حامل و محمولحاملی تو مرا حواست را کنونکُند و مانده میشوی و سرنگونچونکه محمولی نه حاملْ وقتِ خوابم…
انتشار: 2026/07/02 14:19 UTC
حامل و محمولحاملی تو مرا حواست را کنونکُند و مانده میشوی و سرنگونچونکه محمولی نه حاملْ وقتِ خوابماندگی رفت و شدی بی رنج و تابچاشنیی دان تو حالِ خواب راپیشِ محمولیّ حالِ اولیا(مثنوی، ۱: ۳۱۹۴_۳۱۹۶)«اگر میخواهی شمّهای از حالِ اولیاءِ خدا را بدانی، مَثَلِ حالِ ایشان چون حالتِ خوابِ توست. تا زمانی که هشیار و حاملِ حواس خود هستی، کُند و مانده و افتاده و سرنگون میشوی؛ امّا آنگاه که به خواب میروی و از حواس خود میرهی، رنج و ماندگی جای خود را به آسودگی میدهد.«(نردبان آسمان: گزارش کامل مثنوی به نثر، مخمد شریفی، ص۲۱۳_۲۱۴)«اینکه تو حاملِ حواس خود هستی، برای همین است که خسته و مانده و سرنگونی. به دلیل آنکه به هنگام خواب، تو محمولی نه حامل. یعنی در آن حالت دیگر در بند جسم و حواست نیستی. از اینرو خستگیات رفع میشود. و از رنج و مشقت رها میگردی. تو حالتِ خواب را در برابرِ حالِ اولیاء نوعی چاشنی فرض کن. یعنی اولیاءالله در وقت بیداری نیز از بارِ حواس و ثقل جسمانیت، رها هستند و متصل به حق تعالی. ولی افراد معمولی، تنها به هنگام خواب از بارِ حواس، رها میشوند. پس این رهایی روح افراد معمولی در عالم خواب از کمندِ حواس، نمونهی بسیار محدودی است از آن حال والای اولیاءالله که همیشه در حال انقطاع از عالم مادّه و اتصال به مبدأ حضرت واجبالوجود هستند.»(شرح جامع مثنوی، جلد اول، کریم زمانی، ص۹۲۲_۹۲۳)«چون آدمی حاملِ حواسّ خود هست خسته و وامانده میشود، زیرا همهٔ کارهای لازم در راهِ سلوک را باید خود انجام دهد و این مستلزم کوشش و زحمت است و نتیجهٔ آن خستگی و واماندگی است امّا زمانی که محمولی، معنایِ آن این است که همهٔ این کارها را برایِ تو انجام میدهند و تو در بندِ حواسّ جسمانی خود نیستی، لذا خستگی تو رفع میشود و از رنج و مشقّت آسوده میشود.»(شرح مثنوی، جلد چهارم، علی اصغر حلبی، ص۲۴۴)«در بیداری، انسان بارِ حواس و نیازهای خود را میکشد (حامل است)، اما در خواب، روح او را از بند تنْ آزاد میکنند و این روح به هر جایی سیر میکند (محمول است)، و به همین دلیل خستگی از تن به در میرود. اما محمول بودنِ اولیاء در دست حق و در پیوند با حق چیز دیگری است و این آزادیِ روح و محمول بودن ما در خواب در برابر آن مانند مقدار اندکی از غذا است که برای چشیدن برمیدارند.»(مثنوی: تعلیق و تحلیلِ محمد استعلامی، جلد اول، ص۳۸۸).