●در ادامه رسوایی چهلم از علی شریعتی؛ از شیادان پیشگام در افتضاح ننگین ۵۷ اندیشه اجتماع، لزوم ایجاد…
انتشار: 2026/08/21 08:08 UTCدریافت: 2026/08/21 15:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 15:00 UTC
●در ادامه رسوایی چهلم از علی شریعتی؛ از شیادان پیشگام در افتضاح ننگین ۵۷ اندیشه اجتماع، لزوم ایجاد شهر ها و جامعه در آثار شیخ الرئیس ابن سینا اندیشمند و دانشمند برجسته ایرانی وی در کتاب شفا بخش الهیات مینویسد: «إنّه من المعلوم أنّ الإنسان يفارق سائر الحيوانات…●اندیشه اجتماع، لزوم ایجاد شهر ها و جامعه در آثار شیخ الرئیس ابن سینا «إنّه من المعلوم أنّ الإنسان يفارق سائر الحيوانات...يعاونه على ضرورات حاجاته، وأنّه لا بدّ من أن يكون الإنسان مكفياً بآخر من نوعه ... به وبنظيره، فيكون مثلاً هذا يُبْقِلُ لذلك، وذاك يخبز لهذا، وهذا يخيط لآخر، والآخر يتخذ الإبرة لهذا، حتى إذا اجتمعوا كان أمرهم مكفياً ولهذا ما اضطرّوا إلى عقد المدن والاجتماعات.»📚کتاب شفا، نوشته ابن سینا جلد ۱۰(الهیات) صفحه ۴۴۱ترجمه: «معلوم است که انسان از سایر حیوانات متمایز است، از این جهت که اگر بهتنهایی و به صورت فردی زندگی کند و کسی جز خودش برای تدبیر امورش نداشته باشد که در نیازهای ضروری او را یاری کند، نمیتواند زندگی خود را سامان دهد. بنابراین ناگزیر باید انسان به دیگری از نوع خودش نیازمند باشد و آن دیگری نیز به او و همانند خود نیازمند باشد؛ مثلاً یکی برای دیگری سبزی فراهم کند، دیگری برای این یکی نان بپزد، این یکی برای دیگری لباس بدوزد و آن دیگری برای این یکی سوزن تهیه کند؛ تا هنگامی که گرد هم آیند، امورشان سامان یابد و به همین سبب ناچار شدند شهرها و اجتماعات را تشکیل دهند.»@na_ta_ma●اندیشه اجتماع، لزوم ایجاد شهر ها و جامعه در آثار شیخ الرئیس ابن سینا «إنّه من المعلوم أنّ الإنسان يفارق سائر الحيوانات...يعاونه على ضرورات حاجاته، وأنّه لا بدّ من أن يكون الإنسان مكفياً بآخر من نوعه ... به وبنظيره، فيكون مثلاً هذا يُبْقِلُ لذلك، وذاك يخبز لهذا، وهذا يخيط لآخر، والآخر يتخذ الإبرة لهذا، حتى إذا اجتمعوا كان أمرهم مكفياً ولهذا ما اضطرّوا إلى عقد المدن والاجتماعات.»📚کتاب شفا، نوشته ابن سینا جلد ۱۰(الهیات) صفحه ۴۴۱ترجمه: «معلوم است که انسان از سایر حیوانات متمایز است، از این جهت که اگر بهتنهایی و به صورت فردی زندگی کند و کسی جز خودش برای تدبیر امورش نداشته باشد که در نیازهای ضروری او را یاری کند، نمیتواند زندگی خود را سامان دهد. بنابراین ناگزیر باید انسان به دیگری از نوع خودش نیازمند باشد و آن دیگری نیز به او و همانند خود نیازمند باشد؛ مثلاً یکی برای دیگری سبزی فراهم کند، دیگری برای این یکی نان بپزد، این یکی برای دیگری لباس بدوزد و آن دیگری برای این یکی سوزن تهیه کند؛ تا هنگامی که گرد هم آیند، امورشان سامان یابد و به همین سبب ناچار شدند شهرها و اجتماعات را تشکیل دهند.»@na_ta_ma





