ادامه از بالا 👆 (6) و پایان علتش این بود که پس از توقیف شدن محمدولی اسدی، نایبالتولیه آستان قدس رض…
انتشار: 2026/08/20 03:12 UTCدریافت: 2026/08/20 06:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 06:40 UTC
ادامه از بالا 👆 (6) و پایان علتش این بود که پس از توقیف شدن محمدولی اسدی، نایبالتولیه آستان قدس رضوی، که با فروغی نسبتی پیدا کرده بود، پسر اسدی داماد فروغی بود. در بازرسی که از خانه اسدی به عمل آمد، در میان کاغذهایش نامهای از فروغی دیده شد که دوستانه و بهطور خصوصی، در ضمن جواب به نامه اسدی راجع به شاه نوشته بود:در کف شیر نر خونخوارهایغیر تسلیم و رضا کو چارهاینامه را نزد شاه فرستادند. معلوم است که در این موقع شاه پس از دیدن نامه مزبور تا چه حد متغیر [وی را زن ریشدار خواند] و تا چه اندازه از فروغی بدش خواهد آمد و از غرائب این بود که به وی صدمهای وارد نیاورد. فروغی چون چنین دید، تکلیف خودش را فهمید و در دهم آذر ۱۳۱۴ خورشیدی از نخستوزیری مستعفی و به جای او محمود جم (مدیرالملک) نخستوزیر شد و اسدی هم در ۲۹ همین ماه و سال در مشهد تیرباران گردید.منبع: بامداد، مهدی، «شرح حال رجال ایران»، انتشارات زوّار، چاپ پنجم، تهران، ۱۳۷۸ ش.نگاه کنید به کتاب جمال صفری، «مصدق، نهضت ملی و رویدادهای تاریخ معاصر ایران»، جلد هیجدهم، انتشارات مصدق ـ فاطمی، اسفند ۱۲۹۹، ص ۳۶۳.8 - محسن فروغی، در گفتگو با دکتر باقر عاقلی میگوید:«در تابستان ۱۳۱۹… وقتی فرشته، خواهرم، ماجرای بیماری شوهرش [پسر محمدولی خان اسدی، در زندان بیرجند] را برای پدر [فروغی] بیان میکرد… پدرم او را به بردباری و آرامش دعوت میکرد… در این موقع مرحوم عموجان [ابوالحسن فروغی] که حاضر بود و با دقت به حرفهای برادرزاده خود گوش میداد، رنگش برافروخته گردید. با وجود احترام فوقالعادهای که برای برادرش [محمدعلی فروغی] داشت، با صدای لرزان و عصبانی خطاب به پدرم گفت: داداش، شما هم در به وجود آوردن این اوضاع خفقانآور مقصّرید. زیربنای این ساختمان جهنمی را شما و چند نفر دیگر بنا کردید، حالا دختر خودتان پاداش خدمات شما را دریافت میکند. پدرم با مهربانی جواب داد: من مقصر نیستم، ولی گول خوردم. این مرد (رضاشاه) در ابتدای سلطنت دم از قانون میزد و میگفت کارها باید در پناه قانون باشد. نباید کسی کار غیرقانونی انجام دهد. حالا فهمیدم که آن گفتهها و تظاهرات برای اغفال بنده و امثال من بود…»منبع: باقر عاقلی، «ذکاءالملک فروغی و شهریور ۱۳۲۰»، انتشارات علمی و انتشارات سخن، ۱۳۶۷، صص. ۵۰ ـ ۵۱، به نقل نوشته احمد افرادی، «فروغی در گذر تاریخ»، سایت دنیا، خانه من است. 9 - سه ایراد اساسی باقر کاظمی به فروغی باقر کاظمی، با وجود احترام به دانش، پاکدامنی و میهندوستی محمدعلی فروغی، سه انتقاد بنیادی را به عملکرد سیاسی او وارد میداند: ۱. از دست دادن فرصت گذار از سلطنت به جمهوری به اعتقاد کاظمی، فروغی در شهریور ۱۳۲۰ و پس از سقوط رضاشاه، در شرایطی که زمینه تغییر نظام سیاسی فراهم بود، بهجای حرکت به سوی جمهوری، در تثبیت سلطنت محمدرضا شاه کوشید. از نگاه او، این تصمیم ناشی از فقدان جسارت سیاسی و دوراندیشی لازم در یک مقطع سرنوشتساز تاریخی بود. ۲. تثبیت مجلس برآمده از انتخابات غیرآزاد دومین ایراد، تأیید و قانونی دانستن مجلس سیزدهم بود؛ مجلسی که محصول انتخابات کنترلشده و غیرآزاد دوران رضاشاه محسوب میشد. کاظمی معتقد بود فروغی میتوانست انتخابات را ابطال و زمینه برگزاری انتخاباتی آزاد را فراهم کند، اما با استناد به ملاحظات حقوقی، ساختاری را حفظ کرد که به زیان مشروطیت و حاکمیت ملی بود. ۳. تداوم شیوه استبدادی در تشکیل دولت سومین انتقاد به نحوه انتخاب وزرا و اداره کابینه بازمیگشت. از دید کاظمی، فروغی پس از سقوط دیکتاتوری نیز سازوکار پیشین را تغییر نداد و در تشکیل دولت، استقلال عمل کافی از دربار، عوامل قدرت و چهرههای وابسته نشان نداد. درنتیجه، فرصت اصلاح ساختار حکومت و بازگرداندن دولت به مسیر مسئولیت ملی از دست رفت. باقرکاظمی معتقد بود که فروغی، با وجود فضیلتهای علمی و اخلاقی، در لحظهای استثنایی از تاریخ ایران فاقد شهامت سیاسی لازم برای اتخاذ تصمیمهای بزرگ بود. ازنظراو، سه خطای یادشده موجب شد فرصت استقرارحاکمیت ملی، اصلاح نظام سیاسی واحیای مشروطیت ازدست برود. (منبع : « یادداشتهایی از زندگانی باقر کاظمی» جلد چهارم - نشر تاریخ ایران - 1391 - صص 306 - 303 )فرانکفورت - جمال صفری 28 مرداد1405 برابر با 19 اوت 2026●○●○●#ایران#استقلال#آزادی#بنی_صدر#حقوق_پنجگانه#مجامع_اسلامی_ایرانیان#دانشگاه #نه_به_خشونتپیش بسوی استقلال، آزادی و رشد بر پایه عدالت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی✅@azadihagheman

