*مردِ نجیبِ کلمه در فراق ابوالقاسم قاسمزاده▪️ علی اصغر شعر دوست*«قربان وفاتام به وفاتم گذری کنتا…
انتشار: 2026/08/12 07:34 UTCدریافت: 2026/08/15 06:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 06:42 UTC
*مردِ نجیبِ کلمه در فراق ابوالقاسم قاسمزاده▪️ علی اصغر شعر دوست*«قربان وفاتام به وفاتم گذری کنتا بوت مگر بشنوم از رخنه تابوت»ابوالقاسم قاسمزاده در 77 سالگی رفت؛ در آستانه روز خبرنگار، در روزهایی که نام خبرنگار بیش از همیشه ما را به یاد حرمت کلمه و مسوولیت قلم میاندازد. مراسم تشییع او آنگونه که شایسته قاسمزاده بود از مقابل موسسه اطلاعات برگزار شد. در این مراسم دو نفر سخن راندند، یکی صبیه مرحوم و دیگر استاد جلال رفیع که در عالم مطبوعات نادره دوران ماست، او شعر منسوب به شاطر عباس صبوحی را که در پیشانی این نوشته آوردم، خواند و در ویژگیهای قاسمزاده موجز ولی کامل سخن گفت. برای من، قاسمزاده پیش از هر عنوان و مسوولیتی، انسانی آرام، متین و نجیب بود؛ مردی که حضورش به مجلس وقار میداد و گفتوگو با او، حتی در دشوارترین مسائل، پنجرهای برای دیدن سوی دیگر ماجرا باز میکرد. اخلاق در زندگی او امری جاری و طبیعی بود. با دوستان صمیمی و با مخالفان اهل مدارا بود و در اختلافنظر نیز حرمت انسان را نگه میداشت. شرافت قلم را پاس میداشت و استقلال رای را سرمایهای میدانست که نباید به آسانی از دست برود. شاید به همین دلیل، بسیاری از انتخابهای حرفهای او را باید از دریچه همین نجابت و پایبندی اخلاقی فهم کرد. در یکی از دیدارهایی که در جریان پیشنهاد مسوولیتهای مختلف از سوی شهید سیدکمال خرازی به او بودم، دیدم که چگونه پیشنهاد معاونتهای مختلف وزارت امور خارجه را نپذیرفت. قاسمزاده برای این امتناع دلایلی داشت که با روحیه و منش او سازگار بود. اعتقاد داشت مسوولیت اجرایی در هر سطحی ممکن است انسان را در موقعیتی قرار دهد که برای پیشبرد کار، از برخی ملاحظات اخلاقی فاصله بگیرد. او ترجیح میداد قلم و وجدانش در همان ساحتی بماند که به آن باور داشت. برای او، گاهی نپذیرفتن یک منصب، صادقانهترین شکل مسوولیتپذیری بود. در دوره ریاستجمهوری سیدمحمد خاتمی نیز از مشاوران صادق و پاکنیت او بود. قاسمزاده تحولات را با حافظه تاریخی و نگاه به آینده دنبال میکرد. در مسائل داخلی و خارجی، شتابزده داوری نمیکرد و در میان گرههای پیچیده، همواره روزنهای برای تدبیر و گفتوگو میجست. همین خصلت سبب میشد سخنش در جمعهای فکری و سیاسی شنیده شود؛ سخنی که از تجربه میآمد و با ملاحظه انسان و جامعه همراه بود.سالهای صداوسیما، بخش گستردهای از زندگی حرفهای او را دربرگرفت؛ از عضویت در شورای سرپرستی سازمان تا قائممقامی ريیس سازمان و سپس بیش از چهار سال در مقام نخستین معاون برونمرزی صداوسیما. قاسمزاده در بنیانگذاری این معاونت نقش اساسی داشت. شناخت دقیق او از تحولات جهان و آشنایی با فرهنگ و زبان کشورهای پیرامون ایران، به این حوزه جهت و معنا بخشید.فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال کشورهای قفقاز و آسیای مرکزی، فضای تازهای در پیرامون ایران پدید آورده بود. قاسمزاده این دگرگونی را به خوبی دریافت و برقراری ارتباط با مردم این کشورها را از مسیر زبان و فرهنگ خودشان دنبال کرد. برنامههایی با زبانهای منطقه شکل گرفت و استفاده از چهرههای معتبر فرهنگی ایران موردتوجه قرار گرفت. سفر او به تبریز و دیدار طولانی با استاد شهریار نیز در همین چارچوب بود؛ زمینه همکاری شهریار با برنامههای برونمرزی، بهویژه برای مخاطبان قفقاز فراهم و شعر ترکی و فارسی به پلی برای ارتباط فرهنگی با قفقاز و آسیای مرکزی بدل شد.هر چند پیش از آن هم مردمان این سرزمینمان شهریار را میشناختند و سرودههایش در باکو و دوشنبه منتشر شده بود، اما قاسمزاده با درایت و تیزبینی دریافته بود که همکاری استاد شهریار در روزگار پس از پیروزی انقلاب اسلامی معنای دیگری دارد و او با دیدار استاد شهریار به این مهم توفیق پیدا کرد.پس از بازنشستگی از صداوسیما، موسسه اطلاعات میزبان او شد. مرحوم حجتالاسلاموالمسلمین سیدمحمود دعایی احترام ویژهای برای قاسمزاده قائل بود و یکی از زیباترین و خوشمنظرترین اتاقهای موسسه را دراختیار او قرار داده بود. هرگاه به اطلاعات میرفتم، آقای دعایی که میزان ارادتم به استاد قاسمزاده و خودش را میدانست، دستم را میگرفت و با همان صمیمیت همیشگی میگفت: «برویم پیش استاد قاسمزاده.»

