ادامه از بالا 👆 (4)پاسخ را میتوان در همان ارزشهایی یافت که میکوشند خاموش کنند: آزادی حاصل سخن؛ ه…
انتشار: 2026/08/20 03:11 UTCدریافت: 2026/08/20 06:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 06:40 UTC
ادامه از بالا 👆 (4)پاسخ را میتوان در همان ارزشهایی یافت که میکوشند خاموش کنند: آزادی حاصل سخن؛ هراس از مصدق، هراس از آزادی و حاکمیت ملی ایران ،استقلال کشور و برخورداری همه ایرانیان از حقوق ملی و حقوق شهروندی برابر ، و حق تعیین سرنوشت خویش.** توضیحات1 - محمد مصدق، متولد 26 خرداد ۱۲۶۱ و درگذشته ۱۴ اسفند ۱۳۴۵، از برجستهترین شخصیتهای تاریخ معاصر ایران و از رهبران نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران بود. دفاع او از آزادی، استقلال، حاکمیت ملی و حقوق ملت ایران، جایگاه ویژهای در تاریخ نهضت ملی و جنبشهای استقلالطلبی ضداستعماری دارد.درباره مصدق، دولت او و کودتای ۲۸ مرداد، صدها کتاب و مقاله در ایران و جهان منتشر شده است. درباره ویژگیهای شخصیتی، خلقیات و فضیلتهای انسانی او نیز کتاب «خصوصیات اخلاقی و فضیلتهای انسانی دکتر محمّد مصدّق»، به کوشش جمال صفری، مجموعهای از دیدگاهها، خاطرات و روایتهای یاران، نزدیکان و چهرههای برجسته درباره منش، زندگی و ویژگیهای اخلاقی رهبر نهضت ملی ایران است. و نگاه کنید به نطق ها و مکتوبات از «انتشارات مصدق » و« انتشارا ت مصدق - فاطمی».2 - محمدعلی فروغی (ذکاءالملک)، متولد ۱۷ فروردین ۱۲۵۴ و درگذشته ۶ آذر ۱۳۲۱، از رجال سیاسی و فرهنگی ایران در دورههای قاجار و پهلوی بود. او چند بار نخستوزیر و وزیر شد و مدتی نیز رئیس دیوان عالی تمیز بود. در عرصه فرهنگ نیز با تألیف و ترجمه، تصحیح متون کلاسیک، گسترش آموزش نوین و نقش در تأسیس فرهنگستان ایران، خدمات مهمی به فرهنگ و زبان فارسی کرد.3 - باقرکاظمی (مهذبالدوله) (۱۲۷۱–۱۳۵۵) از دولتمردان و دیپلماتهای برجسته ایران و از چهرههای نزدیک به نهضت ملی ایران بود. او چندین بار وزیر و سفیر ایران در کشورهای مختلف شد و در دولت دکتر محمد مصدق، وزیر امور خارجه و وزیر دارایی بود. پس از کودتای ۲۸ مرداد، در نهضت مقاومت ملی و جبهه ملی فعالیت کرد و از منتقدان سیاستهای پس از کودتا بود. یادداشتها و خاطرات او از منابع مهم برای شناخت تحولات سیاسی ایران در دوره رضاشاه، شهریور ۱۳۲۰ و نهضت ملی به شمار میرود.4 - محمود کتیرایی در کتاب «فراماسونری در ایران از آغاز تا تشکیل لژ بیداری ایران»، درباره محمدعلی فروغی آورده است:موقعی که «وزیر مالیه دولتی بود که اولتیماتوم روس را، که انگلیسیها هم از آن پشتیبانی میکردند، پذیرفت؛ ولی مجلس نپذیرفت و مردم نیز خرید کالاهای روسی و انگلیسی را تحریم کردند. دولتی که فروغی وزیر مالیهاش بود، به همراهی ناصرالملک قراگوزلو، نایبالسلطنه، که فراماسون و هواخواه سیاست انگلیس بود، مجلس را باز کرد تا کار انگلیسیها پیش رود.»به تصنیف یکی از نمایندگان در مجلس شورای ملی، به تاریخ بیستوسوم شهریور ۱۳۰۵، میلیونها تومان خسارت ادعایی قرارداد ۱۹۱۹ و جز آن را پذیرفت که به انگلیس بپردازد.مستوفی، در جریان اخذ رأی اعتماد از مجلس، با مخالفت مصدق نسبت به صلاحیت وثوقالدوله و فروغی روبهرو شد.اعتراض مصدق «نسبت به وثوقالدوله، برای تصویب قرارداد ۹ اوت ۱۹۱۹ (قرارداد تحتالحمایگی ایران) و نسبت به فروغی، برای تصویب دعاوی [مالی] دولت انگلیس»(۷۶) بود. اما، با نگاهی به متن سخنرانی مصدق خواهیم دید که اعتراض او به صلاحیت این دو وزیر، بیشتر بهانهای بود تا نسبت به «حکومت نظامی، سانسور مطبوعات و نبود آزادی اجتماعات و…» در آغاز سلطنت رضاشاه انتقاد کند و در مورد عوارض ناشی از ادامه این روند هشدار دهد.در کتاب «تاریخ بیست ساله ایران، ج 4» میخوانیم : مکاتبۀ آقای فروغی با سفارت انگلیس «مورد تکذیب واقع نشده، کاملاً حقیقت داشته است و در مورد پولهایی بوده که انگلیسیها مبلغی از آن را در موقع جنگ بینالملل در ایران خرج کرده بودند و مبلغی هم از بابت قرارداد 1919به دولتها داده و مبلغی هم از بابت رشوه به وثوقالدوله، نصرتالدوله و صارمالدوله داده بودند، که طبق نامهی فروغی به سفارت انگلیس، انگلیسیها اصل با فرع آن را دریافت نمودند»در کابینهای که پس از شهریور ۲۰، با پشتیبانی انگلیسیان تشکیل داد، نرخ دلار و ریال را به سود متفقین افزایش داد و با کاهش ارزش ریال، نرخ همهچیز در ایران بالا رفت و مردم ایران را به روز سیاه کشاند.اما کسی که پنهان در ۱۳۰۲ به سفارتخانههای بیگانه نوشته بود که چون احمدشاه، ورایتی سمتی ندارد، سلام عید امسال برگزار نخواهد شد. درباره تاجگذاری رضاشاه گفته بود: «وقتی اعلیحضرت تاج را بر سر گذاشتند، من دیدم نوری از جبار مبارک تلوتلو خورد.»هنگامی که برای آخرین بار به نخستوزیری رسید، به خواست دولتهای متجاوز، استعفانامه پادشاه را به خط خود نوشت.چند سال پیش، آقای محمد پروین گنابادی، چند مقاله سودمند درباره صادق هدایت در هفتهنامه «فردوسی»، بیستوسوم شهریور ۱۳۴۴، نوشتهاند. در مقاله ششم از سخن خود چنین نتیجه گرفتهاند:ادامه در ذیل 👇

