💥کودک بروجردی از خدا خواست برایش یک دوچرخه بفرستد!🌹کودکی که در خواب از خدا «مرغ و برنج و گوشت و دوچرخه» میخواست؛ رؤیایش بلافاصله واقعی شد✍فرهاد داودوندی مادرش پیام داد:آقای داودوندی «پسرم آرزو دارد شبها خوابِ مرغ و برنج ببیند… و از خدا خواسته یک دوچرخه برایش بفرستد.»همین چند کلمه کافی بود تا دل آدم بلرزد…کودکی کمسنوسال، که از داشتن پدر محروم است، با آرزوهایی که برای خیلی از ما ساده و معمولیاند؛ اما برای او، شاید بزرگترین رویاهای زندگی بودند.به لطف خدای مهربان و از طریق کمکهای مجمع خیرین فرهاد داودوندی، کمتر از نیم ساعت طول کشید تا این آرزوها رنگ واقعیت بگیرند؛مرغ و گوشت و برنج برای سفره مادر و پسر، و یک دوچرخه برای قلب کوچکی که مدتها چشمانتظارش بود…وقتی دوچرخه را دید، باورش نمیشد.مگر میشود برق شوق را در چشمان یک کودک دید و دل آدم نلرزد؟مادرش گفت:«پسرم، از دایی فرهاد تشکر کن.»نگاهی عمیق و معصومانه به چشمانم انداخت و گفت:«آقای دایی فرهاد، دستت درد نکنه…»همین چند کلمه برای من از هزاران تشکر باارزشتر بود.بعد سوار دوچرخه شد، رکاب زد و همراه مادرش راه افتاد…و من ماندم و تصویری که شاید هیچوقت از ذهنم پاک نشود؛کودکی که تا چند دقیقه قبل از خدا آرزوی یک دوچرخه را داشت و حالا با چشمانی پر از شوق، رکابزنان به سمت خانه میرفت.گاهی برای نشان دادن بزرگی یک کار،لازم نیست اتفاق عجیبی بیفتد…گاهی فقط کافی است آرزوی یک کودک بیپدر را برآورده کنی.شاید برای ما یک دوچرخه باشد،اما برای او…یک دنیا امید بود....@farhad90news