ایران فردا pinned «🟣وقتی تخیل را محاکمه میکنیم شاندل، شریعتی و اخلاقِ خواندنِ متن 🔶افسانه نجاتی @i…
انتشار: 2026/07/23 21:02 UTC
ایران فردا pinned «🟣وقتی تخیل را محاکمه میکنیم شاندل، شریعتی و اخلاقِ خواندنِ متن 🔶افسانه نجاتی @iranfardamag ▪️گاهی یک نام از حدود خود فراتر میرود و به آینهای بدل میشود که نه فقط موضوع داوری، که شیوهی داوری ما را نیز بازتاب میدهد.«شاندل»؛ نامی که در جهان نوشتاری…»
پستهای تلگرام — ایران فردا
🟣کالاییسازی آموزش عالی و ناامیدی فرودستان 🔶سعیده شفیعی@iranfardamag ▪️جدیدترین گزارش «اندیشگاه روایت ایرانی» نشان میدهد که شکاف طبقاتی در آموزش عالی تشدید شده و دانشگاههای دولتی بهتدریج از بستری برای تحرک اجتماعی به فضایی در اختیار اقشار مرفه تبدیل شدهاند. بر اساس این گزارش، از بیش از 500 هزار دانشجوی دانشگاههای دولتی، سهم سه دهک پایین درآمدی به کمتر از ۵.۶ درصد رسیده، در حالی که 62 درصد ظرفیت این دانشگاهها در اختیار سه دهک بالای درآمدی است. ✅روایت سمیه🔸گزارش سیاستی «رفاه دانشجویی: از فقر پنهان در دانشگاهها تا راهکارهای کمهزینه و مؤثر برای عدالت رفاهی» که خطاب به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی تدوین شده، به مسالهی رفاه در دانشگاهها پرداخته است. گزارش با برشی از زندگی روزمرهی دانشجویی به نام سمیه شروع میشود. سمیه، دانشجوی یکی از دانشگاههای دولتی در کلانشهر تهران است که از یکی از استانهای کمبرخوردار به پایتخت آمده است. او با هزاران امید و آرزو و پس از عبور از سد کنکور توانسته در یک رشتهی پرطرفدار پذیرفته شود، اما ورود به دانشگاه دولتی، پایان مشکلات او نبود، بلکه آغاز مواجهه او با صورتِ دیگری از واقعیت اقتصادی بود. او برای تامین پایهایترین نیازهای زیستی اعم از اجارهبها، هزینههای سنگین رفتوآمد، تغذیهی مناسب و حتی تهیهی کتاب و لوازم تحصیلی در فشار شدید مالی قرار دارد. این فشار مداوم اقتصادی، تمرکز ذهن و اولویتهای تحصیلی او را نابود کرده، کیفیت یادگیری را تنزل داده و خطر ترک تحصیل یا افتادن در دام کارهای بیکیفیت و ارزانقیمت خارج از دانشگاه را پدید آورده است. داستان سمیه، قصه هزاران دانشجوی دیگری است که نامشان در جداول آماری و گزارشها میآید، اما صدایشان در هیاهوی تصمیمگیریها گم میشود. ✅رفاه دانشجویی؛ فراتر از سقف و غذا▪️در این گزارش آمده است:«آمار به خودی خود گویا هستند، اما واقعیت پشت این ارقام، زندگی روزمرهی دانشجویانی است که هر روز با محاسبه دقیق هزینهها، حذف وعدههای غذایی و اضطراب تأمین نیازهای اولیه، برای ماندن در دانشگاه میجنگند. فشار اقتصادی چنان سنگین است که حتی انجام کارهای پارهوقت دانشجویی نیز، با توجه به دستمزدهای ناچیز، پاسخگوی نیازهای آنان نیست. این وضعیت، نهتنها به افت تحصیلی و آسیبهای روانی دانشجویان منجر میشود، بلکه به معنای اتلاف سرمایهی ملی و کاهش بازدهی نظام آموزشی است. بازتاب این اقدام را در خشونتهای اجتماعی شاهد خواهیم بود.» 🔸دولتها طی دهههای گذشته تلاش کردهاند با پرداخت یارانه به تغذیهی دانشجویی، بنکارت یا وامهای دانشجویی به کاهش شکاف در این بخش کمک کنند اما این گزارش با برجستهکردن این روایت قصد دارد این پیام را منتقل کند که «رفاه دانشجویی تنها تأمین سقف و غذا نیست»، بلکه حفظ امنیت روانی و کرامت انسانی دانشجو برای حفظ سرمایهی انسانی» کشور است. بدون حل فقر پنهان، دانشگاهها به جای آن که موتور تحرک اجتماعی نیازمندان باشند، به زیستگاهی فرساینده برای طبقات کمدرآمد تبدیل میشوند. روایت سمیه نشان میدهد که چگونه عدم وجود یک شبکهی حمایتی هدفمند، توانمندسازی و تحرک اجتماعی، آموزش عالی به یک سراب تبدیل میشود. ✅شواهد آماری▪️تحلیل آماری گزارش بر پایهی دادههای سال ۱۴۰۴ صندوق رفاه دانشجویان، ابعاد تکاندهندهای از نابرابریهای نهادینهشده را آشکار میکند. نتایج این گزارش نشان میدهد از میان جمعیت ۵۲۰ هزار نفری دانشجویان دانشگاههای دولتی، تنها ۵.۶ درصد (معادل ۲۵,۹۸۶ نفر) از سه دهک پایین درآمدی هستند. این در حالی است که حدود ۶۲ درصد از ظرفیت دانشگاههای دولتی و رایگان کشور در اختیار سه دهک بالای درآمدی قرار گرفته است. این آمار نشان میدهد که دانشگاه دولتی بهجای عمل به وظیفه تاریخی خود یعنی «ایجاد تحرک اجتماعی برای طبقات محروم»، عملاً به سازوکاری برای «بازتولید نابرابری اقتصادی و اجتماعی» تبدیل شده است. همچنین این دادهها نشان میدهند که ۴۰.۴ درصد از کل دانشجویان کشور در چهار استان تهران، اصفهان، خراسان رضوی و آذربایجان شرقی متمرکز شدهاند. در مقابل، استانهای کمبرخوردار نظیر سیستان و بلوچستان، کهگیلویه و بویراحمد و لرستان که بالاترین نسبت دانشجویان نیازمند و کمدرآمد را دارا هستند، از نظر زیرساختها، خوابگاهها و امکانات رفاهی در رتبههای آخر کشور جای گرفتهاند.... 🔻متن کامل: cutt.ly/OypXy5WO #ایران_فردا#سعیده_شفیعی#کالاییسازی_آموزش_عالی t.me/iranfardamag
جامعه ایران چگونه میتواند از اعتراض به تغییر پایدار برسد؟ و در شرایط فقر، سرکوب، جنگ و فرسایش اجتماعی، «ادامه دادن» چه معنایی دارد؟در این قسمت گُدار، سعید مدنی، محمدرضا نیکفر، علیرضا رجایی و امین بزرگیان، با محوریت مکاتبات سعید مدنی و آصف بیات، درباره جامعه جنبشی ایران، ظرفیت و محدودیتهای جنبشهای اجتماعی، ضرورت سازمانیابی، خشونتپرهیزی و امکان گذار دموکراتیک گفتوگو میکنند. بحث از نسبت جامعه مدنی و سیاست به مسئله الگوی توسعه، «رژیم تصاحب» و خطر تصرف جنبشها از سوی نیروهای غیردموکراتیک میرسد و در نهایت به پرسشی بازمیگردد که عنوان برنامه از آن گرفته شده است: آیا میتوان بدون امید به رسیدن، همچنان جرأت ادامه دادن داشت؟🆔@clubhouseGodar
🟣 افسانه پروژه روشنگری جهانشمول: دین در عرصه عمومی در زمان مدرن آیا مسلمانان پیشرو راه را برای هژمونی «خمینیسم» هموار کردند؟-۳ 🔶مجتبی مهدوی@iranfardamag ▪️دومین ایرادِ وارد بر استدلالِ شکستِ اصلاح دینی اسلامی این است که این استدلال عمیقاً ریشه در اسطوره مسیر تکخطی مدرنیتهی سکولار دارد — پروژهای جهانشمول از روشنگری که در آن، دین یا بهکلی محو میشود یا به حوزهی خصوصی رانده میشود. مشخص نیست بر اساس چه مبنای اجتماعی-تاریخی/تحلیلی، ایران میتوانست به یک دموکراسی سکولار پیشرو تبدیل شود، اگر روشنفکران و فعالان مسلمان مدرن، گفتمان اسلامی را مدرنیزه نمیکردند. 🔸علاوه بر این، ظهور گفتمان مسلمان مدرن و اصلاحطلب باید در چارچوب مواجهه ایران با مدرنیته استعماری و خودکامه/۱تحلیل شود. شکست و بحران مدرنیته خودکامه به طور عمده به ظهور و محبوبیت یک «گفتمان اسلامی» جایگزین در دهه ۱۳۵۰ کمک کرد. همچنین، بر خلاف ایده مسیر خطی و پیشفرض شدهی پیشرفت در چارچوب مدرنیته پوزیتیویستی، کاملاً محتمل است که اگر تلاشی برای اصلاح دین صورت نمیگرفت، ایرانِ امروز با شرایط اجتماعی-فرهنگی بهمراتب وخیمتری مواجه میشد. ظهور فاشیسمهای مذهبی مانند داعش، افراطگرایی اسلامگرایانه القاعده، طالبان، بوکو حرام و الشباب، و حتی اخوانالمسلمین در جوامع مسلمان مدرن، نشان میدهد که ایران در برابر چنین گفتمانهای ارتجاعی مصون نبوده است. به طور خاص، ظهور گفتمان مشروعه شیخ فضلالله نوری و تعصب مذهبی فداییان اسلام و مؤتلفه اسلامی، همراه با انجمن حجتیه و دیگر افراد و گروهها در ایران مدرن، نشاندهنده خاک حاصلخیز و بستر مساعد ایران برای شکلگیری اشکال افراطی بنیادگرایی اسلامی است. ▪️خمینیسم بدون شک یک گفتمان سیاسی ارتجاعی است و به پیام رهاییبخش انقلاب ۱۳۵۷ خیانت کرده است؛ ایران تحت حاکمیت الیگارشی خمینیسم دچار رنج و بحران است است. با این حال، شرایط «پسااسلامگرایی» جامعه ایران و تغییرات پارادایمی اجتماعی-فرهنگی آن/۲به سمت ارزشهای دموکراتیک، تا حدی ناشی از اصلاح در گفتمان اسلامی است. اصلاحات اسلامی به «غیرقدسیسازی»/۳گفتمان دینی و سیاست مذهبی در جامعه ایرانی کمک کرده است. چنین تغییر عمیق اجتماعی به بهترین شکل در جنبش پیشرو کنونی «زن، زندگی، آزادی» تجلی یافته است، جنبشی که توسط زنان رهبری میشود و با چنین شعار و گفتمان دوستدار زنان شناخته میشود./۴ 🔸افزون بر این، رویکرد ضد هرمنوتیکی و «ذات گرایی فرهنگی»/۵ از دیگر کاستیهای نهفته در ایده مسیر تک خطی مدرنیته سکولار است. به نظر میرسد استدلال بیژن جزنی در این دام گرفتار شده باشد؛ آنجا که مینویسد: «اسلام، همچون سایر ادیان، که بر اساس حقیقت الهی و وحی استوار است، با عقل، علم و اندیشه مدرن در تضاد اساسی قرار دارد.» در این نگاه، تأکید بر متن انتزاعی است، نه بر بستر اجتماعیای که در آن، یک مسلمان به عنوان کنشگر آزاد میتواند دین وعقل را با هم سازگار کند. همانطور که آصف بیات استدلال میکند، سوال این نیست که آیا دین و عقل با هم سازگار هستند یا نه؛ سوال واقعی این است که تحت چه شرایط اجتماعیای یک مسلمان — به عنوان کنشگر تفسیر — میتواند آنها را سازگار کند/۶ به عبارت دیگر، رویکردی جامعهشناختی، و نه الهیاتی، برای مطالعه دین در جامعه مناسبتر به نظر میرسد. افزون بر این، دین صرفاً یک متن الهی انتزاعی نیست؛ بلکه بیشتر به شخص دیندار مربوط است. در بیشتر موارد، دینهمان چیزی است که فرد دیندار از آن میسازد. فرد دیندار تجسم دین در هر جامعه و در هر دوره تاریخی خاص است. از آنجا که افراد دیندار در طول زمان دگرگون میشوند و درکشان از دینداری/معنویت/ امر متعالی تحول مییابد، ادیان نیز بهتبع آن دچار تحول میشوند....(ادامه دارد) 🔻متن کامل: bit.ly/3TOc3oN#%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%AF%… #علی_شریعتی#مجتبی_مهدوی #لوموند_دیپلماتیک t.me/iranfardamag
🔴 انسجام گفتمانی در انقلاب مشروطه و پراکندگی کنشگری سیاسی معاصر ایران 🔷مهدی زمانی@iranfardamag ▪️با توجه به مناسبت سالروز انقلاب مشروطه، مرور این رویداد تاریخی فرصتی برای تحلیل مقایسهای «تشکلیابی اجتماعی» در دو مقطع حساس تاریخ معاصر ایران فراهم میکند. انقلاب مشروطه در ادبیات تاریخشناسی و جامعهشناسی سیاسی، به عنوان یکی از موفقترین نمونههای همافزایی گفتمانی شناخته میشود. در آن مقطع، کنشگران اجتماعی با پیشینههای طبقاتی، فرهنگی و ایدئولوژیک متکثر -از نهادهای سنتی مذهبی و اصناف بازار تا روشنفکرانِ سکولار و نخبگان محلی- توانستند بر فراز شکافهای هویتی، یک زبان مشترک سیاسی (تمرکززدایی از قدرت مطلقه و قانونمداری) و یک خواست حداقلی و مشخص یعنی (تأسیس نهاد پارلمان و تدوین قانون اساسی) تولید کنند. آنها درک کرده بودند که با وجود تفاوتهای بنیادین، میتوانند بر سر یک هدف به اجماع برسند. 🔸اما مقایسه این پدیده تاریخی با وضعیت کنونی جامعه ایران، نمایانگر یک پارادوکس ساختاری است. در شرایط حاضر، با وجود گستردگی بیسابقهی دامنهی نارضایتی اجتماعی، ما با پدیدهی گسست ارگانیک و گفتمانی میان طیفهای مختلف کنشگر مواجهیم. برای دقت تحلیلی، باید این کنشگران را به سه دستهی جامعهشناختی متمایز تقسیم کنیم: یک، جریانهای اصلاحطلب دروننهادی (با تمرکز بر بازسازی چارچوب موجود)، دو، اپوزیسیون سازمانیافتهی بیروننهادی (با تمرکز بر تغییر رژیم و ارائهی مدلهای آلترناتیو)، و سه، جنبشهای اجتماعی خودانگیخته و شبکهای (با تمرکز بر مطالبات خرد-هویتی، زیستی و معیشتی فوری). متاسفانه به همان میزان که این سه ضلع در سطح کلان در برابر وضع موجود همگرایی دارند (گفتمان مخالف)، در سطح میانی و عملیاتی، شاهد یک خلأ مطلق در خصوص گفتمان بدیل مشترک و مسیر گذار هستند. ✅آسیبشناسی ساختاری و گفتمانی پراکندگی میان سه ضلع کنشگری ▪️یک، مکانیسم دیگر سازی سهگانه و فقدان سرمایه اجتماعی پلزننده: عدم شکلگیری زبان مشترک، ریشه در تروماهای تاریخی ناشی از رویارویی این سه دسته با ساختار سرکوبگر و در پی آن با یکدیگر دارد. این شکاف، به جای تبدیل شدن به یک تقسیم کار سیاسی، به یک مکانیسم دیگرسازی درونگروهی انجامیده است: جریان دروننهادی، اپوزیسیون بیرون نهادی را به تسهیل سرکوب و بیمسئولیتی متهم میکند؛ اپوزیسیون بیرون، جریان دروننهادی را متهم به مشروعیتبخشی به استبداد میکند؛ و هر دو گروه نخبگانی، جنبشهای خودانگیخته (مانند جنبش زن، زندگی، آزادی) را به دلیل فقدان رهبری متمرکز و داشتن مطالبات غیرسیاسی، فاقد ظرفیت گذار میدانند. این چرخه بیاعتمادی متقابل، امکان ائتلافسازی را مخدوش کرده است. 🔸دو، تعدد افقهای انتظار و تقاطع زمانی-مکانی متفاوت خواستها : در عصر مشروطه، «قانون» به عنوان یک پدیدار انتزاعی اما ملموس، نقش روایت فراگیر را ایفا میکرد. اما در فضای امروز، هر یک از این سه ضلع، در افق زمانی متفاوتی حرکت میکنند. جریان دروننهادی خواستار اصلاح تدریجی در زمان حال است؛ اپوزیسیون بیرون چشم به آیندهای دورتر دوخته و مدلهای حکومتی پسا-گذار را طراحی میکند؛ و جنبشهای خودانگیخته خواستار تغییر فوری در زیست روزمرهی فردی و رفع خشونت ساختاری در اکنون هستند. نتیجه این پلورالیسم ناهمسو، تولید زبانهایی است که نه تنها همپوشانی ندارند، بلکه در بسیاری از موارد به دلیل تفاوت اولویتها، ناسازگار و متعارضند. ▪️سه، شکاف معنایی میان نخبگان درون متنی و طبقات کنشگر خیابان: زبان سیاسی دو دستهی اول (دروننهادی و اپوزیسیون سازمانیافته)، عمدتاً درگیر یک خودارجاعبینی نظری است و در فرازهای انتزاعی سایبرفضا یا تبعید سیاسی میچرخد (بحث بر سر جمهوری سکولار، سوسیالدموکراسی و...). در مقابل، زبان دستهی سوم (جنبشهای شبکهای و طبقات فرودست)، زبانی مادی، مستقیم و مبتنی بر معیشت و آزادیهای فردی و غیره است. نخبگان دو دستهی اول تاکنون نتوانستهاند نقش مترجم گفتمانی را ایفا کرده و زبان کلان سیاسی خود را به زیستجهان معنایی جنبشهای خرد ترجمه کنند.... 🔻متن کامل: bit.ly/4bFOc0B #ایران_فردا#مهدی_زمانی#انسجام_گفتمانی_انقلاب_مشروطه#پراکندگی_کنشگری_سیاسی_معاصر t.me/iranfardamag
🔴 ادعاهای موهوم و بهانههایی برای کشتار خیابانی «تو باید جرأت ادامهدادن داشته باشی، نه امیدِ رسیدن» 🔷سعید مدنی@iranfardamag 4️⃣ بخش چهارم : ادعای نظام مبنی بر مداخلهی تروریستها و عوامل موساد ضعیفتر از آن است که بتواند چنین اعتراض گسترده و کشتار بیسابقهای را توجیه کند. کما اینکه گزارشهای شاهدان عینی هم ناقض این ادعا است. در اینکه اسراییل همواره پروژههایی را علیه ایران تدارک دیده تردید ندارم؛ اما همچنانکه در مقالهی ایلناعی در «هیوم» (به فرض صحت) آمده، پروژههای اسراییل عمدتاً منحصر به نفوذ در نظام جمهوری اسلامی یا آموزش نیروهای مسلح ازجمله کردها (اگرچه آنها تکذیب کردهاند) و امثال آن بوده و نه اعزام نیروهای مسلح مخفی که مردم معترض را در چنین ابعاد وسیعی در خیابانها به قتل برسانند. ریاست یک بیمارستان تخصصی چشمپزشکی معروف اعلام کرد که در آن دو روز بیش از هزار عمل چشم برای ترمیم یا تخلیهی چشم معترضان آسیبدیده انجام دادهاند (روزنامه آرمان ملی ۶/۱۱/۱۴۰۴). در گفتوگویی که با یکی از این جراحان چشم داشتم، او که روایت بیمارانش را در ۱۸ و ۱۹ دیماه از نزدیک شنیده بود نیز ادعای نظام را فاقد وجاهت میدانست و رد میکرد. اصلاً بیشتر به شوخی میماند که تروریستهای اسراییلی یا مزدوران اسراییل وارد ایران شده باشند تا در بیش از ۲۰۰ شهر به چشمان جمعیت کثیری گلولهی ساچمهای شلیک کنند. بهعلاوه درست ۲۴ ساعت بعد از قتل عام ۱۸ و ۱۹ دی و به دعوت نظام و به طرفداری از آن گردهماییهایی در اغلب شهرها برگزار شد که در آن خون از دماغ کسی نریخت. گویی تروریستهای ادعایی فقط برای کشتار مخالفان رژیم از راه رسیدند و پس از آن آب شدند و به زمین رفتند. البته در چنین اجتماع گستردهی سراسری نمیتوان بهکلی وجود چند تن افراد مسلح مخالف را تأیید یا رد کرد؛ اما اینکه اساساً نیرویی در ایران یا خارج از ایران وجود داشته باشد که قابلیت حضور مسلحانه و سازماندهی اعتراضاتی در این سطح و گستردگی را داشته باشد جز توهم یا دروغ نیست. (ادامه دارد) #ایران_فردا#نامه_چهارم#کشتار_خیابانی#آصف_بیات #سعید_مدنیhttps://t.me/iranfardamag
🟣 دیالکتیک ساختار و عاملیت: بسترسازی نقش ایدهها در انقلاب ۱۳۵۷ آیا مسلمانان پیشرو راه را برای هژمونی «خمینیسم» هموار کردند؟ 🔶مجتبی مهدوی@iranfardamag ▪️ هژمونی خمینیسم و الیگارشی روحانیت در ایران پس از انقلاب، نتیجه عوامل متعدد اجتماعی-سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است. این پدیده را نمیتوان به یک عامل ساده و واحد، مانند ایدههای مذهبی، تقلیل داد و دیالکتیک و تعامل بین ساختارها و کنشگران در جریان و پس از انقلاب ۱۳۵۷ را نادیده گرفت. نه ساختارها در تعطیلات بودند و نه کنشگران در سالهای ۱۳۵۷–۱۳۵۶ مرده بودند! همانطور که در جای دیگری نشان دادهام، دیالکتیک و تعامل سه عامل ساختاری — ساختار دولت (سطح سیاسی)، توسعه نابرابر (ساختار اجتماعی-اقتصادی) و جنگ سرد (ساختار جهانی) — و همچنین سه عامل کنشگرایانه — کاریزما خمینی (سطح فردی)، مساجد و شبکه سراسری مراکز مذهبی (سطح نهادی) و گفتمان انقلابی پوپولیستی (سطح فکری) — به هژمونی خمینیسم انجامید.[1] 🔸علاوه بر بحران مشروعیت در رژیم پس از کودتای ۱۳۳۲، ماهیت نئوسلطانی نفتی[2] رژیم شاه، دولت را بطور نسبی مستقل از جامعه کرد و تأثیر جامعه بر دولت محدود شد. هرچه شاه بیشتر قدرت خود را با دولت در هم میآمیخت و هرچه بیشتر به دستگاههای سرکوبگر وابسته به دولت، درآمدهای نفتی و ایالات متحده متکی می شد، خود را بیشتر از جامعه دور می کرد. ▪️ نمود توسعه نامتوازن اجتماعی-اقتصادی سه جنبه داشت: اول، به تضاد بین توسعه اقتصادی و سیاسی دامن زد. در نتیجه، ساختار سیاسی به شدت از مدرنیزاسیون اقتصادی کشور عقب افتاد. طبقه متوسط از نظر سیاسی، فرهنگی و در سالهای بعد، اقتصادی از رژیم ناراضی بود: «در دورهای که جمهوریخواهی، رادیکالیسم و ملیگرایی رواج داشت، رژیم پهلوی در نظر روشنفکران، حامی سلطنتطلبی، محافظهکاری و امپریالیسم غربی جلوه میکرد[3].» دوم، توسعه نامتوازن ، ساختار اقتصادی را دو قطبی کرد و جامعهای دوگانه با اقتصادهای سنتی و نیمهصنعتی متضاد را شکل داد. 🔸انقلاب سفید شاه سیستم اجتماعی-اقتصادی را دو قطبی کرد، هم طبقات سنتی و هم مدرن را ناکام گذاشت و یک طبقه اجتماعی ناراضی جدید از فقرای شهری ایجاد کرد که نقش مهمی در انقلاب ۱۳۵۷ ایفا کردند. سوم، ساختار اجتماعی-اقتصادی ایران تحت حکومت شاه نیز بطور نامتوازن از نظام اقتصادی جهانی و "توسعه وابسته" تأثیر پذیرفته بود. اقتصاد سنتی بازار و پیشهوران صنفی توسط واردات ارزان قیمت از بازار خارج شدند و از اقدامات خودسرانه دولت رنج بردند[4]. ▪️ ساختار جهانی قدرت در دوران جنگ سرد به شیوههای مختلف به شرایط انقلابی کمک کرد و زمینه را برای شکلگیری خمینیسم فراهم ساخت: تحت سایه جنگ سرد، افراد، ایدهها و نهادهای لیبرال و چپگرا (سکولار یا مسلمان) به عنوان تهدیدهای اصلی رژیم تلقی میشدند. احساسات ضدکمونیستی نهاد روحانیت، فضایی نسبتاً امن برای فعالیت روحانیون ایجاد کرد. علاوه بر این، در دوران ریاست جمهوری جیمی کارتر، سیاست خارجی ایالات متحده نسبت به دوران نیکسون تغییر کرد. سیاست حقوق بشر و آزادیهای محدود کارتر، شاه را وادار کرد تا برخی از زندانیان سیاسی را آزاد کند، بدون آنکه اصلاحات عمدهای انجام دهد. اما رئیسجمهور کارتر مطمئن نبود که آیا ایالات متحده باید به حمایت از شاه ادامه دهد یا خیر. از آنجا که کارتر موضعگیری احساسی شدیدی نسبت به شاه نداشت و همچنین سیاست مشخصی برای مقابله با انقلاب نداشت، شاه در واکنش به شرایط انقلابی دچار تردید شد. در چنین بستر ساختاری بود که خمینیسم با استفاده از ایدهها، نهادها و مهارتهای رهبری خود، میدان انقلاب را تسخیر کرد…. 🔻متن کامل: bit.ly/45jJ3I6##%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%… #علی_شریعتی#دیالکتیک_ساختار_و_عاملیت #مجتبی_مهدوی #لوموند_دیپلماتیک t.me/iranfardamag