💬 فلسفهی حقیقی، فلسفهی تراژیک است، «بُعدِ دوم اندیشه.» شستوف میگوید: کسی که «زندگی را همانطور ک…
انتشار: 2026/08/17 15:33 UTCدریافت: 2026/08/21 00:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 00:00 UTC
💬 فلسفهی حقیقی، فلسفهی تراژیک است، «بُعدِ دوم اندیشه.» شستوف میگوید: کسی که «زندگی را همانطور که هست میپندارد، همانطور که همگان میپذیرندش، آنکه از وحشتهای زندگی روی میگرداند... از فلسفه و اندیشه دست کشیده است.» مسلماً این فلسفه برای اوضاع نومیدانه است. داستایفسکی میگوید بیشتر مردم وقتی با عدم امکانی رویارو شوند، تسلیم و مجاب میگردند که کاری برای انجام نیست و میتوان با این عدم امکان کاملاً در آرامش زیست. اما فوندان میگوید اگر کسی مثل ایوب «باید با بیماری از پای بیفتد، تا سر حد مرگ اضطراب بکشد، هر چه را دارد از دست بدهد و همه چیز - عاطفه، آبرو، سلامتی و حتی امید - از او سلب شود، آنگاه او دیگر نمیتواند بپذیرد که بدبختیاش معقول، ضروری، مقدس و تحت محافظت حقیقت ابدی است؛» آنوقت است که او برای «ممکنی» فراسوی ضرورت عقلانی فریاد میکشد که این اجازه را بدهد که بدبختیاش صرفاً چیزی ممکن باشد که بتوان نقضش کرد و بر آن چیره شد.📚 دوشنبه اگزیستانسیال✍️ بنژامن فوندان 🇹🇩🇫🇷📁 صفحه ۴۱📱 @PouyaKetab 📚