🔰 دربارهٔ «مروارید» به باور گذشتگان قطرهای از باران بهاری در دهان صدف میافتد و مروارید (دُر) ایجا…
انتشار: 2026/06/23 20:40 UTC
🔰 دربارهٔ «مروارید» به باور گذشتگان قطرهای از باران بهاری در دهان صدف میافتد و مروارید (دُر) ایجاد میشود. صدف روی آب میآید و یک قطره باران در خود میگیرد و بسته میشود و همین یک قطره را به مروارید تبدیل میکند. این تصور موجب شد که صدف نماد «قناعت و فروتنی» باشد چراکه اگر بیش از یک قطره باران درون صدف میافتاد دیگر خبری از مروارید نبود: 🔸یکی قطره باران ز ابری چکیدخجل شد چو پهنای دریا بدیدکه جایی که دریاست من کیستم؟گر او هست حقا که من نیستمچو خود را به چشم حقارت بدیدصدف در کنارش به جان پروریدسپهرش به جایی رسانید کارکه شد نامور لؤلؤ شاهواربلندی از آن یافت کو پست شددر نیستی کوفت تا هست شد (سعدی)🔸کوزهٔ چشم حریصان پر نشدتا صدف قانع نشد پر در نشد (مولوی)🔸چشم بر ابر ندارد صدف قانع منآب شور از مژه افشانم و گوهر بندم (صائب) 🔸گریه شام و سحر شکر که ضایع نگشت قطره باران ما گوهر یکدانه شد (حافظ)💠 درشت ترین و بهترین مهره مروارید را در وسط گردنبند قرار میدادند و به آن «واسطة العقد» میگفتند.💠 مروارید را برای به رشته کشیدن (به سلک درآوردن) سوراخ میکردند که به آن سُفتن میگویند. سفتن مروارید عملی دقیق و ظریف بود چون هر لحظه ممکن بود مروارید بشکند:🔸غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظکه بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را (حافظ)💠 «دُرّ یتیم» به معنی مروارید بی نظیر است. 🔸ز گریه منع دل داغدار نتوان کرد ز گوهری که یتیم است آب می بارد (صائب) 🔸از دل به می نرفت کدورت که از گهرمشکل توان غبار یتیمی به آب شست (صائب)💠 «مکنون» یعنی پوشیده و نهان کرده «دُرّ مکنون» مرواریدی است که به سبب نفیس بودن و گرانمایگی در جعبه نهند و از دیده ها مخفی دارند. 🔸گر جهان را پر در مکنون کنمروزی تو چون نباشد چون کنم (مولوی)🔸تو آن در مکنون یکدانهایکه پیرایهٔ سلطنت خانهای (سعدی)💠 در جنگها و آشوبها مروارید را میخوردند. در جلد اول تاریخ جهانگشا داستان زنی که مروارید را خورده بود آمده است. 💠 آویختن مرواریدهای گرانبها به گوش نیز از قدیم، رسم بوده :🔸ز شوق روی تو حافظ نوشت حرفی چندبخوان ز نظمش و در گوش کن چو مروارید (حافظ)دکتر مجتبی احمدوندC᭄❁࿇༅══════┅─ t.me/amirnormohamadi1976%E2%80%8C%E2%80%8…