نگاهی به کتاب نزاع هزارساله ما بر سر فناوری و بهروزی - قسمت دوم🔸ما معمولاً تصور میکنیم هرچه فناوری…
انتشار: 2026/07/09 17:11 UTC
نگاهی به کتاب نزاع هزارساله ما بر سر فناوری و بهروزی - قسمت دوم🔸ما معمولاً تصور میکنیم هرچه فناوری پیشرفتهتر شود، رفاه هم بیشتر میشود؛ اما کتاب «نزاع هزارساله بر سر فناوری و بهروزی» نوشته دارون عجماوغلو و سایمون جانسون، دقیقاً همین تصور را به چالش میکشد. به اعتقاد نویسندگان، تاریخ بارها نشان داده که رشد فناوری بهخودیِخود زندگی مردم را بهتر نمیکند و این باور، چیزی است که آن را «توهم ارابه بهرهوری» مینامند.🔹پیام اصلی کتاب این است که فناوری ذاتاً نه خوب است و نه بد. آنچه تعیین میکند ثمره فناوری به چه کسی برسد، نهادهای سیاسی، اقتصادی و توازن قدرت در جامعه است. اگر قدرت اقتصادی و سیاسی در دست گروه کوچکی متمرکز باشد، فناوری بیشتر به سمت حذف نیروی کار، کاهش قدرت چانهزنی کارگران و افزایش نابرابری حرکت میکند. نویسندگان برای این ادعا به سالهای نخست انقلاب صنعتی اشاره میکنند؛ دورهای که تولید با سرعت زیادی افزایش یافت، اما دستمزد واقعی کارگران برای دههها تقریباً تغییری نکرد.🔸در مقابل، هر زمان نهادهایی مثل اتحادیههای کارگری، احزاب و قوانین حمایتی توانستهاند میان قدرت سرمایه و نیروی کار تعادل ایجاد کنند، مسیر فناوری هم تغییر کرده است. در این شرایط، فناوری به جای آنکه جای انسان را بگیرد، به افزایش مهارت و بهرهوری او کمک کرده و رشد اقتصادی با افزایش دستمزد و رفاه عمومی همراه شده است. نویسندگان از نیودیل آمریکا و توافق تاریخی سال ۱۹۳۸ سوئد به عنوان نمونههای موفق این رویکرد یاد میکنند.🔹بخش جالب دیگر کتاب به نقش ایدهها و روایتها مربوط میشود. عجماوغلو و جانسون معتقدند بسیاری از شعارهایی که امروز بدیهی به نظر میرسند، مثل اینکه «فناوری در نهایت به نفع همه خواهد بود» یا «بازار خودش همه مشکلات را حل میکند»، صرفاً گزارههای اقتصادی نیستند؛ بلکه روایتهایی هستند که در طول زمان به کمک رسانهها، دانشگاهها و صاحبان قدرت به باور عمومی تبدیل شدهاند.🔸از نگاه نویسندگان، دهه ۱۹۷۰ نقطه عطف مهمی بود. از این دوره به بعد، بهویژه تحت تأثیر اندیشههای میلتون فریدمن، هدف بسیاری از شرکتها از ایجاد ارزش برای جامعه به حداکثر کردن سود سهامداران تغییر کرد. نتیجه این تغییر، تضعیف اتحادیههای کارگری، افزایش نابرابری، رشد اتوماسیون جایگزین نیروی انسانی و قدرت گرفتن شرکتهای بزرگ فناوری بود.🔹به همین دلیل، کتاب درباره هوش مصنوعی هم نگاه متفاوتی دارد. پرسش اصلی این نیست که هوش مصنوعی چه کارهایی میتواند انجام دهد، بلکه این است که چه کسانی مسیر توسعه آن را تعیین میکنند و منافعش به جیب چه کسانی میرود. اگر نهادهای سیاسی و مدنی نتوانند میان قدرت شرکتهای بزرگ و منافع عمومی تعادل ایجاد کنند، هوش مصنوعی هم میتواند همان مسیری را طی کند که بسیاری از فناوریهای گذشته طی کردند؛ یعنی افزایش بهرهوری، اما نه الزاماً افزایش رفاه برای اکثریت جامعه.🔸شاید مهمترین جمله کتاب این باشد که مسئله اصلی، خود فناوری نیست؛ مسئله این است که چه کسی قدرت هدایت فناوری را در اختیار دارد.#معرفی_کتاب #اقتصاد_سیاسی #فناوری #هوش_مصنوعی #دارون_عجم_اوغلو #PowerAndProgress #پادکست_گذرگاه📌لینک یوتیوب🆔 @dourneveshtha✅@mellimazzhabi

