صداوسیما؛ آغاز شکاف در معماری قدرت پس از جنگپشت حمایت فرمانده سپاه از جبلی چه اختلافی در بلوک قدرت…
انتشار: 2026/08/22 16:38 UTCدریافت: 2026/08/23 01:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 01:50 UTC
صداوسیما؛ آغاز شکاف در معماری قدرت پس از جنگپشت حمایت فرمانده سپاه از جبلی چه اختلافی در بلوک قدرت شکل گرفته است؟حمایت احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران، از عملکرد پیمان جبلی، رئیس صداوسیما، در شرایطی انجام شده که مسعود پزشکیان و محمدباقر قالیباف بهصراحت از عملکرد این سازمان انتقاد کردهاند. بنابراین، موضوع را نمیتوان صرفاً اختلافی مدیریتی یا رسانهای دانست. مسئله اصلی، اختلاف بر سر نقش رسانه در ساختار قدرت و نحوه مدیریت افکار عمومی در دوره پساجنگ است.پزشکیان و قالیباف، هرکدام از زاویهای متفاوت، بر ضرورت اصلاح عملکرد رسانه رسمی تأکید کردهاند. در مقابل، فرمانده سپاه از عملکرد صداوسیما در جنگ دفاع کرده و آن را بخشی از «جبهه رسانهای انقلاب اسلامی» دانسته است. همین تفاوت در تعریف مأموریت صداوسیما، بخش مهمی از اختلاف را توضیح میدهد.در یک نگاه راهبردی، دو تعریف متفاوت از رسانه درون بلوک قدرت در حال ظهور است. یک نگاه، رسانه را ابزار انسجام اجتماعی، افزایش اعتماد عمومی و مدیریت شکاف میان حاکمیت و جامعه میداند. نگاه دیگر، رسانه را بخشی از ساختار امنیتی ـ ایدئولوژیک و جبهه رسانهای حاکمیت تعریف میکند.این اختلاف زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که مشخص شود موضوع فقط نحوه پوشش اخبار نیست. مسئله اصلی «مرجعیت روایت» است؛ یعنی چه نهادی حق دارد درباره جنگ، عملکرد حکومت، مذاکرات، هزینههای جنگ، دستاوردهای نظامی و وضعیت کشور روایت مسلط را تولید کند.اگر دولت و مجلس معتقد باشند صداوسیما باید به بازسازی اعتماد عمومی و تقویت انسجام ملی کمک کند، اما سپاه و جریان مسلط در صداوسیما بر حفظ روایت ایدئولوژیک جنگ تأکید داشته باشند، اختلاف وارد سطحی فراتر از مدیریت رسانه میشود. در این حالت، موضوع به توزیع قدرت سیاسی و امنیتی در درون حاکمیت مربوط خواهد شد.ورود مستقیم فرمانده سپاه نیز از همین جهت اهمیت دارد. وحیدی صرفاً از یک مدیر یا یک برنامه تلویزیونی دفاع نکرده است؛ او از رویکردی دفاع کرده که صداوسیما را در چارچوب «جبهه رسانهای انقلاب اسلامی» تعریف میکند. بنابراین، این حمایت را میتوان یک سیگنال سیاسی و نهادی دانست که نشان میدهد بخشی از ساختار نظامی ـ امنیتی، انتقادهای اخیر از صداوسیما را صرفاً نقد مدیریتی تلقی نمیکند.در مقابل، انتقاد پزشکیان و قالیباف را نیز نباید به معنای شکلگیری یک ائتلاف سیاسی میان رئیسجمهور و رئیس مجلس تعبیر کرد. آنها در این موضوع مشخص، منافع نهادی مشترک پیدا کردهاند: افزایش کارآمدی رسانه رسمی و جلوگیری از ایجاد فاصله میان روایت رسانهای و نیازهای سیاسی دولت و جامعه.بنابراین، شکاف فعلی را میتوان چنین صورتبندی کرد:یک طرف: مدیریت انسجام اجتماعی، بازسازی اعتماد عمومی و تقویت جایگاه دولت و نهادهای رسمی.طرف دیگر: حفظ روایت ایدئولوژیک جنگ و استمرار نقش ساختار امنیتی ـ نظامی در تولید روایت سیاسی.اهمیت این اختلاف در دوره پساجنگ بیشتر میشود. در این مرحله، مسئله فقط اعلام پیروزی یا پوشش عملیات نظامی نیست. جامعه درباره تصمیمات جنگ، نتایج آن، هزینهها، مذاکرات و آینده کشور پرسشهای بیشتری مطرح میکند. در چنین شرایطی، کنترل روایت به یک مؤلفه قدرت سیاسی تبدیل میشود.به همین دلیل، اختلاف بر سر صداوسیما میتواند یکی از نشانههای اولیه رقابت بر سر معماری قدرت پس از جنگ باشد؛ البته هنوز برای سخن گفتن از شکاف تعیینکننده یا فروپاشنده در بلوک قدرت زود است. آنچه فعلاً مشاهده میشود، یک شکاف درونساختاری بر سر روش حفظ قدرت، مدیریت افکار عمومی و تعیین مرجع تولید روایت رسمی است.شاخص تعیینکننده در مرحله بعد، رفتار رهبری و سرنوشت مدیریت صداوسیما خواهد بود. اگر انتقاد پزشکیان و قالیباف به تغییر در مدیریت یا خط سیاسی سازمان منجر شود، میتوان گفت اختلاف از سطح رسانهای به سطح آرایش قدرت منتقل شده است. اگر چنین تغییری رخ ندهد، احتمالاً سپاه توانسته است از وضع موجود در برابر فشار دولت و مجلس حمایت کند.جان کلامدعوای اصلی بر سر پیمان جبلی نیست؛ بر سر این است که چه نهادی باید روایت رسمی کشور را تعیین کند.پزشکیان و قالیباف مسئله را از زاویه انسجام ملی و کارآمدی سیاسی میبینند؛ سپاه از زاویه جبهه رسانهای و امنیتی.و این یعنی صداوسیما در حال تبدیل شدن به یکی از نقاط قابل مشاهده رقابت نهادی درون حاکمیت بر سر معماری قدرت پس از جنگ است.t.me/hamidasefichannel2%D8%B5%D9%81%D8%AD… یوتیوبyoutube.com/@hamidasefi-mf3jo