✅داستان این چهل مالباخته قزوینی برای دریافت سود از اجاره طلا به یک جوان21 ساله مثلا طلا فروش، داستا…
انتشار: 2026/08/21 17:51 UTCدریافت: 2026/08/21 20:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 20:20 UTC
✅داستان این چهل مالباخته قزوینی برای دریافت سود از اجاره طلا به یک جوان21 ساله مثلا طلا فروش، داستانی کوچک اما تبیینی جامع از وضعیت عطش و سوداگری قاطبه مردمیست، که هیچ باوری به کار و تلاش ندارند. اما رویاهای بزرگی در محاسبه و شمارشگری و سفته بازی دارند. @presagee
پستهای تلگرام — چشم انداز...
ترامپ: ✅اقتصاد آمریکا هرگز قویتر از این نبوده است. 🔰همینکه رئیس جمهور پدوفیل_اپستینی یانکی ها اینگونه میگوید، یعنی یک جای کار اقتصاد آمریکا میلنگه. شاید رسیدن بدهی ملی به چهل تریلیون، شاید مسئله استقراضی که روزانه چهار میلیارد دلار هزینه شه، یا شاید افزایش قیمت انرژی،یا شاید همه اینا باهم لنگ کارشون باشه. نمیدانم دقیقا مشکل چیه، اما اینو میدونم که یک اقتصاد شکوفا این همه ما خوبیم و عالیم لازم نداره. #بدیهیات@presagee
روزنامه اسرائیلی هاآرتص :✅شمار کودکان فلسطینی کشتهشده غزه رقم میانگین حدود ۲۸ کودک در هر روز است. @presagee
✅در قزوین، حدود ۴۰ نفر از افراد عمدتاً بالغ، با یک جوان ۲۲ ساله وارد قراردادی موسوم به «اجاره طلا» شدهاند؛ به این معنا که سرمایهای در اختیار او قرار دادهاند و در مقابل، مقرر شده بود ماهانه حدود دو و نیم گرم طلا به عنوان سود دریافت کنند. حاصل این ماجرا اما از دست رفتن نزدیک به ۶۰ میلیارد تومان از سرمایه آنان بوده است.اما آنچه در بخشی از رأی قاضی محترم خطاب به این طلبکاران جلب توجه میکند، بیش از آنکه صرفاً یک استدلال حقوقی باشد، تصویری روشن از منطق حاکم بر این نوع مناسبات اقتصادی است؛ منطقی که در آن «سود» نه حاصل کار، تولید و ارزشآفرینی، بلکه محصول پولسازی از پول، سفتهبازی، دلالی و سوداگری تصور میشود.گویی مسئله فقط این نیست که چرا چنین سرمایهای از دست رفته است؛ پرسش مهمتر این است که چه ذهنیتی انسان را به جایی میرساند که انتظار دریافت سودهای ثابت و قابل توجه، بدون تولید هیچ ارزش واقعی، امری طبیعی و بدیهی به نظر برسد؟وقتی سرمایهدار خرد به جای مشارکت در تولید و پذیرش ریسک واقعی اقتصاد، به دنبال سود تضمینشده و «پولِ پولزا» میرود، مرز میان سرمایهگذاری و سوداگری بهتدریج از میان میرود. در چنین مناسباتی، حرص برای کسب سود بیشتر، خود به محرک اصلی تصمیم اقتصادی تبدیل میشود و در نهایت، همان سودای «پول مفت و بادآورده» میتواند به از دست رفتن اصل سرمایه منتهی شود.طنز تلخ ماجرا اینجاست که همان منطقی که انسان را به طمع سودهای نامتعارف میکشاند، در لحظه زیان، ناگهان فراموش میشود و همهچیز به گردن دیگری میافتد؛ گویی سود، حق مسلم و زیان، حادثهای است که هیچ نسبتی با انتخاب و ریسک خود فرد ندارد.🔰مسئله فقط یک پرونده قضایی یا چند ده میلیارد تومان زیان نیست؛ این ماجرا، در مقیاسی کوچکتر، تصویری از اقتصادی است که در آن دلالی، سوداگری و کسب سود از گردش پول، گاه جذابتر و آسانتر از کار و تولید شده است.#چشماندازt.me/presagee
✅«رهایی جامعه از مالکیت خصوصی و غیره، از بندگی، در شکل سیاسی رهایی کارگران تجلی مییابد، نه بدین خاطر که فقط رهایی آنها در میان است، بلکه از آن رو که رهایی کارگران دربر دارندهی رهایی جامع انسانی است» #کارل_مارکسدستنوشتههای اقتصادی-فلسفی ۱۸۴۴t.me/presagee
از فخر فروشی آن سلبریتک دوزاری ، سخنان ابلهانه و پر از حسرت ان دوربین به دست داده شده با ان صدای پر از بلاهت و جزو وززش است که هر آئینه از شدت هیجان تماشای اربابش و آن اتومبیل گران قیمتش دچار استمنائ فکری میشود، آزار دهنده تر است از ان مناسبات غارتگرانه که…✅در کشوری که بیش از دو دهه است زیر شدیدترین تحریمهای اقتصادی فلج کننده جتی تحریم دارو قرار دارد، و در سالهای اخیر فشارهای خارجی و جنگ اقتصادی تشدید شده و پس از نزدیک به یکونیم سال تجاوز ویرانگر اسرائیل و آمریکا، اقتصاد کشور با بحرانهای متعدد ارزی و مالی دستوپنجه نرم میکند؛ اقتصادی که حتی در تأمین برخی هزینههای جاری و پرداخت منظم حقوق و دستمزدها با دشواری مواجه است، یک پرسش ساده اما بنیادی همچنان بیپاسخ مانده است:✔️این حجم از ثروت از کجا میآید و در اختیار چه کسانی قرار دارد؟🔰وقتی یک بازیگر معمپلی بدون هیچ هنر عجیبی، که دستکم در ظاهر جزئی از طبقه اقتصادی ممتاز و صاحبان سرمایه نیست، میتواند بیش از صد میلیارد تومان برای یک خودرو هزینه کند و چنین ثروتی را به مصرف نمایشی برساند، مسئله دیگر صرفاً انتخاب شخصی یا سبک زندگی یک فرد نیست؛ مسئله، ساختار اقتصادی و مناسباتی است که امکان چنین انباشت غارتگرانه و تمرکز ثروتی را در یک سوی جامعه فراهم کرده، در حالی که در سوی دیگر، میلیونها انسان برای تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی خود، یعنی کتلری مورد نیاز زنده ماندن، گرفتارند.🔰پرسش اصلی این نیست که چرا فلان فرد چنین خودرویی سوار میشود؛ پرسش این است که چه مناسبات اقتصادی و چه سازوکارهای توزیع ثروت، جامعهای ساختهاند که در آن یک نفر میتواند ثروتی معادل صدها سال دستمزد یک کارگر را صرف یک کالای تجملی کند، در حالی که بخش بزرگی از مردم حتی برای مسکن، درمان، آموزش و نان شب در مضیقهاند؟🔰این تضاد را نمیتوان صرفاً به «فقر فرهنگی» یا «زیادهخواهی چند فرد» تقلیل داد. شکاف طبقاتی، پیش از آنکه مسئلهای اخلاقی باشد، یک مسئله اقتصادی ـ سیاسی است؛ محصول مناسباتی که در آن ثروت و قدرت به شکل فزایندهای در دست اقلیتی متمرکز میشود و هزینه بحرانهای اقتصادی، تورم، تحریم و رکود عمدتاً بر دوش طبقات مزدبگیر و فرودست منتقل میگردد.🔰مسئله، دیگر صرف وجود چند خودروی میلیاردی نیست؛ مسئله اقتصاد سیاسیای است که همزمان فقر را در پایین و ثروت نمایشی را در بالا بازتولید میکند.اگر در یک سوی جامعه انسانی برای پرداخت اجاره خانه، خرید گوشت، تأمین دارو یا گذران آخر ماه درمانده است و در سوی دیگر، عدهای صدها میلیارد تومان را برای کالاهای تجملی هزینه میکنند، باید به جای سرزنش فردی، مناسبات تولید، توزیع و انباشت ثروت را به پرسش کشید.🔰هیچ شکاف طبقاتی عظیمی بدون سازوکارهای اقتصادی و سیاسیِ بازتولیدکننده آن به وجود نمیآید.جامعهای که ثروت در آن خصوصی میشود اما هزینه بحرانها اجتماعی، طبیعی است که در نهایت شاهد چنین تصاویر متناقضی باشد: فقر در یک سو و مصرف و انباشت در سوی دیگر؛ کارِ فرساینده برای اکثریت و انباشت ثروت برای اقلیت.پس سؤال نهایی این نیست که «این آقا چرا چنین ماشینی خریده است؟»سؤال ریشه ایی تر این است:چه ساختار اقتصادیای به وجود آمده که چنین تمرکز ثروتی را ممکن کرده و چرا سهم اکثریت از ثروت اجتماعی، روزبهروز کوچکتر و سهم اقلیت از آن، روزبهروز بزرگتر میشود؟تا زمانی که این پرسش به مسئله عمومی جامعه تبدیل نشود، مبارزه با مظاهر تجمل نیز چیزی جز جنگیدن با معلولها نخواهد بود؛ زیرا ریشه مسئله در خودِ مناسباتی است که نابرابری را تولید و سپس به عنوان «طبیعی» و «عادی» بازتولید میکند.#چشماندازt.me/presagee
از فخر فروشی آن سلبریتک دوزاری ، سخنان ابلهانه و پر از حسرت ان دوربین به دست داده شده با ان صدای پر از بلاهت و جزو وززش است که هر آئینه از شدت هیجان تماشای اربابش و آن اتومبیل گران قیمتش دچار استمنائ فکری میشود، آزار دهنده تر است از ان مناسبات غارتگرانه که به این کند ذهن چنین ثروتی داده است. تشریحات در فرسته بعدی@presagee

