انجمن اسلامی دانشکده دندانپزشکی برگزار میکند:حلقهی ما؛ گفتوگویی آزاد دربارهی آنچه بر ما گذشت...…
انتشار: 2026/07/12 05:02 UTCدریافت: 2026/08/15 01:04 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:04 UTC
انجمن اسلامی دانشکده دندانپزشکی برگزار میکند:حلقهی ما؛ گفتوگویی آزاد دربارهی آنچه بر ما گذشت...🗓 دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵🕰 ساعت ۱۲📍دانشکده دندانپزشکی، ساختمان اداری، طبقه منفی۱، دفتر انجمن اسلامی دانشجویانحضور، به شرط ثبتنام، برای همه آزاد است.@dentalanjoman
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهنخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاهتهران و علومپزشکی تهران · تطابق دقیق — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۱:۰۴
- انجمن اسلامی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه تهران · تطابق دقیق — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۱۵:۵۰
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
پستهای تلگرام — انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاهتهران و علومپزشکی تهران
شکایتنامه انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده دندانپزشکی و جمعی از دانشگاهیان به هیئت نظارت بر تشکلهای اسلامی دانشگاه علوم پزشکی تهرانبسم الله الرحمن الرحیمریاست محترم هیئت نظارت بر تشکلهای اسلامی دانشگاه علوم پزشکی تهرانجناب آقای دکتر رئیس کرمیبا سلامبه استحضار میرساند در روزهای اخیر، بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی تهران، با انتشار یک پست در صفحات رسمی خود و مستمسک قرار دادن محتوای یک یادداشت در صفحه شخصی جناب آقای دکتر کشواد، معاون محترم دانشجویی و فرهنگی دانشکده دندانپزشکی، اقدام به ایراد اهانت و تهمت "رفتار منافقانه" نسبت به ایشان نمودهاند. در ادامه، این اقدام زمینه ساز حمله گروهی خودسر به مطب شخصی ایشان و دیوارنویسیهای تهدیدآمیز گشته است. این دست اقدامات خلاف شان دانشجویی، علاوه بر ایجاد تشنج در محیط علمی دانشگاه، ملاحظات رابطه احترامآمیز استاد-دانشجو را زیر سوال برده است.مطابق اصل ۲۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، "تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمیتوان به صرف داشتن عقیدهای مورد تعرض و مواخذه قرار داد." همچنین، بنابر ماده ۲۸ منشور حقوق شهروندی، "شهروندان از حق نقد، ابراز نارضایتی و نصیحت در مورد عملکرد حکومت و نهادهای عمومی برخوردارند." بر اساس ماده ۵-۱۸ آییننامه هیئت نظارت بر تشکلهای اسلامی مصوب هیئت نظارت مرکزی وزارتخانه بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، "در صورتیکه تشکل آزادیهای مشرع و مصرح اشخاص در قانوناساسی را نقض نماید یا به ایراد تهمت، افترا، اهانت و معاندت با اصول قانون اساسی اقدام نماید" تخلف انجام داده است؛ لذا رسیدگی به تخلف بسیج دانشجویی در این زمینه در هیئت محترم درخواست میگردد.با احترامانجمن اسلامی دانشجویان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهرانرونوشت به: جناب آقای دکتر پورغریب، معاون محترم دانشجویی و فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی تهرانپینوشت: اساتید محترم و دانشجویان گرامی دانشگاه علومپزشکی تهران در صورت تمایل میتوانند با مراجعه به دفتر انجمن اسلامی دانشکده دندانپزشکی یا مراجعه به این لینک، با ارائه کد پرسنلی یا شماره دانشجویی این نامه را امضا کنند. لازم به ذکر است اسامی امضاکنندگان متعاقبا منتشر خواهد شد..
به سرو گفت کسی میوهای نمیآری؟جواب داد که آزادگان تهیدستند...تهیدستی حالا نصیب قلمهایمان شدهست. نه میتوان چیزی نگفت و نه چیزی هست که بتوان گفت!ما همیشه اما اینگونه نبودهایم! سالها جمع شدیم، خواندیم، گفتیم و شنیدیم. نه کم بودیم و نه نادرست. تنها گناهمان این بود که ما را نادیده گرفتند. «یوغ ورزاو بر گردنمان بستند. بر گردهمان نشستند و گورستانی چندان بیمرز شیار کردند که بازماندگان را هنوز از دیده خونابه روان است.»و ما، این همیشهسوگواران، قلمهایمان را دوباره به دست میگیریم، نه برای برگشت به روزهای قبل از زمستان ۱۴۰۴، بلکه برای ثبت رنجهایی که بر این سرزمین روا داشتند؛ برای گفتن از سروهای سبزی که در سرمای دی با رویای ایرانی آزاد به خون سرخ تپیدند. نهالهایی که با رویای ایرانی آباد دبستانشان گور دستهجمعیشان شد. و مادرانی که تا عمر دارند، اشکِ گوشهی چشمانشان خشک نخواهد شد. ماندهایم هنوز -اگرچه ناامید- تا از آنان بگوییم.و تا بسراییم از «ماندن» برای اینان که تباهی را زینت تبر و تبر را سزاوار سرو میدانند. هم آنان که سرکوب را مقدمهی جنگ و جنگ را بهانهی سرکوب ساختند. و جای ساختن، هر چیز را به دست خرابی سپردند.مرا مخواه سر سفرهی ضیافت اینان!که سرو کاشمرم! خسته از خلافت اینان...انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده دندانپزشکیتابستان ۱۴۰۵
خانم! آقا!شما کلمات ما را ندیدهاید؟از آخرین یادداشتی که نوشتهایم، قریب به پنج ماه میگذرد.شما کلمات ما را ندیدهاید؟ کلمات ما کجاست؟ به کجا سفر کردهاند این کلمات ما؟ میخواهیم بنویسیم و حروف روی هم میلغزند و از دستانمان مثل ماهی میجهند و فرار میکنند. میخواهیم بگوییم جنگ، بگوییم دی، بگوییم مرگ، بگوییم خون، بگوییم گلوله و انگار همهٔ این کلمات رنگ باختهاند به یک تصویر غبار آلود نامفهوم.جنگ، دیگر «جنگ» نیست. روزمرهای است بین بقیهٔ روزمرگیها. مرگ، دیگر «مرگ» نیست. روایت دو شب و چند ثانیه است. روایت مرگ هزاران تن در نیمهشب و مرگ صدوشصتوهشت کودک در روز روشن. چه کلمهای را هنوز میشود نوشت که مبتذل نشده باشد؟ که تار و پودش یکی نشده باشد با لحظهبهلحظهٔ زندگی هر روزمان؟شاید مصیبت، خودِ این اتفاقها نبود. شاید مصیبت این بود که هیچکدامشان فرصت نکردند به روایت تبدیل شوند. و هیچ کداممان وقت نکردیم روایتی بنویسیم.دی، هنوز تمام نشده بود که اتفاق بعدی از راه رسید. هنوز دهانمان پر بود از یک اسم که اسم دیگری آمد و جایش را گرفت. هنوز داشتیم یاد میگرفتیم با یک سوگ زندگی کنیم که سوگ بعدی از راه رسید و قبلی را زیر خودش دفن کرد. ما نه فرصت عزاداری داشتیم، نه فرصت فهمیدن، نه حتی فرصت پیدا کردن یک کلمه.و آدم اگر نتواند برای آنچه از سر گذرانده کلمه پیدا کند، کمکم شک میکند که اصلاً چیزی از سر گذرانده است.و بعد، وسط همین بیکلمگی، اینترنت هم قطع شد. نه یکبار، نه فقط برای چند ساعت؛ طوری که انگار کسی پردهای ضخیم کشیده باشد روی همهچیز. خبرها از ما دورتر شدند، صداها ناقص ماندند، تصویرها تکهتکه رسیدند و یا اصلاً نرسیدند. در آن خاموشیِ اجباری، جنگ فقط بیرون از ما نبود؛ در اتاقهایمان هم جا گرفت. آدم حس میکرد در خودش گیر افتاده است، در بدنی که راه خروجش را بستهاند. نه میشد درست دید، نه میشد درست شنید، نه میشد ….شاید برای همین است که این چند ماه، بیش از هر چیز، ماههای سکوت بودند. نه از آن سکوتهای شاعرانه، نه از آن سکوتهایی که معنی واحد و خاصی را مخابره کند؛ از آن دست سکوتهایی که حاصل خنثی شدن هزاران فریاد باهم است، سکوتی که حاصل تمام شدن است، تمام شدنِ هرچه برای زندگی و زنده ماندن به آن چنگ می زدیم؛ حاصل فراری است از واقعیتی که باور کردن آن بیشتر از ظرفیت ما تلخ است. سکوتِ ذهنی است که دیگر تحملِ پذیرش حادثهٔ بعدی را ندارد. سکوت جان و تنی که فرسوده است.میخواهیم تمام زورمان را جمع کنیم و کلمه قرض بگیریم، کلمه بسازیم، جملهها را کنار هم بگذاریم، فقط برای اینکه تکههای پراکندهٔ این چند ماه را از زیر آوار، از زیر خاک و خون و سکوت بیرون بکشیم. باید بگوییم، حرف بزنیم، بنویسیم. چرا که فراموشی، همیشه به نفع کسی تمام میشود که دوست دارد هیچچیز اتفاق نیفتاده باشد. رسالت بازماندگان، به یادآوردن است.@anjomane_pezeshki
«روز غربتِ حقیقت»آن روز، دین از شهر رخت برنبسته بود؛ مسجدها آباد بودند، منبرها برپا، و نام خدا بر زبانها جاری. اما چراغی که باید راه را روشن میکرد، بر درگاه دارالخلافه آویخته شده بود؛ و درخشش این چراغِ عاریتی چنان بود که دیگر کسی ستارهها را نمیدید. آن هنگام حقیقت به دست قدرت ربوده شده بود و هر وجدان هشیاری، در عاشورایی به مسلخ کشیده میشد.مصیبت عاشورا نه تنها قتل حسین، بلکه شمشیری بود که با آرایشی از دین بر گردنش فرود آمد. تکفیر وارستهای بود که بر حکومت موروثی و مفسدِ زمانهاش شورید و غربتِ آشنایی بود که به جرم خروج بر امیرالمؤمنینِ خودخوانده، در خون خویش غلتانده شد.از همین رو، شاید بزرگترین تحریف آن باشد که واقعه کربلا از معانی به مناسک فرو کاسته شود و همه چیز در تشنگی برای آب - و نه حقیقت - خلاصه گردد. عاشورا، پس از قرنها، هنوز فروغی است که در تاریکی ادامه دارد؛ هر کجا دادِ مظلومی علیه بیداد بشورد، کربلا در هیأتی دیگر تکرار خواهد شد.@anjomaneslami_org


