...که هنوز من نبودم، که تو در دلم نشستی♤ سعدی۱بی عشق، ستارهها، هلاکآباد اند؛هرچند که استعارهٔ م…
انتشار: 2026/08/24 03:39 UTCدریافت: 2026/08/24 19:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 19:45 UTC
...که هنوز من نبودم، که تو در دلم نشستی♤ سعدی۱بی عشق، ستارهها، هلاکآباد اند؛هرچند که استعارهٔ میلاد اندوقتیکه زمان، هنوز قنداقی بود:تا عشقِ تو، لحظهها، هُلَم میدادند۲موجِ عدم از هر سو و ما در کفِ هیچدر یک کفه: ثِقلِ پوچ و در یک کفه: هیچاز زندگی و معنیِ آن پرسیدی؛مشغول شدن به هرچه شد، در صفِ هیچ۳در دستِ جنون، آلتِ قتّاله شدیمدر بدرقهٔ خود، نِیِ خوشناله شدیمقُنداق، اَتلمَتل، الفبا، سرسام؛ما تا بهخود آمدیم، صدساله شدیم۴یکبار، ز چشمِ من، تو را باید دیدمِنهایِ حضورِ تن، تو را باید دیدرفتی که نیایی و نخواهی آمد؛در حالِ نیامدن، تو را باید دید۵سرمایهٔ من، جز این هزارانغم، نیست؛انصاف، اگر دهید، اصلاً کم نیست!از قافیه خواستم ردیفم بکند؛شاکی شد و رفت؛ لعنتی، آدم نیست!۶تو، فرعِ وجود، نیستی؛ اصلی، توهمواره اَبَر ستارهٔ فصلی، توهر جایِ فلک را که بگویی، گشتم؛آخر به کجایِ آسمان، وصلی، تو...!؟□ امیرحسین دیبایی@amir1972diba
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- رباعی - نو رباعی · تطابق دقیق — ۲ شهریور ۱۴۰۵، ۱۱:۵۰
- اشعار امیرحسین دیبایی · تطابق دقیق — ۲ شهریور ۱۴۰۵، ۱۹:۴۵
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
