🗒یادداشت🔺نحوست عدد سیزده در رمان داییجان ناپلئون✍محسن احمدوندیپیش از این در یادداشتی به بحث از نحو…
انتشار: 2026/08/17 09:02 UTCدریافت: 2026/08/21 06:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 06:05 UTC
🗒یادداشت🔺نحوست عدد سیزده در رمان داییجان ناپلئون✍محسن احمدوندیپیش از این در یادداشتی به بحث از نحوست اعداد و ایّام در رمانهای ایرانی پرداختم (احمدوندی، ۱۴۰۴: ۵۵ - ۵۸) و نوشتم که داستاننویسان ما از این باور خرافی برای فضاسازی داستان و القای دلالتهای ضمنی بهره بردهاند. در اینجا به استفادۀ ایرج پزشکزاد از این باور خرافی در رمان «داییجان ناپلئون» میپردازم. «داییجان ناپلئون» دومین رمان ایرج پزشکزاد است که ابتدا آن را در سال ۱۳۴۹ بهصورت پاورقی در مجلّۀ فردوسی چاپ کرد و سپس آن را در سال ۱۳۵۱ بهصورت کتاب منتشر نمود. وقایع اصلی این رمان در سالهای ۱۳۱۹ تا ۱۳۲۱ و مقارن با جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسّط متّفقین روی میدهد و داستان پسری را روایت میکند که عاشق دخترداییاش لیلی شدهاست؛ امّا بهعلّت اختلافات خانوادگیای که بین پدرش و داییاش وجود دارد، در راه رسیدن به عشقش ناکام میماند. رمان «داییجان ناپلئون» با این جملۀ بسیار مشهور آغاز میشود: من یک روز گرم تابستان، دقیقاً یک سیزده مرداد، حدود ساعت سه و ربعکمِ بعدازظهر عاشق شدم (پزشکزاد، ۱۳۵۳: ۵). همانطور که میبینید آوردن عدد سیزده در همین سطر نخست از عاقبت تلخ این عاشقی پرده برمیدارد و پیش از خواندن متن به ما میگوید که این عشق سرانجام مبارکی نخواهد داشت. جالب است که خود راوی در ادامه به این نکته اشاره میکند که اگر عاشق شدن او در روزی غیر از این روز نحس بود، ممکن بود این رابطۀ عاشقانه به سرانجامی دیگر منتهی شود: تلخیها و زهر هجری که چشیدم بارها مرا به این فکر انداخت که اگر یک دوازدهم یا یک چهاردهم مرداد بود، شاید اینطور نمیشد (همان: ۵). از طرف دیگر خود راوی هم سیزده سال دارد و این هم دلیل دیگری بر شوم بودن بخت و سرنوشت اوست: بااینکه سیزده سال از عمرم میگذشت تا آن موقع یک عاشق ندیده بودم (همان: ۶). نحوست عدد سیزده فقط دامنگیر راوی و رابطۀ عاشقانۀ او نیست، بلکه با شخصیّت داییجان ناپلئون هم ارتباط دارد. داییجان بعد از سیزده سال از همسرش، که صاحب بچّه نمیشده، جدا شدهاست. جالب است که ناپلئون بناپارت هم، که داییجان بسیار به او ارادت دارد، بعد از سیزده سال از معشوقش ژوزفین جدا شدهاست و این تشابه بین زندگی داییجان و زندگی ناپلئون، بیش از پیش بر توهّم توطئۀ داییجان میافزاید و او را بر این میدارد که سرنوشتی شوم مانند ناپلئون را برای خودش پیشبینی کند: داییجان زن اوّلش را بعد از سیزده سال زندگی مشترک، به عذر اینکه نمیتواند بچّهدار شود، طلاق داده بود و این طلاق در تمام زندگی داییجان از نظر تشابهی که با جدایی ناپلئون بناپارت و ژوزفین بعد از سیزده سال زندگی زناشویی پیدا میکرد، اثر عمیقی گذاشته بود. بعدها متوجّه شدیم که داییجان بهخصوص بر اساس این قرینه، سرنوشتی مشابه سرنوشتِ امپراتور فرانسویان برای خود پیشبینی میکرد (همان: ۴۰). ▪️منابع ـ احمدوندی، محسن. (۱۴۰۴). «اوراق بادبُرده (۲۴): نحوست اعداد و ایّام در رمانهای ایرانی». فصلنامۀ قلم. شمارۀ ۳۲. صفحات ۵۵-۵۸. ـ پزشکزاد، ایرج. (۱۳۵۳). داییجان ناپلئون. چاپ سوم. تهران: صفیعلیشاه.[یادداشت بالا پیش از این در شمارهٔ سیوچهارم فصلنامهٔ قلم در صفحهٔ ۲۹ منتشر شده است.]📗شعر، فرهنگ و ادبیات@mohsenahmadvandi



