ای که بر کعبه نشد تا که بیافتد گذرتقائم آل نبی طوف کند گرد سرتگوشهء حجرهء تنگی و به خود میپیچیمیده…
انتشار: 2026/08/18 02:41 UTCدریافت: 2026/08/20 11:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 11:45 UTC
ای که بر کعبه نشد تا که بیافتد گذرتقائم آل نبی طوف کند گرد سرتگوشهء حجرهء تنگی و به خود میپیچیمیدهی جان و سرت هست به پای پسرتجگرت سوخته از زهر و تنت میلرزدنیست مرهم که نشیند به دل شعله ورتگریه بر روضهء تو روزی اجداد من استگریه بر روضهء تو گریه برای پدرتسوختی از شرر زهر و دم آخر توآمده روضهء جانسوز حسن در نظرتگوشهء حجرهء خود خفتی و گفتم با اشکشکر در پشت سرت نیست کسی دربدرتنه گرفته است کسی جا به سر سینهء تونه بریده است کس انگشت نه برده سپرتدست و پا میزنی و آب به دستت دادندقاتلت دست نیانداخته بر موی سرت گر چه از زهر شرربار جگر پاره شدیپسرت هست ولی نیست سنان دور و برت#شعر_شهادت_امام_عسکری_ع #داریوش_جعفری @hadithashk