🟣آیا مسلمانان پیشرو راه را برای هژمونی «خمینیسم» هموار کردند؟ *▪️دین در عرصه عمومی و انقلاب ۱/۱۳۵۷…
انتشار: 2026/07/26 20:36 UTCدریافت: 2026/08/14 04:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 04:55 UTC
🟣آیا مسلمانان پیشرو راه را برای هژمونی «خمینیسم» هموار کردند؟ *▪️دین در عرصه عمومی و انقلاب ۱/۱۳۵۷ 🔶مجتبی مهدوی/۲ مقدمه@iranfardamag ▪️ایران پیش از انقلاب هرگز شاهد یک فرهنگ اسلام گرای یکدست نبود. گفتمانهای فرهنگی و سیاسی متنوعی وجود داشتند که هر کدام تاريخها، پایگاههای اجتماعی و شکافهای اجتماعی خاص خود را نمایندگی میکردند. علاوه بر چندین نیروی سکولار چپگرا و ملی گرا، و با کنار گذاشتن سنت گرایش به سکوت در میان روحانیون سنتی،/۳تفسیرهای گوناگونی از اسلام در ائتلاف بزرگی که به انقلاب ۱۳۵۷ منجر شد، وجود داشت. این تفسیرها شامل «خمینیسم/۴»، اسلام لیبرال-دموکراتیک مهدی بازرگان/۵، گروه چریکی سازمان مجاهدین خلق/۶، و گفتمان چپ اسلامی علی شریعتی با محور الهیات رهایی بخش بودند./۷ 🔸اما چرا و چگونه خمینیسم به گفتمان مسلط در ایران انقلابی تبدیل شد؟ چه عواملی مانع از آن شدند که دیگر گفتمانهای مذهبی و یا سکولار بتوانند با خمینیسم رقابت کنند؟ به باور من، دیدگاه رایج در ادبیات موجود نشان میدهد که دلیل اصلی پیروزی خمینیسم ، «ایدئولوژیکسازی/سیاسیسازی اسلام» توسط مسلمانان مدرن و پیشرو بوده است. استدلال شده است که اگر روشنفکران مسلمان مدرن ایرانی در دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ دین را به عرصه عمومی نیاورده بودند، اسلام همچنان در حوزه خصوصی باقی میماند. به ویژه، گفتمان علی شریعتی به عنوان ستون فقرات نظریه ولایت فقیه خمینی و عامل اصلی «شکست» ایران در ترسیم مسیری «خطی» به سوی یک جامعه و حکومت سکولار مدرن شناسایی شده است./۸ ▪️بخش عمدهای از این استدلال ها بر پایه دیدگاه بیژن جزنی در مقالهاش با عنوان «مارکسیسم اسلامی یا اسلام مارکسیستی؟»/۹ استوار است که در سال ۱۳۵۲ نوشته شد، اما بعدها منتشر گردید. در این مقاله، جزنی استدلال میکند که پیامد ناخواسته مدرنیزه کردن اسلام توسط روشنفکران مسلمان مدرن، در نهایت به نفع روحانیون تمام میشود. با شکست جمهوری اسلامی ایران در تحقق وعده های رهایی بخش انقلاب ۱۳۵۷ و سیاستهای فاجعه بار حکومت فاسد و الیگارشی روحانیون حاکم، این خط فکری در میان محققان و فعالان از جناحهای چپ و راست طیف سیاسی برجستگی بیشتری یافته است. برای برخی (عمدتاً راست پوپولیست)، ایده توهمآمیز روشنفکران مسلمان درباره یک جایگزین سیاسی اسلامی بهجای مدرنیزاسیون/غربیسازی پهلوی، به «فتنه۵۷» (انقلاب ۱۳۵۷) ، نقطه عطفی فاجعه بار در تاریخ ایران، انجامید. برای دیگران (عمدتاً چپ و برخی لیبرالها)، اگرچه انقلاب ۱۳۵۷ یک جنبش رهاییبخش ضد استبدادی بود، اما نظام پس از انقلاب تحت حاکمیت خمینیسم — با دیدگاهها، سیاستها و شخصیت آیتالله خمینی — یک عقب گرد عظیم در مسیر توسعه و دموکراسی ایران محسوب میشد. با این حال، برای هر دو جناح راست و چپ، این وضعیت عمدتاً ناشی از سیاسی سازی اسلام توسط روشنفکران مسلمان مدرن بود. استدلال شده است که نهاد روحانیت، از جمله گفتمان خمینی، قادر نبود طبقه متوسط را علیه رژیم شاه بسیج کند و یک گفتمان انقلابی جایگزین برای وضع موجود ارائه دهد. این وظیفه توسط روشنفکران مسلمان مدرن و به ویژه علی شریعتی، که به عنوان «ایدئولوگ انقلاب» شناخته میشود، انجام شد. 🔸در این فصل، این ادعا را به چالش خواهم کشید، در بستر تاریخی قرار خواهم داد و آن را در متن خودش بررسی خواهم کرد. نشان خواهم داد که چگونه و چرا عوامل ساختاری و کنشگرایانهی متعدد — و نه صرفاً «ایدئولوژیکسازی اسلام» — مانع از رقابت دیگر گفتمانهای مذهبی و/یا سکولار با خمینیسم شدند. سپس تأثیر «پروتستانتیسم اسلامی» و/یا اصلاحات/رنسانس اسلامی، و همچنین دیدگاه رایج درباره نقش دین در عرصه عمومی را به چالش خواهم کشید. در نهایت، این فصل به بررسی نقش چپ پیشرو مسلمان، به ویژه علی شریعتی، در تلاش ایران برای دستیابی به آزادی و عدالت اجتماعی میپردازد. در این راستا، اندیشهها و نیندیشیدههای شریعتی در چارچوب تلاش ایران برای آزادی و دموکراسی به طور مختصر بررسی و مورد نقد قرار خواهد گرفت.(ادامه دارد) 🔻متن کامل: cutt.ly/XyyPZWX2 #دین_در_عرصهعمومی#خمینیسم #انقلاب_۵۷#ایران_فردا #علی_شریعنی#مجتبی_مهدوی #لوموند_دیپلماتیک t.me/iranfardamag