هنر پیر شدنپیری برای بسیاری از افراد، آخرین مرحلۀ زندگی است و پس از آن، چیزی جز مرگ در انتظار شخص ن…
انتشار: 2026/06/23 18:11 UTC
هنر پیر شدنپیری برای بسیاری از افراد، آخرین مرحلۀ زندگی است و پس از آن، چیزی جز مرگ در انتظار شخص نیست. پیری همراه است با ضعف و ناتوانی و بیماری و به تدریج قوای جسمی و ذهنی انسان را تحلیل میبرد. بسیاری بر این باورند که جوانی دورۀ شادی و لذت است و پیران باید برای همیشه با خوشی و لذت خداحافظی کنند و برای حفظ وقار و متانتِ خود، پیرامون هیجانات و شادیها نگردند و به تدریج خود را برای مرگ آماده کنند. به همین دلیل در بسیاری از جاها، پیران به سفر و تفریح و گشتوگذار و ورزش و مهمانی نمیروند و ترجیح میدهند وقت خود را در تنهایی بگذرانند، یا با همسنهای خود در پارکها، یا پای دیوارها، به مرور خاطرات گذشته بپردازند و بر گذشتۀ از دست رفته حسرت بخورند. پیرزنان هم غالباً از آراستگی و خوشپوشی و ورزش و تفریح طفره میروند.این باور کاملاً نادرست است و باید با آموزشهای درست و دقیق، آن را اصلاح کرد، به گونهای که افراد به تدریج که پیر میشوند، متناسب با سن خود، از زندگی لذت ببرند و نپندارند که پیری به معنی خداحافظی با شادیها و لذتهاست. تصویری که عموم افراد از یک جوان در نظر دارند، تصویر شخصی شاد و سرزنده و بانشاط و دارای هیجاناتِ عالی است و پیران معمولاً به صورت افرادی اخمو و غمگین و بیحوصله و ملول تصور میشوند. تحقیقات روانشناسان نشان داده است که این سخن چندان درست نیست: «یک مطالعۀ معتبر بر روی شصت هزار نفر بزرگسال، از چهل کشور مختلف، به تقسیم شادی به سه مؤلفۀ جداگانه منجر شد: رضایت از زندگی، هیجان مثبت و هیجان منفی. رضایت از زندگی با افزایش سن اندکی افزایش پیدا میکند، هیجان مثبت با کاهشی مختصر همراه است و هیجان منفی هم تغییر نمیکند. آن.چه که با افزایش سن ما تغییر میکند، شدّت هیجانات ماست؛ هم «احساس پرواز بر روی ابرها» و هم «احساس گرفتاری در قعر ناامیدی» هر دو با افزایش سن کمرنگتر میشوند» (شادمانی درونی، سلیگمن، ص ۸۱).اگر کسی درست زندگی کند و از عمر خود به خوبی بهره بگیرد، به گونهای که حسرت چندانی برای گذشته نداشته باشد، با ورزش و تغذیه و بهداشت بدن خود را تندرست و نیرومند نگه دارد، با کار و تلاش مقداری پول برای آینده پسانداز کند و هنر یا مهارتی جذاب و سرگرمکننده یاد بگیرد، با افزایش سن بر میزان شادی او افزوده میشود و میتواند دوران پیری را به زیباترین شکل ممکن، به سر ببرد. «آماده شدن برای پیری» یکی از مهمترین هنرهایی است که هرکسی باید به آن توجه داشته باشد. دوران پیری که با تنهاییِ ناشی از کار نکردن، جدا شدن از فرزندان، مرگ همسر و دوستان و آشنایان همراه است، در کمین بیشتر ماست. اگر بتوانیم با ورزش و تغذیه و سفر و مطالعه و هنر و معنویت خود را برای آن دوره آماده کنیم، میتوانیم پایانی بسیار دلانگیز برای زندگیِ اینجهانیِ خود رقم بزنیم.درست است که پیری تن را زار و نزار میکند و بسیاری از نقاط مثبت زندگی انسان را از بین میبرد، اما شخص میتواند با یک برنامهریزی کاملاً حسابشده و دقیق، خود را برای پیری آماده کند. دانش نیکو، اخلاقِ نیکو و خیرخواهی و فضیلتهایی از این دست میتوانند پیری بسیار زیبایی را برای انسان به ارمغان بیاورند. مولانا نمونهای از افرادی است که پیری خود را از کودکیاش بهتر میداند:پیریِ من گشته بِهْ از کودکیتازه شده روی پُر آژنگِ من(کلیات شمس، چاپ استاد فروزانفر، غزل ۲۱۱۷)اگر انسان از عمر خود به خوبی بهره ببرد، در پیری حسرت و اندوه و پشیمانی نخواهد داشت. نارضایتی از گذران عمر میتواند پیری را به عذابی الیم تبدیل کند؛ بنابراین میتوانیم در جوانی و میانسالی، خود را برای سپری کردنِ یک پیری خوب آماده کنیم. مولوی در ابیات درخشان زیر، به این نکته اشاره میکند که شخص میتواند چنان زندگی کند که از سیری و پیری و ملال خاطر رهایی یابد و همواره احساس طراوت و تازگی و شادابی داشته باشد:ما بر اين درگه ملولان نيستيمتا ز بُعدِ راه هرجا بيستيمدل فرو بسته و ملول آن كس بُوَدكز فراقِ يار در مَحْبَس بُوَددلبر و مطلوب با ما حاضر استدر نثارِ رحمتش جان شاكر استدر دلِ ما لالهزار و گلشنى استپيرى و پژمردگى را راه نيستدايما تَرّ و جوانيم و لطيفتازه و شيرين و خندان و ظريفپيشِ ما صد سال و يك ساعت يكى استكه دراز و كوته از ما مُنْفَكى استآن دراز و كوتهى در جسم هاستآن دراز و كوته اندر جان كجاست؟ ...چون نباشد روز و شب با ماه و سالکى بود سيرىّ و پيرىّ و مَلال؟(مثنوی، د ۳/ ۲۹۴۱ – ۲۹۳۲) ایرج شهبازی بیست و دوم خردادماه ۱۴۰۵ @molanatarighat

