
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 125 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/19 تا 2026/08/15
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 127 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
💥امروز در بروجرد برای مجمع خیرین فرهاد داودوندی اتفاق افتاد...متن کامل بزودی....@farhad90news
💥از خرمآباد تا بروجرد، ساعت ۱۱ شب و یک وانت مهربانی❤️«مردم "اصیل" خرمآباد و بروجرد»؛ رفاقتی به وسعت سالها و به عمق یک فرهنگ✍فرهاد داودوندی مهربانی، مرز نمیشناسد؛نیکوکاری، شب و روز نمیشناسد؛و انسان بودن، هرگز مختص یک محدوده جغرافیایی نیست.گاهی میشود کیلومترها دورتر زندگی کرد، اما دل، پیش دختری باشد که قرار است به خانه بخت برود و هنوز چشمانتظار ابتداییترین وسایل زندگی مشترک است.امشب، ساعت ۱۱ شب، یکی از همان شبهایی بود که دوباره معنای زیبای انسانیت را به چشم دیدم.یک زوج جوان، تحصیلکرده و نیکوکار از خرمآباد، مرکز استان، در این ساعت از شب راهی بروجرد شدند؛ نه برای دید و بازدید، نه برای کاری شخصی، بلکه با یک وانت پر از لوازم نو و ضروری زندگی، برای یک نوعروس کمبرخوردار.جهیزیهای به ارزش دهها میلیون تومان؛جهیزیهای که قرار است آغازگر یک زندگی مشترک باشد.وقتی این وانت را تحویل گرفتم، باورم نمیشد که در این ساعت از شب، چنین هدیه بزرگی از خرمآباد برای یک نوعروس بروجردی آورده باشند.اما این زوج جوان نیکوکار که مدتهای زیادیست از نیکوکاران مجمع خیرین فرهاد داودوندی هستند، کاری کردند کارستان...چه زیباست دوستی دیرینه و علاقه قلبی میان مردم "اصیل" خرمآباد و مردم "اصیل" بروجرد؛ مردمی ریشهدار، نجیب و بزرگمنش که فاصله میان دو شهر را با محبت و انسانیت از میان بردهاند.امشب، یک وانت از خرمآباد به بروجرد آمد، اما حقیقت این است که آنچه به بروجرد رسید، فقط چند وسیله و چند قلم جهیزیه نبود؛ یک دنیا عشق، معرفت، بزرگواری و امید بود.از این زوج عزیز و نیکوکار خرمآبادی صمیمانه و از عمق قلبم سپاسگزارم که با بزرگواری، جهیزیه را به مجمع خیرین فرهاد داودوندی سپردند تا به دست نوعروس کمبرخوردار تحت پوشش مان برسد.این فرشتگان زمینی حتی نخواستند نام و تصویرشان رسانهای شود؛ و شاید همین گمنامی، زیبایی کارشان را چند برابر میکند.برای این زوج جوان و شریف، از صمیم قلب آرزوی سلامتی، سربلندی، آرامش و موفقیت روزافزون دارم.امشب یک وانت از خرمآباد آمد؛اما چیزی که به بروجرد رسید، اندازه یک دنیا بود:«دلِ بزرگِ انسانهایی که هنوز برای شادی یکدیگر زندگی میکنند.»@farhad90news
💥بازگشت فرزند شایسته بروجرد به زادگاهش💐کولاک بیرانوند در آسیا؛ ۹ طلا و ۳ رکورد جهانی🔹محمدجواد بیرانوند در دسته ۷۵ کیلوگرم با نمایشی درخشان، ۹ مدال طلا در یکضرب، دوضرب و مجموع نوجوانان و جوانان آسیا و آسیای میانه کسب کرد.🔹بیرانوند با ثبت ۱۴۵ کیلوگرم در یکضرب و ۱۸۰ کیلوگرم در دوضرب، رکوردهای نوجوانان جهان را شکست و رکورد مجموع جهانی این رده را هم ارتقا داد.وی امروز 24 مرداد 1405 پس از کسب این افتخار بزرگ طی مراسمی به زادگاهش برگشت@farhad90news
💥از بام ایران تا قلب یک خبرنگار؛ روایت زیبای یک پهلوان🌹قلهای به نام دماوند، حرکتی به وسعت پهلوانی✍️ فرهاد داودوندیامسال نیز روز خبرنگار برای من رنگ و بویی متفاوت و ماندگار داشت.استاد غلامرضا محمدی، چهره خوشنام ورزش و اخلاق بروجرد، امسال نیز از بلندای دماوند، بام ایران، باز هم پیامی سرشار از محبت و انسانیت برای من، فرهاد داودوندی، خبرنگار بروجردی، فرستاد و صعود خود را به حرمت قلم و تلاشهای خبرنگاری تقدیم کرد.🏔️ چه تصویر زیبایی است؛ مردی که قدمبهقدم از شیبهای سخت دماوند بالا میرود، اما در اوج صعود، همچنان دلش پیش آدمهای شهر و دوستانش است!شاید فتح قله برای هر کوهنوردی یک افتخار بزرگ باشد، اما آنچه اقدام استاد محمدی را ارزشمندتر میکند، ارتفاعی نیست که بر فراز آن ایستاده، بلکه ارتفاع نگاه و بزرگی قلب اوست.او نشان داد که پهلوانی فقط در سالن ورزش، میدان مسابقه یا مدال و قهرمانی خلاصه نمیشود؛ گاهی پهلوان واقعی کسی است که در سختترین مسیرها هم یاد دیگران را فراموش نمیکند و موفقیت خودش را با محبت به دیگران معنا میبخشد.🌹 بروجرد خوشبخت است که چنین فرزندانی دارد؛ مردانی که ورزش را با اخلاق، قهرمانی را با تواضع و موفقیت را با محبت و انسانیت پیوند زدهاند.تجلیل زیبای استاد غلامرضا محمدی از روز خبرنگار و تقدیم صعود دماوند به یک خبرنگار، برای من فقط یک پیام تبریک نبود؛ یک درس بزرگ اخلاقی بود.درس اینکه:بزرگ بودن یعنی وقتی به قله رسیدی، هنوز به فکر دل دوستان و رفقایی باشی که در مسیر زندگی همراهت بودهاند.و چه زیبا که یک قهرمان، از بلندای دماوند، ارزش قلم را به یاد آورد❤️ استاد غلامرضا محمدی عزیز؛از این حرکت ارزشمند، صمیمانه سپاسگزارم.شاید شما در آن روز دماوند را فتح کردید، اما با این رفتار زیبا، قلهای از محبت و انسانیت را هم در دل ما فتح کردید.🏔️ قلهها روزی فتح میشوند و صعودها پایان میپذیرند؛ اما بزرگیِ دل و مرام پهلوانی، ماندگار است. 🌹@farhad90news
💥اُمیدِ خَلْق بَرآوَر چُنانْکه بِتْوانیبه حُکْمِ آن که تو را هَم اُمیدِ مَغْفِرَتَسْتکه گَر زِ پایْ دَرآیی، بِدانی این مَعْنیکه دَسْتْگیریِ دَرْمانْدگان چه مَصْلَحَتَسْت❤️در شرایط کنونی نیازمندان را فراموش نکنیم❤️💥"بدون حتی یک روز وقفه"، توزیع گوشت، برنج، بسته های غذایی و بهداشتی، درمانی، وجوه نقدی " و... توسط مجمع خیرین فرهاد داودوندی ✍فرهاد داودوندی اهدا صدها میلیون تومان کمکهای نقدی، گوشت گوسفند، مرغ، برنج، کفش، بسته های غذایی، آجیل، کمک مالی، دارو و درمان، گوشی موبایل، لباس عید، لوازم تحریر، لوازم منزل، درختکاری، ظروف چینی و لوازم آشپزخانه، کپسول اکسیژن، تختخواب بیمارستانی، عصا، واکر، دستگاه ساکشن، فرش ۱۲ متری، رختخواب، معرفی اورژانسی نیازمندان تحت پوشش مجمع خیرین عزیز فرهاد داودوندی به مراکز درمانی، پزشکان نیکوکار، داروخانه ها، آزمایشگاه ها و...طرف قراردادجهیزیه، هزینه دانشگاه، دبیرستان و دبستان، هزینه عمل جراحی، ویلچر، دعوت به رستوران، پول تو جیبی قابل توجه بچه های بی سرپرست، لوازم پزشکی و پیراپزشکی، معرفی برای صد ها میلیون تومان وام قرضالحسنه، تجهیز مراکز درمانی، کمک به مدارس، حضور در کنسرت های موسیقی و سینما، اهدا کتاب، اهدا "صد ها میلیون تومان" وجوه نقدی برای عمل های جراحی و درمانی اورژانسی، خرید و کاشت صد ها درخت میوه، خرید و کاشت و توزیع هزاران بوته گل محمدی، کمک به تولید و خرید صنایع دستی تاریخ بروجرد به مانند: گیوه مینیاتوری، حصیر دستباف، عروسکهای قدمخیر، نماد لکلک بروجرد، خرید هزاران هزار کتاب و توزیع بین همشهریانادامه تحصیل، تلویزیون، پول رهن منزل، خرید دوچرخه، سفر زیارتی به مشهد و قم و کربلا، اسباب بازی، اهدا و کاشت درخت در بوستان و مکان های سطح شهر و ...."بدون حتی یک روز وقفه" طی چند سال اخیر کمکهای مجمع خیرین فرهاد داودوندی را به خانواده های تحت پوشش مان و حتی همشهریان دیگر نیازمند اهدا کرده ام@Farhad90news
💥🚴یک دوچرخه پیدا شدهیک دوچرخه گرانقیمت مدتیست پیدا شده، افرادی که ادعای مالکیت این دوچرخه را دارند می توانند با شماره تلفن 09124720510 تماس بگیرند برای احراز مالکیت، داشتن فاکتور خرید صددرصد الزامیست«تصویر دوچرخه در این پست مربوط به دوچرخه پیدا شده نیست و صرفا بخاطر اطلاع رسانی است»@farhad90news
💥سه مرد، یک رسالت؛ "نجات، آموزش و افتخار برای بروجرد"🌹قهرمانان بروجردی کوهستان که مدالشان، آموزش و نجات جان انسانهاست✍فرهاد داودوندی در ورزش، قهرمان واقعی همیشه کسی نیست که مدال بر گردن میآویزد یا نامش در صدر جدولها میدرخشد؛ گاهی قهرمان، کسی است که بیهیاهو، در سختترین لحظهها قدم به میدان میگذارد، جان انسانی را نجات میدهد، دانستههایش را بیمنت در اختیار دیگران میگذارد و افتخار را نه برای خودش، که برای شهر و جامعهاش میخواهد.بروجرد، شهری است که در دل خود جوانانی دارد که دانش، تجربه، شجاعت، تخصص و انسانیت را در کنار هم معنا کردهاند؛ جوانانی که شاید کمتر دیده شوند، اما در بزنگاهها بیش از بسیاری نامآوران، برای ورزش و برای جان انسانها میدرخشند.در میان این سرمایههای ارزشمند، نام سه جوان ورزشکار و متخصص بروجردی با احترام و افتخار باید برجسته شود:مجید کحالیان، فرشاد اسماعیلزاده و مسعود شعبان یاراحمدی.سه نام، سه تخصص و یک آرمان مشترک؛ آموزش، خدمت، نجات و سربلندی ورزش بروجرد.این سه نفر از ستونهای استوار هیات کوهنوردی بروجرد هستند؛ مردانی که کوه را فقط برای صعود نمیخواهند، بلکه آن را مدرسهای برای یادگیری، مسئولیتپذیری، شجاعت و نجات جان انسانها میدانند.«مجید کحالیان» به عنوان مسئول کمیته امداد کوهستان، در خط مقدم مأموریتهایی قرار دارد که گاهی یک تصمیم درست، یک مهارت بهموقع و چند ثانیه واکنش سریع میتواند فاصله میان زندگی و مرگ باشد. تخصص و تجربه او در امداد کوهستان، بخشی از پشتوانه ایمنی کوهنوردان و طبیعتگردان این منطقه است.«فرشاد اسماعیلزاده» به عنوان مسئول کمیته فنی هیات، چهرهای تخصصی و فنی در ساختار کوهنوردی بروجرد است؛ کسی که دانش و تجربهاش را در مسیر ارتقای سطح فنی ورزشکاران و افزایش ایمنی فعالیتهای کوهنوردی به کار گرفته و حضورش، پشتوانهای ارزشمند برای نسل جوان این رشته به شمار میرود.و «مسعود شعبان یاراحمدی»؛ مسئول کمیته آموزش هیات و مربی امداد و نجات کوهستان جمعیت هلال احمر بروجرد؛ مردی که نقش او تنها به آموزش چند فن و مهارت محدود نمیشود. او در حال تربیت نسلی است که باید در روزهای سخت، بلد باشد، تصمیم بگیرد و نجات دهد. آموزش برای او یک عنوان اداری نیست؛ یک مسئولیت انسانی است.اما شاید مهمتر از همه این عناوین و مسئولیتها، روحیه جوانمردی و منش انسانی این سه نفر باشد.هر زمان که هیات کوهنوردی و یا هلال احمر بروجرد و حتی لرستان به حضور نیروهای متخصص و توانمند کوهستان نیاز داشته، این جوانان بدون درنگ در کنارشان ایستادهاند؛ چرا که برای آنها خدمت، مرز و عنوان نمیشناسد. وقتی پای جان یک انسان در میان باشد، دیگر نام هیات، کمیته یا سازمان مهم نیست؛ مهم این است که کسی گرفتار است و باید به کمک او رفت.این همان جایی است که ورزش از یک فعالیت جسمانی فراتر میرود و به فرهنگ، مسئولیت اجتماعی و انسانیت تبدیل میشود.مجید کحالیان، فرشاد اسماعیلزاده و مسعود شعبان یاراحمدی از آن دست جوانانی هستند که سرمایه واقعی ورزش بروجرد محسوب میشوند؛سرمایههایی که نه با تبلیغات و هیاهو، بلکه با سالها آموزش، تجربه، کار تخصصی، حضور در میدان و خدمت بیمنت ساخته شدهاند.آنها اهل حاشیه نیستند؛ اهل میداناند.اهل شعار نیستند؛ اهل عملاند.و شاید زیباترین ویژگیشان این باشد که هر آنچه آموختهاند، برای خود نگه نداشتهاند؛ دانش و تجربهشان را به نسل بعد منتقل میکنند و هرجا که نیاز باشد، با تمام توان به کمک انسانها میشتابند.در روزگاری که گاهی ورزش با حاشیهها و هیاهوها سنجیده میشود، باید بیشتر از همیشه از چنین جوانانی گفت؛ از کسانی که بیسروصدا کار میکنند، اما اثرشان عمیق و ماندگار است.بروجرد به چنین جوانانی افتخار میکند.به مردانی که در ارتفاعات، در دل صخرهها، در سرمای کوهستان و در لحظههای دشوار، معنای واقعی شجاعت، تخصص و فداکاری را به نمایش میگذارند.مجید کحالیان، فرشاد اسماعیلزاده و مسعود شعبان یاراحمدی؛سه جوان، سه چهره متخصص، سه ستون محکم در کوهنوردی بروجرد و سه نمونه روشن از نسلی که ثابت کردهاند میتوان قهرمان بود، بیآنکه قهرمانی را فریاد زد.گاهی قهرمان کسی است که در اوج خطر، دست انسانی را میگیرد...گاهی قهرمان کسی است که دانستههایش را به دیگری میآموزد...و گاهی قهرمان کسی است که وقتی همه از سختی مسیر میگویند، کولهاش را برمیدارد و راهی کوهستان میشود تا شاید یک نفر دیگر سالم به خانه برگردد.این، همان ورزش واقعی است.و این سه جوان متخصص در ورزش کوهنوردی، بخشی از آینده روشن ورزش بروجرد هستند.@Farhad90news
💥عروس هلندی گمشده🌹مژدگانی بگیرید یک عدد عروس هلندی طلای امروز ظهر حوالی مسجد میر و حسینه دراویش خیابان شهدا گم شده لطفا با این شماره تماسبگیرد ۰۹۳۶۳۵۱۷۲۶۹و مژدگانی دریافت کنید با تشکر@farhad90news
⚫️تسلیتخانواده محترم پنیریدرگذشت جوان ناکام زنده یاد علی پنیری را تسلیت گفته از خدای متعال برای آن شادروان علو درجات و برای شما و خانواده محترمتان صبر آرزو دارم «فرهاد داودوندی»@Farhad90news
💥نام این مسوولین را نمیگویم؛ اما خوبیشان را نمیشود پنهان کرد🌹مردمی بودن، سمت و عنوان نمیخواهد؛ دل میخواهد✍فرهاد داودوندی قول داده بودم نامشان را نبرم، عکسشان را منتشر نکنم و حتی درباره کارهای خیرشان چیزی ننویسم؛اما مگر میشود خوبی را دید و سکوت کرد؟مگر میشود دستهایی را که بیهیاهو برای گرهگشایی از زندگی نیازمندان دراز میشوند، پنهان کرد؟همیشه گفتهام بین «مسئول» و «مدیر و رئیس» تفاوت بزرگی وجود دارد.مدیر و رئیس بودن، یک عنوان و جایگاه اداری گذرا و بدون ثبات است؛اما مسئول بودن یعنی احساس مسئولیت ماندگار در برابر درد مردم.یعنی وقتی خانوادهای گرفتار است، وقتی پدری شرمنده فرزندش شده، وقتی مادری برای تأمین کوچکترین نیازهای زندگی درمانده است، نتوانی بیتفاوت از کنار دردش عبور کنی.در میان این همه میز و صندلی و امضا و بخشنامه، هنوز هستند مسئولینی در بروجرد که میزشان را فرصتی برای خدمتگزاری میبینند.مسئولینی که برای کمک به نیازمندان، گاهی چنان سنگ تمام میگذارند که آدم از این همه بزرگواری، لذت میبرد.به خودشان هم گفتهام؛این مردمداری، دادرس بودن، اصالت و قلب مهربان را باید جایی در ریشههایشان جستوجو کرد؛در شیر مادری که با عشق به آنان زندگی بخشیده و در نان حلالی که پدرشان با زحمت و عزت بر سر سفره خانواده آورده است.خوشبختانه این عزیزان، همگی عضو مجمع خیرین فرهاد داودوندی هستند و بارها و بارها، بیآنکه انتظار تشویق یا دیدهشدن داشته باشند، برای خانوادههای نیازمند تحت پوشش مجمع، کاری کردهاند که واقعاً باید گفت:«کارستان کردهاند...»گاهی یک بسته معیشتی،گاهی پرداخت هزینهای ضروری،گاهی کمک به درمان یک بیمار،گاهی گرهگشایی از مشکل یک خانواده وگاهی فقط یک تماس و یک جمله ساده:«نگران نباش، ما هستیم...»اما همین «ما هستیم»، برای یک انسان گرفتار و حتی خود من، میتواند بزرگترین امید دنیا باشد.قول داده بودم تصویرشان را رسانهای نکنم؛و همچنان بر قول خود هستم.به همین دلیل، با تغییراتی در تصاویر، چهرههایشان را ناشناس نگه داشتهام؛ چرا که هدف، معرفی آدمها نیست، معرفی یک مرام و منش انسانی است.ای کاش برخی مدیران و روسای عاشق عکس و میز و عنوان، هفتهای چند ساعت در محضر چنین انسانهای مسوولی بنشینند و یک درس بزرگ را یاد بگیرند:درس خدمت بیمنت،درس مردمداری،درس دستگیری از افراد کمبرخوردار،و مهمتر از همه، درس انسان بودن...دنیا به آدمهایی نیاز دارد که وقتی دستشان به جایی میرسد،دست دیگری را بالا بکشند؛نه اینکه فقط جایگاه خودشان را بالاتر ببرند.دست مریزاد به این مسئولین شریف و نیکوکار؛که نشان دادند هنوز هم در میان هیاهوی روزگار،قلبهایی برای مردم میتپد.خداوند به زندگی، خانواده، آبرو و سفره هر مسوولی که دلسوز واقعی است برکت بدهد و توفیقشان دهد که همچنان پناه و امیدی برای خانوادههای نیازمند باشند.گاهی یک انسان، فقط با یک تصمیم درست، میتواند زندگی یک خانواده را از تاریکی به روشنایی برساند.و چه زیباست مسئولیتی که پایانش،لبخند یک نیازمند باشد...@farhad90news
💥ذبح و توزیع گوسفند نذری شماره 23از طریق کمک های نیکوکاران مجمع خیرین فرهاد داودوندی «بیست و سومین» گوشت گوسفند نذری در سال 1405 را همراه با دوستان عزیزم جناب آقایان مهدی یگانه، مهران گودرزی و مصطفی بیابانی بین خانواده های تحت پوشش مان توزیع کردیم چهارشنبه 21 مرداد 1405@Farhad90news
💥بیش از 50.000.000.000 ریال( 5 میلیارد تومان) کمک به هلال احمر بروجرد🌹«شصت و هشتمین» سری کمک های مجمع خیرین فرهاد داودوندی به جمعیت هلال احمر بروجرد🌻همکاری مشترک بین مجمع خیرین فرهاد داودوندی و هلال احمر بروجرد سالهاست باعث شده تعداد بسیار زیادی از افراد کم برخوردار و بیمار مشکلات شأن رفع گردد، هلال احمر بروجرد در قبال کمک های مجمع خیرین فرهاد داودوندی کمک های بسیار قابل توجه و انساندوستانهای به خانواده های تحت پوشش ما ارائه میکند🌻تاکنون طی 68 سری، بیش از 5 میلیارد تومان از طریق مجمع خیرین فرهاد داودوندی به هلال احمر بروجرد لوازم اهدا کرده امشادی روح درگذشتگان خانواده محترم و نیکوکار غزالی بخوانیم فاتحه با صلوات21 مرداد 1405❤️افتخار میکنم که عضو بسیار فعال داوطلبان «جمعیت جهانی هلال احمر» در بروجرد و لرستان هستم❤️@farhad90news
فرهاد داودوندی بروجرد pinned «💥شماره حساب کمک به خانواده های کم برخوردار تحت پوشش مجمع خیرین فرهاد داودوندی بانک اقتصاد نوین بنام فرهاد داودوندی 6274121181410101 @Farhad90news»
⚫️تسلیتجناب آقای استاد شهرام ساکی و خانواده محترم ساکیدرگذشت پدر گرامی تان شادروان جناب سرهنگ حاج احمد ساکی را تسلیت گفته از خدای متعال برای آن پدر گرامی علو درجات و برای شما و خانواده محترمتان صبر آرزو داریم «فرهاد و شیرزاد داودوندی»@Farhad90news
⚫️سالروز وفات خاتم الانبیا حضرت رسول اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی( ع) و شهادت امام رضا (ع) تسلیت باد @farhad90newd
💥"پرنسس" غشغش خندید، اما دل عمو فرهاد به اندازه دنیا گرفت...❤️"پرنسس زیبا" پدر و مادر ندارد؛ ما نمیگذاریم بیپناه بماند...✍فرهاد داودوندی از در که وارد شد، نگاهم روی صورتش ماند.دختربچهای زیبا، معصوم و دوستداشتنی با یک تل موی دخترانه جذاب...بهش گفتم:«پرنسس! تو چرا اینقدر زیبایی؟»زد زیر خنده...غشغش خندید.همان خندهای که شاید خودش نمیدانست چقدر برای یک آدم بزرگ، شیرین و در عین حال دردناک است...چون پشت آن چهره زیبا، قصهای بود که دل آدم را به درد میآورد."پرنسس" پدر و مادر ندارد...اما خوشبختانه، بانویی نیکوکار او را تنها نگذاشته است.او مدتها قبل "پرنسس" را به خانهاش برده، بزرگش کرده، برایش مادری کرده و تمام تلاشش را کرده تا این کودک طعم محبت و امنیت را بچشد.اما روز قبل با من تماس گرفت و گفت:«آقای داودوندی... دیگر در خرج و مخارج زندگی این دختر ماندهام. اگر میشود کمک کنید که بتوانم بیشتر بهش رسیدگی کنم...»صدایش را که شنیدم، فقط گفتم:«دختر بچه را بیاورید، ببینمش.»آمد...و من با دختر بچهای روبهرو شدم که فقط زیبا نبود؛باهوش بود، درسخوان بود، مؤدب بود و پر از استعداد...دختری که شاید سهمش از زندگی، از همان ابتدا خیلی کمتر از چیزی بوده که حقش بوده است.اما هنوز میخندد...هنوز کودک است...هنوز وقتی با او حرف میزدی، چشمهایش برق میزند.بهش گفتم:«"پرنسس" زیبا، سه انتخاب داری؛ میتونی منو عمو فرهاد صدا کنی، دایی فرهاد صدا کنی، یا بابا فرهاد...»دوباره...غشغش خندید!میان خندههایش، بریدهبریده گفت:«دوست دارم بهت بگم عمو فرهاد...»نمیدانم چرا...اما همان لحظه، این دو کلمه برای من خیلی سنگین شد.«عمو فرهاد»...همانجا تصمیم گرفتم با لطف خدای مهربان"پرنسس" را تحت پوشش مجمع خیرین فرهاد داودوندی قرار دهم.هدایایی هم به او دادم.اما باور کنید، وقتی هدایا را به دستش میدادم، بیشتر از اینکه به هدیهها فکر کنم، به آینده این دختر فکر میکردم.به روزهایی که باید با خیال راحت درس بخواند...به آرزوهایی که نباید به خاطر مشکلات مالی از بین بروند...به آیندهای که امیدوارم هیچوقت در آن احساس نکند چون پدر و مادر ندارد، از دیگران چیزی کم دارد.وقتی میخواست برود، دوباره صدایش کردم.گفتم:«پرنسس!»برگشت.نگاه چشمان زیبایش کردم و گفتم:«تو چرا اینقدر زیبایی؟»باز هم همان خنده شیرین...غشغش خندید.و من به خندههایش نگاه کردم و با خودم گفتم:ای کاش...ای کاش همه کودکان دنیا، حتی اگر سایه پدر و مادرشان بالای سرشان نیست، حداقل سایه محبت آدمهای خوب مثل این بانوی نیکوکار را بالای سرشان داشته باشند.ای کاش هیچ کودکی شب با نگرانیِ فردایش سر روی بالش نگذارد.ای کاش هیچ بانوی نیکوکاری که یک کودک بیپناه را به آغوش گرفته، به خاطر ناتوانی مالی مجبور نشود از ادامه این راه بترسد.و ای کاش "پرنسس" همیشه همینطور بخندد...همینقدر بلند...همینقدر بیدغدغه...همینقدر کودکانه..."پرنسس" عزیزم ، شاید پدر و مادرت امروز کنار تو نباشند، اما بدان در این دنیا آدمهایی هستند که دلشان میخواهد تو خوب بزرگ شوی، درس بخوانی، موفق شوی و یک روز با افتخار بگویی:«من یک روز "پرنسس" بودم...و آدمهای خوب نگذاشتند قصه زندگیام تلخ شود.»@farhad90news
💥توزیع گوسفند نذری شماره 22از طریق کمک های نیکوکاران مجمع خیرین فرهاد داودوندی «بیست و دومین» گوشت گوسفند نذری در سال ۱۴۰۵ را همراه با دوست عزیز و نیکوکارم جناب آقای علی بروجردی بین خانواده های تحت پوشش مان توزیع کردیم دوشنبه 19 مرداد 1405@Farhad90news
💥وقتی نوجوانان بروجردی «سعدی» میخوانند، امید به آینده شهر فرزانگان زنده میشود...💐جایزه برای همهشان؛ چون کتابخوانی، بازنده ندارد، همه برنده اند✍فرهاد داودوندی امروز دوباره با دستهایی پُر از مهر و محبتِ مجمع خیرین فرهاد داودوندی به مرکز شماره ۲ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بروجرد رفتم؛ اما آنچه از آنجا با خود آوردم، بسیار بیشتر از آن چیزی بود که برده بودم...نوجوانانی را دیدم که گلستان و بوستان سعدی میخواندند؛ چشمهایی روشن، دلهایی مشتاق و نسل جوانی که هنوز با ادبیات، فرهنگ و ریشههای این سرزمین زندگی میکنند.من که افتخار دارم از نخستین اعضای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بروجرد باشم، هر بار که وارد کانون میشوم، احساس میکنم دنیا را به من هدیه دادهاند.برای سه نفر مسابقهای در رابطه با حکایات سعدی برگزار کردیم و قرار بود به برندگان جوایز نقدی بدهم؛ اما وقتی شوق، نجابت و شخصیت ارزشمند همه بچهها را دیدم، دلم نیامد شادی فقط سهم سه نفر باشد.با اجازه سرکار خانم عمادیپور و سرکار خانم یاراحمدی، به همه نوجوانان عزیز، در کنار هدایای یادگاری و هدیه کتاب به همهشان، هدایای نقدی نیز تقدیم کردم.چه افتخاری بالاتر از اینکه بتوانی دل یک نوجوان را شاد کنی و به او بگویی:«تو آینده این شهر هستی؛و ما به تو و فردای تو ایمان داریم.»شاید ارزشمندترین کاری که میتوان برای آینده بروجرد انجام داد، همین باشد؛ دست گرفتن دست نوجوانان، نشاندن لبخند بر لبانشان و روشن نگه داشتن چراغ فرهنگ و امید در دلشان.درود و سپاس فراوان به سرکار خانم عمادیپور، سرکار خانم یاراحمدی و تمامی پرسنل دلسوز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بروجرد.و چه زیباست که مجمع خیرین فرهاد داودوندی سهمی هرچند کوچک در ساختن این لبخندها، پرورش این امیدها و آیندهسازی برای فرزندان بروجرد دارد.امروز به آنها هدایای مختلف دادم؛اما حقیقت این است که آنها، با لبخندشان، بزرگترین هدیه را به من دادند:هدیهای به نام «امید به آینده بروجرد، شهر فرزانگان و استعدادهای درخشان».19 مرداد 1405@farhad90news
💥یک بروجردی ، فرمانده نیروی انتظامی استان یزد شدانتصاب جناب سردار علیرضا دلیری به فرماندهی انتظامی استان یزد@farhad90news
💥دیشب تشویق شدم؛ امروز سه کودک را زیر چتر حمایت مجمع خیرین فرهاد داودوندی بردم❤️محبت دکتر رضا کاوند را با سه لبخند پاسخ دادم✍فرهاد داودوندی گاهی یک محبت، فقط یک محبت نیست؛ میتواند آغاز زنجیرهای از مهربانی باشد.شب گذشته، به مناسبت روز خبرنگار، جناب آقای دکتر رضا کاوند، از اساتید مطرح و فرهیخته دانشگاه، در برنامه زنده شبکه چهار با سخنان ارزشمند خود نام بروجرد را بلندآوازهتر کردند و لطف نمودند و از فعالیتهای اینجانب نیز فوقالعاده به نیکی یاد کردند.وقتی برنامه را دیدم، بسیار خوشحال شدم و با خودم گفتم:چگونه میتوانم پاسخ این همه لطف را بدهم؟همان وقت شب با خودم عهد کردم که امروز، هر کودک بیسرپرست یا بدسرپرستی را که به من معرفی کردند، به پاس قدردانی از این شخصیت ارزشمند بروجردی، تحت پوشش ویژه مجمع خیرین فرهاد داودوندی قرار دهم.امروز، سه خانواده، جداگانه، سه کودک و نوجوان عزیز را نزد من آوردند؛ سه فرزند معصوم که از داشتن پدر و مادر محروم هستند.به عهدی که با خود بسته بودم، عمل کردم و هر سه کودک را بدون لحظهای درنگ تحت پوشش ویژه قرار دادم.البته هیچ حمایت مادی نمیتواند جای خالی پدر و مادر را پر کند؛ اما شاید بتواند کاری کند که این کودکان، در مسیر سخت زندگی، احساس تنهایی و فراموششدن نکنند.دکتر رضا کاوند عزیز؛شما دیشب نام بروجرد را با افتخار بر زبان آوردید و من امروز، به پاس محبت شما، تلاش کردم سه کودک بروجردی را تنها نگذارم.این، شاید کوچکترین کاری باشد که میتوانستم در برابر بزرگواری شما انجام دهم.محبت شما به من رسید و من سعی کردم آن را به سه لبخند کودکانه تبدیل کنم.روح پدر گرامی تان شهید قهرمان، سردار جلال کاوند شاد@farhad90news
💥این بار فرهاد داودوندی روایت شد در قاب زیبای هنرمندانی به مانند استاد آرش اشجع🌹قلمم کم آورد، وقتی هنر مرا غافلگیر کرد ✍فرهاد داودوندی امشب، چیزی فراتر از یک تبریک نصیبم شد...فیلم را که دیدم، چند لحظه در سکوت ماندم؛نه از آن سکوتهایی که حرفی برای گفتن ندارند،از آن سکوتهایی که حرفها آنقدر زیادند که هیچ کلمهای توان بیرون آمدن ندارد.چند هنرمند عزیز بروجردی، به سرپرستی استاد گرانقدر آرش اشجع، با ساز و آواز و زبان دل، روز خبرنگار را به من تبریک گفته بودند.چه اتفاق زیبایی...من که سالها با قلم، از آدمها، از شهرم، از ورزش، از فرهنگ و از مهربانیهای مردم بروجرد نوشتهام،این بار خودم، بیخبر، موضوع یکی از زیباترین روایتهای مهربانی شدم.با خودم گفتم:من برای این عزیزان چه کردهام؟کدام قدم را برایشان برداشتهام؟کدام گره را از کارشان باز کردهام؟کدام خدمتی کردهام که سزاوار این همه لطف باشم؟هیچ پاسخی نداشتم...و شاید زیبایی محبت واقعی همین باشد؛جایی که حساب و کتاب از میان میرود و فقط دل میماند.استاد آرش اشجع عزیز و هنرمندان شریف و نازنین بروجرد؛شما امشب به من فهماندید که هنر فقط روی صحنه اتفاق نمیافتد؛گاهی هنر، همین است که بیهیچ توقعی، دل انسانی را شاد کنی.شما با موسیقیتان برای من ننواختید؛برای قلبم نواختید.و من چه خوشبختم که در شهری زندگی میکنم که هنوز هنرمندانش،دلهایشان را برای شادی دیگران به صدا درمیآورند.سالهاست مینویسم...اما امشب اعتراف میکنم:برای این همه محبت، قلمم کم آورده است.چه بنویسم درباره لطفی که اندازه ندارد؟چه بگویم از دلهایی که بیهیچ چشمداشتی، به یاد من تپیدند؟پس امشب، به جای تمام واژههایی که در ذهنم گم شدهاند، فقط سر تعظیم فرود میآورم و میگویم:استاد آرش اشجع عزیز؛هنرمندان نجیب و دوستداشتنی بروجرد؛محبت شما را نه با کلمات، که با تمام قلبم به یاد خواهم سپرد.و شاعر چه خوب گفته:از دلم تا لب ایوان شما راهی نیستنیمهجانیست در این راه، به قربان شما...شاید روز خبرنگار برای خیلیها یک مناسبت در تقویم باشد؛اما برای من،با صدای هنر شما، به یک خاطره ماندگار در قلبم تبدیل شد.به احترام شما،به احترام هنر،به احترام بروجرد؛کلاه از سر برمیدارم.با تمام عشق و ارادت«فرهاد داودوندی»@farhad90news
💥پیام پر از محبت موسسه هنری سیمرغ به فرهاد داودوندی به مناسبت روز خبرنگار درود جناب داودوندی مهربان و دلسوز گروه تئاتر پرواز موسسه هنری سیمرغ این روز رو به شما عزیز بزرگوار تبریک میگهشما در سال گذشته لحظه به لحظه در کنار ما بودید خصوصا وقتی متوجه شدید کار شاهنامه ایست و اثری فاخر از فردوسی پاکزاد.امیدواریم تونسته باشیم این دِین رو نسبت به وطنمون و فرهنگمون ادا کرده باشیمکنار هنرمندان دوبله ما بودید شما مشوق خوبی برای ما هستین بودین و خواهید بوداین شهر به امثال شما عزیزان همیشه نیاز داره تا بتونید بازتابی صادقانه از اتفاقات و اخبار به مردم شهر عزیزمون بدیدسایه تون مستدام@farhad90news
💥امشب، نام "فرهاد داودوندی" و "بروجرد" توسط "دکتر رضا کاوند" در شبکه چهار شنیده شد❤️از کوچههای بروجرد تا قاب رسانه کشوری؛ روایت یک خبرنگار مستقل✍فرهاد داودوندی امشب، نام «فرهاد داودوندی» از شبکه چهار صدا و سیما شنیده شدآن هم نه صرفاً به عنوان یک خبرنگار، بلکه به عنوان نماد خبرنگاری مستقل، حرفهای و دغدغهمند از شهر بروجرد.در برنامه «چاووش» و به مناسبت روز خبرنگار، جناب آقای دکتر رضا کاوند، استاد فرهیخته و صاحبنظر دانشگاهی، با نگاهی ارزشمند از فرهاد داودوندی یاد کردند؛ سخنی که برای یک خبرنگار مستقل، شاید از جنس همان خستگیدرکردنهای شیرینی باشد که سالها تلاش بیوقفه را معنا میبخشد.فرهاد داودوندی سالهاست بیهیاهو، بی هیچگونه وابستگی و با «تکیه بر قلم و وجدان حرفهای»، روایتگر دردها و شادیها، دغدغهها و اتفاقات مختلف ریز و درشت شهر و مردمش بوده است؛ خبرنگاری که مستقل ماندن را انتخاب کرده و برای بلند آوازه کردن نام مردم زادگاهش نوشتن را رسالت خود میداند.و چه زیباست که در روز خبرنگار، نام این خبرنگار توسط چنین استاد فرهیختهای بر آنتن رسانه کشوری برده شود.سپاس و احترام به استاد گرانقدر، دکتر رضا کاوند فرزند گرامی شهید قهرمان سردار جلال کاوند، که نام بروجرد را اینگونه با ظرافتی زیبا نام بردند و با این نگاه ارزشمند، از یک خبرنگار مستقل بروجردی یاد کردند.گاهی یک جمله از زبان یک فرهیخته، میتواند خستگی سالها قلمزدن را از تن یک خبرنگار ساده بیرون کند. 🌹17 مرداد 1405@farhad90news
💥به مناسبت روز خبرنگار سلام بردوست گرانقدر جناب داوود وندی شما جز معدود افرادی هستین که اخبار را در دل مخاطب می نگارید و قتی خبر از یاری بیماران . دستگیری نیازمندان . همراهی داغداران . ویاد درگذشتگان. بازتاب مشکلات شهر،.... میدهید عموم مردم را همسو و یکدست و شاد میکنید و اینکه در این زمانه هنوز افرادی دغدغه هم نوعشان را دارند جای شکر دارد .شما از سرمایه های شهرمان هستید همان حضور تان درکنار همان کودکان و نوجوانانی که در دل پناهی جز خدا ندارند وشما نقطه اتکا میشوید برای بعضی کسوت دایی برخی عمو و برای بعضی برادرید اینها الفاظ ساده ای نیستند زیرا از قلب و روحشان بر می آید وکمتر کسی به این سطح می رسدبهروز .پیروز.استوار وسلامت باشید ارادتمند: مسعود گدازگری@farhad90news
عرض ادب وارادت جناب داودوندیروزتون مبارک الهی همیشه سلامت باشین وموفق سایه تون مستدام«پور ابراهیم»@farhad90news
💥آدم بودنکلاهبرداری کنی بهت میگن خیلی زرنگ، اما بهت نمیگن انسان، بهت نمیگن آدم...@farhad90news
💥روز خبرنگار گرامی بادسلام دایی فرهاد شبتون بخیر خاستم منم به نوبه خودم روز خبر نگار و به دایی خودم تبریک بگم شما خبرنگار هستید ولی نه مث خبرهای ،20,30 و نه خبر نگارهای .... بلکه شما خبر از زندگی های ایتام داری شما خبر از حال روز فقرا و نیازمندان داری دایی فرهاد عزیز من روزی دایی داشتم که از بد روزگار در سن جوانی فوت شد ولی یه هفته بعد خدا شما رو خبر کرد و دایی ما شدید و خوشبختیم سربلندیم که دایی فرهاد داوود وندی رو داریم دایی فرهاد عزیز و مهربان خبر نگار بروجردی .پدر یتیمان .دایی دختران نوجوان دانش آموز، عموی پسرهای کودک که آرزوی دوچرخه و بازی بدلشون نموند چون دایشون .عموشون خبر نگار هست ولی متفاوت با همه ی خبرنگار های جهان روزتون مبارک سالم و سلامت باشید «خواهرت زینب.ل»@farhad90news
💥روز خبرنگار گرامی باداز سخنان بسیار مهم استاد سید فرید قاسمی خطاب به خبرنگاران @farhaf90news
💥سالروز شهادت خبرنگار فداکار، محمود صارمی را گرامی می داریم؛روز خبرنگار را به حاج فرهاد داودوندی و سایر عزیزانی که رنجها و موفقیتها را کشف می کنند و برای بهبود اوضاع جامعه انتقال می دهند، تبریک می گویم...جناب داودوندی!بدون شک ، شما علاوه بر تشخیص درد و رنج، منحصرا در مداوای آن هم تلاش مضاعف دارید و علم را با عمل آمیخته اید.برای انسانهای فداکاری چون شما، واژه ای بهتر از "اجرتان با خدای بزرگ" پیدا نکردم..."سلامت و شاداب باشید""سیدحجت اله""موسوی زاده"@farhad90news
💥یک روز بهیادماندنی با تعدادی از فرزندان دلبندم❤️امروز علم آموختند، تا فردا با توان بیشتری نام بروجرد را بلند آوازه کنند✍فرهاد داودوندیامروز، جمعهای بود که برای من رنگ و بوی دیگری داشت. ساعاتی را در کنار تعدادی از فرزندان عزیزم سپری کردم؛ فرزندانی که شاید از نعمت حضور پدر و یا مادر محروم باشند، اما سرشار از عشق، پاکی و آرزوهای زیبا هستند.ابتدا در دو جلسه علمی و آموزشی شرکت کردیم. دیدن اشتیاق این بچهها برای یادگیری، پرسیدن، دانستن و رشد کردن، قلب هر انسانی را سرشار از امید میکند. لحظه به لحظه احساس میکردم که سرمایهگذاری روی علم و آگاهی این عزیزان، ساختن آیندهای روشنتر برای آنان و شهر زیبای مان بروجرد است و شک ندارم بزودی این بچهها نام بروجرد را در تمامی زمینههای علمی بلند آوازه خواهند کردپس از آن، مهمان لطف و محبت دوست بزرگوارم، جناب آقای روحاله ولیزاده، مدیریت محترم رستوران تهچین طلایی، واقع در خیابان خرم، نرسیده به میدان، شدیم. فرزندانم با شور و شوقی وصفناپذیر، ناهار خود را در فضای گرم و زیبای این رستوران صرف کردند.تماشای برق شادی در چشمانشان، خندههای بیریا، شوخیهای کودکانه و لحظههایی که برای ساعتی تمام غمهای زندگی را فراموش کرده بودند، برای من ارزشمندترین هدیه دنیا بود. انگار هر لقمه غذا، طعم محبت داشت و هر لبخندشان، دعایی بود که بیصدا برای مجمع خیرین فرهاد داودوندی به آسمان میرفت.اگر امروز توانستیم تنها چند ساعت دل این عزیزان را شاد کنیم، یقین دارم که خداوند نیز لبخند رضایتش را نثار همه کسانی خواهد کرد که در شادی دل جوانان و نوجوانان سهیم میشونداز صمیم قلب از جناب آقای روحاله ولیزاده بابت مهماننوازی، محبت و همراهی ارزشمندشان سپاسگزارم. بیتردید، خاطره این روز زیبا تا سالها در ذهن و قلب من و فرزندان عزیزم باقی خواهد ماند؛ روزی که لبخند، امید و عشق، زیباترین تصویر زندگی را برایمان رقم زد.@farhad90news
💥«بابا فرهاد... تمام عمرم آرزو داشتم بروم شهربازی»🌹میان هیاهوی خیابان، فقط نگاه «سپیدبرفی» ماندگار شد✍فرهاد داودوندی نامش را گذاشتهام "سپید برفی"...نه فقط به خاطر معصومیت چهرهاش؛ بلکه به خاطر روح زلال و بیآلایشی که هنوز گرد و غبار روزگار، آن را تیره نکرده است.دختر نونهالی است، بسیار آرام، بسیار محجوب و آنقدر کمحرف که گاهی سکوتش از هزار جمله بلندتر است. انگار یاد گرفته آرزوهایش را هم آهسته در دلش زمزمه کند؛ مبادا کسی از داشتن آنها ناراحت شود.چندی پیش، در ترافیک داخل خودرو نشسته بودم. "سپید برفی" همراه یکی از بستگانش از مقابل ماشینم میگذشت.در همان چند ثانیه، نگاهمان به هم گره خورد...وسط خیابان ایستاد.فقط نگاهم میکرد.برایش دست تکان دادم؛ هیچ واکنشی نشان نداد. نه از بیاعتنایی، بلکه از همان خجالت کودکانهای که در چهره بعضی بچهها خانه کرده است.برای خنداندنش، چشمهایم را کج کردم، صورتم را درهم کشیدم و برایش شکلک درآوردم.لبخندی زد...لبخندی کوچک، آرام و کمرنگ؛ از همان لبخندهایی که بیشتر از آنکه روی لب بنشیند، مستقیم روی دل آدم مینشیند.تا وقتی در پیچ پیادهرو از مقابلم ناپدید شد، صورتش همچنان رو به من بود. احساس میکردم حتی پلک هم نمیزند؛ فقط نگاه میکند... انگار میخواست چیزی بگوید، اما واژهها راهشان را به لبهایش پیدا نمیکردند.یکی از همراهانش را میشناختم. یکی دو ساعت بعد تماس گرفتم و از او خواستم "سپید برفی" را نزد من بیاورد.وقتی آمد، از او پرسیدم:«اگر خدا بخواهد فقط یکی از آرزوهایت برآورده شود، چه آرزویی داری؟»سرش را پایین انداخت.چند لحظه سکوت کرد.بعد با صدایی که به زحمت شنیده میشد، گفت:«فقط... دوچرخه...»همین...نه خانهای بزرگ... نه لباسهای نو... نه اسباببازیهای گرانقیمت...فقط یک دوچرخه...همان بعدازظهر، خدا لطف کرد و توانستم دوچرخهای از طریق کمکهای مجمع خیرین فرهاد داودوندی به "سپید برفی" هدیه کنم.گمان میکردم داستان همانجا تمام شده است.اما نمیدانستم خدا هنوز هدیه بزرگتری برای من کنار گذاشته است.دیروز دوباره آمد...این بار با نامهای در دست.نامه را آرام آرام خواندم؛ پر از تشکر، پر از ادب، پر از صداقت کودکانه...اما وقتی به آخرین سطر رسیدم، دیگر نتوانستم ادامه بدهم.چشمهایم تار شد...اشک، بیاجازه، مهمان چشمهایم شد.در پایان نامه نوشته بود:«بابا فرهاد... تمام عمرم آرزو داشتم بروم شهربازی...»دقایقی فقط به همین جمله خیره ماندم.نه به خاطر آرزوی شهربازی...بلکه به خاطر همان دو کلمه...«بابا فرهاد...»همراهش با اصرار گفت: «به خدا قسم، ما هیچ اطلاعی نداشتیم که در نامه شما را "بابا فرهاد" خطاب کرده است. وقتی نامه را دیدیم، خودمان هم شوکه شدیم.»و من با خودم فکر کردم...کودکان دروغ بلد نیستند.آنها هنوز حسابگر نشدهاند.هنوز برای صدا زدن آدمها، دنبال منفعت نمیگردند.اگر کسی را «بابا» صدا میزنند، یعنی دل کوچکشان در کنار او، بوی امنیت گرفته است؛ یعنی برای چند لحظه احساس کردهاند تکیهگاهی دارند؛ یعنی مهری را لمس کردهاند که شاید سالها چشمانتظارش بودهاند.آن روز دوچرخه را من به "سپید برفی" هدیه دادم...اما امروز، این "سپید برفی" بود که بزرگترین هدیه عمرم را به من داد.هدیهای که نه میشود خرید، نه میشود سفارش داد و نه میشود از کسی خواست.هدیهای به نام اعتماد یک کودک.هدیهای به نام «بابا...»و حالا، از دیروز که تعدادی اسباب بازی و کتاب بهش هدیه دادم تا همین لحظه، یک جمله مدام در ذهنم تکرار میشود...«بابا فرهاد... تمام عمرم آرزو داشتم بروم شهربازی...»نمیدانم...شاید روزی دوچرخهاش کهنه شود.شاید هزار اسباببازی بهتر از آن نصیبش شود.اما از خدا فقط یک خواهش دارم...کاری کند هیچ کودکی، هیچوقت، حسرت داشتن یک «بابا» را با خود به دوش نکشد؛ و هیچ آرزوی کوچکی، مثل رفتن به یک شهربازی، سالهای سال در گوشه دل معصومش خاک نخورد.@farhad90news
💥توزیع بیش از 100میلیون تومان مرغ، گوشت گوسفند و بستههای غذایی در روز اربعین حسینی از طریق کمکهای مجمع خیرین فرهاد داودوندی در روز 13مرداد 1405 مصادف با اربعین حسینی بیش از 100 میلیون تومان مرغ، گوشت گوسفند و بستههای غذایی بین خانواده های تحت پوشش مان توزیع کردم از صمیم قلب از دوستان بزرگوار و نیکوکارم، جناب آقای حاج غفارزاده و جناب آقای مسعود متقی که با عشق، اخلاص و تلاش بیوقفه، در توزیع این اقلام غذایی همراه و همدل بودند، قدردانی میکنم. بیتردید این کار خیر بدون حضور و همت آنان به این زیبایی رقم نمیخورد.❤️افتخار میکنم که عضو فعال داوطلبان سازمان جهانی هلال احمر هستم❤️#فیلم@farhad90news
💥توزیع گوسفند نذری شماره 20 در روز اربعین حسینی از طریق کمک های نیکوکاران مجمع خیرین فرهاد داودوندی «بیستمین» گوشت گوسفند نذری در سال ۱۴۰۵ را در روز اربعین حسینی همراه با دوست عزیز و نیکوکارم جناب آقای مهران گودرزی قصاب معتمدمان بین خانواده های تحت پوشش مان توزیع کردیم سهشنبه 13 مرداد 1405@Farhad90news
💥برای اولینبار به اطلاع همشهریان عزیز بروجردی میرسانم:❤️مجمع خیرین فرهاد داودوندی؛ روایت همدلی در روزهای سخت و کمک به آسیب دیدگان و مجروحان «کمبرخوردار»✍فرهاد داودوندی با افتخار برای نخستین بار به اطلاع همشهریان عزیز بروجردی میرسانم که: مجمع خیرین فرهاد داودوندی در روزهای دشوار جنگ و بمباران، زمانی که منازل مسکونی، معابر عمومی و زندگی تعدادی از "شهروندان عادی" بروجرد دچار آسیب شد، با تمام توان هر چند اندک خود در کنار همشهریان عزیز " کمبرخوردار" خسارت دیده ایستاد.در آن روزهای تلخ، مجمع خیرین فرهاد داودوندی با همدلی و احساس مسئولیت، برای کمک به شهروندان عادی که از نظر جسمی و مالی آسیب دیده بودند و شرایط مالی شأن مناسب نبود «بیهیاهو و بدون رسانهای کردن و تنها با انگیزه انساندوستی و خداپسندانه»، دست یاری به سوی آنان دراز کرد؛ تا مرهمی باشد بر زخمهای جسمی و اندکی از بار خسارتهای مالی را بکاهد و امید را به دلهای خسته شهروندان عادی و ترجیحا «کمبرخوردار» بازگرداند.امروز، بزرگترین افتخار ما این است که تعدادی از همان عزیزانی که با یاری خیرین توانستند بر مشکلات خود غلبه کنند، اکنون خود به جمع نیکوکاران مجمع خیرین فرهاد داودوندی پیوستهاند تا چرخه زیبای مهربانی و کمک به همنوع ادامه پیدا کند.این، زیباترین تصویر از بروجرد است؛ شهری تاریخی، با مردمی بی همتا، متمدن و با فرهنگ که نه با زخمهای جنگ، بلکه با مهربانی، همدلی و دستهای یاریگر مردمش شناخته میشود@farhad90news
⚫️اربعین حسینی تسلیت باد @farhad90news
⚫️چهل روز از درگذشت زنده یاد شادروان محمد هوشیاری پسردایی عزیز خانواده محترم گودرزی گذشتروحش شاد و یادش گرامیشادی روحش بخوانیم فاتحه با صلوات@farhad90news⚫️چهل روز از درگذشت زنده یاد شادروان محمد هوشیاری پسردایی عزیز خانواده محترم گودرزی گذشتروحش شاد و یادش گرامیشادی روحش بخوانیم فاتحه با صلوات@farhad90news
💥بعضی انسانها، خودشان یک دانشگاهاند...🌹دکتر مظاهری بزرگمردی که بروجرد را نه محل خدمت، که خانه دل خود میداند✍فرهاد داودوندی امروز برای من با اتفاقی خارقالعاده آغاز شد، یکی از آن روزهایی بود که تا پایان عمر از خاطرم نخواهد رفت...امروز مردی از جنس علم، اخلاق و انسانیت، با همه مسئولیتهای سنگینش، قدم به محل کار یک شهروند ساده گذاشت؛ نه برای تشریفات، نه برای تبلیغات، بلکه از سر مهر، احترام و باور به ارزش انسانها.افتخار داشتم میزبان دکتر احمدرضا مظاهری، ریاست فرهیخته دانشگاه آیتالله بروجردی باشم؛ استادی که در این چند سال حضورش در بروجرد، بیش از آنکه یک مدیر دانشگاهی باشد، عاشق دلسوز این شهر و آینده آن بوده است.کمتر کسی در جامعه دانشگاهی و مدیریتی این شهر است که از اقدامات زیربنایی، برنامههای توسعهمحور و نگاه آیندهنگر ایشان برای دانشگاه آیتالله بروجردی و شهر بروجرد بیاطلاع باشد. بسیاری از ثمرات این مدیریت علمی و مدبرانه امروز پیش روی ماست و بیتردید، روزهای روشنتری نیز در انتظار این دیار خواهد بود؛ چرا که پشتوانه آن، اندیشه، برنامه و مدیریتی دلسوزانه است.اما آنچه بیش از هر دستاوردی در ذهن و دل من نقش بست، بزرگواری و تواضع این استاد فرهیخته بود. اینکه انسانی با چنین جایگاه علمی، مسئولیتهای گسترده و مشغلههای فراوان، با رویی گشاده به دیدار یک شهروند عادی بیاید، نشان از بزرگی روح و اصالت شخصیت او دارد.برای من، فرهاد داودوندی، چه افتخاری بالاتر از اینکه شخصیتی در این جایگاه علمی، با حضور گرم خود، از فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی، رسانهای و خیرخواهانهام تجلیل کند و با اهدای لوح سپاس و هدایایی بسیار ارزشمند، محبتی را رقم بزند که هرگز از ذهن و دلم پاک نخواهد شد.در کنار این لطف بزرگ، حمایت ارزشمند ایشان از خانوادههای تحت پوشش مجمع خیرین فرهاد داودوندی نیز جلوهای دیگر از شخصیت والای ایشان بود؛ شخصیتی که ثابت کرد علم، آنگاه زیباترین جلوه خود را پیدا میکند که در کنار مهر، مسئولیت اجتماعی و عشق به مردم قرار بگیرد.من امروز بیش از گذشته یقین پیدا کردم که بزرگی انسانها را نه صندلیهای مدیریتی، بلکه قلبهای بزرگشان رقم میزند.دکتر احمدرضا مظاهری از همان انسانهایی است که هر جا حضور داشته باشد، امید، آرامش، اندیشه و انگیزه نیز در کنار او حضور دارند.از دوست بسیار عزیز و نیکوکارم، جناب آقای مهندس فرنیا، نیز صمیمانه سپاسگزارم که در این دیدار خاطرهانگیز حضور داشتند و گرمای این محفل صمیمی را دوچندان کردند.در پایان، دست به دعا برمیدارم و از خداوند بزرگ میخواهم سایه این استاد فرهیخته، مدیر اندیشمند و انسان شریف را بر سر دانشگاه آیتالله بروجردی، شهر عزیز بروجرد و جامعه علمی کشور مستدام بدارد.بعضی انسانها فقط مدیر نیستند...بعضی انسانها فقط استاد نیستند...بعضی انسانها، خودِ دانشگاهاند؛ دانشگاهی از علم، اخلاق، تواضع، محبت و انسانیت...و چه سعادتی بالاتر از اینکه ساعتی در کنار چنین انسانهایی نفس بکشی و این افتخار را تا همیشه در حافظه قلبت به یادگار بسپاری.@farhad90newd
💥زنجیر طلا گمشده 🌻یابنده مژدگانی دریافت کند زنجیر طلا با یک پلاک فلفل قرمز هم بهش وصل است امروز بعدازظهر در خیابان ۱۸متری در محدوده نزدیک گل فروشیها گمشده استلطفاً یابنده با شماره زیر تماس گرفته و مژدگانی دریافت کند09383620030@farhad90news
💥موفقیت آقای جنتلمن داوری فوتبال بروجرد در ایران✍فرهاد داودوندی در داوری فوتبال، موفقیت تنها به تصمیمهای درست در زمین خلاصه نمیشود؛ اخلاق، شخصیت و اعتماد نیز بخش مهمی از قضاوت هستند.کورش صارمی، داور شایسته و خوشنام فوتبال بروجرد، با عملکرد درخشان خود بار دیگر موفق شد مجوز قضاوت در لیگ برتر فوتبال ایران را برای فصل جدید کسب کند.صارمی که به حق از او به عنوان «آقای جنتلمن داوری فوتبال لرستان و بروجرد» یاد میکنم، سالهاست با آرامش، عدالت، اقتدار و اخلاق حرفهای، یکی از چهرههای مورد اعتماد داوری کشور به شمار میرود.این موفقیت، افتخاری برای فوتبال بروجرد است؛ شهری که همواره در کنار استعدادهای فوتبالی، داورانی با شخصیت و توانمند را نیز به فوتبال ایران معرفی کرده است.برای کورش صارمی آرزوی فصلی موفق، قضاوتهایی درخشان و حضوری پررنگتر در میادین ورزشی را داریم@farhad90news
💥یک بروجردی در کامبوج🌹بار دیگر نام بروجرد در عرصه بینالمللی فوتبال میدرخشد.✍فرهاد داودوندی از 6 شهریور 1405، رقابتهای فوتبال جوانان آسیا به میزبانی کامبوج آغاز میشود و در میان برترین داوران قاره، علیرضا مرادی، کمکداور بینالمللی و شایسته بروجردی، پرچمدار نام ایران و زادگاهش خواهد بود.این افتخار، تنها موفقیت یک داور نیست؛ بلکه جلوهای از استعداد، پشتکار و توانایی فرزندان بروجرد در یکی از حساسترین و پرافتخارترین عرصههای فوتبال است. شهری که سالهاست در کنار پرورش ورزشکاران، در تربیت داوران توانمند و خوشنام نیز جایگاهی ویژه دارد و بارها ثابت کرده است که شایستگیهای جوانان بروجرد مرزی نمیشناسد.حضور علیرضا مرادی در این رقابتهای معتبر آسیایی، افتخاری برای ایران و مایه مباهات مردم بروجرد است؛ مردمی که همواره با تلاش، دانش و تعهد، نمایندگانی شایسته به ورزش کشور معرفی کردهاند.برای این کمکداور ارزشمند بروجردی آرزوی موفقیت داریم و امیدواریم قضاوتهای درخشان او، برگ زرین دیگری بر دفتر افتخارات داوری فوتبال ایران و بروجرد بیفزاید.@farhad90news
💥لبخند محسن در گرو نجات 7 دندانش 🌹«دایی فرهاد... اگر کمکم نکنی، هیچکس را ندارم»ماجرای نامه و دندانهای محسن...✍فرهاد داودوندی دو سال پیش آمده بود پیش من؛یک نوجوان کوچک، با آرزویی بزرگ...آمده بود تا سفارشش را برای ثبتنام در یک کلاس آموزشی بکنم.امروز، بعد از دو سال، دوباره آمد؛اما این بار با یک نامه زیبا در دستهای کوچکش...نشست و برایم از روزگار سخت خانوادهشان گفت؛از مشکلات مالی و روزهایی که گاهی حتی تأمین سادهترین نیازهای زندگی هم برایشان سخت میشود.بعد با همان لبخند کودکانهاش گفت که در آن کلاس خیلی موفق بوده...چند لحظه سکوت کرد.انگار میخواست چیزی بگوید، اما خجالت میکشید.بعد آرام گفت:«دایی فرهاد... شش، هفت تا از دندانهایم خراب شده و خیلی درد دارد... دندانپزشک گفته باید عصبکشی بشه، وگرنه باید دندانهایم رو بکشم.»با تعجب زیاد نگاهش کردم...محسن فقط ده، دوازده سال دارد.بهش گفتم:«آخه محسن جان، تو توی این سن اگر دندانهای اصلیات و بخصوص دندان های جلوییات را بکشی، بعداً یک عمر گرفتار میشی... این دندانها، دندانهای اصلی تو هستند.»سرش را پایین انداخت...و جملهای گفت که هنوز در گوشم مانده:«دایی فرهاد... ما نداریم...اومدم که کمکم کنی...اگر کمکم نکنی، هیچکس رو ندارم که کمکم کنه.»گاهی یک جمله، آدم را از درون میشکند...نمیدانستم چه بگویم.فقط بهش گفتم:«محسن جان، برو یک دندانپزشک خوب پیدا کن. کامل معاینهات کنه و دقیق بپرس هزینه عصبکشی و ترمیم تمام دندانهات چقدر میشه. بیا به من بگو... یک کاریش میکنیم. خدا بزرگه.»نامهای را که برایم نوشته بود، به دستم داد...و با خوشحالی رفت تا توسط یک دندانپزشک معاینه شود.رفت، اما حرفش ماند...«اگر کمکم نکنی، هیچکس را ندارم که کمکم کند...»محسن هنوز آنقدر کوچک است که باید با خیال راحت مدرسه برود، درس بخواند، بخندد و از کودکیاش لذت ببرد؛نه اینکه به خاطر نداشتن پول، مجبور شود دندانهای اصلیاش را از دست بدهد.قرار است پس از مشخص شدن هزینه دقیق درمان، از طریق مجمع خیرین فرهاد داودوندی برای حفظ و ترمیم دندانهای محسن وارد عمل بشوم؛ تا انشاءالله به جای کشیدن دندانهایش، بتوانیم آنها را عصبکشی و ترمیم کنیم.شاید برای خیلیها، هزینه چند دندانپزشکی فقط یک عدد باشد...اما برای محسن،یعنی حفظ لبخندش، حفظ دندانهایش و شاید جلوگیری از یک عمر پشیمانی.من امیدوارم بتوانیم از پس هزینههای درمانش بربیایم.امیدوارم روزی که محسن دوباره پیش من میآید،این بار سرش پایین نباشد...با لبخند بیاید و بگوید:«دایی فرهاد، دندانهام درست شد...»خدا بزرگ است... و من باز هم به همان جملهای که همیشه در سختترین لحظهها به خودم میگویم، پناه میبرم:خدا بزرگه...@farhad90news
💥بیش از 50.000.000.000 ریال( 5 میلیارد تومان) کمک به هلال احمر بروجرد🌹شصت و ششمین سری کمک های مجمع خیرین فرهاد داودوندی به جمعیت هلال احمر بروجرد🌻همکاری مشترک بین مجمع خیرین فرهاد داودوندی و هلال احمر بروجرد سالهاست باعث شده تعداد بسیار زیادی از افراد کم برخوردار و بیمار مشکلات شأن رفع گردد، هلال احمر بروجرد در قبال کمک های مجمع خیرین فرهاد داودوندی کمک های بسیار قابل توجه و انساندوستانهای به خانواده های تحت پوشش ما ارائه میکند🌻6 مرداد 1405در فیلم اشتباها سری شصت و هفتم بیان شده که "شصت و ششمین" سری کمک ها به مبلغ «بیش از 5 میلیارد تومان» صحیح می باشد❤️افتخار میکنم که عضو بسیار فعال داوطلبان «جمعیت جهانی هلال احمر» در بروجرد و لرستان هستم❤️@farhad90news
💥خیر کوچولوی بروجردی؛ قلبی بزرگ در دستانی کوچک ❤️مهربانی از کودکی آغاز میشود✍فرهاد داودوندی کارهای خوب و مهربانی را باید از کودکی یاد گرفت؛ چون بچههایی که از امروز به فکر دیگران باشند، در آینده انسانهای مهربانتر و مسئولیتپذیرتری خواهند شد."محمدحسین حدادی" یکی از همین بچههای دوستداشتنی است که از همین سن کم، نیکوکاری را انتخاب کرده است. او دیروز باز هم با دل مهربانش، مبلغ بسیار ارزشمندی را برای کمک به کودکان کمبرخوردار تحت پوشش مجمع خیرین فرهاد داودوندی اهدا کرد تا شادی را با همسنوسالهایش تقسیم کند.محمدحسین این مهربانی را از پدر و مادر خودش و همچنین تمامی اعضا خانواده پدری و مادری یاد گرفته است؛ خانوادههایی که همهشان از خیرین نیکاندیش هستند و با کارهای خوبشان به او آموختهاند که کمک کردن، زیباترین هدیهای است که میتوان به دیگران داد.کاش همه پدر و مادرها، فرزندانشان را از کودکی با لذت کمک کردن آشنا کنند؛ چون هر کودک مهربان امروز، میتواند فردای این سرزمین را زیباتر و پر از عشق و همدلی بسازد@farhad90news
💥شبی که آرزوهای یتیمان برآورده شد❤️زوج جوان، فرشتگانی از مجمع خیرین فرهاد داودوندی که در ساعت «یک نیمهشب» آرزوها را برآورده کردند✍فرهاد داودوندی ساعت از یک نیمهشب گذشته بود...اما برای چهار خانواده، انگار تازه صبحِ امید طلوع کرده بود.چهار منزل را سر زدیم؛چهار خانه، چهار قصه، چهار خانواده...و در هر خانه، کودکی بود که سالها با یک آرزو زندگی کرده بود؛ آرزویی که شاید برای خیلی از ما ساده باشد، اما برای او، تمام دنیایش بود.همراه با این زوج جوان، تا ساعت «یک نیمهشب»، خانه به خانه رفتیم؛اما دست خالی نرفتیم...زوج جوان نیکوکار با دستهای پر از عشق آمدند،با دلهای پر از مهربانی،و با آرزوهایی که یکییکی به حقیقت تبدیل شدند.در یک خانه، گوشی موبایل بسیار گرانقیمتی به دست کودکی رسید که شاید مدتها چشمانتظار داشتنش بود...در خانهای دیگر، رؤیای ادامه تحصیل یک فرزند، با ثبتنام دانشگاه رنگ واقعیت گرفت...جایی دیگر، یخچالی که مدتها چشم به راه پر شدن بود، از مواد غذایی پر شد؛تا شاید دیگر کودکی با حسرت به سفره خانواده نگاه نکند...و در خانهای دیگر، وجوه نقدی ارزشمند به دست خانوادهای رسید که شاید روزها و شبهای سختی را پشت سر گذاشته بودند.اما باور کنید هیچکدام از این هدایا، به اندازه برق چشمان آن بچهها ارزش نداشت...آن لحظهای که کودک، هدیهاش را دید؛آن لبخند ناگهانی،آن نگاهِ ناب و معصومانه،آن شادی که شاید سالها در گوشه قلبش خاک میخورد...همه چیز برای چند لحظه ساکت شد.فقط میشد شادی را دید...شادیِ کودکی که فهمید هنوز کسانی هستند که آرزوهایش را میبینند.دیشب، چهار خانواده تحت پوشش مجمع خیرین فرهاد داودوندی در بروجرد، طعم شیرین امید را چشیدند.و در میان این خانوادهها، کودکانی بودند که شاید زندگی، خیلی زودتر از موعد، آنها را با مفهوم نداری و دلتنگی آشنا کرده بود؛کودکانی که پدر را از دست دادهاند، اما دیشب دوباره فهمیدند که در این دنیا، هنوز قلبهایی هست که برای لبخند آنها میتپد.چه زیباست وقتی یک انسان، دلیل لبخند یک کودک میشود...چه باشکوه است وقتی دستی، دست نیازمندی را میگیرد...و چه عجیب است که گاهی فرشتگان، بال ندارند...گاهی فرشتگان،در قامت یک زوج جوان و مهربان،نیمههای شب،درِ خانهای را میزنند...با دستهایی پر از هدیه،با قلبهایی سرشار از عشق،و با آرزوهایی که یکی پس از دیگری، از رویا به واقعیت تبدیل میشوند.دیشب، چهار خانه فقط هدیه نگرفتند؛چهار خانه، امید گرفتند.چهار کودک فقط گوشی، هزینه دانشگاه، وجه نقد یا مواد غذایی دریافت نکردند؛آنها چیزی بسیار باارزشتر گرفتند:باورِ دوباره به مهربانی...باور به اینکه هنوز کسی هست که آنها را فراموش نکرده است...و باور به اینکه شاید فردای آنها، زیباتر از امروز باشد.و ما ماندیم و چشمانی که خیس شد...خیس از شادی،خیس از شکر،خیس از دیدن اینکه هنوز در این دنیا، آدمهایی هستند که خوشبختی خودشان را در خوشحال کردن دیگران پیدا میکنند.گاهی برای قهرمان شدن، لازم نیست کار خارقالعادهای انجام بدهی؛کافی است آرزوی یک کودک را جدی بگیری.دیشب، این زوج جوان قهرمان چهار خانه بودند...و چه زیباست که بعضی آدمها،بیآنکه خودشان بدانند،فرشته زندگی یک کودک میشوند.خدا را شکر برای دلهایی که هنوز مهربانی میکنند...برای دستهایی که میبخشند...و برای کودکانی که دیشب، با قلبی پر از شادی، خوابیدند؛شاید برای اولین بار، با یک آرزوی برآوردهشده... ❤️@farhad90news
💥هندوانهها داشتند خراب میشدند؛ فرهاد داودوندی همه را خرید!🌹یک تصمیم فوری، همهچیز را عوض کرد...✍فرهاد داودوندی 💐 ظهر گرم تابستان مشاهده کردم وانتبار هندوانه خراب شده است...راننده مانده بود و یک ماشین پر از هندوانه؛هوا هم گرم بود و اگر بار روی دستش میماند، احتمال خراب شدن هندوانهها زیاد بود.برای من اما جای فکر کردن نبود...گفتم: همه هندوانهها را میخرم!نه فردا، نه چند ساعت بعد...همان لحظه!گاهی برای انجام یک کار خوب، لازم نیست منتظر برنامهریزیهای بزرگ باشیم...گاهی فقط کافی است یک اتفاق را ببینیم و با رجوع به دلمان سریع تصمیم بگیریم.سریع با تعدادی از خانوادههای تحت پوشش مجمع خیرین فرهاد داودوندی تماس گرفتم.گفتم بیایید؛هندوانه داریم! خانوادهها یکییکی آمدند و هندوانهها را بردند.یک بارِ در معرض خراب شدن، در عرض چند ساعت تبدیل شد به یک هدیه شیرین برای چندین خانواده.اما اینجا، یک اتفاق قشنگتر افتاد...راننده این وانت، وقتی فهمید هندوانهها برای خانوادههای نیازمند خریداری شده و در جریان فعالیتهای مجمع خیرین فرهاد داودوندی قرار گرفت، گفت:«من پول نمیگیرم...»آنقدر اصرار کردم که بالاخره پذیرفت؛اما نه با قیمت معمول...تمام هندوانهها را نصف قیمت حساب کرد!یعنی راننده نیکوکار هم دلش خواست در این کار خیر شریک باشد.آن لحظه فهمیدم گاهی خیر بودن فقط پول دادن نیست؛گاهی یک نفر بارش را ارزانتر حساب میکند،یک نفر سریع تصمیم میگیرد،یک نفر تلفن میزند،یک نفر میآید و بار را تحویل میگیرد...و ناگهان، از دل یک اتفاق ساده، یک زنجیره بزرگ از مهربانی شکل میگیرد.🍉 و چه زیباست زندگی در شهری بنام بروجرد که هنوز در آن،وقتی یک نفر گرفتار میشود،دیگری نمیپرسد: «به من چه؟»بلکه میگوید:«چطور میتوانم کمکت کنم؟» @farhad90news
💥خانهای ۳۰۰ ساله در بروجرد دوباره جان گرفت تا میزبان ایران باشد❤️از دل تاریخ تا اوج میهماننوازی؛ "بوتیک هتل مغیثالاسلام" بروجرد این هفته افتتاح میشود✍فرهاد داودوندی بعضی بناها فقط از خشت و آجر ساخته نشدهاند؛ از خاطره، اصالت، فرهنگ و عشق به سرزمین جان گرفتهاند...بروجرد، شهر تاریخ، هنر و مردمانی که قرنهاست میهماننوازی را نه در کلام، بلکه در رفتار و قلبهایشان معنا کردهاند، این روزها برگ زرین دیگری به دفتر افتخارات خود میافزاید.بهزودی اولین بوتیک هتل غرب ایران در قلب بافت تاریخی محله صوفیان بروجرد، درهای خود را به روی دوستداران تاریخ، معماری و فرهنگ ایرانی خواهد گشود.عمارت تاریخی مغیثالاسلام طباطبایی با بیش از ۳۰۰ سال قدمت، پس از مرمتی هنرمندانه و با حفظ اصالت کمنظیر خود، امروز به یکی از لوکسترین هتل بوتیکهای ایران تبدیل شده است؛ جایی که شکوه معماری ایرانی با آرامش و امکانات مدرن در هم آمیخته تا تجربهای فراموشنشدنی برای هر میهمان رقم بزند.این مجموعه باشکوه شامل ۱۳ سوئیت اقامتی، رستوران، شربتخانه، باغرستوران، شربتخانه مهتابی و حمام سنتی است؛ فضایی که هر گوشه آن روایتگر بخشی از تاریخ و هویت بروجرد است.افتتاح بوتیک هتل مغیثالاسلام تنها آغاز به کار یک مجموعه اقامتی نیست؛ نویدبخش فصلی تازه برای گردشگری بروجرد است.این عمارت میتواند هزاران گردشگر را با زیباییهای این شهر کهن، معماری ارزشمند، فرهنگ غنی، صنایعدستی، طبیعت دلانگیز و مهمتر از همه، مهماننوازی مثالزدنی مردم بروجرد آشنا کند؛ مردمانی که همیشه با رویی گشاده، خاطرهای شیرین از سفر به این دیار در ذهن میهمانان خود به یادگار گذاشتهاند.بیشک بروجرد با پیشینه پرافتخار، خانههای تاریخی، مساجد، بازارها و کوچههای خاطرهانگیزش، شایسته آن است که بیش از گذشته در نقشه گردشگری ایران بدرخشد و بوتیک هتل مغیثالاسلام میتواند یکی از مهمترین نمادهای این شکوفایی باشد.از همشهریان عزیز دعوت میشود برای بازدید از این شاهکار ارزشمند معماری و میراث فرهنگی با شماره ۰۹۰۵۸۸۸۸۹۶۳ تماس بگیرند.آدرس: بروجرد، خیابان صفا، جنب پارک صامتیه، کوچه کسریتلفن: ۰۶۶۴۲۶۱۱۱۰۲عمارت تاریخی مغیثالاسلام؛ جایی که تاریخ نفس میکشد، اصالت زنده است و میهمان، عزیزترین عضو خانه است.@farhad90news
💥«قول بده روزی که برای ادامه تحصیل به اروپا رفتم، با من بیایی بابا فرهاد...»🌹«بابا فرهاد... پاسپورت داری؟»✍فرهاد داودوندی سالهاست پدر و مادر ندارد؛ اما دلش هنوز برای تکیه کردن به شانهای امن میتپد. نوجوانی است از فرزندان تحت پوشش مجمع خیرین فرهاد داودوندی؛ آنقدر صمیمی که مرا نه با نام، بلکه با تمام عشقش «بابا فرهاد» صدا میکند.استعدادش مثالزدنی است؛ هنرمندی که رؤیاهایش از مرزهای شهر و کشور گذشتهاند. همیشه میگوید: «بابا فرهاد! یک روز میروم در بهترین دانشگاههای اروپا درس میخوانم، برای خودم یک شخصیت مهم میشوم، مدرکهای بزرگ میگیرم و بعد برمیگردم. آنقدر به بچههای تحت پوشش کمک میکنم که تو دیگر فرصت نکنی پولهایی که به حسابت میریزم را بشماری...»امروز با چشمانی پر از امید آمد. هنوز ننشسته بود که پرسید: «بابا فرهاد... پاسپورت داری؟»لبخند زدم و گفتم: «بله، دارم.»انگار بار سنگینی از روی دلش برداشته شد. نفس راحتی کشید و با صدایی که التماس کودکانهاش پشت آن پنهان بود، گفت: «بابا فرهاد... یک خواهش دارم؛ فقط قول بده نه نگویی.»خندیدم و گفتم: «قول میدهم، نه نگویم.»ناگهان خودش را در آغوشم انداخت. گرمای آن آغوش، تمام دلتنگی سالهای بیپدریاش را فریاد میزد.آرام در گوشم گفت: «روزی که بخواهم برای ادامه تحصیل بروم اروپا، باید با من بیایی... داداش کوچولو را هم با خودمان میبریم؛ چون او هم مثل من، فقط تو را دارد...»برای لحظهای بغض گلویم را گرفت؛ اما خواستم فضای سنگین حرفهایش را با لبخندی بشکنم.گفتم: «فرزندم... تا آن روز بابا فرهاد دیگر پیرمردی میشود که شاید با عصا راه برود. آنجا دستوپاگیرت میشوم...»حرفم هنوز تمام نشده بود که چهرهاش در هم رفت. با قاطعیتی که از یک نوجوان یتیم انتظارش را نداشتم، گفت:«بابا... این حرف را دیگر نزن! تو هیچوقت پیر نمیشوی. همین الان به من قول دادی تنهایم نگذاری و هیچوقت به من "نه" نگویی...»دیگر نتوانستم چیزی بگویم...فقط لبخند زدم؛ همان لبخندی که برای پنهان کردن اشکهایم بود.گفتم: «تا آن روز، خدا بزرگ است. اگر توانستم، تا خود دانشگاه در اروپا همراهت میآیم و اگر نتوانستم، حتماً تا فرودگاه بدرقهات میکنم... اما یک شرط دارد؛ چه آن روز زنده باشم و چه نباشم، بعد از گرفتن مدرکت، به بروجرد برگرد. مردم شهرت را فراموش نکن. برگرد و دست همان مردمی را بگیر که "امروز روزی" دست تو را گرفتند...»سکوت کرد...اما من در برق چشمانش، قولی را دیدم که هیچ کلمهای توان گفتنش را نداشت.گاهی خدا، پدر را از کودکی میگیرد؛ اما آنقدر محبت در دلش میگذارد که سالها بعد، مردی را پیدا کند و او را با تمام وجود «بابا» صدا بزند...و باور کنید، در دنیا هیچ عنوانی، هیچ مقام و هیچ ثروتی، ارزشمندتر از این نیست که کودکی یتیم، با آرامش سرش را بر شانهات بگذارد و مطمئن باشد که حتی اگر برود آنطرف دنیا هم تنهایش نمیگذاری...@farhad90news
💥 اهدای اثری وزین و بسیار منحصربهفرد از تاریخ معاصر صنایع بروجرد به موزه فرهاد داودوندیساعت ۱۲ شب...شبی بهیادماندنیمتن کامل بزودی...@farhad90news
💥بار دیگر شکوه مهربانی؛ هدیهای از جنس امید از سوی بانک پاسارگاد به خانوادههای تحت پوشش مجمع خیرین فرهاد داودوندی✍فرهاد داودوندی گاهی یک اقدام نیک، تنها اهدای چند قلم کالای اساسی نیست؛ بلکه هدیهای از جنس امید، آرامش و همدلی است که دلهای بسیاری را گرم میکند. این بار نیز مقام عالی بانک پاسارگاد در کشور عزیزمان با تداوم مسیر ارزشمند مسئولیت اجتماعی خود، صحنهای زیبا از انساندوستی و نوعدوستی را رقم زد.جناب آقای دکتر امیر بهروش، ریاست محترم بانک پاسارگاد بروجرد نیز به همراه همکاران ارجمندشان، بار دیگر با قلبی سرشار از مهر و احساس مسئولیت نسبت به اقشار کمبرخوردار جامعه، صدها میلیون تومان بستههای ارزشمند غذایی را برای توزیع میان خانوادههای تحت پوشش مجمع خیرین فرهاد داودوندی اهدا کردند.این بستههای معیشتی شامل تعداد بسیار زیادی مرغ، برنج ایرانی درجهیک، روغن، رب گوجهفرنگی، سویا، انواع حبوبات، ماکارونی و دیگر اقلام ضروری است که بیتردید در این روزهای سخت اقتصادی، بخشی از دغدغههای معیشتی خانوادههای نیازمند را کاهش داده و پیامآور امید، آرامش و مهربانی خواهد بود.آنچه ارزش این اقدام را دوچندان میکند، استمرار این حمایتهای کریمانه است. جناب آقای دکتر امیر بهروش در سالهای گذشته نیز در چندین نوبت و به مناسبتهای مختلف، با همراهی مجموعه بانک پاسارگاد، کمکهای چندصد میلیون تومانی ارزشمندی را به خانوادههای تحت پوشش مجمع خیرین فرهاد داودوندی اهدا کردهاند؛ حمایتهایی که نشاندهنده باور عمیق مجموعه بانک پاسارگاد به مسئولیت اجتماعی و یاریرساندن به اقشار نیازمند جامعه است.بیتردید، خدمت به بندگان خدا، زیباترین سرمایهای است که در دفتر زندگی انسان ثبت میشود و دعای خیر خانوادههایی که با این کمکها روزهای سخت را آسانتر سپری میکنند، ارزشمندترین پاداش برای نیکوکاران خواهد بود.بر خود لازم میدانیم از طرف تمامی خانوادههای تحت پوشش مجمع خیرین فرهاد داودوندی، صمیمانهترین سپاس و قدردانی را از مدیریت عالی بانک پاسارگاد در کشور عزیزمان و همچنین جناب آقای دکتر امیر بهروش، ریاست محترم بانک پاسارگاد بروجرد و تمامی همکاران شریف، دلسوز و نیکاندیش ایشان ابراز کنیم.از خداوند بزرگ مسئلت داریم که به پاس این خدمت خالصانه، به این عزیزان سلامتی، عزت، توفیق روزافزون، برکت در زندگی و توفیق استمرار خدمت به مردم را عنایت فرماید و چراغ مهربانی و همدلی را همواره در دلهای آنان روشن نگاه دارد.چهارم مرداد 1405@farhad90news