بازخوانیِ انتقادی نومینالیسم در زیستِ جهانِ امروز (با چراغِ تفکر انتقادی )از این منظر نومینالیسم به…
انتشار: 2026/08/21 05:33 UTCدریافت: 2026/08/21 10:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 10:20 UTC
بازخوانیِ انتقادی نومینالیسم در زیستِ جهانِ امروز (با چراغِ تفکر انتقادی )از این منظر نومینالیسم بهمثابه یک «سلاحِ معرفتی» عمل میکند که با آن میتوان «طبیعیزدایی» (De-naturalization) از نامها را ممکن ساخت و نشان داد که چگونه «نامها» در خدمت «بازتولید سلطه» قرار میگیرند. در زیستجهان امروز ایران، مصادیقِ نومینالیسم را میتوان در لایههای مختلفِ سیاست، فرهنگ و اقتصاد مشاهده کرد. مصداقهایِ نومینالیسم در زیست جهان امروز ایران۱) «انقلابِ اسلامی» بهمثابهی «نامیِ تهیشده»؛ گفتمانِ رسمی، «انقلابِ اسلامی» را به «قیام علیه استبداد» و «استقرار عدالت الهی» پیوند میزند. اما در عمل، با «سرکوب اعتراضات»، «فسادِ گسترده» و «تورمِ افسارگسیخته» روبرو هستیم که با این «نام» هماهنگی ندارد. نومینالیسم انتقادی میگوید: این «نام» دیگر به «واقعیتِ عینیِ» خود ارجاع نمیدهد و به «دالیِ شناور» تبدیل شده است که هر گفتمانی میتواند آن را بهنفعِ خود بازتعریف کند. در این وضعیت، «انقلاب» به «بهانهای» برایِ «بقایِ قدرتِ موجود» (و نه «رهاییِ تودهها») بدل شده است.۲) «عدالتِ اجتماعی» بهمثابهی «مفهومیِ ضدّطبقاتی»هر دو گفتمانِ اصلاحطلب و اصولگرا، بر «عدالت» تأکید دارند، اما در عمل، «عدالت» به «توزیعِ یارانه»، «وامهایِ بانکیِ بدونِ بهره» و «کمکهایِ معیشتی» فروکاسته میشود و از «تغییرِ ساختارِ مالکیت» و «مشارکتِ تودهها در ثروتِ ملی» تهی میگردد. نومینالیسم انتقادی (با تأکید بر نگاهِ طبقاتی ) پرسش میکند: آیا «عدالت» در این گفتمانها، «نامی» برای «مدیریت فقر» است، نه «راهی» برای «برچیدن ریشه های نابرابری»؟۳) «مقاومت» بهمثابه «نامی برایِ تحمیلِ ریاضت»؛در سیاستِ خارجی، «مقاومت» در برابرِ غرب، به «غیرت ملی» و «استقلال کشور» تعبیر میشود. اما این «نام»، «تحریمها» و «فشار اقتصادی» را پنهان میکند که «زندگی روزمره» میلیونها ایرانی را تحتالشعاع قرار داده است. نومینالیسم میگوید: «مقاومت» در اینجا، «نامی» است برای «توجیه ناکارآمدی اقتصادی» و «سرپوشگذاشتنِ بر بحرانِ معیشت»؛ نامی که از «محاسبه هزینههای تحریم» برای «طبقات فرودست» میگریزد.۴) «اصلاحات» بهمثابه «بازسازی هژمونی»گفتمان اصلاحطلبی در دهه ۱۳۷۰، با «نامهایی» مانند «جامعه مدنی»، «آزادی بیان» و «توسعه سیاسی» معرفی شد. اما در عمل، این «نامها» به «مدیریت بحران مشروعیتِ نظام» (و نه «تغییر ساختارِ قدرت») انجامیدند. این «نامها» بهمثابه«ماسکی» برای « بقای وضع موجود» عمل کردند و «امکان نهادسازی مستقل» را از بین بردند.۵) «بدحجاب» در برابر «زنِ آزاده»؛ در نزاع بر سر «حجاب»، دو «نام متضاد» بر یک «واقعیت عینی» (زنی که روسری را برمیدارد) سوار شدهاند. گفتمان رسمی از «بدحجابی» و «عفاف» سخن میگوید، در حالی که جنبشِ «زن، زندگی، آزادی»، از «آزادی فردی» و «حقِّ انتخاب» حرف میزند. نومینالیسم نشان میدهد که این دو «نام»، دو «جهانِ متفاوت» را میسازند: یکی «ابژهایِ قابلِ اصلاح» و دیگری «سوژهای صاحب حق».درباره «نامها» و «واقعیت عینی»:آیا در ایران امروز، «نام» (مانند «جمهوری اسلامی»، «انقلاب»، «اصلاحات») به «واقعیت» (که شامل سرکوب، تورم و بیکاری است) چنان تقدم یافته که هرگونه «نقد واقعیت»، به «نقد نام» (و در نتیجه، «خروج از گفتمان مسلط») تعبیر میشود؟ و آیا این «تقدم نام»، خود ، به «تولید واقعیتی کاذب» نمیانجامد که در آن، «نام» جانشین «کنش عینی» میشود؟دربارهٔ «انحصار نامگذاری» و «نقش قدرت»:چه کسی یا چه نهادی در ایرانِ امروز، «حقِّ نامگذاری » مفاهیم کلیدی (مانند «اسلامی»، «انقلابی»، «ملی») را در انحصار خود دارد؟ و آیا این انحصار، خود ، «ابزاری» برای «ساخت هژمونی فرهنگی» و «سرکوب نامهای رقیب» نیست؟دربارهٔ «رهایی از نامها» و «امکانِ کنشِ عینی»:آیا میتوان از «اسارت نامها» رها شد و به «زبان کنش عینی» (مبتنی بر «نیازهای مادی طبقاتِ فرودست») دست یافت؟ یا اینکه «هرگونه کنش سیاسی»، ناگزیر از «نامگذاری مجدد واقعیت» است و «رهایی» در «تغییر نامها» (و نه «حذف آنها») نهفته است؟دربارهٔ «جهتگیریِ طبقاتیِ نامها»:آیا «نام های رایج» در گفتمان رسمی (مانند «مقاومت»، «عدالت»، «پیشرفت») عمدتا به نفع «طبقه حاکم سیاسی-اقتصادی» تعریف میشوند و «طبقات فرودست» را به «حاشیه معنایی » این نامها میرانند؟ و اگر چنین است، «بازتعریف طبقاتی» این نامها (مثلاً «عدالت» بهمعنای «مالکیت جمعی بر ثروت ملی») چه نسبتی با «نومینالیسمِ انتقادی» دارد؟دربارهٔ «سیالیت نامها» و «بحران هویت»:آیا در عصرِ «فضایِ مجازی» و «سیالیت هویتها» (که هر کسی میتواند با «نامی مستعار» سخن بگوید)، «نام» دیگر به «هویت ثابت» ارجاع نمیدهد، بلکه خود، «هویت» میشود؟علی غلامی@marzockacademy



