جایگاه سیاسی اهل سنت در حاکمیتنمیدانم بحث را از اسلام آغاز کنم یا از موازین دموکراسی؛ اما از هر دو…
انتشار: 2026/08/12 21:06 UTCدریافت: 2026/08/19 12:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 12:05 UTC
جایگاه سیاسی اهل سنت در حاکمیتنمیدانم بحث را از اسلام آغاز کنم یا از موازین دموکراسی؛ اما از هر دو منظر میتوان سیاست جمهوری اسلامی در قبال اهل سنت را از جنبههای حقوقی، اخلاقی و انسانی مورد بررسی قرار داد.بارها از صداوسیما و از زبان بسیاری از مسئولان و روحانیان میشنویم که «شیعه و سنی برادرند». همین یک جمله کافی است تا سیاست چندینساله در ارتباط با اهل سنت را زیر سؤال ببرد؛ زیرا اگر دو نفر برادر باشند، اولاً در برخورداری از حقوق، کرامت و فرصتها باید برابر باشند و ثانیاً در رعایت حقوق یکدیگر، محبت، حمایت و پشتیبانی از هم دریغ نمیکنند.اگر حقوق اهل سنت را در پرتو همین مفهوم «برادری اسلامی» مورد توجه قرار دهیم، میبینیم بسیاری از برخوردها، بیتوجهیها، تبعیضها و بیعدالتیهایی که نسبت به اهل سنت صورت میگیرد، هیچ تناسبی با برادری اسلامی ندارد. برادر هیچگاه به برادر خود ظلم نمیکند و حق او را ضایع نمیسازد. اما واقعیت، متأسفانه چیز دیگری را نشان میدهد.صرفنظر از اینکه طی این چهلوچند سال این رویکرد تغییر محسوسی نکرده، در انتصابات نیز نمود چندانی از حضور اهل سنت دیده نمیشود. در جلسات و سطوح مختلف مقامات کشور، کمتر میتوان چهرهای شناختهشده از اهل سنت را مشاهده کرد. اخیراً نیز شاهد آن هستیم که برخی افراد، به نام روحانیت، با ادبیاتی توهینآمیز نسبت به علمای شاخص اهل سنت سخن میگویند و حتی در استانی که اکثریت علما با چنین رویکردهایی مخالفاند، با کمال تأسف به آنان اهانت میشود.از سوی دیگر، وزارت کشور در دولت آقای پزشکیان جلسهای با عنوان همگرایی با فعالان سیاسی کشور برگزار میکند، اما متأسفانه حتی یک نفر از جمعیت حدود پانزدهمیلیونی اهل سنت در آن جمع حضور ندارد. آیا در میان این جمعیت گسترده نمیشد چهار نفر را برای حضور در چنین نشستی دعوت کرد؟ آیا اهل سنت در زمره نیروهای سیاسی و اجتماعی محرم کشور به شمار نمیآیند؟هر روز نیز شاهد انتصابات متعددی در سطوح مختلف هستیم؛ اما دریغ از انتصاب حتی یک چهره شایسته اهل سنت در جایگاههای مهم و تصمیمساز. چگونه باید اهل سنت ایرانی بودن و برادری خود را ثابت کنند؟اهل سنت در طول تاریخ ایران، بهویژه در مناطق مرزی، همواره در دفاع از کشور و حفظ امنیت مرزها نقش داشتهاند. با وجود جنگها، تجاوزها و تهدیدهایی که کشور با آن مواجه بوده است، مرزنشینان اهل سنت بارها هزینههای سنگینی پرداخت کردهاند. با این حال، متأسفانه نه در جنگ و نه در صلح، آنگونه که شایسته است، قدر و جایگاه آنان دانسته نمیشود. انتظار ما امتیاز ویژه نیست؛ تنها خواستار همکاری، اعتماد و رعایت حقوق برابر شهروندی هستیم.در نخستین ملاقات با آقای پزشکیان، گفتم: «خواسته اهل سنت یک چیز است: حذف عبارت "نمیگذارند". آیا میتوانید وزیر اطلاعات را موظف کنید این عبارت را از ادبیات مدیریتی کشور حذف کند؟» ایشان گفتند: «قول میدهم. اما متأسفانه در عمل چنین اتفاقی نیفتاد.از منظر دموکراسی و مردمسالاری نیز، متأسفانه نه به شایستگان اهل سنت آنگونه که باید اهمیت داده میشود و نه متناسب با وزن جمعیتی و سیاسی آنان به این بخش از جامعه بها داده میشود. در ایام انتخابات ریاستجمهوری، وعدههایی داده میشود؛ اما پس از انتخابات، برخی از همان مسئولان و وزیران، خود را وامدار و مدیون آرای اهل سنت نمیدانند و گویی فراموش میکنند که بخشی از رأی آنان از سوی همین مردم به صندوقها ریخته شده است.برای نمونه، در مورد برخی از وزارتخانهها، از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت میراث فرهنگی، انتظار میرفت که با توجه به شعارهای اصلاحطلبانه درباره حقوق شهروندی و قانونمداری، حداقل در سطوح مدیریتی از نیروهای شایسته اهل سنت نیز استفاده شود؛ اما متأسفانه حتی یک مدیر اهل سنت منصوب نشده و در مواردی مدیران ضعیف قبلی نیز ابقا شدهاند. این وضعیت، نوعی بیاعتنایی به مطالبات اهل سنت تلقی میشود. حتی در حوزه فرهنگی نیز، گاه اجازه چاپ و انتشار آثار علمی و کلامی اهل سنت داده نمیشود.آری، باید صریح گفت که اهل سنت در فضای سیاسی کشور، آنگونه که شایسته یک جمعیت بزرگ و بخش جداییناپذیر از ملت ایران است، جایگاه و بهای لازم را ندارد و گاه تنها در ایام انتخابات بهعنوان ابزاری برای افزایش وزن و تعداد آرای انتخاباتی مورد توجه قرار میگیرد.اگر هم از افراد اهل سنت در برخی مدیریتها استفاده شود، متأسفانه در مواردی به سراغ ضعیفترین نیروها میروند؛ افرادی که در چرخه معیوب مدیریتی، طی چندین دوره اصولگرایی و اصلاحطلبی، میان مسئولیتهای مختلف جابهجا شدهاند، بیآنکه فرصتی واقعی برای ظهور و میدانداری نیروهای شایسته، توانمند و مستقل اهل سنت فراهم شود.ادامه در صفحه ی بعدی
