چالنگی مانند دیگر حجم گرا ها در کار خود به چند سطح ذهن رسیده است ، یکی به انتزاع برای بُعد و عمق بخ…
انتشار: 2026/08/19 22:00 UTCدریافت: 2026/08/20 07:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 07:10 UTC
چالنگی مانند دیگر حجم گرا ها در کار خود به چند سطح ذهن رسیده است ، یکی به انتزاع برای بُعد و عمق بخشیدن به تصاویر در زبان ، دیگر به انضمام برای راحت تر کردن زبان برای درک بهتر ، اکثر شاعران ، به جر شاعران شعر دیگر و حجم ، به گونه ای تنها به یک سطح ذهن رسیده بودند که به بسط آن ادامه دادند ، اما این تلفیق زبانی شعر چالنگی دو ذهنیت را برای مخاطب به وجود آورد ، یکی اینکه مخاطب در جاهایی از کار با تصاویری کاملا ذهنی و به فضایی از کوبیسم رسیده مواجه اند ، که در برخورد با این گونه تصاویر شاعر را مانند دیگر شاعران بزرگ شعر حجم و دیگر متهم به پراکنده گویی میکنند ، اما این مخاطبان کسانی هستند که به خاطر ذهن تنبل خود به دنبال رابطه های عینی میگیردند ، که درک رابطه ها با حذف خط روایی برایشان دشوار خواهد شد ، و البته کسانی مثل " بورخس " معتقد هستد برای زبان ذهنی ، منتقد نباید دنبال رابطه ی عینی بگردد ، چرا که در ذهن رابطه های ذهنی اتفاق می افتد ، نا گفته نماند که هگل معتقد است : (( ایدئال همانا وحدت ذاتی است ، وحدتی از مضمونش نه صرفا وحدت بیرونی صُوری بلکه وحدتی درون ذاتی )) ( هگل ، 1382 ، 234 ) ، همین مخاطبان در برخورد با زبان عینی و رفتار انضمامی چالنگی با استعارات و کلمات ، او را به نثر متهم میکنند ، که باید در این باره ، متن مستقلی درباره ی زبان شخصی چالنگی نوشت و توضیح داد ، وقتی شاعری به رفتاری شخصی با مولفه های زبان رسیده باشد ، و دستور عرف زبان را درهم شکسته باشد ، به شعر رسیده است ، حالا جاهایی از زبان ممکن است شاعر ، به ضرب المثل ها ، یا نماد های جهان پیرامون پرداخته باشد که ترجیح داده است با این گزاره ها برای درک بهتر مخاطب رفتاری داشته باشد که در زبان معیار رعایت می شود . اما چالنگی به واقعیت های محض نزدیک نمی شود ، چرا که وقتی توانست نظم زبان را درهم بشکند و نظم جدیدی برای خود بریزد ، قطعا اگر به واقعیت ها هم رجوع کند ، آنها را به حالتی کمی متمایز از زبان عرف آنها به کار میگیرد ، و اینکه چالنگی به خوبی میداند ، : (( امکان واقعی ، همانند خرد به مرز های دقیقی محدود می شود ، امکان انتزاعی همانند تخیل بی خد و مرز است . در امکان واقعی کوشیده می شود تا ضرورت و واقعیت ابژه ی آن توضیح داده شود )) ( مارکس ، 1391 ، 56 ) البته مارکس از این برای زبان علم استناد می کند ، اما در شعر کاملا برعکس علم انتزاع مورد علاقه ی مخاطب خواهد بود .t.me/amirnormohamadi1976