که «دیالوگ» رو معرفی کردم رفتین سراغش. اما در هر صورت این ویدئو شما رو نگران خواهد کرد!اگه میخواید بدونید نوید کلهرودی چیکارهست، پژوهشگر علوم سیاسیه. اگر هم با صحبتهاش تو ویدئوی قبلی اعصابتون خرد نشد، با این یکی که درباره تفکر ایدئولوژیکه حتماً عصبی خواهید شد و رنج میکشید.
تو هم اینجوری بودی؟ 😑سندرم آلیس در سرزمین عجایب (AIWS) یه اختلال نادر عصبیه که بیشتر توی کودکان و نوجوانان دیده میشه. شایعترین علت، عفونتهای ویروسی همراه با تب بالاست که باعث اختلال موقت در عملکرد مغز میشه. علائم اصلیش تحریف شدید ادراکه: مثلاً اشیا خیلی بزرگ یا خیلی کوچیک دیده میشن، فاصلهها اشتباه به نظر میرسن، زمان کند یا تند میگذره و حرکات آروم ناگهان وحشتناک سریع حس میشن. این تغییرات باعث ترس و اضطراب شدید میشه چون مغز نمیتونه دلیل منطقی براشون پیدا کنه.احتمال این تجربه حدود ۱۰-۲۰ درصد تخمین زده شده. یعنی اکثر بچهها هرگز اون رو تجربه نمیکنن.به عنوان کودکی که این اختلال رو تجربه کرده قسم میخورم توی سرماخوردگیهام شبها از خوابیدن میترسیدم. اونم نه یه ترس معمولی. صدها بار بیشتر از دکتر و آمپول و خودِ سرماخوردگی! چون میدونستم چه کابوسهایی قراره ببینم.وقتی بعد از دیدن این ویدئو فهمیدم احتمال تجربه کردنش چقدر پایینه متعجب شدم. چون فکر میکردم خیلی عادیه.برای اونهایی که تصوری ازش ندارن باید بگم:مثلاً یک تار مو توی خوابت (یا گاهی توی بیداری!) انقدر بزرگ میشد که واردش میشدی و داشتی توش راه میرفتی. یهو از اون تار مو پرت میشدی توی اتاقت و میدیدی اندازهی یک مورچه کوچیک شدی. یهو مثلاً لامپ همون اتاق که به شکل غولآسایی بزرگ بود سقوط میکرد روت. تو له میشدی و یهو سر از یک دنیای عجیب دیگه در میاوردی!بنظرم اگه کودک دارید حتماً وقتهایی که تب داره درباره این موضوع باهاش صحبت کنید تا اگه به این اختلال مبتلا بود کمکش کنید. چون واقعاً ترسناکه.
در زمانهای که آدمهایش برای دوست داشته شدن نقابهای گوناگونی به چهره میزنند، وقار حقیقی از آن کسانیست که خود را تغییر نمیدهند و با صداقتِ بیصدایِ شخصیتشان محبوب میشوند.#علیرضانژادصالحی 🆔 @AlirezaNejadSalehiروبیکا:rubika.ir/AlirezaNejadSalehiبله:ble.ir/AlirezaNejadSalehi