شنبهها با شعراشعار منتخببه کوشش دبیر شعر: سمیه جلالیشعری از الهام بسویطبیهوده نبود ترس من از آدمی!…
انتشار: 2026/08/15 09:44 UTCدریافت: 2026/08/21 08:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 08:40 UTC
شنبهها با شعراشعار منتخببه کوشش دبیر شعر: سمیه جلالیشعری از الهام بسویطبیهوده نبود ترس من از آدمی!آنگاه که میدریدند وَرید مرا؛از شاهرگ شعرزمان در زخم جاری بودو من در صدایت که ریشههای هزارساله ی انجیرِ سرخ بود!صدایم زدی دخترمآیا مرگ، کینه را بی اعتبار میکند و اندوه را صیقل میبخشد؟- گفتم مرگ همه چیز را با خود نمیبرد پدر از رفتگان، آنقدر به جا میگذارد،که با آنها بشود گریست!گاه خندیدگاه گُریخت...گفتی تردید کن !و با شماتت زودگذرهم ریشه نشوکه جهان به فضیلتهای کوچک احتیاج دارد!- جهان دریچه میخواهد پدربرای قلب هایی کهاز ورای انسدادِ عروقشان ،هنوز در انتظارِ گُشایش می تپنددر من هر زخم به زبانی فریاد می زند در من هر زخم به اسمی صدایم می زندهیچ زخمی به فروش نمیرسد ؛کسی چه می داند زخم ها به کجا باز می شوند!در خون، دائما چیزی از جریان میایستد تا لختههای تلخش را بگریدآنجا که مرگ؛از جانِ شاعران، سهم بیشتری میبردمیان من و بندهای انگشتتکه آتش به اختیار ،سیگاری گیراندهاندیک درخت آزاد بود وُچند پرنده در گور!🔗لینک شعر در سایت خانه جهانیماهگرفتگان🔗لینک ارتباط با دبیر شعر فصلنامه ماهگرفتگی#الهام_بسویط#اشعار_منتخب_در_سایت#سمیه_جلالی#شنبه_های_شعر#فصلنامه_مطالعاتی_انتقادی_ماه_گرفتگی#خانه_جهانی_ماه_گرفتگان