اقتصادِ نافروش؛ هشدارِ ساختاری دربارهٔ انفجاری که در راه استقسمت دهم و پایانی: از «تورّمِ فشار» به…
انتشار: 2026/08/20 13:11 UTCدریافت: 2026/08/23 01:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 01:50 UTC
اقتصادِ نافروش؛ هشدارِ ساختاری دربارهٔ انفجاری که در راه استقسمت دهم و پایانی: از «تورّمِ فشار» به «سیاستِ ساختاری»نویسنده پیام رسیده از مخاطب اگر قرار است این مسیر، هرچند دیر، تغییر کند، باید از «سیاستِ واکنشی» به «سیاستِ ساختاری» گذر کرد. مسئله دیگر با تصمیمهای مقطعی و کنترلهای کوتاهمدت حل نمیشود؛ زیرا بحران به ساختار درآمد، قدرت خرید، توزیع منابع و اعتماد نهادی رسیده است.نخست، باید از «یارانهٔ قیمتی» به «یارانهٔ درآمدی» گذر کرد. بهجای کنترل قیمت، که میتواند فشارهای پنهان و اختلال در بازار ایجاد کند، باید از درآمد خانوار و قدرت خرید آن حمایت کرد؛ تا قدرت خرید به تقاضای مؤثر و تقاضای مؤثر به چرخهٔ تولید تبدیل شود.هدف این نیست که فقط قیمت یک کالا برای مدتی پایین نگه داشته شود؛ هدف باید بازگرداندن توان خرید مردم باشد.دوم، مسئله بازتوزیع رانت، نه فقط مهار آن است. در اقتصاد رانتی، مهار تورم بدون اصلاح نحوهٔ توزیع منابع، الزاماً شکاف میان اقتصاد بالا و زندگی پایین را از بین نمیبرد.درآمد حاصل از نفت، ارز، مجوز و انحصار باید به جای آنکه عمدتاً به سفتهبازی داراییها منتقل شود، به پایهٔ رفاهی جامعه متصل شود: مسکن، بهداشت، آموزش و حقوق بازنشستگی.سوم، باید با گسترش اقتصاد پنهان از مسیر شفافیت آماری و مالیاتی و بازسازی اعتماد برخورد کرد. اقتصاد سایه را نمیتوان صرفاً با سرکوب از بین برد. وقتی مردم و بنگاهها احساس کنند حضور در اقتصاد رسمی برایشان هزینهزا و بیاعتمادکننده است، بخشی از فعالیتها به مسیرهای غیررسمی منتقل میشود.بنابراین مسئله فقط ثبت معاملات یا دریافت مالیات نیست؛ مسئله بازگرداندن رویتپذیری اقتصاد است.و چهارم، اصل بنیادین این است: اعتماد نهادی باید با کارایی توزیعی ساخته شود، نه با قدرت سرکوب.اعتماد اقتصادی زمانی شکل میگیرد که شهروند احساس کند قواعد اقتصادی قابل پیشبینیاند، منابع فقط در اختیار گروههای خاص نیستند و سیاست اقتصادی میتواند امنیت حداقلی زندگی او را حفظ کند.اقتصادی که اعتماد خود را فقط بر اجبار بنا کند، ممکن است برای مدتی سکوت ایجاد کند، اما سکوت را نمیتوان با اعتماد اشتباه گرفت.سخن پایانی این مقاله همین است:انفجار بزرگ در راه، لزوماً در «فردا» و به شکل «هجوم» رخ نخواهد داد؛ ممکن است در فرایند طولانی گسست تقاضا، گسست اعتماد و گسست نهادی شکل بگیرد.توان خرید به ناتوانی خرید تبدیل میشود؛ ناتوانی خرید به فرار از بازار؛ فرار از بازار به بدهی و اقتصاد پنهان؛ و اقتصاد پنهان، اگر ادامه پیدا کند، به زوال اعتماد نهادی میرسد.هرکدام از این حلقهها یک «انفجار کوچک خاموش» است.مجموع این انفجارهای خاموش، میتواند اقتصادی بسازد که هنوز ظاهراً سرپاست، اما بخش مهمی از ظرفیت مقاومت خود را از دست داده است.بنابراین هشدار این نوشته به حاکمیت، از سر تهدید نیست؛ از سر تحلیل ساختاری و مسئولیت ملی است:هر روزی که با سیاست واکنشی سپری شود، اقتصاد نافروش یک قدم به اقتصاد فرسودهتر و شکنندهتر نزدیک میشود.پیش از آنکه «سیگنال ترک» به شکست تبدیل شود، باید آن را جدی گرفت.پایانt.me/hamidasefichannel2%D8%B5%D9%81%D8%AD… یوتیوبyoutube.com/@hamidasefi-mf3jo