خطری بیخ گوش اهلِ تَعمُّق و موسیقیبسیار پیش آمده که کسانی [به زعم خود] من را فردی افسرده، مغرور، ک…
انتشار: 2026/07/11 09:37 UTC
خطری بیخ گوش اهلِ تَعمُّق و موسیقیبسیار پیش آمده که کسانی [به زعم خود] من را فردی افسرده، مغرور، کمحرف، بد-معاشرت یا مواردی اینچُنین اَنگ [بهجا با نابهجا] زدهاند. البته در این که اهل معاشرت با عوام نیستم، هر موسیقیایی از سرِ سختیِ روح و روان به وجدَم نمیآورد، صفحات هر کتابی را با سر انگشت نوازش نمیکنم، هر فیلم و سریالی چشمانم را گِرد و خیره نمیکند، و هر شخص و شخصیتی را در خور گفتگو و معاشرت نمیبینم، تردیدی نیست.ریشهیابیِ علت؛انسانهایی هستند که[خواسته یا ناخواسته] طبیعتی خاص برای زندگی خود ترتیب دادهاند. اما به موازات آنها، افرادی هم هستند که رویهای شاید متضاد داشته و در بزنگاههای زندگی به جای تکیه بر داشتههای خود به دنبال چنگ اندازی به حریم دیگران به هر قیمتی هستند که در ادامه بیشتر خواهم گفت و علت دور ماندنم از این جماعت را به بررسی خواهیم نشست.زالوهای احساسی، یک تجربهی عینی؛نمیدانم مکیدن خون توسط زالو را از نزدیک دیدهاید یا خیر، این موجود ضعیف و نحیف و به ظاهر بیدفاع برای سیر کردن خود، به طعمه چسبیده و تا زمان سنگین شدن و همزمان کَنده شدن از بدن طعمه دست از مکیدنِ خون نمیکشَد.برخی افراد در روابط خود همین الگو را به شکل شگفتآوری پیادهسازی کردهاند و برای زمانهایی که حال خوبی ندارند به دنبال طعمه هستند. خب چه کسی بهتر از یک انسان [در ظاهر] عمیق و ساکت؟ زالوها با ترفندهایی از قبیل مظلومنمایی و درخواست کمک خود را به طعمه میچسبانند و بدون در نظر گرفتن شرایط طعمهی بینوا به در هم نوردیدن اعصاب و روان او مشغول میشوند. و عجیب آنکه هر بار به دلیلی و با ترفندی خاص برای نزدیک شدن به فرد موردنظر، تنها به فکر آرامش و تخلیهی عفونتهای ذهنی خود هستند.آنان هر بار پس از رد شدن و نادیده گرفته شدن همچنان [با نافهمیِ غیرقابل باوری] بر موضع خود برای اثبات بدبخت بودن و فغان و گلایه از زندگی، اما در واقع برای گذاشتن بارِ مسئولیت خود بر دوش شما اصرار دارند.راه گریز؛اما چاره چیست؟ در مواجهه با این افراد، کاملاً بیپرده، مستقیم، رُک، و حتی در صورت نیاز با تندی این موارد را عنوان کنید: من تراپیستِ تو نیستم. من تخصصی در این زمینه ندارم. من ماشین حملِ زبالههای متعفنِ افکارِ بیمار تو نیستم. من مسئولیتی در قبال عقدههای روانی تو ندارم. و جملاتی به وضوح از این قبیل. این جملات فاصلهای عمیق برای محافظت از شما ایجاد میکند.باید به زالوها فهماند که آرامش درون ما به سادگی و بیهزینه به دست نیامده که اکنون آماج ویرانیهای یک عفونتِ انگلواره گردد.چرا که این افراد اغلب با عِللی چون تنهایی، غم، خودکمبینی، نداشتن اعتماد نفسِ خود را [که ناشی از مسئولیتناپذیری و سرخوردگیهای فردیست] در هالهای از احساسات به اصطلاح گرم و عوامفریبانه به طرف مقابل میخورانند تا طعمه اندکی به رَحم آمده و برای همراهی از سرِ انسانیت آغوش خود را بگشاید. اما گشودگی آغوش همان و از دست رفتن حریم خصوصی و جایگاه و احترام و ... همان.بدون شک با اهمیتی که من و ما برای اوقات و زندگیمان قائل هستیم، طبیعیست که هر لحظه باید از وجود خود در برابر این هجمههای [چه بسا از روی نادانی] بیرحم محافظت کنیم. پس؛مراقب جانِ عزیز خود باشید.پ.نبازگردیم به ابتدای متن، حالْ موافقِ این افسردگی و غرور هستید؟سـیاوَش شَـھبازے𓅓📡 ᕈɾɑηɑɑ; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє