جنگ یا صلح؟مسعود پزشکیان امروز در جمع انجمن اسلامی جامعه پزشکی از صلح سخن گفت. اما این انجمن نمایند…
انتشار: 2026/08/21 15:30 UTCدریافت: 2026/08/22 02:59 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 02:59 UTC
جنگ یا صلح؟مسعود پزشکیان امروز در جمع انجمن اسلامی جامعه پزشکی از صلح سخن گفت. اما این انجمن نماینده دهها هزار پزشک ایرانی نیستند؛ گروهی محدود از پزشکانیاند که بخش قابلتوجهی از آنان به ساختار قدرت نزدیکاند و از برخی از امتیازات و دسترسیهای ویژه برخوردارند.جامعهی ایران را نمیتوان صرفاً به دو گروه «طرفدار جنگ» و «مخالف جنگ» تقسیم کرد. پشت مواضع مختلف، مجموعهای از منافع اقتصادی، موقعیت طبقاتی، نگرانیهای سیاسی و امید به تغییر قرار دارد.در یک سوی ماجرا، بخشهایی از ساختار قدرت و جریانهای ایدئولوژیک قرار دارند که جنگ را صرفاً یک حادثهی نظامی نمیبینند؛ آن را بخشی از تقابل سیاسی و تاریخی با آمریکا میدانند. برای بخشی از نیروهای نظامی ـ امنیتی و رسانههای نزدیک به آنان، مانند سپاه و جریانهای رسانهای اصولگرا، عقبنشینی در برابر فشار خارجی میتواند به معنای از دست رفتن بازدارندگی و مشروعیت سیاسی باشد. در میان اصولگرایان نیز البته اختلاف نظر وجود دارد: همه لزوماً خواهان جنگ بیپایان نیستند و برخی جنگ را اهرمی برای رسیدن به توافقی از موضع قدرت میدانند.در سوی دیگر، بخشهایی از اصلاحطلبان و نیروهای عملگرا قرار دارند که بر پایان جنگ و مذاکره تأکید میکنند. این موضع میتواند دلایل مختلفی داشته باشد: نگرانی واقعی از هزینهی انسانی و اقتصادی جنگ، اعتقاد به ضرورت مذاکره، و البته نگرانی از اینکه ادامهی جنگ کشور را وارد مرحلهای از بیثباتی کند که اساس ساختار سیاسی موجود را تهدید کند.پرسش مهم اقتصادی و طبقاتی: آیا ممکن است بخشی از نخبگان برخوردار، همزمان که خواهان صلح هستند، از سقوط یا فروپاشی ساختار موجود نیز بترسند؟برای کسی که در ساختار موجود به موقعیت سیاسی، مدیریتی، اقتصادی یا شبکهای از ارتباطات دست یافته، تغییر بنیادین میتواند به معنای از دست دادن بسیاری از این امتیازات باشد. بنابراین ممکن است «صلح» برای او یک انتخاب انسانی باشد و هم راهی برای جلوگیری از بحرانی که میتواند نظم موجود و موقعیت خودش را به خطر بیندازد.اما این مسئله را نباید به همهی اصلاحطلبان یا همهی مخالفان جنگ تعمیم داد. همزمانیِ منفعت با یک موضع سیاسی، بهخودیخود انگیزهی آن موضع را اثبات نمیکند.در میان مخالفان جمهوری اسلامی نیز وضعیت یکدست نیست. بخشی از اپوزیسیون، بهویژه کسانی که امید خود را به تغییر حکومت از طریق فشار خارجی میبینند، ممکن است از تضعیف جمهوری اسلامی در نتیجهی جنگ استقبال کنند. در مقابل، بخش دیگری از مخالفان حکومت، با وجود مخالفت عمیق با جمهوری اسلامی، با جنگ و ویرانی ایران مخالفاند و میان «تغییر حکومت» و «ویرانی کشور» تفاوت میگذارند.اما مهمترین گروه، اکثریت مردم عادی میباشند؛ کسانی که نه در تصمیمگیریهای سیاسی نقشی دارند و نه از رانتهای قدرت بهرهمندند و نه الزاماً خود را در چارچوب جناحهای سیاسی تعریف میکنند.برای یک کارمند، کارگر، مستأجر، صاحب کسبوکار کوچک یا فرد کمدرآمد، جنگ در وهلهی اول یعنی تورم، کاهش قدرت خرید، ناامنی، از دست رفتن شغل و دشوارتر شدن زندگی. چنین فردی ممکن است با آمریکا مخالف باشد، اما ادامه جنگ را هم نخواهد. ممکن است جمهوری اسلامی را قبول نداشته باشد، اما از حملهی خارجی نیز بترسد. و ممکن است به این نتیجه رسیده باشد که هر تغییر بزرگی، حتی اگر پرخطر باشد، بهتر از ادامهی وضع موجود است.نمونهی روشن آن، انسانهایی هستند که در شرایط اقتصادی بسیار دشوار زندگی میکنند و دیگر احساس نمیکنند چیزی برای حفظ کردن دارند. برای چنین فردی ممکن است این استدلال شکل بگیرد که:«اگر قرار است چیزی تغییر کند، چرا تغییر نکند؟ وضع موجود که چیزی برای من نداشته است.»در مقابل، فرد برخوردار ممکن است دقیقاً به دلیل داشتن سرمایه، ملک، موقعیت، کسبوکار یا شبکهی قدرت، از بیثباتی بیشتر بترسد.بنابراین شاید بتوان شکاف جامعه را نه فقط با «جنگطلب و صلحطلب»، بلکه با یک پرسش عمیقتر فهمید:چه کسی در وضع موجود چیزی برای از دست دادن دارد و چه کسی ندارد؟از این زاویه، ممکن است یک فرد نزدیک به قدرت از ادامهی جنگ به دلیل منافع اقتصادی یا سیاسی استقبال کند؛ فردی دیگر از همان ساختار به دلیل ترس از فروپاشی خواهان پایان جنگ باشد؛ بخشی از اپوزیسیون از تضعیف حکومت استقبال کند؛ و اکثریت مردم، فارغ از همهی این محاسبات، فقط بخواهند زندگیشان دوباره قابل تحمل شود.در نهایت، مسئله فقط این نیست که چه کسی طرف جنگ است و چه کسی طرف صلح؛ بلکه باید پرسید:چه کسی از ادامهی جنگ سود میبرد، چه کسی از پایان آن سود میبرد، چه کسی از تغییر سیاسی میترسد و چه کسی آن را آخرین فرصت زندگی خود میبیند؟شاید پاسخ به همین پرسشها بتواند بخش مهمی از رفتار سیاسی امروز جامعه ایران را توضیح دهد.۳۰ مرداد ۱۴۰۵t.me/MohammadHossein_Ghiasi