تأملی در شجاعت بازنگری و ضرورت حرکت در مسیر کمال (نگاهی به اظهارنظر اخیر کاک عبدالله مهتدی)مقدمهای…
انتشار: 2026/06/25 17:56 UTC
تأملی در شجاعت بازنگری و ضرورت حرکت در مسیر کمال (نگاهی به اظهارنظر اخیر کاک عبدالله مهتدی)مقدمهای بر فلسفه تغییر و حرکت در هستیدر پهنه گیتی، جز ذات اقدس الهی که قائم به ذات و بینیاز از دگرگونی است، همه چیز در سیالیت و تحول دائمی به سر میبرد. این حقیقت را صدرالمتألهین شیرازی (ملاصدرا) با الهام از آیه شریفه ۸۸ سوره نمل (وَ تَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ) به زیبایی در قالب نظریه «حرکت جوهری» تبیین کرد. او نشان داد که کوهها، با وجود ظاهر ثابتشان، همچون ابر در حرکتند و در عالم تکوین، غیر از خداوند هیچ ساکنی وجود ندارد و همه موجودات، چه در جوهر و چه در عرض، در سیر دائمی به سوی کمال خویش اند.ارسطو نخستین فیلسوفی بود که موجودات را به «جوهر» (قائم به ذات، مانند گل) و «عرض» (قائم به غیر، مانند رنگ) تقسیم کرد. اما پیش از ملاصدرا، فیلسوفان حرکت را تنها در اعراض میدیدند. او با نبوغ خویش ثابت کرد که حرکت در عمق جوهر رخ میدهد و تا ذات چیزی دگرگون نشود، اعراض آن نیز تغییر نمیکند. نمونه کامل این تحول، نفس ناطقه انسانی است که از مرتبه نطفه تا اوج عقل و اندیشه، همواره همان جوهر انسانی را حفظ کرده و در مراتب وجودی خود سیر میکند. مولانا در این باره میفرماید:تو سفری کردی ز نطفه تا به عقلنی به گامی بود رفتن، نی به نقلانسان، موجودی در مسیر بیپایان کمالانسان به عنوان خلیفهالله در زمین، همگام با سایر موجودات، در مسیر تسبیح و سیر الیالله حرکت میکند و غایت نهایی او، متخلق شدن به اخلاق الهی و نیل به کمال مطلق است. بنابراین، توقف در یک ایستگاه فکری یا عملی، نه تنها با فطرت کمالجوی انسانی، بلکه با فلسفه خلقت در تعارض است. همانگونه که مراحل هستی از جمادی به نباتی، از نباتی به حیوانی و سپس قدم نهادن به وادی فرشتگان و عقل، نشان از سیر تکاملی دارد، ما نیز نباید از هیچ تحول و تغییری در عقیده، رفتار و زندگی خود هراس داشته باشیم.در اسلام، «توبه» نه به عنوان یک نقطه ضعف، بلکه به عنوان یک اقدام شجاعانه برای اصلاح مسیر و بازگشت به راه درست، ترسیم شده است. پیامبر اکرم (ص) با آن عظمت و عصمت، روزانه هفتاد بار استغفار میکرد تا به امت خویش بیاموزد که سکون، ایستایی و «درجا زدن» در قاموس دین، به مثابه هدر دادن عمر و سرمایه وجودی و موجب خسارت و مغبونیت است.شجاعت بازگشت و نقد خویشتن، نهادی نادر در تاریخدر تاریخ، کسانی که شهامت بازنگری در آرای پیشین خود را داشتهاند، کمشمارند. عمر بن خطاب، خلیفه دوم، از آن جمله است که در برابر اعتراض یک زن، از رأی خود عدول کرده و نظر او را میپذیرد. همچنین امام شافعی و امام فخر رازی، پس از بیست و پنج سال، با شجاعت اعلام میکنند که نظر پیشینشان خطا بوده و مذهب جدیدی را برمیگزینند. این ها مصادیقی از صداقت و حقیقتطلبیاند که در قاموس انسانهای بزرگ، نه عیب، بلکه فضیلتی بزرگ محسوب میشود.درباره اظهارنظر کاک عبدالله مهتدی: تأخیر اما بجااظهار نظر اخیر کاک عبدالله مهتدی، هرچند دیر هنگام بود، اما اقدامی شجاعانه و بهموقع در فضای فکری و سیاسی کردستان محسوب میشود. بیتردید، جذب شدن به افکار مارکسیستی و کمونیستی در آن مقطع، با جایگاه علمی و خانوادگی ایشان همخوانی نداشت و ایشان میتوانستند با استفاده از کیاست و توان تشکیلاتی خود، مسیر توسعه و پیشرفت کردستان را هموار سازند. با این حال، نمیتوان هیچ فردی را به سبب شرایط خاص زمانی و مکانی، به طور مطلق مورد سرزنش قرار داد، چراکه هر کس فرزند زمانه خود است.ایشان فرزند مرحوم علامه روزگار، حاج ماموستا ملا عبدالرحمن آقای مهتدی، استاد برجسته دانشکده الهیات هستند. زندهیاد دکتر شیخالاسلامی بارها تأکید میکرد که مرحوم مهتدی، صادقترین و صریحترین شخصیت روزگار خود بود که هرگز به خاطر مال و مقام دنیوی، ذرهای از عقایدش کوتاه نیامد. همچنین ایشان برادر همسر مرحوم علامه کاک احمد مفتیزاده هستند که مراودات و محاورات فکری این دو بزرگوار، خود محل تأمل و درسآموزی است.نقش چپ در تاریخ معاصر کردستان؛ از جذابیت تا انحرافواقعیت این است که روزی باید فرا میرسید که یکی از رهبران سازمانهای چپگرای کردستان، سکوت را بشکند و درباره تصمیمات خطایی که منجر به کشیده شدن جوانان مستعد و انقلابی به میدانهای مبارزه برای احقاق حقوق شهروندی و ملی شد، اظهارنظر کند. در گذشته، به دلیل سرکوب شدید دیکتاتورها و نبود بدیل قوی، اندیشه چپ، پیشاهنگ بسیاری از جنبشهای آزادیبخش بود.ادامه در صفحه دوم
