💥 ساخت "مرکز جامع سرطان و پرتو درمانی" و نقش خیرین بروجردی؛ روایت ماندگار عشق، همدلی و انساندوستی✍فرهاد داودوندیگاهی یک ساختمان، فقط چند دیوار و ستون و سقف نیست؛گاهی یک ساختمان، نبض امید یک شهر است...گاهی پشت هر آجر آن، اشکهای یک مادر، دعای یک پدر، لبخند یک کودک و آرزوی نجات جان انسانی قرار دارد.مرکز جامع سرطان و پرتو درمانی بروجرد، امروز تنها یک پروژه عمرانی نیست؛ روایت باشکوهی از همدلی، ایثار و دستهای سخاوتمند مردمانی است که درد همشهری خود را درد خود دانستهاند.در این مسیر، مجمع خیرین سلامت بروجرد با اهدای بیش از ۲۰ میلیارد تومان و مجمع خیرین فرهاد داودوندی نیز با تقدیم بیش از ۵ میلیارد تومان، بخش بزرگی از مسئولیت ساخت این مجموعه مهم را بر دوش گرفتهاند؛ کمکهایی که تنها رقم و عدد نیستند، بلکه هر ریال آن، نشانی از عشق به بروجرد و دغدغه نجات جان انسانهاست.به لطف این همراهیها و همت بلند خیرین، اکنون حدود ۸۰ درصد از ساختمان دوقلوی مرکز جامع سرطان و پرتو درمانی بروجرد ساخته شده است.اما هنوز یک گام بسیار مهم باقی مانده است...منتظر آمدن دستگاه پرتو درمانی هستیم؛ و چه لحظهشماری سخت و شیرینی است این انتظار!چقدر زیبا خواهد بود روزی که این دستگاه در بروجرد نصب و راهاندازی شود؛ روزی که بیماری مبتلا به سرطان، دیگر مجبور نباشد برای چند دقیقه درمان، رنج سفر به شهرهای دیگر را تحمل کند؛ روزی که خانوادهای نگران، به جای بستن چمدان و راهی شدن در سرمای زمستان یا گرمای تابستان، بتواند عزیز بیمار خود را در شهر خودش برای درمان همراهی کند.اینجاست که باید پرسید:ارزش یک دستگاه پرتو درمانی برای یک شهر چقدر است؟شاید قیمت آن را بتوان با میلیاردها تومان محاسبه کرد، اما ارزش واقعی آن را باید با تعداد جانهایی سنجید که امید به زندگی دوباره پیدا میکنند.و مگر میشود برای «امید» قیمت تعیین کرد؟مگر میشود دعای مادری که فرزندش در مسیر درمان است را با عدد و رقم سنجید؟مگر میشود آرامش خانوادهای را که دیگر مجبور نیست برای درمان عزیزش آواره شهرهای دیگر شود، قیمتگذاری کرد؟امروز بروجرد بیش از هر زمان دیگری به همت، غیرت و مسئولیتپذیری مدیران نیاز دارد.انتظار میرود مسئولان و مدیران مربوطه، پس از این همه انتظار و پیگیری دیگر "دست دست نکنند"، با تمام توان پای کار بیایند،بالاخره آستین همت را بالا بزنند و برای تکمیل ساختمان، تأمین، انتقال و نصب دستگاه پرتو درمانی از هیچ تلاشی دریغ نکنند.خیرین وظیفه خود را به شایستگی انجام دادهاند؛مردم پای کار آمدهاند؛میلیاردها تومان از سرمایههای شخصی نیکوکاران برای سلامت مردم هزینه شده است؛و امروز نوبت آن است که دستگاههای اجرایی نیز با تمام ظرفیت خود این مسیر را به پایان برسانند.این پروژه نباید در میان کاغذبازیها، وعدهها و امروز و فردا کردنها متوقف بماند.پشت این ساختمان، زندگی انسانها ایستاده است.و در این میان، جا دارد از صمیم قلب، از دوستان بسیار عزیز و نیکوکارم در مجمع خیرین سلامت بروجرد قدردانی کنم؛ بزرگمردان و بانوانی که حضورشان برای بروجرد یک موهبت بزرگ است.برای شخص من، فرهاد داودوندی، حضور در کنار این عزیزان نه فقط یک افتخار، بلکه یک مدرسه بزرگ انسانیت است؛ مدرسهای که در آن، درس واقعی بخشندگی را نه با حرف، بلکه با عمل میآموزیم.از انسانهایی که میتوانستند سرمایه خود را صرف آسایش شخصی کنند، اما بخشی از دارایی خود را برای سلامت مردم، نجات بیماران و ساخت آیندهای بهتر برای شهرشان بخشیدند.این بزرگان به ما یاد دادهاند که گاهی بزرگترین ثروت انسان، چیزی نیست که برای خودش نگه میدارد؛بلکه چیزی است که برای نجات دیگری میبخشد.امروز هر آجر این مرکز، یک داستان دارد؛داستان یک خیر، یک نذر، یک فداکاری، یک دعای خیر...و شاید روزی بیماری در همین مرکز درمان شود، سلامتیاش را به دست آورد و به خانه برگردد؛ آن روز، هیچکس نخواهد دانست پشت آن لحظه شیرین، چند انسان نیکوکار ایستاده بودند.اما خدا میداند.و چه پاداشی بالاتر از اینکه انسانی، به خاطر بخشندگی تو، دوباره به زندگی بازگردد؟امیدواریم به زودی، با همت همه مسئولان، خیرین و دلسوزان بروجرد، صدای روشن شدن دستگاه پرتو درمانی در این مرکز، به گوش مردم شهر برسد؛صدایی که برای بیماران، صدای امید باشد؛برای خانوادهها، صدای آرامش؛و برای بروجرد، صدای افتخار.باشد که این بنای خیر، سالها و سالها مأمن بیماران و پناه خانوادههایی باشد که سختترین روزهای زندگی خود را سپری میکنند.دست تکتک خیرین بروجرد را میبوسیم؛