.سوزان سونتاگ مینویسد: «عکاسی هنری سوگوارانه است»؛ چون هر عکس، در عین ثبت یک لحظه، یادآور چیزیست…
انتشار: 2026/08/17 11:09 UTCدریافت: 2026/08/20 15:31 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 15:31 UTC
.سوزان سونتاگ مینویسد: «عکاسی هنری سوگوارانه است»؛ چون هر عکس، در عین ثبت یک لحظه، یادآور چیزیست که دیگر وجود ندارد.این جمله را که به عکسهای ایرج گنجهای در فیلم مستند "بدون ایرج" نگاه میکنم، بیشتر میفهمم که ایرج فقط عکاس خوبی نبوده؛ چشم عکاسانه داشته. میدانسته کجا بایستد، چه چیزی را ببیند و کدام لحظه را نگه دارد. عکسهای ۱۲۰ او برای من از بهترین بخشهای فیلماند؛ جایی که خودِ ایرج، بیواسطه و بدون توضیح، از پشت قاب با ما حرف میزند.فقط یک حسرت دارم: کاش ایرج از روزهای زندگی در آن باغ بیشتر عکس گرفته بود؛ از آدمها، اتاقها، درختها، استخر، مهمانیها و لحظههای معمولی زندگی. امروز این عکسها میتوانستند حافظه تصویری یک جهان ازدسترفته باشند.در خود فیلم هم به نظرم در بعضی فصلها ترکیب مصاحبه، نریشن و تصاویر آرشیوی کمی به روایت لطمه زده. ایکاش بهمن کیارستمی گاهی به یک مدیوم روایی اعتماد بیشتری میکرد؛ مخصوصاً وقتی اینهمه عکس خوب در اختیار دارد. شاید سکوت و خودِ تصویر میتوانستند بعضی جاها بیشتر حرف بزنند.با همه اینها، «بدون ایرج» برای من فیلمی درباره ماندن آدمها در تصویر است. ایرج رفته، باغ تغییر کرده، اما عکسها ماندهاند.و شاید همینجا باید گفت: بهمن کیارستمی خودش هم یک مجنون سینمای مستند است؛ از آن آدمهایی که هنوز برای پیدا کردن یک آدم، یک عکس یا تکهای از یک جهان ازدسترفته، دوربین به دست میگیرد و جستوجو میکند.فکر میکنم بهمن کیارستمی در حال حاضر بهترین مستندساز ایران است و ایکاش همینطور بماند و همچنان سراغ جهانهایی برود که دیگران از کنارشان گذشتهاند.@kamranheidari




