مردک احمق... این یعنی سیگنال قحطی. یعنی فعالین اقتصادی فهمیدهاند شما هنوز بر خریت خود پابرجایید.پر…
انتشار: 2026/08/22 17:12 UTCدریافت: 2026/08/23 10:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 10:15 UTC
پستهای تلگرام — جناب گاو
«توصیه شما به یه پسر ۲۸ ساله مجرد که ارشد اقتصاد خونده و الان سربازه چیه؟ چه بکنه؟»——————————دوست عزیز من کسی نیستم که برای رضایت شما دروغ بگویم. به خصوص که به من اطمینان کردی و لذا به تو خیانت نمی کنم هرچند خوشت نیاید. اول اخبار واقعی بد:تو ده سال عمر خود را در دانشگاه تلف کردی. فریب خوردی. البته خودت هم راحت طلب و تنبل بودی. لذا سالهایی که باید در اوج زندگی و یادگیری مهارت های عملی و کسب روزی و مهارت های زندگی باشی در مدرک فروشی دانشگاه تلف کردی. لذا الان هم نرم و بی خاصیت و بی هنر و بی همت شده ای. مدرک اقتصاد هیچ بار واقعی و مهارت واقعی ندارد. در بهترین حالت ایده بازی است. توسط یک سری کارمند درست شده برای ساختن یک سری کارمند. حتی اگر فردا هم توسط بانکی استخدام شوی در واقع مهارت هایی واقعی بانکی نظیر پاچه خواری، حسابداری و یا تهیه فلان گزارش ها ربطی به تحصیلات تو ندارد. بعلاوه قریب به اتفاق اقتصاددان ها حقه بازند و تو ده سال در معیت این ها به سر بردی. اگر ده سال زندان بودی بیشتر یاد می گرفتی و پتانسیل واقعی بیشتری داشتی. برای انجام کار واقعی بین تو و یک زندانی سابق شاید به زندانی بیشتر بتوانم اتکا کنم. تبدیل یک دانشجوی بلند مدت به نیروی کاری بدردبخور و کم ادعا کاری است بسیار مشکل و بلکه ناممکن. خلاصه این که تا این جای عمر واقعا خراب کردی. منفعلانه فریب خوردی. فرض کن همان هجده سالگی رفته بودی سربازی و بعد مثلا مکانیک گیربکس شده بودی. الان برای خودت یک استادکار نمام بودی که هرجای دنیا جا داشت. اما اخبار خوب:هنوز جوانی. کورسوی امیدی وجود دارد که بتوانی خودت زا تغییر دهی. برای این کار، بلافاصله موارد فوق را عمل کن:۱-یک برنامه ورزشی مرتب (و به تدریج سنگین تر) ترجیحا از ورزش های رزمی تا کمی سلامت ذهنی و مردانگی خودت را پس بگیری. ۲- تغییر رژیم غذایی برای روحیه بهتر۳-از ایده و دانشگاه و سخنرانی و چس ناله و موسیقی پرهیز کن و به کره خاکی برگرد. اگر خیلی وقت آزاد داری، کمی عربی یا یک زیان دیگر فراگیر. ۴-برای امرار معاش: اگر دنبال کارمندی و خدماتی هستی همین مقدار مدرک کافی است. هر مهارت واقعی دیگر را در محیط کار یاد می گیری. اگر با توجه به خانواده و اطرافیان فکر می کنی کار دیگری می توانی بکنی، مثلا یک کار فنی، هنوز دیر نشده. به خودت نگو دیر شده و فکر نکن که با این کار ده سال گذشته را دور می ریزی. تو همین الان هم آن ده سال را دور ریخته ای. بهتر است الان گریه کنی تا سه سال دیگر. به هرحال کاری نیست که ظرف پنج سال تجربه مداوم نتوان آموخت. منتهی کاملا باید روحیه خود را عوض کنی. انفعال و علافی بس است. از کسی هم نمی توانی انتظار داشته باشی برایت معلم باشد. همت چاره ساز است. این هم لینک بعضی مطالب سابق ما راجع به حقه بازان و اقتصاد دانان: t.me/anti_hypocrisy/348https://t.me/anti_… خدا بر مروجین کسب و کار دانشگاهی که خیانتی عظیم مرتکب شدند.
در نزد برادران ارزشی، همیشه و همه جا این عدم رعایت ادب ایرانیان در نزد ارباب خوب و پرسخاوت و دوستداشتنی چینی است که موجب میشود این ارباب مهربان و این خدای بیمانند محل سگ به ما نگذارد (و نه دیوانهبازی و لگدپرانی ج.ا. در عرصه روابط خارجی). اینها وقتی ۴۸ سال شعار رسمی «مرگ بر آمریکا» از همه تریبونهای نظام را نقد میکنی، میگویند که این تاثیری روی رفتار آمریکا با ایران نداشته است! ولی در عین حال معتقدند که عدم خشوع کامل از طرف فلانک شخص در توییتر موجب شده چین با ایران روابط تجاری بیشتری نداشته باشد!دوزاریهای نوکرصفت!
تایوان رسما از طرف دولت چین به عنوان یک تجزیه طلب شناخته میشود. اما روابط تجاری تایوان با چین نزدیک به 200 میلیارد دلار است. تجزیه طلب چین هم باشی، 100 میلیارد دلار از شما واردات میکند، اگر مزیت داشته باشی. شما کشور بی ثباتی ساختید، یک کشور جنگ زده، مزیتهایتم الان ضعیف است. ترکیه به لحاظ اقتصاد در رده ایران نیست. گذشت آن دوران. GDP اسمی ترکیه 5.5 برابر ایران و GDP برابری قدرت خریدش 2.3 برابر ایران است. به لحاظ GDP PPP ترکیه اکنون قدرت 11 (ایران 27 ام) اقتصادی جهان و به لحاظ GDP nominal قدرت 16 (ایران 51 ام) اقتصادی جهان است. @Exciton_missile_program 🚀
از شاه زنباره تا اَبَرمرد قهرماننمیشود از ناصرالدینشاه سخن گویند و ذکری از «زنبارگی» او نکنند. او البته تعداد زنان زیادی از دائمی و صیغه داشت (معمولا صیغه ۹۹ساله که در عمل تفاوتی با دائمی نداشت). نیز، در جای جای دفتر روزنامهاش (دفتر خاطرات)، از دیدن زنان و دختران زیبارو مشعوف میشود و بسیار «افسوس میخورد»!اما آیا کاری خلاف عرف زمانه انجام میداد؟ خیر! آیا زنی را به زور به عقد درمیآورد؟ خیر! در خاطراتش نقل میکند که وقتی در سفری شیفته دختری دهاتی و زیبا، اما با ظاهر مندرس و فقیرانه میشود، دو پیرزن که شیفتگی شاه را میفهمند دختر را پوشانده و او را دور میکنند، و شاه پرقدرت حتی اعتراضی در دلش هم نمیکند و فقط «افسوس میخورد». آیا مردم از شاه بر سر زن یا دختر خود میترسیدند؟ خیر! بلکه گاه دختران خود را به او عرضه میکردند تا شاید که شاه دامادشان شود.آیا ناصرالدینشاه در تهران یا در سفر هیچگاه رفتاری خجالتآور در مورد زنان از خود بروز داد؟ چنین چیزی گزارش نشده، و بلکه برعکس! فرنگیان (مثلاً ملکه ویکتوریا) رفتار «جنتلمنانه» شاه را عموماً ستودهاند. حتی وقتی دوری از زنانش در فرنگ بر او فشار میآورد خطایی نمیکرد.شاه پرابهت نه تنها دل نازکی برای زیبایی زنان داشت، بلکه احترام آنها را هم نگاه میداشت. سوگلیش «انیسالدوله» که ظاهر چندان زیبایی هم نداشت، فقط به خاطر هوش سرشارش و شخصیت قویاش، از مستخدم حرم تبدیل شد به قویترین زن حرم، و قرب و احترامی داشت که هیچ زنی در ادوار بعد به آن نرسید. آیا مانند بعضی زورمندان آن روزها، زنان را بعد از تمتع چون دستمالی چرک دور میانداخت؟ خیر! عموماً هم زنهای شاه او را خیلی دوست داشتند.آیا تعداد زیاد زنها شاه را از کار مملکت وامیداشت؟ خیر! آیا حرم شاهی بار سنگینی بر خزانه مملکت بود؟ خیر! بر طبق همه گزارشها، ناصرالدینشاه بسیار مقتصد بود و زنهای شاه زندگیهای بسیار معمولی داشتند. کل حرمسرای شاهی شاید به اندازه یکدهم یکی از «نهادهای فرهنگی» بهدردنخور امروز خرج نداشت!ناصرالدینشاه اهل مستی و تریاک و انحرافات دیگر هم نبود!آیا این واقعیتها از ناصرالدینشاه یک شاه فوقالعاده میسازد؟ خیر! فقط نشان میدهد که آو آدمی بود نرمال، سالم، و باشعور! در مورد هزار و یک شاه دیگر، ایرانی و غیر ایرانی، همزمان یا در دوران دیگر، کسی اینقدر به تعدد همسران گیر نمیدهد. مونکوت، شاه تایلند در همان زمان بیش از صد زن داشت و سوگلیش دختر برادرش بود. در تایلند او را پدر تایلند مدرن میدانند و غربیان هم از زندگیش فیلمهای افسانهمانند ساختهاند!➖➖➖➖حالا، از طرف دیگر، رضاشاه روزانه مقداری تریاک میکشید، چیزی که حتی در همان زمان هم مذموم شمرده میشد. محمدرضاشاه با زنان متعددی همبستر میشد، آن هم به نحوی که خلاف عرف آن زمان بود. اینها شایعات مخالفین نیست، بلکه چیزهای مستندی است!تصورش را بکنید اگراین ناصرالدینشاه بود که مصرف روزانه تریاک داشت، یا یکی از مسوولیتهای باهوشترین وزیرش جور کردن دختر برایش در جزیره کیش بود!➖➖➖➖دلیل این تفاوت گذاشتن در قضاوتهایمان این است: در ایران ۱۵۰ سال است که از سیاستمداران و حکمرانان و دولتمردان نرمال و طبیعی و سالم (و مانند همهی انسانها، دارای نقص) دلزدهایم، و در عوض به دنبال ابرمرد قهرمان (یا ضدقهرمان!) و منجی بزرگ بودهایم: امیرکبیر، رضاشاه، مصدق، محمدرضاشاه، خمینی... تمام جذابیت امیرکبیر در این است که از او ابرمردی برایمان ساختهاند که بنا بود ایران را یکتنه نجات دهد «اما نگذاشتند»! مصدق ابرمرد بود، حتی برای محمدرضاشاه! رضاشاه ابرمرد است، حتی برای جماعت انقلابی و ارزشی؛ آنها ممکن است از رضاشاه بدگویی کنند، ولی ته دلشان او را ابرمرد میدانند و دوست دارند دنبالهرو شخصی چون او باشند. پادشاه نرمال عادی زندوست و عیبدار کفایت نمیکرد، بلکه یا باید نائب امام زمان باشد یا جانشین کورش! تعداد زیاد ارجاعات روشنفکران به «بیسمارک» و یا آرزوی برآمدن یک دیکتاتور برای آدم کردن ایرانیان از همین رو بود. کلا از افراد دچار نارسیسیسم خوشمان میآید.و وقتی شخصی ابرمرد باشد، عیوب رفتاری یا شخصیتی یا اخلاقیش (معتاد بودن، قلدرماب بودن، دروغگویی، ریاکاری) یا کوچک شمرده میشود یا حتی تحسین میشود.➖➖➖➖خمینی نمونه کامل ابرمرد قهرمانی بود که ایرانیها به دنبالش بودند: زاهد بود، بر خلاف خیلی از علما بیش از یک زن نداشت و زن صیغه نمیکرد، سادهزیست، عالم.... به قول عبدالکریم سروش باسوادترین حکمرانی بود که ایران به خودش دیده! در عین حال فیلسوف و عارف و فقیه و مبارز سیاسی! هم کتاب عرفانی نوشته بود، هم فقهی، هم سیاسی.در بحبوحه اغتشاشات ۱۳۵۷، یک اروپایی به یکی از استادانم گفت: «مگر مردم ایران خود بیعیب و مقدساند که شاه بیعیب و مقدس میخواهند؟!»و شد آنچه شد!@qajarnameh
مصدق حتی به فرض آزادیخواهی (که شک و شبهه بسیار در این مورد وجود دارد و بیشتر امثال جمال عبدالناصر و سوکارنو را تداعی می کند) نه در میان توده مردم مذهبی هوادار خاص و فداکار داشت، نه ارتش، نه کارگران صنعتی و نه طبقه متوسط (این دوتای آخری اساسا قدرت خاصی نداشتند).وقتی کسی حتی میان جامعه خودش نیروی اجتماعی پای کار و فداکار ندارد، دیگر نسبت دادن «اعتماد به آمریکا» (از جانب مصدق) به عنوان دلیل سرنگونی چه منطقی جز «آنتی امپریالیسم» کور پشتش دارد؟ قدرت خارجی طبق منافع خود با کسانی معامله می کند که تاثیرگذار و دارای قدرت بداند .۳ سال بعد از حوادث ۲۸ مرداد، در مجارستان (که نفوذ بریتانیا و آمریکا در ایران هرگز قابل مقایسه با تسلط و نفوذ شوروی در آن نبود) ایمره ناگی تلاش کرد از این تسلط بکاهد. ده ها لشکر تحت فرماندهی ایوان کونیف و مارشال ژوکوف ، قهرمانان جنگ جهانی دوم شوروی برای سرکوب حرکت اعزام شدند. یک هفته نبرد سخت، هزاران کشته و زخمی و تخریب بخش اعظم بوداپست لازم بود تا به پاخاستگان مجار سرکوب شوند. در مجارستان ارتش، طبقه میانه و بخش توده مردم عادی کنار دولت ناگی ایستادند و فقط کمیته مرکزی حزب کمونیست با مسکو و خروشچف همراهی کرد.اما در ایران، دولت مصدق بدون دخالت یک سرباز بریتانیایی و انگلیسی و هیچ درگیری خاصی بین هواداران مصدق و «کودتاچیان» ظرف چند ساعت آب شد . هیچ نهاد و توده ای در ۲۸ مرداد به هواداری از مصدق برنخاست و پس از آن هم مقاومت خاصی در برابر دولت جدید نشد. مصدق را چه بزرگمردی بدانیم که هدفش سعادت ایران بود و چه یک پوپولیست فرصت طلب، اقبالی در میان جامعه مرکزگرای آن زمان ایران و نخبگانش نداشت و کسی حاضر نشد برایش جانفشانی کند.➖جان وحشی

