چو تیغ کهنه بلادیدگان زنگ شدند کمان خالی از آن تیر چون خدنگ شدند ز تنگچشمی پیلان مگو که پیلتنان ب…
انتشار: 2026/07/24 14:59 UTC
چو تیغ کهنه بلادیدگان زنگ شدند کمان خالی از آن تیر چون خدنگ شدند ز تنگچشمی پیلان مگو که پیلتنان به روزگار تو موران چشمتنگ شدند ز سادهجانی لببستگان درد مپرس که دردنامه نهادند و داغ ننگ شدند به تاب مبهم رنگینکمان چه آویزی؟ چو محرمان همه نیش هزار رنگ شدند سر ستیزی و امید صلح و جنگی نیست که همدلان همه با خویشتن به جنگ شدند سرود سرخوشی راستان چه ساز کنی؟ که زیر بار ملامت خمیدهچنگ شدند به پاکجانی مینا قسم مخور ای دوست! چو شهدها همه آلودهٔ شرنگ شدند ز نرمخویی یاران مگو که شیشهدلان هزار بار شکستند تا که سنگ شدند هنوز پای فرومانده را شتابی هستکه همرهان همه آزرده از درنگ شدند.پروین_دولتآبادی