@Englishnutsbolts
انتشار: 2026/07/30 10:01 UTCدریافت: 2026/08/01 00:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:01 UTC
پستهای تلگرام — انگلیسی زیر ذرهبین🔎
موقتقبلاً نوشتهام، بار دیگر هم میگویم که کانالهای درجشده در تبادلهای لیستی - که فعلاً جمعهها انجام میشود - لزوماً مورد تایید من نیستند.این تبادلها صرفاً انجام میشود تا کانال بهتر و بیشتر دیده شود. همین.سپاس از همراهیتان🌹@Englishnutsbolts
در فرهنگهای انگلیسی به فارسی معادل grasshoper و locust را «ملخ» مینویسند. این معادلگذاری غلط نیست ولی تفاوت این دو را نشان نمیدهد.🔳منظور از grasshoper همان ملخ معمولاً سبزرنگی است که در باغ و چمنزار میبینیم و معمولاً هم تنهاست چون گروهزی (gregarious) نیست.🔳 در مقابل، locust ملخِ گروهزی و آفتی است که در جمعیتهای گاه میلیونی و بهشکل سیلآسا به مزارع کشاورزی حملهور میشود و خسارتهای بسیار سنگینی به بار میآورد.◼️ برعکسِ grasshoper که تنهازی (solitary) است، locust هم در دورهای میتواند تنهازی باشد و هم در دورهای گروهزی شود و جمعیتهای انبوه تشکیل دهد و در همین مرحلهی اخیر است که رنگش معمولاً قهوهایِ روشن یا زرد و بالهایش بلندتر میشود (تصویر بالا).◼️ملخِ locust نوعی grasshoper است ولی هر grasshoper ملخِ locust نیست.◻️A swarm of locusts descended on the countryside.سیلی از ملخ در نواحی روستایی فرود آمد.▪️رایجترین همایندِ locust کلمهی swarm است که در حالت اسمی و در این بافت بهمعنی سیل یا لشکر یا حتی طوفان و در حالت فعلی بهمعنی هجوم آوردن یا هجوم بردن یا سیلآسا حرکت کردن است.◻️The locusts swarmed through the valley, devouring every crop in their path.ملخها در دره سیلآسا حرکت کردند و تمامِ محصولات کشاورزیِ سر راهشان را بلعیدند.چند مثال دیگر:◻️The government deployed several planes to spray pesticides over the swarm of locusts.دولت چندین هواپیما اعزام کرد تا بر سرِ سیل ملخها انواع حشرهکش بپاشند.◻️The locusts have destroyed a lot of the crops.ملخها بسیاری از محصولات کشاورزی را از بین بردهاند.◻️In the countryside, the absence of government measures to ensure pest control made farmers' efforts to deal with a swarm of locusts futile.عدم اقدامات دولت در فراهم کردن شرایط لازم برای کنترل آفات در نواحی روستایی، تلاشهای کشاورزان را برای مقابله با هجومِ سیلی از ملخها بینتیجه گذاشت.◼️ برای جلوگیری از خلط grasshoper و locust در ترجمه، میتوانیم در برخی بافتها locust را «ملخِ آفت» بگوییم.◻️Scientists are studying the conditions that trigger a solitary locust to join a swarm.دانشمندان در حال بررسی شرایطی هستند که هر ملخِ آفتِ تنهازی را وا میدارد به سیلی از همنوعان خود بپیوندد.- عبدالرضا شهبازی@Englishnutsbolts
هرقدر هم نسخههای پیدیافِ فرهنگهای شاخص انگلیسیبهانگلیسی زبانآموز پیشرفته امتیاز داشته باشند (که ندارند)، نسخهی کاغذی آنها بهقول قدما از لونی دیگر است؛ مخصوصاً اگر این نسخهی کاغذی اورجینال هم باشد.در نسخهی کاغذی لذتی است که در نسخهی پیدیاف هرگز نیست. در نسخهی کاغذی اورجینال هم لذتی است که در نسخهی کاغذی اُفسِت مطلقاً نیست.- عبدالرضا شهبازی@Englishnutsbolts
کم نیست شمار جملهمثالهای ضعیف و بیخاصیتی که در فرهنگهای انگلیسیبهانگلیسی زبانآموز پیشرفته راه یافتهاند.پیش از اینکه به یکی از این مثالها اشاره کنم، این توضیح را بدهم که جملهمثال از دو جنبهی کلی میتواند به کاربر چنین فرهنگهایی کمک کند:۱- جنبهی رمزگشایی (decoding) که مولفه یا مولفههای معنایی بخش تعریف را تقویت میکند و احیاناً اطلاعات بیشتری را نیز - علاوه بر بخش تعریف - به کاربر منتقل میکند؛ یعنی به تکمیل بخش تعریف کمک میکند.۲- جنبهی رمزگذاری (encoding) که به کاربر کمک میکند چگونگی کاربرد واژهی سرمدخل را در تولید کتبی یا شفاهی خود بیاموزد.با توضیح مختصر بالا، یک جملهمثال را در یکی از این فرهنگها صرفاً از جنبهی رمزگشایی بررسی میکنم.در فرهنگ زبانآموز پیشرفتهی آکسفورد (OALD) - ویراست نهم - ذیل سرمدخل قیدِ abroad تعریف زیر آمده است:▪️In or to a foreigncountryاین تعریف مشخصاً واجدِ مولفهی معناییِ در کشوری خارجی بودن است.این فرهنگ، مثال زیر را ذیل این مدخل آورده است:◽️She worked abroad for a year.از این جملهمثال بههیچوجه برداشت نمیشود که منظور از abroad در آن، کشوری خارجی است. میتوان بهمدت یک سال هرجایی بود و کار کرد. این مثال، بهطریق اولی فاقد جنبهی تکمیلی نیز هست. یعنی هیچ جنبهی معنایی ناگفتهای (در بخش تعریف) را به کاربر یادآوری نمیکند. از این رو، این مثال بهلحاظ رمزگشایی ضعیف محسوب میشود.در ادامه، جملهمثالی مینویسم که مشخصاً نشان دهد چقدر میتواند بهلحاظ رمزگشایی قوی باشد و به کاربر کمک کند.◽️She had never been abroad before, so everything — the language, the food, even the traffic signs — felt unfamiliar and exciting.در این جملهمثال، دو ترکیبِnever been abroad before وeverything felt unfamiliar در کنار هم نشان میدهند منظور از abroad کشوری خارجی است، چون حتی language و traffic signs هم در آنجا متفاوت است. از این نظر، این جملهمثال، جنبهی تقویتی کاملی دارد. افزون بر این، برشمردن جنبههای مختلفِ زبان و غذا و علائم راهنمایی و رانندگی، جنبههای مختلف معناییای را دربارهی abroad متذکر میشود که در بخش تعریف نیامده است. همچنین، دو جنبهی مهم unfamiliar and exciting بهخوبی دو حس بارزی را که به فرد حین حضور در abroad دست میدهد نشان میدهد. از این رو، این مثال جنبهی تکمیلی کارآمدی نیز دارد. با توجه به آنچه گذشت، این مثالِ مولفساخت از لحاظ رمزگشایی، در مجموع، قوی ارزیابی میشود.جنبهی رمزگشایی در واقع حرکت از جملهمثال بهسوی بخش تعریف است (نه برعکس)؛ یعنی مثال چقدر مولفه یا مولفههایی معنایی بخش تعریف را تقویت یا احیاناً تکمیل میکند.مثال خوب از لحاظ رمزگشایی صرفاً مثالی نیست که واژه را در جملهای طبیعی نشان دهد، بلکه باید از طریق بافت خود، بخشی از معنای واژه را برای کاربر قابل استنباط، تقویت یا تکمیل کند.- عبدالرضا شهبازی@Englishnutsbolts


