شبیه دانهی گندم شکستهدل شدهامخدا کند که مرا این غم آسیاب کند#شهریاربصیری@GhaZalkhaniI
انتشار: 2026/08/20 08:40 UTCدریافت: 2026/08/20 12:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 12:25 UTC
شبیه دانهی گندم شکستهدل شدهامخدا کند که مرا این غم آسیاب کند#شهریاربصیری@GhaZalkhaniI
پستهای تلگرام — غزل خوان
خون گشته مرا ز هجر یاران، دیدهزین غم شده چون سیلِ بهاران، دیدهگر دست به من زنند میریزد اشکمانند درختهای باران دیده ...#قپلان_بیگ @GhaZalkhaniI
خورشیدمی و عادت هر روزه ام این است؛یک پنجره مبهوت تماشای تو باشم#مهدی_فرجی@GhaZalkhaniI
به آواره زمین بخشیدم از او خان درآوردم از آن ویرانهی بیمشتری دکّان درآوردم رَدایی ژنده و دستار چرک و پارهکفشی داشت به زورِ خلعَت از دریوزهای سلطان درآوردم نه تنها من ، که دیگر خویش را هم بعد از آن نشناخت که از بیدستوپایی ، رستم دستان درآوردم در این دنیا کجا مانند من تَردست مییابی!من اینجا از کلاه شرعیام شیطان درآوردم خمیر کفر و دین را سامری آنگونه هم میزد که من جادو شدم از آن میان عرفان درآوردم زمانی هر چه میفرمود حتی شک نمیکردم دمار از روزگار خویش با ایمان درآوردم برای لحظهای پروانگی در پیله پوسیدم سرِ آزادگی آخر سر از زندان درآوردم ریا وقتی تنورش گرم میشد نانم آجر شد از آنپس خون دل خوردم ، نگویی نان درآوردم!از اول هم گرفتار طبیبی نابلد بودم که از یک درد ، صدها درد بیدرمان درآوردم دهان از شیر مادر تا گرفتم گفت از این پس نان ..منِ خوشباور آنجا یک بغل دندان درآوردم#مرتضی_فاتحینسب@GhaZalkhaniI
باور نمیکردند این عاشق بهجز صبردر رازداری هم سرش بالا بماندپشت سر هر قطره اشکم داستانیستباید بگویم بشنوی اما... بماند#نفیسه_سادات_موسوی @GhaZalkhaniI
به مصراعی ننالیدم تب تلخ تباهی راکه یک عمر است عادت کردهام بیسرپناهی رامنم آن ارگ ویرانی که هر شب خواب میبیندبه روی شانههایش فوج کفترهای چاهی رازلیخاها اگر پیراهنی پاره نمیکردندبه یوسفها که میآموخت رسم بیگناهی را؟سواری خستهام از کوه پایین آمدم دختر!ببند این زخمهای کهنهی مشروطهخواهی راتفنگ و اسب را دادم به جای شانهی نقرهبکِش هموارتر کن پیچ و تاب این دوراهی راچه میفهمند سربازان مست روس و عثمانیشمیم اشکهایم روی کاغذهای کاهی را؟سپیداری که بر آن پیکر ستارخان رقصانچه سازد شرمساری را... چه نالد روسیاهی راسپیده سر زده آهو به آغوشم قدم بگذار !مگیر از شیرمَردت لطف صید صبحگاهی رارهاتر از سر زلفت بخند امشب پریشانمبرقصان توی تُنگ صورتت دو بچه ماهی را#حامد_عسکری @GhaZalkhaniI
تلخ است عمرِ ما، به شتابش از آن خوشیم عمری که تلخ میگذرد؛ در گذار بِه! #طالب_آملی@GhaZalkhaniI