با اینحال، شهریار باید چنان هیبتی در دلها پدید آرد که اگر محبّت و دلبستگی مردم را بهدست نمیآورد، دستکم از برانگیختن نفرت آنان نیز پرهیز کند؛ چراکه هراس داشتن و عدم نفرت با هم سازگارند و تضادّی میان آن دو نیست؛ و این امر برای کسی که از نقض مالکیّت شهروندان و رعایای خویش یا تعرّض به زنان آنان خودداری ورزد، همواره میسّر خواهد بود. همچنین هرگاه شهریار ناچار به گرفتنِ جانِ کسی شد، باید این کار را تنها در صورتی انجام دهد که توجیهی مناسب و دلیلی آشکار برای آن وجود داشته باشد؛ ولی بیش از هر چیز باید از تصاحب دارایی دیگران بپرهیزد، زیرا آدمیان مرگ پدر خویش را آسانتر فراموش میکنند تا ازدستدادن میراث و داراییشان را. وانگهی، بهانهها برای مصادرهی دارایی همیشه حاضر و آماده است و کسی که شیوهی زندگیاش بر پایهی غارت و چپاول است، همیشه دلیلی برای تصاحب دارایی دیگران پیدا میکند؛ حال آنکه انگیزهها و موارد گرفتن جان افراد، نادرترند و زودتر از میان میروند.● نیکولو ماکیاوللی، شهریار➣ @Notes_On_Liberty
🔺پیمان مکه؛ منطقهی بدون ایران یا آمریکا؟سخنان محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، درباره «پیمان مکه» میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، از آن جهت شایسته تأمل است که فراتر از خود این توافق، تصویری از نگرانی ایران از تغییرات احتمالی در معماری امنیتی خاورمیانه را به دست میدهد.رضایی این پیمان را حاصل ضعف و ناکارآمدی آمریکا دانسته و گفته است کشورهای منطقه، با درک احتمال کاهش تعهدات امنیتی واشنگتن، در پی ترتیبات امنیتی تازهای برآمدهاند. او همچنین گفته است که از ایران خواسته شده این توافق را تأیید کند و تأکید کرده که جا دارد ایران از مؤسسان چنین پیمانهایی باشد.در اصل بروز یک تغییر مهم در محاسبات امنیتی کشورهای منطقه، حق با رضایی است؛ اما از این مقدمه نمیتوان به این نتیجه رسید که دوران اتکای کشورهای خاورمیانه به آمریکا به پایان رسیده و ایالات متحده بهزودی پایگاههای نظامی خود را از منطقه برمیچیند.حضور آمریکا در ساختار امنیتی خاورمیانه نه یکشبه ایجاد شده و نه بهآسانی قابل حذف است. عربستان و دیگر کشورهای عرب خلیج فارس طی دههها شبکهای از روابط نظامی، اطلاعاتی، تسلیحاتی و سیاسی با واشنگتن ایجاد کردهاند. پیمان مکه نیز، بیشتر به نظر میرسد مکمل این ساختار باشد تا جایگزین آن.اگر بخواهم با یک مثال توضیح دهم، میتوان تحولات اخیر را به وضعیت بیمهای تشبیه کرد: کشورهای منطقه همچنان با یک «بیمهگر اصلی» طرفاند، اما پس از تجربه اخیر، نسبت به کفایت پوشش آن بیمهگر دچار تردید شدهاند و به دنبال «بیمه تکمیلی» رفتهاند. پیمان مکه را میتوان نوعی بیمه تکمیلی برای پوشش نقاط کور بیمه اصلی دانست.جنگ اخیر و نحوه عملکرد آمریکا در دفاع از متحدان منطقهای خود، این تصور را تقویت کرده که اتکا به یک قدرت خارجی، هرچقدر هم قدرتمند باشد، ممکن است در شرایط بحرانی با محدودیتهایی روبهرو شود. بنابراین کشورهای منطقه الزاماً به این نتیجه نرسیدهاند که آمریکا دیگر کارآمد نیست؛ بلکه به این نتیجه رسیدهاند که اتکا به آمریکا بهتنهایی کافی نیست و تنوعبخشی به شرکای امنیتی ضروری است.از این منظر، پیمان مکه را نباید با خوشبینی مفرط، آغاز نظم «پسا آمریکایی» در خاورمیانه دانست؛ بلکه میتوان آن را تلاشی برای کاهش ریسک ناشی از وابستگی کامل به یک ضامن خارجی تلقی کرد. به عبارت دیگر، کشورهای منطقه در حال کنار گذاشتن بیمه اصلی نیستند؛ در حال خریدن بیمه تکمیلیاند.البته درباره ظرفیت واقعی این پیمان نیز نباید اغراق کرد. بسیار دور از ذهن است که در صورت وقوع جنگی میان ایران و عربستان، ترکیه و پاکستان صرفاً به دلیل تعهدات این توافق وارد جنگ مستقیم با ایران شوند. چنین اقدامی، علاوه بر اراده سیاسی، به سازوکارهای عملیاتی، فرماندهی مشترک، هماهنگی نظامی و تعهدات روشن و قابل اجرا نیاز دارد؛ مؤلفههایی که هنوز معلوم نیست این پیمان تا چه اندازه از آنها برخوردار است.در اینجا مقایسه با ناتو نیز آموزنده است. ناتو، اگرچه سازمانی چندجانبه است، بخش مهمی از وزن نظامی و بازدارندگی خود را از حضور آمریکا میگیرد. حذف آمریکا از معادله، ناتو را به «شیری بییال و دم و اشکم» تبدیل میکند. ناتوی بدون آمریکا معنایی جز بازگشتن به معادلات امنیتی قبل از جنگ دوم جهانی ندارد. معادلاتی که نه توانستند جلوی جنگ را بگیرند، نه بدون کمک آمریکا به آن خاتمه دهند.پیمان مکه نیز از چنین محدودیتی برخوردار است و بعید است بدون پیوند با ساختار امنیتی گستردهترِ تحت رهبری آمریکا بتواند به یک سازمان دفاعی مؤثر و مستقل تبدیل شود.حتی دعوت از ایران برای پیوستن یا تأیید چنین پیمانی نیز باید با احتیاط و تردید نگریسته شود. در واقع، دعوت از ایران برای حضور در پیمان مکه، تا حدودی شبیه دعوت از روسیه برای شراکت در ناتو است.همانطور که عضویت روسیه در ناتو، اگر اساساً امکانپذیر بود، با فلسفه تاریخی شکلگیری این سازمان در تضاد قرار میگرفت، حضور ایران نیز در پیمانی که در پی ایجاد یک چارچوب امنیتی تازه در اطراف آن است، با پرسشهای مشابهی روبهروست.با این همه، اهمیت پیمان مکه را نباید به دلیل ضعف ظرفیت نظامی آن نادیده گرفت. اهمیت اصلی این پیمان شاید بیشتر سیاسی باشد تا نظامی.مسئله فقط این نیست که آیا ترکیه و پاکستان حاضرند برای عربستان با ایران بجنگند یا نه که صد البته نمیجنگند. مسئله مهمتر این است که سه کشور مهم جهان اسلام، هر سه دارای روابط و منافع قابل توجه با تهران، در حال نزدیکتر شدن امنیتی به یکدیگرند و این نزدیکی بدون حضور ایران اتفاق افتاده است. توافق مکه نیز در متن تحولات اخیر، نشانهای از همین روند است.ایران لزوماً هنوز از نظم امنیتی منطقه حذف نشده است؛ اما در حال حاضر، بخشی از نظم امنیتی جدید منطقه، بدون ایران در حال شکل گرفتن است.#صلاح_الدین_خدیو@sharname1
🛑 زنکشی/ آتوسا جعفری زن جوان اهل سنندج توسط همسر سابقش به قتل رسید✅ یک زن جوان و از کارمندان اداره پست سنندج (سنه) به نام آتوسا جعفری، ۲۷ ساله، توسط همسر سابقش با ضربات چاقو به قتل رسید و قاتل متواری شده است.🆔 @Hengaw_Orghttps://hengaw.net/fa/news/2026/08/article-150