
تاریخ اسلامی🔍 اولین پُست کانال 👇https://t.me/tamadone_islami/3فعالیت کانال تاریخ و تمدن اسلامی شخصی است و وابسته به هیچ جهتی نیست.کانال تاریخ عرب:t.me/tamadone_arabاینستاگرام instagram.com/tamadone_islami
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 91 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/16
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 95 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
نقشه کانگنیدو مربوط به اوایل قرن ۱۵ دوره چوسان که در کُره ترسیم شده جهان رو ازدیدگاه کُرهای ها نشون میده. نکته جالب اینه در این نقشه خبری از اروپا، شبهجزیره عربستان و شبهقاره هند نیست. در سمت چپ، آفریقا رو میبینید و در سمت راست شبهجزیرهکُره که تقریبا…چرا کره به اندازه آفریقا کشیده شده و خبری از اروپا و عربستان نیست؟مسئله تصویرسازی کروی روی صفحه مسطح: نقشهنگاری چین و کره از قدیم بر پایه شبکه مربعی (Grid) بود و انحنای زمین را در نظر نمیگرفت. وقتی نقشههای اسلامی (که مبنای ریاضی و طول و عرض جغرافیایی داشتند) به دست چینیها و کرهایها میرسید، آنها را روی کاغذ صاف «صاف» میکردند. این کار باعث میشد مناطق نزدیک (چین و کره) بزرگ و مناطق دوردست (خاورمیانه، آفریقا، اروپا) بهشدت فشرده و کوچک شوند.منبع اطلاعات ناقص: چین و کره در آن زمان ارتباط مستقیم دریایی با اقیانوس هند و دریای مدیترانه نداشتند. اطلاعات جغرافیایی آنها از غرب، بیشتر از طریق جاده ابریشم و به صورت فیلتر شده و با واسطه به دست میآمد. در حالی که مسلمانان بهطور مستقیم با آفریقا، هند و اروپا تجارت میکردند.نگاه سیاسی و فرهنگی: در سنت نقشهنگاری شرق آسیا، اندازه سرزمینها نشاندهنده اهمیت سیاسی آنها بود، نه وسعت واقعی. بنابراین کره (بهعنوان پادشاهی مهم برای چوسان) و چین در مرکز، به شکلی اغراقآمیز بزرگ ترسیم میشدند.اما نکته کلیدی این است که در قرن ۱۵ و اوایل ۱۶، امپراتوری مینگ چین سیاست انزوا پیش گرفت و سفرهای دریایی عظیم را متوقف کرد. بنابراین نقشههای پیشرفته اسلامی و اروپایی دیگر بهروزرسانی نمیشدند و به شرق نمیرسیدنددر صورتی که در تمدن اسلامی در قرنهای ۹ تا ۱۳ میلادی (حدود ۵۰۰ سال قبل از این نقشه کرهای) به اوج کارتوگرافی ریاضی رسیده بود. دلیل این شکاف بزرگ:دسترسی به منابع ریاضی: مسلمانان وارثان نقشههای بطلمیوس و ریاضیات یونانی بودند و با محاسبه دقیق طول و عرض جغرافیایی، نقشههای بسیار دقیقی از مدیترانه تا اقیانوس هند و آفریقا میکشیدند.نقشههای ادریسی و پیری رئیس برای دریانوردی و تجارت طراحی شده بودند، اما کانگنیدو یک نقشه مفهومی و تاریخی بود که به کرهایها نشان میداد جهان در ۱۰۰۰ سال پیش چگونه بوده استاین نقشه انزوای جغرافیایی و شکاف در انتقال اطلاعات را در شرق آسیا نشان میدهد. تا زمانی که مبلغان یسوعی (مثل ماتئو ریچی) در اواخر قرن ۱۶ میلادی به چین آمدند و نقشههای دقیق اروپایی را به شرق بردند، چینیها و کرهایها تازه فهمیدند که اروپا و آفریقا چقدر بزرگ و دقیق هستند.@tamadone_islami
نقشه کانگنیدو مربوط به اوایل قرن ۱۵ دوره چوسان که در کُره ترسیم شده جهان رو ازدیدگاه کُرهای ها نشون میده.نکته جالب اینه در این نقشه خبری از اروپا، شبهجزیره عربستان و شبهقاره هند نیست.در سمت چپ، آفریقا رو میبینید و در سمت راست شبهجزیرهکُره که تقریبا اندازه آفریقا ترسیم شده!نقشه پیری رئیس عثمانی (۱۵۱۳ میلادی) را اگر بخواهیم مقایسه کنیم با این، در همان دهههای بعد از کانگنیدو کشیده شده و نهتنها آفریقا و اروپا، بلکه سواحل آمریکا (تازه کشفشده) را هم با دقت بسیار بالا به تصویر کشیده است.@tamadone_islami
ریاضیدانان مورد بررسی و نسخ خطی پنج ریاضیدان مسلمان برجسته در این مقاله بررسی شدهاند: ۳-۱. ابوالوفا محمد بوزجانی (۳۲۸-۳۸۶ قمری) · نسخه خطی: «فیما یحتاج الیه الصانع من الاعمال الهندسه» · مکان نگهداری: کتابخانه موزه ایاصوفیا، استانبول نکات برجسته: ·…این مقاله پژوهشی به بررسی چگونگی ارتباط تعلیمی بین ریاضیدانان و معماران مسلمان در بازه زمانی قرون چهارم تا یازدهم هجری (۹۴۰ تا ۱۴۲۸ میلادی) پرداخته است.@tamadone_islami
ریاضیدانان مورد بررسی و نسخ خطیپنج ریاضیدان مسلمان برجسته در این مقاله بررسی شدهاند:۳-۱. ابوالوفا محمد بوزجانی (۳۲۸-۳۸۶ قمری)· نسخه خطی: «فیما یحتاج الیه الصانع من الاعمال الهندسه»· مکان نگهداری: کتابخانه موزه ایاصوفیا، استانبولنکات برجسته:· هندسه را «دانستن روابط میان اندازهها و شکلها» تعریف میکند.· روشهای ساده ترسیمی با خطکش و پرگار را به صنعتگران آموزش میدهد.· به «رییسالبنا» (رئیس بنا) اشاره دارد و تأکید میکند که معماران باید اصول هندسی را در ساخت رعایت کنند.· توصیه میکند که در استدلالهای عددی از تجربه و تحلیل استفاده شود، نه صرفاً فرمولهای پیچیده.نقل قول از بوزجانی:«اصول اینجا حکم ریاضیات اثبات را دارد که در آن نقصانی نخواهد بود؛ پس نتیجه آن پایدار است به قانون عقل. اگر اصحاب از صحت آن جویا شوند خواهیم گفت از معادلات اما آنها درک آن ندارند.»ابونصر محمد فارابی (۲۵۹-۳۳۹ قمری)· نسخه خطی: «احصاء العلوم»· مکان نگهداری: کتابخانه مجلس شورای اسلامی، تهران· نکات برجسته:· هندسه را دارای دو وادی نظری و عملی میداند.· نظریه «حیل هندسی» (تدابیر هندسی) را مطرح میکند؛ یعنی راههایی برای تبدیل مفاهیم انتزاعی ریاضی به کاربرد عملی.· حیل هندسی را به ۵ بخش تقسیم میکند: برپایی ساختمان، مساحت، آلات نجومی، مناظریه، و ابزار صنایع.· تأکید دارد که معماران باید در جلسات آموزشی با ریاضیدانان شرکت کنند تا بتوانند هندسه را بهدرستی در بنا پیاده کنند.ابنسینا (ابوعلی سینا، ۳۵۹-۴۱۶ قمری)· نسخه خطی: «الشفاء: الریاضیات»· مکان نگهداری: کتابخانه آستان قدس رضوی، مشهد· نکات برجسته:· هندسه را «اولین علم از علوم ریاضی» میداند که شامل خطوط، سطوح و مقادیر است.· تأکید بر عقلگرایی در هندسه؛ هندسه باید از طریق استدلال عقلی اثبات شود.· اشاره به ارتباط فلسفه و هندسه؛ معمار باید از دانش عقلی در کنار دانش عملی بهره ببرد.· معتقد است که هندسهدانی (توانایی تلفیق هندسه نظری و عملی) برای معماران ضروری است.نقل قول از ابنسینا:«اگر حکم علم عالم از جانب وی پذیرفته نباشد و عمل ننماید همانا خرابی ساختمان را به همراه خواهد داشت.». اخوانالصفا (سوم و چهارم قمری)· نسخه خطی: «حساب و الهندسه» (رساله ۵۲)· مکان نگهداری: کتابخانه ملی ایران، تهران· نکات برجسته:· تقسیم هندسه به «هندسه حسی» (مادی و عینی) و «هندسه عقلی» (معنوی و انتزاعی).· هندسه عقلی برای شناخت معنا و نسبتهاست و از طریق عقل به دست میآید.· معماری را در زمره «صناعت عملی ضروری» میدانند که خادم جامعه است.· معتقدند که یادگیری هندسه برای شناخت خداوند و عالم هستی ضروری است.غیاثالدین جمشید کاشانی (۷۹۰-۸۳۲ قمری)· نسخه خطی: «جیب و الوتر» (بخشی از مفتاحالحساب)· مکان نگهداری: کتابخانه مجلس شورای اسلامی، تهران· نکات برجسته:· ارائه دقیقترین روشهای تبدیل ریاضیات به هندسه ترسیمی.· معرفی ابزارهای ترسیم هندسی (پرگار، خطکش، شاقول، ترازو).· تأکید بر «هندسه در کاغذ» و «هندسه در عمل» و لزوم تبدیل اولی به دومی.· به معماران توصیه میکند که ترسیمات را بدون دانش اثباتی به کار نبرند.👈نمونه موردی: مسجد جامع ورامینمقاله برای اثبات یافتههای خود، بنای مسجد جامع ورامین (ساخته شده در ۷۲۲ قمری، دوره سلطان محمد خدابنده) را بررسی کرده است. اصول هندسی استخراجشده از نسخ خطی در این بنا به صورت زیر قابل مشاهده است:اصل هندسی کاربرد در مسجد جامع ورامیننقاط تأکید ورودی، صحن، و ایوانها بهعنوان نقاط کلیدی طراحیخطوط هندسی مرزهای دیوارها و خطوط داخلی برای تقسیم فضادایره (کره) تبدیل پلان مربع به گنبد دایرهایمثلث تناسبات زاویهای در نماها و فضای داخلیمربع (مکعب) فرم حیاط و صحن اصلیتقارن تعادل فرمی در دو طرف محور اصلیمرکزگرایی حیاط مرکزی و تأکید بر فضای داخلی نسبت به بیرونجز به کل ترکیب فضاهای کارکردی در یک فرم منسجممقاله اثبات میکند که بین ریاضیدانان و معماران مسلمان جلسات آموزشی منظمی برگزار میشده که در آنها هندسه نظری به زبانی ساده و ترسیمی برای معماران تبیین میگردیده است.ریاضیدانان بهعنوان پل ارتباطیریاضیدانان مسلمان نه تنها دانش هندسه را میدانستند، بلکه صناعت معماری را نیز میشناختند و میتوانستند معادلات پیچیده را به دستورات اجرایی برای معماران تبدیل کنند.انگیزه اعتقادی و کاربردیریاضیدانان مسلمان خود را موظف به رفع نیازهای جامعه اسلامی میدانستند و آموزش هندسه به معماران را نوعی خدمت به جامعه و خشنودی خالق میشمردند.نتیجه باشکوه معماریهمین تعامل باعث ایجاد بناهای باشکوه و پیچیدهای در ایران و جهان اسلام شد که در قرون چهارم تا یازدهم هجری به اوج خود رسید.
این مقاله پژوهشی به بررسی چگونگی ارتباط تعلیمی بین ریاضیدانان و معماران مسلمان در بازه زمانی قرون چهارم تا یازدهم هجری (۹۴۰ تا ۱۴۲۸ میلادی) پرداخته است. سؤال اصلی مقاله این است که معماران اسلامی چگونه توانستهاند هندسه پیچیده ریاضیاتی را که با معادلات عددی سروکار دارد، به زبانی ترسیمی و کاربردی برای ساخت بناهای معماری تبدیل کنند.نکته کلیدی: هندسه در جایگاه ریاضیات عددی بهتنهایی قابل انتقال به بنای معماری نیست و باید به «هندسه ترسیمی و کاربردی» تبدیل شود. این مقاله نشان میدهد که این تبدیل از طریق «جلسات هنرورزی» (جلسات آموزشی-مشورتی) بین ریاضیدانان و معماران صورت میگرفته است.نویسندگان برای پاسخ به سؤال خود از روشهای زیر استفاده کردهاند:روش شرحمطالعه نسخ خطی بررسی مستقیم ۵ نسخه خطی از ریاضیدانان شاخصروش قیاسی (استدلالی) استخراج اصول هندسی از متون و تطبیق با معماریروش زمینهگرایی تاریخی بررسی هندسه در بستر تاریخی و اجتماعی زمان مورد مطالعهتحلیل محتوایی ترجمه و تفسیر متون عربی نسخ خطیبررسی نمونه موردی تطبیق اصول هندسی بر بنای مسجد جامع ورامین@tamadone_islamiاین مقاله پژوهشی به بررسی چگونگی ارتباط تعلیمی بین ریاضیدانان و معماران مسلمان در بازه زمانی قرون چهارم تا یازدهم هجری (۹۴۰ تا ۱۴۲۸ میلادی) پرداخته است. سؤال اصلی مقاله این است که معماران اسلامی چگونه توانستهاند هندسه پیچیده ریاضیاتی را که با معادلات عددی سروکار دارد، به زبانی ترسیمی و کاربردی برای ساخت بناهای معماری تبدیل کنند.نکته کلیدی: هندسه در جایگاه ریاضیات عددی بهتنهایی قابل انتقال به بنای معماری نیست و باید به «هندسه ترسیمی و کاربردی» تبدیل شود. این مقاله نشان میدهد که این تبدیل از طریق «جلسات هنرورزی» (جلسات آموزشی-مشورتی) بین ریاضیدانان و معماران صورت میگرفته است.نویسندگان برای پاسخ به سؤال خود از روشهای زیر استفاده کردهاند:روش شرحمطالعه نسخ خطی بررسی مستقیم ۵ نسخه خطی از ریاضیدانان شاخصروش قیاسی (استدلالی) استخراج اصول هندسی از متون و تطبیق با معماریروش زمینهگرایی تاریخی بررسی هندسه در بستر تاریخی و اجتماعی زمان مورد مطالعهتحلیل محتوایی ترجمه و تفسیر متون عربی نسخ خطیبررسی نمونه موردی تطبیق اصول هندسی بر بنای مسجد جامع ورامین@tamadone_islami
توضیحات تکمیلی دقیق تر کتاب الخراج «کتابی در فقه مالی و حکمرانی که مسائل مالیاتی، زمین، درآمد عمومی و برخی مسائل اداری دولت عباسی را در چارچوب فقه حنفی بررسی میکند.» امام ابویوسف در بسیاری از موارد دربارهٔ مصلحت، توان مالی رعیت، شرایط زمین و کارآمدی نظام…نسخه عربی اینفوگرافیک کتاب الخراج ابویوسف@tamadone_islami
ابویوسف این کتاب را به درخواست خلیفه هارونالرشید نوشت تا به عنوان مرجعی برای دولت در مدیریت امور مالی عمومی و خراج باشد. او تألیف این کتاب را در سال 182 هجری قمری به پایان رساند، سالی که خود ابویوسف نیز در آن فوت کرد. این کتاب، آخرین و مهمترین اثر او برای…توضیحات تکمیلی دقیق تر کتاب الخراج «کتابی در فقه مالی و حکمرانی که مسائل مالیاتی، زمین، درآمد عمومی و برخی مسائل اداری دولت عباسی را در چارچوب فقه حنفی بررسی میکند.»امام ابویوسف در بسیاری از موارد دربارهٔ مصلحت، توان مالی رعیت، شرایط زمین و کارآمدی نظام مالیاتی استدلال میکند.بحث مساحمه و مقاسمهامام ابو یوسف نظام مساحه (مساحة) را در موارد مورد بحث، یعنی مالیات بر اساس اندازهٔ زمین و مقدار مقرر، مورد انتقاد قرار میدهد.مشکل اصلی از نگاه او این بود:فرض کنید زمینی ۱۰۰ جریب است.اگر مالیات بر اساس مساحت ثابت تعیین شود، کشاورز ممکن است مجبور باشد مالیات را حتی وقتی:زمین محصول نداده،خشکسالی رخ داده،محصول کم شده،یا هزینهٔ تولید بالا رفته پرداخت کند.ابو یوسف استدلال میکند که این وضعیت میتواند باعث:فشار بر کشاورز و ترک زمین و کاهش تولید و کاهش درآمد دولت شود.المقاسمة یعنی مشارکت دولت در محصول، یعنی مالیات به صورت سهمی از محصول واقعی تعیین شود.در سادهترین مدل: مثلا اگر محصول = ۱۰۰ واحد و سهم مقرر = ۲۰٪ باشد ، مالیات = ۲۰ واحد استاگر محصول صفر باشد، وضعیت مالیاتی نیز مطابق همان نظام متفاوت میشود.این برای ابو یوسف مزیت داشت، چون ریسک کشاورزی را تا حدی میان دولت و تولیدکننده تقسیم میکرد.استدلال اقتصادی او بسیار جالب است:اگر مالیات ثابت باشد، ممکن است کشاورز حتی در سال بد هم بدهکار شود؛ در نتیجه زمین را رها کند و در نهایت خود دولت هم درآمد کمتری کسب کند.الخراج نمایانگر مرحلهای مهم از نهادینهشدن گفتوگوی میان فقه و حکومت در خلافت عباسی است؛ فقیهی که خود در بالاترین سطح دستگاه قضایی قرار داشت، مسائل واقعی مالی و اداری دولت را با مفاهیم شرعی، مصلحت عمومی، حقوق مالی رعیت و نیازهای اقتصادی حکومت پیوند میزند.نکته مهم این است که «در اواخر قرن هشتم میلادی، در حالی که بسیاری از حکومتهای اروپای غربی از ساختارهای مالی و اداری محدودتر و عمدتاً مبتنی بر درآمد املاک سلطنتی، عوارض، پرداختهای محلی و اشکال غیرنقدی درآمد بودند، خلافت عباسی دارای یک دستگاه مالی و دیوانی گسترده بود»تاثیر کتب مالی مسلمانان بر اروپای قرون وسطی حتی خیلی از اصطلاحات مالی و اقتصادی عربی مسلمانان وارد اروپا خصوصا حوزه اسپانیا و پرتغال شد بعدهادر شبهجزیرهٔ ایبری، اصطلاحات عربی مربوط به مالیات و ادارهٔ اقتصادی وارد زبانها و اسناد مسیحی شدند.برای نمونه:alfardaاز الفَرْضة/الفَرْض مرتبط با مفهوم مالیات/پرداخت مقرر.almojarifazgoاز عربی المُشَرِف، مرتبط با نظارت مالی.aduanaاز عربی الديوان از مسیر تاریخی پیچیدهٔ انتقال واژه.و مهمتر از همه:alcabalaکه در نظام مالی کاستیل به یکی از مالیاتهای مهم تجاری تبدیل شد و ریشهٔ واژهشناختی آن به عربی القبالة بازمیگردد.پژوهشهای تاریخ اندیشهٔ اقتصادی نشان میدهند که میان اندیشهٔ اقتصادی اسلامی و اسکولاستیک لاتینی ارتباط وجود داشته است. حتی ادبیات تخصصی دربارهٔ انتقال دانش اسلامی به اسکولاستیکها یک بخش مستقل را به همین موضوع اختصاص میدهدonlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.1002/9…
#کتاب_الخراج اثر قاضی #ابویوسف: زمانی که فقه به قانون اداره کشور تبدیل شد یکی از بزرگترین دستاوردهای دوران عباسی، در زمان خلیفه هارونالرشید، ایجاد یک نظام مالی و قضایی مبتنی بر عدالت بود. از برجستهترین نمونههای این نظام، کتاب "الخراج" است که توسط قاضی…ابویوسف این کتاب را به درخواست خلیفه هارونالرشید نوشت تا به عنوان مرجعی برای دولت در مدیریت امور مالی عمومی و خراج باشد. او تألیف این کتاب را در سال 182 هجری قمری به پایان رساند، سالی که خود ابویوسف نیز در آن فوت کرد. این کتاب، آخرین و مهمترین اثر او برای امت بود، به طوری که به عنوان یکی از اولین آثار شناخته میشود که فقه، سیاست مالی و اداره کشور را در یکجا گردآوری کرده است.اهمیت این کتاب در انتشار گسترده آن و حفظ نسخههای خطی آن در کتابخانههای جهان نمایان است. نسخههایی از این کتاب در کتابخانه چستر بیتی در دوبلین، دارالکتب مصری در قاهره و کتابخانه سلیمانیه در استانبول (که دارای قدیمیترین نسخههای خطی شناخته شده است) وجود دارد. همچنین، نسخهای به زبان فرانسه در کتابخانه ملی فرانسه در پاریس و نسخهای در موزه بریتانیا در لندن نگهداری میشود. این پراکندگی، نشاندهنده ارزش علمی و تاریخی این کتاب در شرق و غرب است.یکی از مهمترین موضوعاتی که کتاب الخراج به آن پرداخت، اصلاح نظام مالیات بر زمین بود تا عدالت بین مردم برقرار شود. ابویوسف، نظام مساحت (محاسبه مالیات بر اساس مساحت زمین، صرف نظر از اینکه کشت شده باشد یا نه) را مورد انتقاد قرار داد، زیرا این نظام، صاحبان زمین را در سالهای خشکسالی یا کاهش تولید، تحت فشار قرار میداد.در مقابل، امام ابویوسف، نظام مقاسمه (دریافت مالیات بر اساس درصد مشخصی از محصول واقعی) را تأیید کرد. بر اساس این نظام، کشاورز تنها در صورتی مالیات پرداخت میکند که زمینش محصول داشته باشد و میزان مالیات پرداختی، به حجم تولید بستگی دارد، نه صرفاً به مالکیت زمین. با این رویکرد، نظام مالی از جمعآوری مالیات ثابت به سمت عدالت مبتنی بر توان و تولید حرکت کرد که به نوبه خود، به تشویق کشاورزی و ایجاد تعادل بین حقوق دولت و حقوق کشاورزان کمک کرد.کتاب الخراج، تنها به تنظیم مالیات محدود نشد، بلکه یک اصل اساسی را تعیین کرد. ابویوسف تأکید کرد که اموال بیتالمال، متعلق به خلیفه نیست، بلکه متعلق به امت است، و خلیفه تنها میتواند با رعایت حق، از آن برداشت کند. این، مبنایی روشن برای تفکیک بین داراییهای مالی دولت و داراییهای مالی حاکم ایجاد کرد، اصولی که پیش از بسیاری از نظامهای سیاسی مدرن، این تفکیک را مورد توجه قرار دادند و داراییهای عمومی را از داراییهای حاکمان جدا کردند.کتاب الخراج، صرفاً یک اثر فقهی نیست، بلکه یک سند قانونی و اداری است که نشان میدهد دولت اسلامی در دوران هارونالرشید، بر اساس اجتهادات فردی یا سلیقهها اداره نمیشد، بلکه بر اساس نهادها و قواعد شرعی بنا شده بود که داراییهای عمومی را تنظیم میکرد، حقوق رعیت را حفظ میکرد و خود حاکم را نیز مشمول احکام شریعت قرار میداد.این موضوع نشان میدهد که قدرت دولت عباسی، نه تنها از وسعت قلمرو یا تعداد ارتشهایش ناشی میشد، بلکه از استقرار اصول عدالت، مدیریت صحیح داراییهای عمومی و حاکمیت احکام شریعت اسلامی بر همه چیز، سرچشمه میگرفت. این اصول، همواره مبنایی برای پیشرفت هر کشوری در هر زمان بودهاند.@tamadone_islamiنویسنده : امین پورصادقی@NEDAYE_IMAN1
#کتاب_الخراج اثر قاضی #ابویوسف: زمانی که فقه به قانون اداره کشور تبدیل شدیکی از بزرگترین دستاوردهای دوران عباسی، در زمان خلیفه هارونالرشید، ایجاد یک نظام مالی و قضایی مبتنی بر عدالت بود. از برجستهترین نمونههای این نظام، کتاب "الخراج" است که توسط قاضی القضات، امام ابویوسف، یعقوب بن ابراهیم انصاری، شاگرد امام ابوحنیفه تألیف شد.@tamadone_islami
اگر کسی در «اواخر صفویه» متولد میشد و تقریبا ۹۰ سال عمر میکرد، بسته به سال تولدش، تقریباً تمام این تحولات را در ایران میدید چنین فردی فقط تغییر چند پادشاه را نمیدید، بلکه تغییر کامل نظم سیاسی ایران را تجربه میکرد: صفویه » حکومت هوتکیان » افشاریه » دورهٔ…سقوط اصفهان و صفویه (۱۷۲۲) و محاصرهٔ اصفهان توسط محمود افغان.جنگهای نادر با افغانها و بیرون راندن هوتکیان از ایران.جنگهای ایران و عثمانی در دههٔ ۱۷۳۰ و بازپسگیری بخشهایی از غرب ایران.جنگهای ایران و روسیه و تغییرات مرزی در قفقاز.فتح دهلی توسط نادرشاه (۱۷۳۹) و بازگشت او با غنائم عظیم، از جمله تخت طاووس و الماس کوه نور.قتل نادرشاه در ۱۷۴۷ و فروپاشی سریع قدرت افشاریه.ظهور کریمخان زند و تثبیت حکومت زندیه.جنگهای داخلی طولانی پس از مرگ نادرشاه میان مدعیان افشاری، زند و دیگر نیروهای محلی.جنگهای کریمخان زند با امپراتوری عثمانی و مناسبات او با دولت عثمانی.جنگهای روسیه با عثمانی و تحولات قفقاز که مستقیماً بر ایران نیز اثر میگذاشت.مرگ کریمخان زند در ۱۷۷۹ و آغاز دورهٔ شدید رقابت و جنگ داخلی زندیه.ظهور آقامحمدخان قاجار از ۱۷۷۹ به بعد و آغاز فرایند قدرتگیری قاجار.اگر تا دههٔ ۱۷۹۰ زنده میماند، حتی فتح گرجستان و قفقاز توسط آقامحمدخان، لشکرکشی به گرجستان و قتلعام تفلیس در ۱۷۹۵ را نیز میدید.
اگر کسی در «اواخر صفویه» متولد میشد و تقریبا ۹۰ سال عمر میکرد، بسته به سال تولدش، تقریباً تمام این تحولات را در ایران میدیدچنین فردی فقط تغییر چند پادشاه را نمیدید، بلکه تغییر کامل نظم سیاسی ایران را تجربه میکرد:صفویه » حکومت هوتکیان » افشاریه » دورهٔ ملوک الطوایفی پس از نادرشاه » زندیه » آغاز قاجاریه
تا سال ۱۹۱۴، امپراتوری عثمانی که بهشدت کوچک شده بود، کنترل خود را بر شمال آفریقا، مجارستان و بخش اعظم جنوب شرقی اروپا از دست داده بود. 👇👇👇تا سال ۱۹۱۴، امپراتوری عثمانی که بهشدت کوچک شده بود، کنترل خود را بر شمال آفریقا، مجارستان و بخش اعظم جنوب شرقی اروپا از دست داده بود. از قرن هجدهم به بعد، این امپراتوری پیوسته در مسیر افول قرار داشت و به نظر میرسید که سقوط آن اجتنابناپذیر است.طی چند دهه، افسران ارتش عثمانی و نیز محافل آموزشی و مدارس، در نشستهای محرمانه درباره ضرورت اصلاح و دگرگونی سریع امپراتوری گفتوگو میکردند تا بتواند در برابر چالشهای فکری، صنعتی و نظامی سربرآورد. اما با وجود این انگیزه، اندیشه ملیگرایی که در اروپا رواج یافته بود، آنان را تحت تأثیر قرار داده بود. ازاینرو، روشنفکرانِ اقوام ترکزبان و عربزبانِ ساکن در امپراتوری کوشیدند برای خود هویتی سیاسیِ مستقل را کشف یا ایجاد کنند.در روزهای اندکی پیش از آغاز جنگ جهانی اول، سلطان بار دیگر به مقامی تشریفاتی و نمادین تبدیل شد و اداره امپراتوری عثمانی به دست گروهی از مردانی افتاد که هویت روشنی نداشتند، اما جاهطلب بودند. این افراد از رهبران حزب ترکان جوان بودند و همزمان علت و نتیجه آشفتگی و بحران سیاسی در استانبول به شمار میرفتند. آنان تلاش کردند امپراتوری ترکی را به قرن بیستم وارد کنند، پیش از آنکه جهان مدرن فرصت نابودی آن را پیدا کند.منبع: «پایان دولت عثمانی و شکلگیری خاورمیانه» دیوید فرومکین@tamadone_islami
خود نام شهر به معنی تقریباً «اردوگاه مُکرم» است , عسکر مکرم، عربیِ عَسکر مُکْرَم، شهری در خوزستانِ دورهٔ اسلامی بود که در ناحیهای میان شوشتر و اهواز و در کنار شاخهٔ مَسرُوقان از رود کارون قرار داشت. نام آن بهمعنای تقریباً «اردوگاه مُکرم» است موقعیت آن از نظر جغرافیایی بسیار مهم بود: شهر در ناحیهای حاصلخیز قرار داشت و مسیرهای ارتباطی خوزستان به نواحی کوهستانی را کنترل میکرد. همین مسئله باعث شد هم مرکز نظامی باشد و هم به یک مرکز اقتصادی تبدیل شود.منابع عربی دربارهٔ بنیانگذار اختلاف دارند: بلاذری آن را به #محمد_بن_مطرف مرتبط میکند و یاقوت بنیانگذاری را به #محمد_بن_معزا_حارثی، یکی از فرماندهان مرتبط با حجاج بن یوسف، نسبت میدهد. نقطهٔ مشترک روایتها این است که تأسیس آن به اواخر قرن هفتم میلادی بازمیگردد.در سدهٔ چهارم هجری / دهم میلادی، جغرافیدانان مسلمان آن را شهری بسیار آباد و پررونق توصیف میکنند. شهر در دو سوی کانال مَسرُوقان گسترش یافته بود و بخش مهمتر آن در سمت غربی قرار داشت. مسجد جامع و بازارهای اصلی نیز در همان بخش بودندابن حوقل از وجود پل دائمی آجری و همچنین پلهای قایقی در آن منطقه گزارش میکند. اهمیت این ارتباطات آنقدر زیاد بود که در جریان شورش زنگیان در سال ۲۶۶ق/۸۷۹–۸۸۰م، نیروهای خلافت برای جلوگیری از عبور شورشیان، پل را تخریب کردند.خوزستان در دورهٔ اسلامی یکی از مناطق مهم تولید شکر بود و عسکر مکرم به یکی از مراکز اصلی فرآوری آن تبدیل شد.منابع جغرافیایی قرن چهارم هجری گزارش میکنند که نیشکر از مناطق اطراف به عسکر مکرم آورده میشد و در آنجا به انواع شکر، از جمله شکر سرخ و سفید و انواع تصفیهشده، تبدیل میشدبرخی دانشمندان و ادیبان معروف با نسبت العَسکری از این شهر شناخته میشوند، از جمله:ابو احمد حسن بن عبدالله العسکریدرگذشتهٔ ۳۸۲ق/۹۹۳م و شاگرد او ابو هلال العسکری درگذشته پس از ۴۰۰ق/۱۰۱۰ممقدسی حتی از علاقهٔ شدید مردم شهر به مباحث کلامی یاد میکند و ابن حوقل نقل میکند که حتی باربران شهر دربارهٔ مسائل پیچیدهٔ تفسیر قرآن و فقه بحث میکردند.حتی این شهر سکه ضرب میکرداز عسکر مکرم سکههای عباسی شناخته شده که یکی از آنها مربوط به سال ۲۹۹ق/۹۱۱–۹۱۲م است.همچنین در دورهٔ آلبویه نیز در آنجا سکه ضرب شده است، از جمله سکههای مربوط به سالهای ۳۴۰–۳۴۴ق / ۹۵۱–۹۵۶م در دورهٔ عضدالدوله.منابع:academic.oup.com/book/59589/chapter-abstr…
شهر عسکر مُکرم (ʿAskar Mukram) که بدست عربهای مسلمان در خوزستان ساخته و آباد شد@tamadone_islamiشهر عسکر مُکرم (ʿAskar Mukram) که بدست عربهای مسلمان در خوزستان ساخته و آباد شد@tamadone_islami
زرین کوب و گرویدن ایرانیان به اسلامبرخلاف تصور برخی از متعصبان و سوء استفاده کنندگان، زرین کوب هیچ گاه در کتاب دو قرن سکوت ننوشته ایرانیان به زور به اسلام گرویده اند. او در این کتاب مبحثی دارد تحت عنوان « نبرد در روشنی» و در آن می نویسد:" بسیاری از ایرانیان، از همان آغاز کار دین مسلمانی را با شور و شوق پذیره شدند. دین تازه یی که عربان آورده بودند، از آیین دیرین نیاکان خویش برتر می یافتند و ثنویت مبهم و تاریک زرتشتی را در برابر توحید محض و بی شائبه اسلام، شرک و کفر می شناختند." او در ادامه می نویسد:" آیین مسلمانی را دینی پاک و آسان و درست یافتند و با شوق و مهر بدان گرویدند."ذکر این امر ضروری است که زرین کوب در ادامه چند بار همین سخن را به شکل های دیگر تکرار کرده است.( چاپ ۱۳۹۹، نشر سخن، ص۲۶۹) #دو_قرن_سکوت #عبدالحسین_زرینکوب #تاریخ_ایران #تاریخنگاری_ناسیونالیستی #عبدالنبی_قیم
#پاپیروس_های_اسلامی«عایشه سلام فراوان میرساند»: پاپیروسی از مصر در عصر نخست اسلامدر زمان خلافت حضرت عمر بن خطاب و در دوران امپراطوری بیزانس لشکری به فرماندهی حضرت عمرو بن عاص عازم مصر شد و طی چند سال و با درگیریهایی اندک شهرهای مهم آن را فتح کرد و این سرزمین مهم را به اراضی اسلامی ملحق کرد. مصریان که پیشتر هفت قرن سلطه رومیان را تجربه کرده بودند یا به دین اسلام درآمدند و یا با حفظ هویت مسیحی خود به پرداخت جزیه تن دادند.یکی از مجموعههای دیجیتال دانشگاه میشیگان «نظام اطلاعاتی پاپیروسشناسی پیشرفته» (APIS UM) است که مجموعهای از هزاران پاپیروس کشفشده از مصر کهن را در دسترس میگذارد. در این مجموعه حدود ۸۰۰ نسخه خطی به زبان عربی موجود است که تاریخگذاری برخی از آنها در سالهای نخست حضور لشکریان مسلمان نشان از رواج و رسمیت زبان عربی در مصر آن دوران دارد. این اوراق عمدتا شامل اسناد مربوط به مالیات، بدهکاری و بستانکاری، و معاملات است.نسخه P.Mich.inv. 5621 پاپیروسی کشف شده از منطقه فیوم در ۱۰۰ کیلومتری جنوب غرب قاهره است و به قرن هشتم میلادی تاریخگذاری شده است. این پاپیروس به رنگ قهوهای روشن و حاوی مکتوب در پشت و رو است و متن آن نامهای از طرف شخصی به نام «کلیم» به «عبدالله بن اسعد» است که با جوهر مشکی و خط نازک عربی نوشته شده است.«کلیم» یا «عمر بن کلیم» بافنده و دوزندهای است که به «عبدالله» که احتمالا بازرگان یا بوروکرات است درباره پیشرفت سفارشی برای بافت تعدادی روبنده گزارش میدهد. کلیم کار تمام روبندهها را تمام کرده است مگر یکی، و اگر عبدالله تمایل دارد خوب است که به قدر یک «دینار» پارچه «ریاط» بفرستد تا کار آخرین روبنده هم تمام شود. در غیر اینصورت باید به اطلاع کلیم برساند. و در پایان نامه سلام و تحیت شخصی به نام «#عایشه» را منتقل میکند. در صفحه پشت آن نام فرستنده و گیرنده ثبت شده است.متن عربی نامه و ترجمه آن از این قرار است:بسم الله الرحمن الرحیمالى عبد الله بن اسعد من کلیم سلم علیک فانى احمد[افتادگی] الیک الله الذى لا الله الا هواما بعد فانى اخبرک من خبرنا انا سالمین صالحینوربنا محمود وانى کنت امرتنى ان انسج لکمنادیل الوجه وانى قد نسجتهم الا واحدفان احببتهم [ا]بعث الى بدینر ریاط جیدم الا فاکتب الى ببیان ذلک وابعث الیک بهولونى انى نسجتهم کلهم لبعثت بهم مع زیدوابعث الى جریا بدینر ریاطوالسلم علیک ورحمت الله وان عیشه تقراعلیکم السلم کثیرا.ترجمه فارسیبه نام خداوند بخشنده بخشاینده.به عبدالله بن اسعد از سوی کلیم. سلام بر تو و ستایش میکنمبه تو خدایی که هیچ خدایی جز او نیست.دیگر آنکه میخواهم تو را از اخبار خود خبر دهم، خاصه آنکه ما تندرست و بهرهمندیمو ستایش از آن خداست. به من سفارشی دادی که برایتروبندههایی ببافم. و آنها را بافتهام مگر یکی را.پس اگر طالب آنهایی، پس برایم یک دینار ریاط نیکو بفرست واگر نه، پس برایم بنویس و تصریح کن و برایت آنها را خواهم فرستاد.و چنانچه همهشان را بافته بودم، پس آنها را با زید خواهم فرستاد.و بیدرنگ برایم یک دینار ریاط بفرست.و سلام و رحمت خداوند بر تو باد. عایشهبه تو سلام فراوان میرساند.عبارت دعایی «فانى احمد الیک الله الذى لا الله الا هو» در ابتدای نامه به گفته جفری خان خصیصه نامههای قرون اول و دوم هجری است. این نسخه به چند دلیل توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. کاترین کلبرن در موزه متروپلیتن بر این نکته انگشت میگذارد که مقدار ریاط مورد نیاز بر اساس طول یا وزن درخواست نشده است، بلکه برحسب معادل پولی آن یعنی یک دینار بیان شده است. این یعنی قیمتگذاریها دستکم در بازار منسوجات استاندارد بوده است. ریاط به معنی «پارچه لَخت و تنک» است. همچنین سنت ابلاغ سلام از دوستان یا خویشان که به گفته کلبرن در دیگر نسخههای آن زمان نیز دیده میشود[۱].پترا سیپستین استاد زبان عربی در دانشگاه لیدن هم در فصلی به توضیح این نسخه پرداخته است. به نوشته او، در اسناد بدست آمده از جنیزه، «مندیل» به معنای دستمال سر و حولهای کوچک و چندمنظوره آمده است. کلمات «خمار» یا «خمر» و «مِقنع» در نسخههای P.Marchands III 42.5 و P.Marchands III 4.5 از همین منطقه فیوم برای اشاره به روبنده کاربرد داشته است[۲]. دلالت کلمه «منادیل الوجه» یا «منادیل للوجه» به روبندههای زنان بیراه نیست و در مصر کنونی نیز روبندههای سنتی زنان «مندیل» نام دارد. این نکته نیز برجسته به نظر میرسد که در آن زمان نام بردن از زنان خانواده ناسازگار با عرف نبوده است.منابع[۱] K. Colburn, “Materials and Techniques of Late Antique and Early Islamic Textiles Found in Egypt,” in Byzantium and Islam: Age of Transition, ed. H. C. Evans and B. Ratliff (New York, 2012), p. 166@tamadone_islami
#پاپیروس_های_اسلامی#تاریخ_مصر #متن_شناسیپاپیروسی از مصرِ قرن هشتم میلادی؛ نامهای از یک بافنده به عبدالله که از سفارش پارچه و تکمیل روبندهها میگوید و در پایان مینویسد: «عایشه سلام فراوان میرساند.» سندی ارزشمند از عربیِ روزمره و زندگی اجتماعی و اقتصادی مصر اسلامی.اصل اسکن پاپیروس از مجموعه دانشگاه میشیگانquod.lib.umich.edu/a/apis/x-4187/5621R.TI… @tamadone_islami
📺 پایان حرفۀ یک کشیشمدت زیادی بود که ویدئوهایی از یک کشیش ایرانی در فضای مجازی دستبهدست میشد. در این فرصت به سطح علمی او میپردازیم و به چند شبهه که دربارۀ اسلام مطرح کرده است پاسخ میدهیم.مقدمه 00:00شاهکار کشیش در نقد ترجمۀ الهیقمشهای 02:06آیا سیوطی قائل به تحریف قرآن است؟ 03:44معنای ﴿الصمد﴾ چیست؟ 05:56آیا قرآن دربارۀ شرک مسیحیان اشتباه کرده است؟! 12:44در یوتوب، با کیفیت دلخواه تماشا کنید#ویدئو__________________@pezhvaak_ch
ترجمهٔ سند عربی شمارهٔ ۳۹ در پایگاه دیجیتال شرق مکنون (Invisible East Digital Corpus) که متعلق به مجموعهٔ خلیلی (Khalili Collection) با شناسهٔ DOC 46 [AR 29] میباشد. سند بر روی پوست (parchment) نوشته شده، ۱۱ سطر دارد و مربوط به قرن هشتم میلادی (دورهٔ عباسی اولیه) در منطقهٔ تخارستان است.نوع سند: شهادتنامه در خصوص تعیین وصی برای دریافت مهریه ( صدااق) و برائت از ادعا.بسم الله الرحمن الرحیم. این استآنچه که یحیی بن حَبَّه، العُذافر بن صَطْفْوان،عبدالله مولی حارث، محمد بن سعید،عبدالله بن سلیمان، خاقان بن فروذا [؟؟]و خالد بن شیبان بر آن شهادت دادند. آنان شهادت دادند بر اینکه اینجاریه (دختر/کنیز) حَمْرا، دختر میر، عیسی بن سالم را به عنوان وصی خود منصوب کرده است و او مهریهٔ او را دریافت کرده، پانصد درهم،و آنچه که برای او بوده از کم یا زیاد، از مهریه یا غیر آن،بر عهدهٔ خِیب بن نَشْبود، و اینکه وصی خِیبراه او را باز گذاشته (آزادی عمل به او داده) و هیچ ادعا یا خصومتی بر او ندارد و او از او بری شده استمتن اصل نامه ب عربی :Khalili Collection: DOC 46 [AR 29] بسم الله الرحمن الرحيم هذا 1ما شهد عليه يحيى بن حبة والعذافر بن صفون 2وعبد الله مولى حرث ومحمد بن سعيد 3وعبد الله بن سليمن وخاقان بن قدودى 4وخالد بن شيبان وشهدوا على ان هذه 5الجارية حمرة ابنت مير اوصت عيسى 6بن سالم وقبض مهرها خمس مية درهم 7وما كان لها من قليل او كثير من مهر او غيره 8على خيب بن نشبود وان وصى خيب 9خلا لها سبيلها فليس له عليها 10دعوى ولا خصومة وقد برئت منه این اسناد از مهمترین منابع دست اول برای مطالعهٔ حقوق خانواده، وکالت، مهریه و ساختار اجتماعی-اقتصادی جوامع محلی در خراسان عباسی اولیه به شمار میروند و توسط پژوهشگرانی چون جفری خان، توماس بنفی و تیم پروژهٔ شرق مکنون (دانشگاه آکسفورد) ویرایش و تحلیل شدهاند.نکات نامهموقعیت زن: حَمْرا بهعنوان «جاریه» (دختر/زن جوان) معرفی شده اما از استقلال نسبی حقوقی برخوردار است (توانایی تعیین وصی). این سند یکی از شواهد مهم برای مطالعهٔ عاملیت زنان در قراردادهای ازدواج و مالی در خراسان عباسی است.شبکهٔ خانوادگی و شاهدین: فهرست شاهدین (یحیی بن حبه، عذافر بن صطفوان، عبدالله مولی حارث، محمد بن سعید، عبدالله بن سلیمان، خاقان بن فروذا، خالد بن شیبان) ترکیبی از موالی، افراد آزاد و احتمالاً نخبگان محلی است. حضور نامهای ایرانی و ترکی و عربی (میر، بیک، نشبود) و خاقانی نشاندهندهٔ تداوم ساختارهای پیشااسلامی و ادغام تدریجی در نظام عباسی است.زمینهٔ گستردهتر: این سند بخشی از «اوراق تخارستان» است و با سایر اسناد خانوادهٔ میر بن بیک (از جمله اسناد مربوط به زمین، مالیات و اختلافات خانوادگی) ارتباط دارد. مجموعهٔ این اسناد تصویری زنده از اقتصاد روستایی، روابط خویشاوندی و ادارهٔ محلی در سدهٔ دوم هجری ارائه میدهد.تحلیل نام های نامهبیک (Bēk): واژهای سغدی-ترکی به معنای «آقا/سالار». این نشان میدهد که خانواده دارای ریشهٔ اشرافیِ محلی (احتمالاً دهقانان خراسان) بودهاند.قاروال (Qārwāl): نامی مختلط؛ احتمالاً از «کار» (سغدی: گروه/لشکر) + «وال» (پاسدار) به معنای «سرکردهٔ نگهبانان».وهران (Wahrān): نامی کاملاً باختری/سغدی (احتمالاً به ایزد بهرام/ورهرام مرتبط) که پس از اسلام هم تداوم یافت.کمیردفر (Kamīrd-far): از دو بخش «کمیرد» (احتمالاً «کمیرد» = خردمند) + «فر» (بهمعنی شکوه/فروغ ایزدی در فارسی میانه)؛ یعنی «دارندهٔ فروغ خرد».خاقان بن فروذا (Khāqān b. Frōdā): این بسیار مهم است. «خاقان» عنوان ترکی-مغولی به معنای «خان بزرگ» است که در اینجا بهعنوان نام خاص آمده (یعنی پدرش او را خاقان نامیده، نه اینکه خودش عنوان داشته باشد).خالد بن شیبان: نام عربی (خالد) با کنیهای مربوط به قبیلهٔ عرب «شیبان» (از ربیعه). احتمالاً یک عرب خالص.«نشبود» (Nashbūd) کاملاً ایرانی (از «نوش»+«بود»؟ یعنی دارای نوش/جاودانگی). این شخص، طرف مقابل دعوای مهریه است (همسر یا خویشاوند).@tamadone_islami
#پاپیروس_های_اسلامیسند مورد بررسی (Khalili Collection DOC 46) یک شهادتنامهٔ حقوقی از اوایل دورهٔ عباسی (قرن ۸ م/ خراسان) است که علیرغم اختصار، از حیث تاریخی و حقوقی بسیار پرمعناست.محتوای اصلی زنی به نام «حَمْرا» با تعیین «عیسی بن سالم» به عنوان وصی، مهریهٔ ۵۰۰ درهمی خود را از همسر (یا خویشاوند مذکر) خود دریافت میکند و طی یک فرایند حقوقی، برائت کامل (ابراء ذمه) از هرگونه دعوی و خصومت آینده صادر میشود.حقوقی-اجتماعی: سند گواه روشنی بر عاملیت حقوقی زنان در جامعهٔ خراسان آن عصر است، چراکه زن خود مستقلاً وصی تعیین کرده و بر دریافت مهریه نظارت دارد.اصطلاحات کلیدی حقوقی چون «خَلَّا لَهَا سَبِیلَهَا» (اعطای آزادی کامل عمل) در آن بهکار رفته که نشاندهندهٔ استحکام رویههای فقهی در بافت محلی است.این سند بخشی از «اوراق تخارستان» است و بهعنوان یک منبع دستاول کمیاب، تصویری زنده از اقتصاد روستایی، روابط خویشاوندی و تعامل فرهنگهای ایرانی-عربی در سدهٔ دوم هجری ارائه میدهد و در مطالعات حقوق خانواده و اسلامپذیری تدریجی خراسان نقشی کلیدی دارد.@tamadone_islami#پاپیروس_های_اسلامیسند مورد بررسی (Khalili Collection DOC 46) یک شهادتنامهٔ حقوقی از اوایل دورهٔ عباسی (قرن ۸ م/ خراسان) است که علیرغم اختصار، از حیث تاریخی و حقوقی بسیار پرمعناست.محتوای اصلی زنی به نام «حَمْرا» با تعیین «عیسی بن سالم» به عنوان وصی، مهریهٔ ۵۰۰ درهمی خود را از همسر (یا خویشاوند مذکر) خود دریافت میکند و طی یک فرایند حقوقی، برائت کامل (ابراء ذمه) از هرگونه دعوی و خصومت آینده صادر میشود.حقوقی-اجتماعی: سند گواه روشنی بر عاملیت حقوقی زنان در جامعهٔ خراسان آن عصر است، چراکه زن خود مستقلاً وصی تعیین کرده و بر دریافت مهریه نظارت دارد.اصطلاحات کلیدی حقوقی چون «خَلَّا لَهَا سَبِیلَهَا» (اعطای آزادی کامل عمل) در آن بهکار رفته که نشاندهندهٔ استحکام رویههای فقهی در بافت محلی است.این سند بخشی از «اوراق تخارستان» است و بهعنوان یک منبع دستاول کمیاب، تصویری زنده از اقتصاد روستایی، روابط خویشاوندی و تعامل فرهنگهای ایرانی-عربی در سدهٔ دوم هجری ارائه میدهد و در مطالعات حقوق خانواده و اسلامپذیری تدریجی خراسان نقشی کلیدی دارد.@tamadone_islami
❀✰﷽✰❀⿻اللّهم إنّکَ عَفُوٌّا تُحِبُّ الْعَفْوَ فَاعْفُ عَنَّی⿻◆لیستی از بهترین کانال های تلگرامی👇✎ @tab_ahlesunnat✧════❁*❁════✧
شیخ علی الطنطاوی، ادیب بزرگ شام @tamadone_islamiمربوط به پست قبل/شیخ علی طنطاوی، ادیب، روزنامهنگار، معلم و دعوتگر نامآور سرزمین شام است. طنطاوی علاوه بر قلم پرتوان، خطیبی سخنور و شجاع بود. در دوران نفوذ فرانسویها در شام و در جریان #جنگ_دوم_جهانی که #پاریس در اشغال نازیها بود، طنطاوی در خطبهی جمعه چنین گفت: «از فرانسویها نترسید که دلهایشان از ترس تهی است و سلحشوریشان جز ادعا نیست... آتششان نمیسوزاند و گلولهشان نمیکشد. اگر خیری در آنها بود پایتختشان زیر چکمهی آلمانیها پایمال نمیشد!» در پی این خطبه، شیخ علی #طنطاوی از خطابت منع شد و مرخصی اجباری به وی تعلق گرفت!علی طنطاوی پس از کودتای #حزب_بعث مجبور به ترک #دمشق شد. وی تا سال ۱۹۷۹ به صورت مقطعی به سرزمین محبوب خود سر میزد اما پس از آن دیگر نتوانست دمشق را ببینید. غمی که اثر خود را بر نوشتههایش گذاشت و تا آخرین روزهای زندگی هر جا قلمی میزد یادی از محبوبش بود و کوچههای زیبای دمشق...ایشان که به پاس خدماتش برندهی جایز «#ملک_فیصل برای خدمت به اسلام» شده بود پس از به جای گذاشتن دهها کتاب و مقالاتی پرشمار در تاریخ ۴ ربیع الاول ۱۴۲۰ هجری (۱۹۹۹ میلادی) دار فانی را وداع گفت.@tamadone_islami
«بیشتر ما نسبت به تاریخمان در هند آگاهی نداریم، تاریخ اسلام در هند برابر است با یک چهارم تاریخ این سرزمین، چرا که ما هزار سال بر این شبه قاره حکمرانی کردیم. آن روزها هند تنها از آن ما بود و ما تنها حاکمانش بودیم. اگر در اسپانیا اندلس را از دست دادیم، #هند…شیخ علی الطنطاوی، ادیب بزرگ شام@tamadone_islami
تاریخ سیاسی و فرهنگ بصری اواخر عثمانی«زبان سرپوشها / زبان کلاهها» که در مجله طنز سیاسی Ay Dede منتشر شده در ژانویه ۱۹۲۲ میلادیپنج «سرپوش» دقیقاً چه چیزی را نمایندگی میکنند؟ کلاه İttihad منگوله جلوکلاه Bîtaraf فس بدون منگولهکلاه Millî = کَلپاککلاه İtilâf = منگوله پشتکلاه Sosyalist = منگوله کناردر عثمانی، پوشش سر فقط مسئله لباس نبود. نوع سرپوش میتوانست نشانهای از موقعیت اجتماعی، شغلی، مذهبی یا سیاسی باشدجریان های سیاسی İttihad → میراث اتحاد و ترقیİtilâf → جریان ائتلاف و آزادی و رقبای اتحاد و ترقیMillî → جریان ملی و آنکارا / Millî MücadeleBîtaraf → بیطرفانSosyalist → جریانهای سوسیالیستیدر عثمانی، سرپوش فِس از زمان سلطان محمود دوم به یک پوشش دولتی و نظامی تبدیل شد.پس از انحلال ینیچریها در ۱۸۲۶، ارتش جدید یعنی عساکر منصوره محمدیه به لباس جدیدی نیاز داشت. در ۱۸۲۹ فرمان استفاده از فِس برای سربازان صادر شد. نخستین مدل عثمانی حتی با فِس استاندارد بعدی تفاوت داشت و حدود ۲۰ تا ۲۵ سانتیمتر ارتفاع داشتدر عربی به کلاه قرمز معمولاً (طربوش) گفته میشود.
کتاب فوق العادهموضوع: سکهشناسی اسلامی، سکههای قرون میانه اسلامی و ارزشگذاری سکههازبان: انگلیسی فرمت: PDF📚 Islamic Coins and Their Values – Volume 1: The Mediaeval Period✍️ Tim Wilkes@tamadone_islami
#سکه_های_اسلامی تصویر مربوط به یک دینار طلای عباسی، ضرب الأهواز در سال ۲۷۰ق / ۸۸۳–۸۸۴م است سلسله: عباسی خلیفه: المعتمد علیالله، ۲۵۶–۲۷۹ق / ۸۷۰–۸۹۲م فلز: طلا ، دینار ضرابخانه: الأهواز تاریخ: ۲۷۰ق میلادی: حدود ۸۸۳–۸۸۴م ارجاع استاندارد: Stephen Album 239.6…کتاب فوق العادهموضوع: سکهشناسی اسلامی، سکههای قرون میانه اسلامی و ارزشگذاری سکههازبان: انگلیسی فرمت: PDF📚 Islamic Coins and Their Values – Volume 1: The Mediaeval Period ✍️ Tim Wilkesساختار کتاب :Arab-SasanianArab-ByzantineUmayyadAbbasidIberia & North AfricaEgypt & SyriaArabian Peninsula & East Africaal-Jazira & AnatoliaIran، افغانستان و آسیای مرکزی پیش از مغولایران و جهان اسلامی پس از مغولهندجنوب شرق آسیا@tamadone_islamiکتاب فوق العادهموضوع: سکهشناسی اسلامی، سکههای قرون میانه اسلامی و ارزشگذاری سکههازبان: انگلیسی فرمت: PDF📚 Islamic Coins and Their Values – Volume 1: The Mediaeval Period ✍️ Tim Wilkesساختار کتاب :Arab-SasanianArab-ByzantineUmayyadAbbasidIberia & North AfricaEgypt & SyriaArabian Peninsula & East Africaal-Jazira & AnatoliaIran، افغانستان و آسیای مرکزی پیش از مغولایران و جهان اسلامی پس از مغولهندجنوب شرق آسیا@tamadone_islami
#سکه_های_اسلامیتصویر مربوط به یک دینار طلای عباسی، ضرب الأهواز در سال ۲۷۰ق / ۸۸۳–۸۸۴م استسلسله: عباسیخلیفه: المعتمد علیالله، ۲۵۶–۲۷۹ق / ۸۷۰–۸۹۲مفلز: طلا ، دینارضرابخانه: الأهوازتاریخ: ۲۷۰قمیلادی: حدود ۸۸۳–۸۸۴مارجاع استاندارد: Stephen Album 239.6در نظام برناردی: Bernardi 178Nd برای این گونه در نمونهای ۲۱ میلیمتری با وزن ۴٫۶۴ گرم را دقیقاً به عنوان دینار المعتمد، الأهواز، ۲۷۰ق و با ذکر الموفق و ذوالوزارتین معرفی کرده استخلیفه زمان سکه :ابو العباس احمد بن جعفر، المعتمد علی اللهحکومت: ۲۵۶–۲۷۹ق / ۸۷۰–۸۹۲ماما مسئله جالب اینجاست که در این سکه فقط با نام خلیفه مواجه نیستیم.سکه، ساختار سیاسی واقعی خلافت عباسی در اواخر قرن سوم هجری را نیز منعکس میکند.در دوره المعتمد، قدرت سیاسی و نظامی عملاً تا حد زیادی در دست برادرش: ابو احمد الموفق بالله بود.او برادر المعتمد و شخصیت نظامی اصلی دولت عباسی بود و فرماندهی عملیات علیه زنج را برعهده داشت.به همین دلیل نام و لقب او وارد نظام سکهشناسی عباسی شد.«ذو الوزارتین» چه کسی است؟این قسمت یکی از مهمترین ویژگیهای سکه است. در این گونه، نام یا لقب:ذو الوزارتین ظاهر میشود به معنای تحتاللفظی:«دارنده دو وزارت» / «صاحب دو وزارت» این لقب متعلق به سعید بن مخلد، وزیر عباسی، بود. منابع سکهشناختی همین ارتباط را صریحاً ثبت کردهاند.بنابراین سکه فقط یک «نام خلیفه» نیست.بلکه یک بیانیه فشرده از ساختار قدرت عباسی است:المعتمد → خلیفهالموفق → قدرت نظامی و جانشین/ولیعهد مؤثرذو الوزارتین → مقام عالی دیوانیاهمیت واقعی الأهواز در شورش زنجالأهواز یکی از اصلیترین میدانهای عملیات زنج بود.شورش حتی در سالهای اولیه توانسته بود:سوق الأهواز را مورد حمله قرار دهد، مناطق مختلف خوزستان را ناامن کند،ارتباطات و منابع اقتصادی منطقه را مختل کند،و حکومت عباسی را مجبور به تخصیص نیروهای نظامی قابل توجه کند.شورش زَنج یکی از بزرگترین و طولانیترین شورشهای قرن سوم هجری علیه خلافت عباسی بود که از ۲۵۵ تا ۲۷۰ق / ۸۶۹ تا ۸۸۳م ادامه یافت. این شورش بخش بزرگی از جنوب عراق و نواحی خوزستان، از جمله الأهواز، را درگیر کرد.چه کسانی شورش کردند؟هسته اصلی شورش را گروههایی از بردگان و کارگران سیاهپوست تشکیل میدادند که در شرایط بسیار سخت اقتصادی و اجتماعی، بهویژه در نواحی باتلاقی جنوب عراق، کار میکردند. اما جنبش صرفاً یک «شورش بردگان» ساده نبود؛ بهتدریج گروههایی از دهقانان، فراریان، قبایل محلی و مخالفان حکومت نیز به آن پیوستند.رهبر اصلی شورش شخصی بود که منابع او را:علی بن محمد، صاحب الزنج مینامند.او مدعی تبار علوی و جایگاه دینی ویژه بود و توانست از نارضایتیهای اجتماعی و سیاسی موجود برای ایجاد یک جنبش نظامی گسترده استفاده کند.پایان شورشخلافت عباسی سرانجام یک عملیات نظامی عظیم علیه زنج ترتیب داد که فرمانده اصلی آن ابو احمد الموفق، برادر خلیفه المعتمد، بود.پس از چند سال جنگ و محاصره، المختارة در ۲۷۰ق / ۸۸۳م سقوط کرد و علی بن محمد کشته شد. با سقوط مرکز اصلی، ساختار سیاسی-نظامی زنج فروپاشید.و این دقیقاً همان فضای تاریخی است که دینار الأهواز ۲۷۰ق در آن قرار میگیرد.@tamadone_islami
#سکه_های_اسلامیتصویر مربوط به یک دینار طلای عباسی، ضرب الأهواز در سال ۲۷۰ق / ۸۸۳–۸۸۴م استسلسله: عباسیخلیفه: المعتمد علیالله، ۲۵۶–۲۷۹ق / ۸۷۰–۸۹۲مفلز: طلا ، دینارضرابخانه: الأهوازتاریخ: ۲۷۰قمیلادی: حدود ۸۸۳–۸۸۴مارجاع استاندارد: Stephen Album 239.6در نظام برناردی: Bernardi 178Nd برای این گونه در نمونهای ۲۱ میلیمتری با وزن ۴٫۶۴ گرم را دقیقاً به عنوان دینار المعتمد، الأهواز، ۲۷۰ق و با ذکر الموفق و ذوالوزارتین معرفی کرده است@tamadone_islami#سکه_های_اسلامیتصویر مربوط به یک دینار طلای عباسی، ضرب الأهواز در سال ۲۷۰ق / ۸۸۳–۸۸۴م استسلسله: عباسیخلیفه: المعتمد علیالله، ۲۵۶–۲۷۹ق / ۸۷۰–۸۹۲مفلز: طلا ، دینارضرابخانه: الأهوازتاریخ: ۲۷۰قمیلادی: حدود ۸۸۳–۸۸۴مارجاع استاندارد: Stephen Album 239.6در نظام برناردی: Bernardi 178Nd برای این گونه در نمونهای ۲۱ میلیمتری با وزن ۴٫۶۴ گرم را دقیقاً به عنوان دینار المعتمد، الأهواز، ۲۷۰ق و با ذکر الموفق و ذوالوزارتین معرفی کرده است@tamadone_islami
این داستان، «تأخر زمانی» دارد و بیشتر شبیه یک ادعای برساخته در دورههای بعدی است تا یک گزارش معاصر و موثق. این داستان را باید در بستر جدلهای ادبی و فرهنگی سدههای میانه فهمید، نه به عنوان یک سند تاریخی.بیایید دلایل بیاعتباری این روایت را با هم مرور کنیم:۱. تأخر زمانی و فقدان منبع معاصر (مهمترین دلیل)راوی داستان کیست؟ دولتشاه سمرقندی، که این داستان را در تذکرهاش آورده، در سده نهم هجری میزیسته است.داستان مربوط به کیست؟ عبدالله بن طاهر، امیر خراسان در سده سوم هجری (حدود ۲۰۰ سال خلافت عباسی)فاصله زمانی: بین راوی و رویداد، حدود ۶۰۰ سال فاصله است. هیچ تاریخنگار معاصر عبدالله بن طاهر (مثل طبری، بلاذری یا ابن اثیر) اشارهای به چنین کتابسوزی گستردهای نکرده است. روایتی به این اهمیت، اگر واقعیت داشت، حتماً در تواریخ آن دوره بازتاب مییافت.۲. ناهمخوانی با شخصیت تاریخی و سیاستهای عبدالله بن طاهرعبدالله بن طاهر (حکومت: ۲۱۳-۲۳۰ ق) نه یک متعصب خشک، که یکی از فرزانهترین و فرهنگدوستترین امیران تاریخ ایران پس از اسلام شناخته میشود:حامی ترجمه: اتفاقاً در دوره او و دربارش، جنبش ترجمه آثار پهلوی به عربی رونق داشت. خاندان نوبختی که از مترجمان برجسته متون پهلوی به عربی بودند، از نزدیکان و وزیران دربار طاهریان بودند.سیاستمدار عملگرا: او بیشتر یک دیوانسالار و فرمانده نظامی عملگرا بود تا یک ایدئولوگ مذهبی تندرو. هدفش تثبیت قدرت و اداره قلمرو بود.تضاد آشکار: این داستان او را فردی نشان میدهد که میگوید "ما را از این نوع کتاب در کار نیست"، در حالی که خودش به ادب عربی و فارسی علاقه داشت و شاعران در دربارش حضور داشتند.۳. تناقض با تاریخ ادبیات و "وامق و عذرا"پیشینه داستان: "وامق و عذرا" یک داستان عاشقانه با ریشه یونانی است که پیش از اسلام به فارسی میانه ترجمه شده بود.رواج داستان: این داستان اتفاقاً از بین نرفت و بعدها در دوره اسلامی چندین بار به نظم فارسی درآمد. مشهورترین نسخه آن را عنصری بلخی (شاعر دربار محمود غزنوی، درگذشته ۴۳۱ ق) به نظم درآورد. اگر کتاب به دستور ابن طاهر سوزانده و نابود شده بود، عنصری ۲۰۰ سال بعد آن را از کجا آورده بود تا منظوم کند؟ این خود نشان میدهد که روایت دولتشاه، دست کم درباره این کتاب خاص، نادرست است.۴. کارکرد جدلی و افسانهای روایتاین داستان به احتمال قوی، یک افسانه تاریخی با کارکردی خاص است که در دورههای متأخرتر ساخته شده:برای توجیه فقدان ادبیات پیش از اسلام: بعد از رواج گسترده فارسی دری و شکلگیری شاهنامه و سنت ادبی قوی، این پرسش پیش آمد که "پس آثار دوره ساسانی چه شد؟". این داستان، یک پاسخ ساده و قابل فهم (و البته مغرضانه) به این پرسش بود: "اعراب و کارگزارانشان آنها را سوزاندند".بازتاب رقابتهای فرهنگی: این داستان میتواند بازتاب تنشهای میان دوستداران فرهنگ ایرانی و شعوبیه و اسلامگرایان در سدههای میانه باشد. چهرهای مانند عبدالله بن طاهر که نماد یک حاکم ایرانیتبار اما مسلمان و در چارچوب خلافت بود، سوژه مناسبی برای این سنخ داستانهاست.نکته ی دیگر عبارت «همه کتابها را سوزاندند» با شواهد تاریخی سازگار نیست. بخش بزرگی از ادبیات و دانش پهلوی اصلاً از بین نرفت و خصوصا دوران اسلامی نوشته شدند و بازتولید شدند آنهم به خط و زبان پهلوی ، آثاری مانند:دینکردبندهشناردا ویرافنامهمینوی خرد و...تا قرنها پس از اسلام نوشته، بازنویسی و حفظ شدند. اگر سیاست نابودی کامل وجود داشت، بقای این آثار توضیحپذیر نبود.اتفاقاً ترجمه از پهلوی به عربی بسیار گسترده بود.در دوره عباسی، آثار فراوانی از پهلوی به عربی ترجمه شد؛ از جمله کلیله و دمنه، خداینامه ها و آثار مربوط به برخی زیج نجومی، و سیاست و ادب درباری. این نشان میدهد بخشی از میراث ساسانی مورد استقبال قرار گرفت، نه اینکه صرفاً نابود شود.خصوصا این نوع روایات اغلب در بسترهای ناسیونالیستی مدرن (از دورهٔ قاجار و پهلوی به بعد) یا در تذکرههای ادبی متأخر برای توضیح «گسست فرهنگی» و بزرگنمایی تداوم هویت ایرانی بازتولید شدهاند. آنها پیچیدگیهای تاریخی (تغییر دین، تغییر خط و زبان اداری، افول نهادهای ساسانی، و پویاییهای درونی جامعهٔ ایرانی) را به یک عامل واحد (خصومت مذهبی-قومی) تقلیل میدهند. در حالی که شواهد نشان میدهد ایرانیان مسلمان (از جمله طاهریان و سامانیان) نقش کلیدی در احیای ادبیات فارسی داشتند.حکایت دولتشاه سمرقندی فاقد اعتبار تاریخی است و نمیتواند مبنای توضیح کمبود ادبیات منظوم ساسانی قرار گیرد.دلایل واقعی از دست رفتن بخش عمدهٔ متون پهلوی ترکیبی از عوامل ساختاری (خط، نهادها، اولویتهای مذهبی اقلیت، شرایط مادی و...) و حوادث تاریخی متعدد است.@tamadone_islami
#رد_شبههحکایت دولتشاه سمرقندی (قرن نهم هجری) دربارهٔ دستور عبدالله بن طاهر به نابودی کتاب «وامق و عذرا» و آثار عجم و مغان، فاقد اعتبار تاریخی است. این روایت حدود ۶۰۰ سال پس از واقعهٔ ادعایی نقل شده، هیچ منبع معاصر یا نزدیک به عصر طاهریان آن را تأیید نمیکند و با شخصیت تاریخی عبدالله بن طاهر (ادیب ایرانیتبار و حامی علم و کتابخانه) ناسازگار استاطلاعات تکمیلی:t.me/tamadone_islami/20262?singlehttps://… دولتشاه سمرقندی (قرن نهم هجری) دربارهٔ دستور عبدالله بن طاهر به نابودی کتاب «وامق و عذرا» و آثار عجم و مغان، فاقد اعتبار تاریخی است. این روایت حدود ۶۰۰ سال پس از واقعهٔ ادعایی نقل شده، هیچ منبع معاصر یا نزدیک به عصر طاهریان آن را تأیید نمیکند و با شخصیت تاریخی عبدالله بن طاهر (ادیب ایرانیتبار و حامی علم و کتابخانه) ناسازگار استاطلاعات تکمیلی:t.me/tamadone_islami/20262?singlehttps://…
دوبله ی عربی سخنرانی اروین اسمیت (Erwin Smith) در Attack on Titan که این دو شخص آلمانی را به وجد می آورددوبلور با صدای بسیار پرحجم، کنترل نفس عالی و اوجگیری تدریجی، سخنرانی اروین را شبیه یک فرمانده واقعی اجرا میکند.عربی قرنها زبان شعر حماسی، خطبه، جنگنامه ها و ادبیات و تلاوت بوده است. حتی اگر شنونده معنی همه واژهها را نداند، ناخودآگاه آن لحن را با اقتدار و عظمت پیوند میدهد.سخنرانی اروین ذاتا یک خطبه جنگی است. عربی فصیح به خاطر ساختار آوایی و سنت خطابه، برای چنین متنهایی بسیار طبیعی به نظر میرسد و انگار به صحنه وزن بیشتری میدهد.@tamadone_arab
سنتهای رصدی پیش از اسلام۱.۱. نجوم بابلی؛ آغاز ثبت منظم آسمانقدیمیترین سنتهای منظم رصدی به بینالنهرین بازمیگردد. کاهنان بابلی از هزاره دوم و اول پیش از میلاد حرکت اجرام آسمانی را ثبت میکردند. آنان:طلوع و غروب ستارگان را ثبت میکردند،دورههای ماه و خورشید را محاسبه میکردند،خسوف و کسوف را پیشبینی میکردند،جدولهای نجومی دقیق ایجاد میکردند.اما این فعالیتها عمدتاً در چارچوب معابد انجام میشد و هدف اصلی آنها ترکیبی از امور:تقویمی،کشاورزی،آیینی و نجومی و پیشگویی بود.بابلیان دادههای بسیار ارزشمندی تولید کردند، اما چیزی شبیه «مرکز پژوهشی مستقل نجوم» به معنای بعدی وجود نداشت.نجوم یونانی؛ جهش نظری و ریاضییونانیان مرحله جدیدی در تاریخ نجوم ایجاد کردند. آنان برخلاف سنتهای پیشین، تلاش کردند حرکت آسمان را با مدلهای هندسی و ریاضی توضیح دهند. دانشمندانی مانند:هیپارخوس و کلودیوس بطلمیوس نقش مهمی در توسعه نجوم ریاضی داشتند.هیپارخوس:فهرست ستارگان تهیه کرد،تغییرات موقعیت ستارگان را بررسی کرد،حرکت تقدیمی اعتدالین را کشف کرد.بطلمیوس نیز در کتاب المجسطی یک نظام ریاضی پیچیده برای توضیح حرکت خورشید، ماه و سیارات ارائه کرد.اما فعالیت این دانشمندان بیشتر در قالب:مدارس فلسفی، مراکز آموزشی، کارگاههای شخصی علمی انجام میشد.به بیان دیگر، یونانیان «علم نجوم نظری» را به اوج رساندند، اما رصدخانه به معنای یک مؤسسه مستقل پژوهشی هنوز شکل کامل پیدا نکرده بود.اسکندریه؛ نزدیکترین نمونه به یک مرکز علمیدر دوره هلنیستی، شهر اسکندریه مصر به بزرگترین مرکز علمی جهان تبدیل شد.کتابخانه اسکندریه و نهاد علمی مرتبط با آن، محل فعالیت ریاضیدانان، فیلسوفان و ستارهشناسان بود.دانشمندان اسکندریه توانستند:مدلهای نجومی بسازند،ابزارهای اندازهگیری توسعه دهند.با این حال، اسکندریه بیشتر یک مرکز دانش و کتابخانه بود، نه یک رصدخانه تخصصی با ساختمان اختصاصی، ابزارهای عظیم و برنامه رصدی بلندمدت.⚡مفهوم جدید رصدخانه در تمدن اسلامینقطه تحول تاریخی زمانی رخ داد که در تمدن اسلامی، رصدخانه از یک فعالیت شخصی یا وابسته به مدرسه، به یک «نهاد علمی» تبدیل شد.در دوره عباسی، نیازهای عملی مانند:تعیین دقیق قبله،تنظیم تقویم،محاسبه اوقات شرعی،اصلاح جداول نجومیباعث شد حکومتها از پروژههای رصدی سازمانیافته حمایت کنند.در این دوره، رصد دیگر تنها مشاهده یک ستارهشناس نبود؛ بلکه تبدیل شد به یک پروژه گروهی با:دانشمندان متعدد،ابزارهای تخصصی،ثبت دادههای پیوسته،هدف اصلاح نظریههای موجود.⚡#رصدخانه_بغداد؛ آغاز مرحله نهادیدر بغداد عباسی، بهویژه در قرن سوم هجری، نخستین تلاشهای بزرگ برای ایجاد پروژههای رصدی سازمانیافته انجام شد.دانشمندان در این مراکز تلاش کردند:دادههای بطلمیوسی را بررسی کنند،طول سال خورشیدی را دقیقتر محاسبه کنند،جداول نجومی جدید بسازند.اهمیت این مرحله در آن بود که دانش نجوم دیگر صرفاً مطالعه کتابهای قدیمی نبود، بلکه با مشاهده مستقیم آسمان آزموده میشد.⚡#رصدخانه_مراغه؛ الگوی کامل رصدخانه علمیبزرگترین جهش در تاریخ رصدخانهها با تأسیس رصدخانه مراغه در قرن هفتم هجری رخ داد.این مرکز به وسیله خواجه نصیرالدین طوسی و چندی از منجمین دیگر با حمایت حکومت #ایلخانی ایجاد شد.مراغه ویژگیهایی داشت که آن را از مراکز پیشین متمایز میکرد:نخست، ساختمان اختصاصی برای فعالیت نجومی داشت.دوم، دارای ابزارهای بزرگ رصدی بود.سوم، دانشمندانی از مناطق مختلف در آن فعالیت میکردند.چهارم، دارای کتابخانه و مجموعه علمی گسترده بود.پنجم، هدف آن فقط مشاهده نبود، بلکه اصلاح نظریههای نجومی پیشین بود.در این مرکز، مدلهای بطلمیوسی مورد بررسی انتقادی قرار گرفتند و ابزارهای ریاضی تازهای برای توضیح حرکت سیارات توسعه یافت.⚡#رصدخانه_سمرقند و تکامل سنت رصدیدر قرن نهم هجری، رصدخانه رصدخانه #الغبیگ_تیمورییکی از دقیقترین مراکز نجومی جهان شد.الغبیگ و همکارانش جدولهای نجومی بسیار دقیقی تولید کردند که قرنها مورد استفاده قرار گرفت.این نشان میدهد که سنت رصدخانهای اسلامی فقط یک پروژه کوتاهمدت نبود، بلکه یک سنت علمی چند قرنی ایجاد کرد.برخی اسم های رصدخانه های جهان اسلام از آندلس اسلامی تا خراسان بزرگ اسلامی رصدخانه قرطبه آندلس (کوردوبا)رصدخانه طلیطله آندلس (تولدو) رصدخانه اشبیلیه آندلس (سویل) رصدخانه جبل المقطم (قاهره)رصدخانه الفاطمیة (قاهره)رصدخانه دمشق (سوریه)رصدخانه الرَّقّة (سوریه)رصدخانه حَرّانرصدخانه الشمّاسية بغداد (عراق)رصدخانه های ری ، نیشابور ، اصفهان، مراغه ،تبریز (ایران)رصدخانه سمرقند الغ بیگ تیموری رصدخانه مرو رصدخانه بخارا و..@tamadone_islami
تصاویر مربوط به نگارهای از صورت فلکی برشاوش (Perseus) در یک نسخه خطی کهن نجومی اسلامینام اثر: تصویر صورت فلکی برشاوش (پرسئوس در اساطیر یونان).کتاب مرجع: این نگاره متعلق به نسخهای مصور از کتاب معروف «صور کواکب» (Book of Fixed Stars) نوشته عبدالرحمن صوفی (اخترشناس برجسته ایرانی قرن چهارم هجری) است.قدمت و مبدأ نگاره: این نسخه خاص در میانه قرن ۱۵ میلادی (قرن ۹ هجری) در ایران تصویرگری شده است و در حال حاضر در موزه مجموعهی دیوید (The David Collection) در دانمارک نگهداری میشود.«صورة برشاوش على ما يرى في السماء» (تصویر صورت فلکی برشاوش آنگونه که در آسمان دیده میشود)نقاط کوچک طلاییرنگی که روی لباس، دستها و سر دیده میشوند، موقعیت دقیق ستارگانی هستند که صورت فلکی برشاوش را در آسمان تشکیل میدهندشخصیت و سر بریدهدر اساطیر یونان، پرسئوس پهلوانی است که سر مدوسا (دیوی با موهای مار) را قطع میکندمنجمان دوران اسلامی این روایت را اقتباس کردند؛ اما معمولاً در تصویرسازیهای اسلامی، سر مدوسا به شکل سر یک دیو یا غول(که در عربی به آن رأس الغول میگفتند و ستاره معروف Algol نیز نامش را از آن گرفته) تصویر شدهتصاویر مربوط به نگارهای از صورت فلکی برشاوش (Perseus) در یک نسخه خطی کهن نجومی اسلامینام اثر: تصویر صورت فلکی برشاوش (پرسئوس در اساطیر یونان).کتاب مرجع: این نگاره متعلق به نسخهای مصور از کتاب معروف «صور کواکب» (Book of Fixed Stars) نوشته عبدالرحمن صوفی (اخترشناس برجسته ایرانی قرن چهارم هجری) است.قدمت و مبدأ نگاره: این نسخه خاص در میانه قرن ۱۵ میلادی (قرن ۹ هجری) در ایران تصویرگری شده است و در حال حاضر در موزه مجموعهی دیوید (The David Collection) در دانمارک نگهداری میشود.«صورة برشاوش على ما يرى في السماء» (تصویر صورت فلکی برشاوش آنگونه که در آسمان دیده میشود)نقاط کوچک طلاییرنگی که روی لباس، دستها و سر دیده میشوند، موقعیت دقیق ستارگانی هستند که صورت فلکی برشاوش را در آسمان تشکیل میدهندشخصیت و سر بریدهدر اساطیر یونان، پرسئوس پهلوانی است که سر مدوسا (دیوی با موهای مار) را قطع میکندمنجمان دوران اسلامی این روایت را اقتباس کردند؛ اما معمولاً در تصویرسازیهای اسلامی، سر مدوسا به شکل سر یک دیو یا غول(که در عربی به آن رأس الغول میگفتند و ستاره معروف Algol نیز نامش را از آن گرفته) تصویر شده
تاج محل @tamadone_islami«بیشتر ما نسبت به تاریخمان در هند آگاهی نداریم، تاریخ اسلام در هند برابر است با یک چهارم تاریخ این سرزمین، چرا که ما هزار سال بر این شبه قاره حکمرانی کردیم. آن روزها هند تنها از آن ما بود و ما تنها حاکمانش بودیم.اگر در اسپانیا اندلس را از دست دادیم، #هند اندلس بزرگ ماست، اگر در #اندلس تپههایی از آثار شهدا و جویهایی از خون قهرمانانمان برجای گذاشتیم، بیشک در هند چندین برابر آن برجای مانده است، اگر در اندلس مسجد #قرطبه و کاخ #الحمرا را داریم، در هر متر از شبه قارهی هند خون پاکی ریختهایم و تمدنی نیکو بنیان نهادهایم، تمدنی که گوشه و کنارش با علم و عدالت و نیکوکاری و قهرمانی نقش آمیز شده است.آنجا مدارس و مراکزی برجای گذاشتیم که چه بسیار خردها را روشن کرده، و دلها را گشودند، و بلکه همچنان دلها را میگشاید و خردها را روشن میگرداند.ما در آنجا آثاری داریم که در زیبایی گوی سبقت را از کاخ الحمراء ربوده است، آنجا #تاج_محل را داریم، زیباترین عمارت روی زمین».✍ادیب شام، شیخ علی الطنطاوی@tamadone_islami
تاج محل@tamadone_islami
بسیاری از آداب غذا از طریق اندلس وارد اروپا شد @tamadone_islamiآیا میدانید...گذاشتن دستمال سفره یکی از عادات و رسوم اهل اندلس بود که توسط «زِریاب» ابوالحسن علی بن نافع، (۷۸۹ - ۸۵۷ م) (۱۷۳ - ۲۴۳ ه) از سرزمین عراق وارد اندلس شد.وی که خوانندهای خوش صدا بود اهمیتی ویژه به سلیقه و ذوق و خوش لباسی و آداب عمومی داشت. بسیاری از آداب غذا که حال حاضر در جهان مرسوم است بعدها از اندلس وارد اروپا شد، از جمله سه مرحله خوردن غذا (پیش غذا، غذا و پس غذا).توجه وی به آداب و سلیقه آنقدر زیاد بود که معتقد بود دستمالی که بانوان استفاده میکنند باید رنگ به خصوصی داشته و معطر باشد!@tamadone_islami
بسیاری از آداب غذا از طریق اندلس وارد اروپا شد@tamadone_islami
تاریخ و تمدن طلایی اسلام pinned a video
⛔خب #خبر_فوری فرازمینی ها مشخص شدند!!ساسانیان زمینی نبودند! فرازمینی بودند و اکنون در زمین هم هستند گوش شمارو به این فرمایشات گهربار ایرانشهری عزیز میسپارم , و توصیه میکنم این دوستان زیاد در محیط پارک های شهر تردد و مناظره و بحث تاریخی نکنند که مبادا به تور کاسب موتوری بخورند و این کشفیات مهم را در اختیار ما قرار دهند@tamadone_islami
قدیمیترین شاهد موجود در این مجموعه به سال ۲۷۶ق بازمیگردد زمانی که ابن قتیبه در کتاب المعارف مینویسد: «ملك من ملوك فارس يقال له كورش»؛ یعنی «پادشاهی از پادشاهان فارس که کورش نام داشت». در سال ۳۱۰ق، طبری در تاریخ الرسل والملوک نام او را به صورت كيرش ثبت…نکاتی در مورد مطلب بالا تاریخنگاری اسلامی نه تنها باعث حذف کامل حافظه ایران پیش از اسلام نشد، بلکه در بسیاری موارد یکی از مهمترین مسیرهای انتقال آن به دورههای بعدی بوددر واقع یک تناقض در این ادعا وجود دارد: کسانی که میگویند «مسلمانان حافظه ایران باستان را حذف کردند»، معمولاً برای اثبات تاریخ ایران باستان خودشان به همان کتابهای تاریخی اسلامی مانند طبری، مسعودی، ابن قتیبه و دیگران استناد میکنند؛ یعنی بخشی از همان حافظهای که ادعا میکنند نابود شده است.@tamadone_islami
قدیمیترین شاهد موجود در این مجموعه به سال ۲۷۶ق بازمیگرددزمانی که ابن قتیبه در کتاب المعارف مینویسد: «ملك من ملوك فارس يقال له كورش»؛ یعنی «پادشاهی از پادشاهان فارس که کورش نام داشت».در سال ۳۱۰ق، طبری در تاریخ الرسل والملوک نام او را به صورت كيرش ثبت میکند: «كيرش بن أخشويرش». سپس مسعودی در التنبیه والإشراف (۳۴۵ق) مینویسد: «وكثير من الناس يسمونه كورش»؛ یعنی بسیاری از مردم او را کورش مینامند.پس از آن، در حدود العالم من المشرق إلى المغرب (۳۷۲ق)، نام كورش در قالب یک نام جغرافیایی آمده است: «بلاد كورش». در بحر العلوم ابواللیث سمرقندی (۳۷۳ق) نیز کوروش در روایت بابل و بنیاسرائیل ذکر شده است: «كورش غزا أهل بابل».در ۳۸۳ق، ابوبکر خوارزمی در مفید العلوم ومبید الهموم صورت كيرش را در یک نسبنامه پادشاهی آورده است: «ساسان ابن كيرش الجبار». همچنین در ۴۷۱ق، در درج الدرر عبدالقاهر جرجانی، صورت كورس دیده میشود: «كورس إلى بابل».بررسی متون زرتشتیِ باقیمانده از قرون میانه نشان میدهد که در آثار مهم پهلوی و فارسی زرتشتی، مانند دینکرد، بندهشن، گزیدههای زادسپرم و دیگر رسالههای دینی زرتشتی، نام کوروش هخامنشی با صورت تاریخی Kuruš / كورش و ... دیده نمیشود. و بر اساس متون باقیمانده، نخستین ثبتهای صریح و متعدد از نام کوروش در قرون نخست هجری بیشتر در تاریخنگاری اسلامی دیده میشود، نه در متون زرتشتی همدوره!این اتفاق از نظر تاریخی جالب است: بخشی از حافظه سیاسی ایران باستان، نه فقط از مسیر متون دینی زرتشتی، بلکه از مسیر تاریخنگاری اسلامی و سنتهای مختلف وارد دورههای بعدی شده است و بدست ما رسیده، در قرون سوم تا پنجم هجری، تاریخنگاران مسلمان در ثبت تاریخ پادشاهان پیش از اسلام، از جمله کوروش، فعالتر بودند و نام کوروش را در آثار خود حفظ کردند؛ در حالی که متون زرتشتیِ همدوره که به دست ما رسیدهاند، چنین تمرکز تاریخی بر شاهان هخامنشی ندارند و نام کوروش در آنها دیده نمیشود.🫡منابع ذیل پست در گروه قرار دادم با عکس و چاپ نسخه الکترونیکی کتب @tamadone_islami
جدول زمانی بازتاب نام کوروش در متون اسلامی و مقایسه با سنت زرتشتینام کوروش در منابع اسلامی قرون نخست، با صورتهای مختلفی مانند كورش، كيرش و كورس ثبت شده است. نکته قابل توجه این است که شماری از تاریخنگاران عرب و مسلمان، قرنها پیش از آنکه در دورههای جدید توجه گستردهای در میان پژوهشگران ایرانی به تاریخ هخامنشیان شکل بگیرد، نام کوروش را در آثار تاریخی، جغرافیایی و تفسیری خود ثبت کرده بودند.در حالی که در متون زرتشتیِ برجایمانده از همان سدههای نخست اسلامی، اشارههای مستقیم و مشابهی به نام کوروش هخامنشی با این گستردگی دیده نمیشود.@tamadone_islamiجدول زمانی بازتاب نام کوروش در متون اسلامی و مقایسه با سنت زرتشتینام کوروش در منابع اسلامی قرون نخست، با صورتهای مختلفی مانند كورش، كيرش و كورس ثبت شده است. نکته قابل توجه این است که شماری از تاریخنگاران عرب و مسلمان، قرنها پیش از آنکه در دورههای جدید توجه گستردهای در میان پژوهشگران ایرانی به تاریخ هخامنشیان شکل بگیرد، نام کوروش را در آثار تاریخی، جغرافیایی و تفسیری خود ثبت کرده بودند.در حالی که در متون زرتشتیِ برجایمانده از همان سدههای نخست اسلامی، اشارههای مستقیم و مشابهی به نام کوروش هخامنشی با این گستردگی دیده نمیشود.@tamadone_islami
این درهم دوزبانه از نادرترین شواهد تعامل فرهنگی در روزگار سلطان محمود غزنوی (درگذشتهٔ ۴۲۱ هـ.ق / ۱۰۳۰ م) به شمار میرود؛ زیرا بر روی یک سکه، هم از زبان عربی و هم از زبان سانسکریت استفاده شده است. بر روی سکه به زبان عربی، کلمه توحید با فرمول رایج اسلامی نقش…عکس سکه بالا. : سکه اصلی عکس سکه پایین : سکه بازسازی شده @tamadone_islamiعکس سکه بالا. : سکه اصلی عکس سکه پایین : سکه بازسازی شده @tamadone_islami
این درهم دوزبانه از نادرترین شواهد تعامل فرهنگی در روزگار سلطان محمود غزنوی (درگذشتهٔ ۴۲۱ هـ.ق / ۱۰۳۰ م) به شمار میرود؛ زیرا بر روی یک سکه، هم از زبان عربی و هم از زبان سانسکریت استفاده شده است. @tamadone_islamiاین درهم دوزبانه از نادرترین شواهد تعامل فرهنگی در روزگار سلطان محمود غزنوی (درگذشتهٔ ۴۲۱ هـ.ق / ۱۰۳۰ م) به شمار میرود؛ زیرا بر روی یک سکه، هم از زبان عربی و هم از زبان سانسکریت استفاده شده است.بر روی سکه به زبان عربی، کلمه توحید با فرمول رایج اسلامی نقش بسته که بیانگر هویت اسلامی دولت غزنوی است.اما روی سانسکریت سکه، این عبارت دیده میشود:अव्यक्तम् एक मुहम्मद अवतार नृपति महमूदکه به صورت آوانویسی چنین خوانده میشود:Avyaktam eka Muḥammad avatāra nṛpati Mahāmūdaو ترجمه آن چنین است:«آنِ ناپیدا (یا نامتجلی) یگانه است؛ محمد اوتاره (تجلی یا فرستاده الهی) است و محمود پادشاه است.»کاربرد واژه «اوتاره» (avatāra) توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است؛ زیرا به احتمال زیاد، این واژه در اینجا به عنوان معادلی اصطلاحی برای نزدیک کردن جایگاه پیامبر اسلام ﷺ به مخاطبان هندی به کار رفته، نه با معنای کلامی و آیینی آن در آیین هندو که به تجسد یا ظهور خدا در قالب زمینی اشاره دارد.چرا از سانسکریت استفاده شد؟سانسکریت زبان مقدس و فرهنگی هند بود و بسیاری از نخبگان، کاهنان و دبیران آن را میشناختند. استفاده از آن روی سکه، به پذیرش پول غزنویان در مناطق تازه فتحشده کمک میکرد و مشروعیت حکومت را افزایش میداد.منظور از «اوتاره» (Avatāra) چه بود؟واژهٔ अवतार (avatāra) یا در شکل کلاسیک avatāraḥ (अवतारः) از نظر ریشهشناسی کاملاً شفاف است و از یک فعل سنسکریت ساخته شده است.ava- (अव): پیشوند به معنای پایین، به سوی پایین، فرو√tṝ (तॄ): ریشهٔ فعلی به معنای گذشتن، عبور کردن، عبور دادن«فرود آمدن»، «نزول»، «پایین آمدن» یا به صورت تحتاللفظی «عبور به پایین» سپس در متون دینی هندو، به ویژه در ویشنوپرستی، این واژه معنای تخصصی پیدا کرد:تجلی یا نزول یک خدا بر زمینیعنی خدایی مانند ویشنو از عالم الهی به جهان انسانها «فرود میآید».در آیین هندو، avatāra به معنای «فرود آمدن» یا «ظهور» یک خدا، بهویژه خدای ویشنو، در قالب انسانی یا موجودی دیگر است.به همین دلیل، avatāra در اصل به معنای «تجسد» نیست، بلکه نزول الهی استریشهٔ √tṝ به نیا-هندواروپایی بازمیگردد:terh₂- / trh₂-«عبور کردن، گذشتن»همین ریشه در بسیاری از زبانهای هندواروپایی دیده میشود.نمونهها:سنسکریت tarati = عبور میکند.اوستایی tar- = گذشتن.فارسی باستان tar- (در برخی مشتقات).لاتین trans = آن سوی، از میان.انگلیسی through و thorough نیز از همین خانوادهٔ ریشهای هستند.اما در اسلام، پیامبر اسلام تجسد خدا نیست و چنین مفهومی پذیرفته نمیشود. به همین دلیل، بیشتر پژوهشگران معتقدند که این واژه روی سکه صرفاً یک معادل تقریبی برای رساندن مفهوم «پیامبر» یا «فرستاده الهی» به مخاطبان هندی بوده است، نه اینکه غزنویان عقیده هندو را پذیرفته باشند.از این رو، این نوشته را بیش از آنکه نشانه پذیرش مفهوم هندوئیستی «اوتاره» بدانند، نمونهای از ترجمه فرهنگی و سیاسی مفاهیم دینی در محیطی چندزبانه و چنددینی تلقی میکنند.عبارت «نامتجلی یگانه است»عبارت آغازین Avyaktam eka به معنای «آنِ ناپیدا (یا نامتجلی) یگانه است» است. این بخش نیز احتمالاً برای بیان مفهوم توحید با واژگانی آشنا برای سنت فلسفی هند انتخاب شده است. بنابراین، کل عبارت را میتوان چنین فهمید:«خدای ناپیدا و یگانه است؛ محمد فرستاده اوست؛ و محمود پادشاه است.»یعنی همان پیام اصلی سکههای اسلامی، اما با واژگان قابل فهم برای مخاطبان هندی.این درهم همچنین نشان میدهد که دستگاه ضرب سکه غزنویان، ضمن حفظ هویت اسلامی در متن عربی، از انعطاف لازم برای برقراری ارتباط با جوامع محلی و مخاطبان هندی برخوردار بوده است.@tamadone_islami
این درهم دوزبانه از نادرترین شواهد تعامل فرهنگی در روزگار سلطان محمود غزنوی (درگذشتهٔ ۴۲۱ هـ.ق / ۱۰۳۰ م) به شمار میرود؛ زیرا بر روی یک سکه، هم از زبان عربی و هم از زبان سانسکریت استفاده شده است.@tamadone_islami
قرآن موزه هنری والترز شماره 552 خط کوفی دوره عباسی قرن3 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ @tamadone_islami
قرآن موزه هنری والترز شماره 552 خط کوفی دوره عباسی قرن3@tamadone_islami
بحر متقارب؛ از عروض عربی تا حماسهٔ فردوسی اکثرا نمیدانند که «وزن ملی حماسهٔ ایرانی» شاهنامه فردوسی از نظر خاستگاه فنی، ریشه در نظام عروض عربی دارد @tamadone_islamiبحر متقارب؛ از عروض عربی تا حماسهٔ فردوسیاکثرا نمیدانند که «وزن ملی حماسهٔ ایرانی» شاهنامه فردوسی از نظر خاستگاه فنی، ریشه در نظام عروض عربی داردیکی از مهمترین پیوندهای تاریخ ادبیات عربی و فارسی، انتقال و تحول #بحر_متقارب است؛ وزنی که در ادبیات فارسی با شاهنامهٔ فردوسی چنان شهرت یافت که امروزه تقریباً به عنوان «وزن حماسی فارسی» شناخته میشود.وزن اصلی شاهنامه:فعولن فعولن فعولن فعلنام عروضی آن:بحر متقارب مثمن محذوفاین وزن از تکرار رکن فعولن ساخته میشود و در پایان مصراع، به دلیل حذف بخشی از رکن آخر، به صورت فعل پایان مییابد.ساختار:فعولن | فعولن | فعولن | فعلعروض عربی توسط #خلیل_بن_احمد_فراهیدی در قرن دوم هجری تدوین شد. خلیل بن احمد نظامی را که در شعر عربی وجود داشت، در قالب ۱۵ بحر اصلی دستهبندی کرد یکی از این بحور بحر متقارب بود.نام «متقارب» از نزدیکی و مشابهت ارکان آن گرفته شده است، زیرا ارکان آن پشت سر هم تکرار میشوندبحر متقارب در شعر عرب پیش از اسلام شناخته شده بود، ولی مانند بحر طویل، کامل یا وافر رایجترین وزن شاعران جاهلی نبود.در دورهٔ عباسی، این وزن همچنان مورد استفاده بود. البته برخلاف تصور رایج، شاعران بزرگی مانند متنبّی بیشتر به بحور دیگری گرایش داشتند و متقارب وزن غالب دیوان آنها نبود.فردوسی حدود سه قرن بعد از پایان دورهٔ اموی شاهنامه را سرود؛ بنابراین وقتی او از متقارب استفاده کرد، این وزن در سنت عربی و عروضی چندین نسل سابقه داشتیکی از نمونههای مشهور متقارب در سنت عربی، بیت معروفی منسوب به بشار بن برد است:إِذا كُنتَ في كُلِّ الأُمورِ مُعاتِباًصَديقَكَ لَم تَلقَ الَّذي لا تُعاتِبُهدر خوانش عروضی، ریتم نزدیک به متقارب دیده میشود.چرا فردوسی بحر متقارب را انتخاب کرد؟وقتی فردوسی شاهنامه را سرود، وزن متقارب از قبل در سنت عروضی شناخته شده بود.اما فردوسی یک کار بزرگ انجام داد:او یک وزن عربی را گرفت و آن را به طبیعیترین شکل ممکن با زبان فارسی هماهنگ کرد.زبان فارسی برخلاف عربی تکیهٔ متفاوت دارد،ساخت هجایی متفاوت دارد،تعداد زیادی هجاهای کوتاه و بلندش با عربی یکسان نیست.با این حال، فردوسی توانست وزن متقارب عربی را به زبان فارسی چنان سازگار کند که گویی از ابتدا برای این زبان ساخته شده بود.نمونه شعر فردوسیبه نام خداوند جان و خردکزین برتر اندیشه برنگذردتقسیم وزنی تقریبی:به نامِ خداوندِ جان و خردفعولن | فعولن | فعولن | فعلبعد از فردوسی، شاعران دیگری نیز برای آثار حماسی از همین وزن استفاده کردند، مانند:گرشاسپنامه و برخی منظومههای تاریخی و پهلوانی ، زیرا ضربآهنگ آن شبیه حرکت منظم سپاه یا کوبش طبل جنگ است.نکته تاریخی این است که حتی پیش از فردوسی، شاعران فارسیگو از وزنهای عروضی عربی استفاده میکردند؛ یعنی جامعه ادبی فارسی بعد از اسلام، عروض عربی را پذیرفته بود. فردوسی در این چارچوب کار کرد، نه خارج از آن. به معنایی اگر فردوسی در قرن چهارم هجری میخواست شاهنامه را با یک وزن کاملاً بیرون از نظام عروضی رایج (یعنی نه بحرهای شناختهشدهٔ عروض عربی) بسازد، احتمال بسیار زیادی داشت که اثر به شکل شعر رسمی و ادبیِ زمانه پذیرفته نشود و اصلا مقبول واقع نگرددنکته مهمتر این است که اصلا در زمان فردوسی عروض و بحور و وزنهای غیر عربی (پارسی) وجود نداشت که بخواهد فردوسی از آن استفاده کند، حتی آنچه در دوره پیش از اسلام ایران وجود داشت، سنتهای موسیقایی و شفاهی تک هجایی ، فاقد عروض و وزن بود، نه یک علم عروض مانند آنچه بعد از اسلام در شعر فارسی شکل گرفت و میتوان گفت ایران پیش از اسلام دارای شعر وزنی به سبک عروض و بحور وجود نداشته است@tamadone_islami
بحر متقارب؛ از عروض عربی تا حماسهٔ فردوسیاکثرا نمیدانند که «وزن ملی حماسهٔ ایرانی» شاهنامه فردوسی از نظر خاستگاه فنی، ریشه در نظام عروض عربی دارد@tamadone_islami
مسلمانان حدود ۴۰۰ سال زودتر از اروپایی های غربی به متون یونانی دست یافتند و اتفاقاً همان متون عربیِ مسلمانان بود که اروپا را از خواب زمستانی قرون وسطی بیدار کرد. اما مسلمانان فلسفه و علوم یونان را گرفتند و اروپاییها بعدها در رنسانس، علاوه بر علم، ادبیات و شعر یونان را هم بازکشف کردند.سبقت زمانی جهان اسلام (قرن ۸ تا ۱۰ میلادی)در حالی که غرب اروپا پس از سقوط امپراتوری روم غربی (قرن ۵ میلادی) دچار فروپاشی شهری، بیسوادی گسترده و فراموشی زبان یونانی شده بود، نهضت ترجمه در بغداد (قرون ۲ تا ۴ هجری / ۸ تا ۱۰ میلادی) آغاز شد.مسلمانان در این دوران:آثار ارسطو، افلاطون، اقلیدس، بطلمیوس، جالینوس و بقراط را مستقیماً از یونانی یا سریانی به عربی ترجمه کردند.بر این دانش افزودند، آن را نقد کردند و شارح بزرگ متون یونانی شدند.وضعیت اروپاییهای غربی در همان زمان (دوران تاریکی قرون وسطا)در این چند قرن، اروپا تقریباً هیچ دسترسی مستقیمی به متون یونانی نداشت. نه زبان یونانی در غرب اروپا خوانده میشد و نه نسخههای خطی آن در دسترس بود.اروپا دانش یونانی را از چه کسی یاد گرفت؟ (قرن ۱۲ میلادی)اروپاییها اولین بار در قرن ۱۲ میلادی (بیش از ۳۰۰ سال پس از مسلمانان) از طریق ترجمه از زبان عربی به لاتین با یونان باستان دوباره آشنا شدند!نخبگان اروپایی به آندلس (اسپانیا) و سیسیل اسلامی رفتند و کتابهای یونانی را که به عربی ترجمه شده بود همراه با شرحهای ابنسینا، ابنرشد و فارابی به زبان لاتین ترجمه کردند.برای مثال، اروپاییها ارسطو را نه از متن یونانی، بلکه از طریق ترجمه لاتینِ متون عربی و شروح ابنرشد شناختند.زمینه و چگونگی شکلگیری آشنایی اروپاییان با آثار یونانیان از طریق کتب عربی پس از پسگیری شهر تولدو آندلس توسط مسیحیان در سال ۱۰۸۵ میلادی (بازپسگیری/ریکونکیستا)، این شهر به مرکزی بینظیر برای تلاقی سه فرهنگ مسلمانی، مسیحی و یهودی تبدیل شد.کتابخانههای عظیم غنی: مسیحیان فاتح با کتابخانههای اسلامی عظیمی روبرو شدند که پر از آثار علمی و فلسفی به زبان عربی بود؛ دانشی که غرب اروپا قرنها از آن محروم بود.در قرن ۱۲ میلادی، اسقف ریموند مرکز مترجمان تولدو را تأسیس کرد و بودجه و امکانات لازم را برای ترجمه آثار عربی به لاتین (زبان علمی اروپا) فراهم آورد.از برجستهترین مترجمان این عصر میتوان به جرارد کرمونایی (Gerard of Cremona) اشاره کرد که به تنهایی بیش از ۸۰ اثر علمی مهم (از جمله قانون ابنسینا و المجسطی بطلمیوس) را ترجمه کرد.شکلگیری اولین دانشگاههای اروپاورود این متون جدید به اروپا باعث شد مکاتب سنتی کلیسایی توان پاسخگویی به حجم دانش جدید را نداشته باشند. در نتیجه، اولین دانشگاههای بزرگ اروپا مثل دانشگاه پاریس، آکسفورد، بولونیا و پادووا تأسیس شدند. برنامه درسی این دانشگاهها رسماً بر پایه ترجمههای عربی به لاتین (بهویژه منطق ارسطو و طب ابنسینا) شکل گرفت.جنبش مدرسی (اسکولاستیسیسم) و عقلگراییمواجهه اروپاییها با فلسفه ارسطو و شروح ابنرشد، چالشی بزرگ میان «ایمان مسیحی» و «عقلگرایی» ایجاد کرد. متفکرانی چون توماس آکویناس با الهام از روش فارابی، ابنسینا و ابنرشد تلاش کردند بین دین و فلسفه آشتی برقرار کنند. این عقلگرایی ناشی از مکتب ابنرشد (که در اروپا به آوروئیسم/Averroism معروف شد)، پایه شکوک و پرسشگری رنسانس را گذاشت.انقلاب در علوم تجربی و ریاضیاتریاضی: با ترجمه آثار خوارزمی، اعداد عربی/هندی و صفر وارد اروپا شد و سیستم ناکارآمد اعداد رومی را کنار زد.پزشکی: کتاب قانون در طب ابنسینا برای بیش از ۵۰۰ سال به متن اصلی و اجباری تدریس پزشکی در دانشگاههای اروپا تبدیل شد.دانشمندانی مثل ابنسینا، ابنهیثم، بیرونی و خوارزمی و البتانی و ابن شاطر و ...فقط متون یونانی را ترجمه و نسخه برداری نکردند؛ بلکه اشتباهات آنها را اصلاح کردند. برای مثال، ابنهیثم نظریه نورشناسی و دیدنِ یونانیان را کاملاً رد کرد و پایه علم اپتیک مدرن را گذاشت، یا خوارزمی دانش ریاضی یونانی و هندی را ترکیب کرد و جبر را ساخت.بنابراین، اروپا وقتی کتابها را از عربی به لاتین ترجمه کرد، فقط «دانش یونانی» نگرفت، بلکه «دانش یونانی + دستاوردهای ۴۰۰ ساله دانشمندان مسلمان» را تحویل گرفت.#سقوط_قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳ میلادی، گنجینه ادبی و حماسی یونان باستان را که در قسطنطنیه محبوس مانده بود، روانه ایتالیا و غرب اروپا کرد و باعث شد رنسانس ادبی و تئاتری اروپا شکوفا شود.اما اروپاییها در بخش ادبیات، حماسه و تئاتر (هومر، سوفوکل وایلیاد و ...) وامدار مسلمانان نیستند؛ چرا که این بخش از فرهنگ یونان در جهان اسلام ترجمه نشد و اروپاییها بعدها در رنسانس (قرن ۱۵) آن را مستقیماً از طریق متون باقیمانده در امپراتوری بیزانس بازکشف کردند@tamadone_islami
جهان اسلام در فاصله قرن ۸ تا ۱۲ میلادی نقش حیاتی در حفظ، ترجمه، نقد و توسعه علوم یونانی داشت. اروپای لاتینی بخش مهمی از فلسفه، پزشکی، ریاضیات و نجوم یونانی و اسلامی را از مسیر ترجمههای عربی به دست آورد. با این حال، رنسانس اروپا فقط نتیجه انتقال دانش اسلامی نبود؛ بلکه حاصل ترکیب میراث یونانی-رومی، دانش اسلامی، سنت مسیحی لاتین، چاپخانه، رشد شهرها و ارتباط دوباره با بیزانس بود. در حوزه ادبیات کلاسیک یونان، نقش بیزانس و مهاجرت دانشمندان یونانی پس از ۱۴۵۳ بسیار مهمتر از جهان اسلام بود.@tamadone_islamiجهان اسلام در فاصله قرن ۸ تا ۱۲ میلادی نقش حیاتی در حفظ، ترجمه، نقد و توسعه علوم یونانی داشت. اروپای لاتینی بخش مهمی از فلسفه، پزشکی، ریاضیات و نجوم یونانی و اسلامی را از مسیر ترجمههای عربی به دست آورد. با این حال، رنسانس اروپا فقط نتیجه انتقال دانش اسلامی نبود؛ بلکه حاصل ترکیب میراث یونانی-رومی، دانش اسلامی، سنت مسیحی لاتین، چاپخانه، رشد شهرها و ارتباط دوباره با بیزانس بود. در حوزه ادبیات کلاسیک یونان، نقش بیزانس و مهاجرت دانشمندان یونانی پس از ۱۴۵۳ بسیار مهمتر از جهان اسلام بود.@tamadone_islami
سکه ی جذاب اموی متعلق به سال 99 هجری ضرب دمشق با شعار لا اله الا الله وحده لا شریک له نکته : سال ۹۹ هجری قمری (۷۱۷ تا ۷۱۸ میلادی) سال انتقال قدرت در خلافت اموی بودتا رجب ۹۹ هجری: خلیفه سلیمان بن عبدالملک بود.از رجب ۹۹ هجری به بعد: پس از درگذشت سلیمان، عمر بن عبدالعزیز به خلافت رسید.@tamadone_islami
تاریخ و تمدن طلایی اسلام pinned «واژهٔ یونانی:ὀργανον (organon)به عربی: أرغانون این اصطلاح بیشتر در چه زمینهای مشهور شد؟»
از کشیشی در اروپا تا مسلمان شدن و رد الاهیات مسیحی و نگارش تحفة الأریب در تونس: روایت زندگی #عبدالله_المیورقی ابومحمد عبدالله میورقی (متوفای ۸۳۲ هـ): کشیشی بود که در میورقه (سنت کریستوفر/ مایورکای امروزی) رشد یافت و سپس به ساراقوستا (ساراقوسا) رفت تا به…داستان زندگی انسلم تورمدا (Anselm Turmeda)، که پس از اسلام آوردن به ابومحمد عبدالله المیورقی (متوفای ۸۳۲ هـ) شهرت یافت، یکی از جذابترین فصلهای مناظره و پژوهشهای ادیان در قرون وسطی است.او که در جزیرهٔ #مایورکای_اسپانیا به دنیا آمده بود، تحصیلات الهیات مسیحی را در میان راهبان فرانسیسکن آغاز کرد و برای تکمیل دانش خود به لریدا و ساراقوسا رفت. او در ساراقوسا خادم و شاگرد ارشدِ یکی از بزرگترین کشیشان آن دیار شد. بر اساس روایت خودِ او در مقدمهٔ کتابش، روزی میان او و استادش مباحثهای دربارهٔ واژهٔ «بارقلیط» (فارقلیط / Paraclete) در بابهای ۱۴ و ۱۶ انجیل یوحنا درگرفت؛ واژهای که مسیحیان آن را به معنای «تسلیدهنده» و بشارتدهندهٔ روحالقدس میدانستند.نکته زبانشناسی:واژه یونانی «Περικλυτός» (Periklýtos)این واژه از دو جزء ساخته شده است:περί (peri) = بسیار، پیرامون، فوقالعادهκλυτός (klytos) = مشهور، ستوده، نامداربنابراین معنی تحتاللفظی آن میشود:بسیار ستودهبسیار نامداربسیار مشهوردارای آوازه فراواناین واژه در ادبیات یونانی، بهویژه در متون حماسی مانند آثار هومر، برای توصیف قهرمانان و خدایان نیز به کار رفته است در این میان، استادش به او راز پنهانی را فاش کرد: اینکه ریشه و معنای اصلی این واژه بشارت به ظهور پیامبر اسلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم است.این تحولِ فکری، سرآغاز هجرتی بزرگ برای تورمدا شد. او راهی شمال آفریقا و شهر تونس شد، به دین اسلام گروید و مورد احترام و استقبال سلاطین سلسلهٔ #حفصی قرار گرفت. المیورقی در تونس عهدهدار سمتهای مهمی چون ریاست گمرک و مترجمی دیوانی شد و در همین دوران، کتاب مشهور خود با نام «تحفة الأریب في الرد على أهل الصلیب» (هدیهٔ خردمند در ردّ اهل صلیب) را به نگارش درآورد. این اثر تا سدهها یکی از مهمترین منابع مسلمانان در نقد الهیات مسیحی و مباحثات تطبیقی ادیان به شمار میرفت.منبع:Míkel de Epalza (۱۹۷۱):Anselm Turmeda (ʿAbdallāh al-Mayūrqī) y su polémica anti-cristiana@tamadone_islami
از کشیشی در اروپا تا مسلمان شدن و رد الاهیات مسیحی و نگارش تحفة الأریب در تونس: روایت زندگی #عبدالله_المیورقیابومحمد عبدالله میورقی (متوفای ۸۳۲ هـ):کشیشی بود که در میورقه (سنت کریستوفر/ مایورکای امروزی) رشد یافت و سپس به ساراقوستا (ساراقوسا) رفت تا به ارشدِ کشیشان آنجا خدمت کند. روزی مباحثهای دربارهٔ «بارقلیط» (فارقلیط) که در انجیل آمده و پس از عیسی میآید درگرفت؛ سرپرست و استادش پیش او اعتراف کرد که این فرد همان محمد (صلی الله علیه و آله) است، چرا که بارقلیط به معنای «أحمد» است. میورقی [پس از این آگاهی] به سوی سلطان تونس سفر کرد، اسلام آورد و سپس کتابی در ردّ مسیحیت نوشت به نام: «تحفة الأریب فی الرد علی أهل الصلیب» (هدیهٔ خردمند در ردّ اهل صلیب).
امپراتوریهای بزرگ که بهدست مسلمانان سقوط کردند۱. امپراتوری ساسانی (۶۵۱ م)امپراتوری ساسانی (سقوط ۶۵۱ م)نبردهای قادسیه (۶۳۶ م) و نهاوند (۶۴۲ م)آخرین شاهنشاه ساسانی، یزدگرد سوم، در سال ۶۵۱ میلادی کشته شد و شاهنشاهی ساسانی به پایان رسید.۲. پادشاهی ویزیگوت (۷۱۱ م)پادشاهی ویزیگوت (سقوط ۷۱۱ م)نبرد شذونه (گوادالته)شکست رودریک در این نبرد راه را برای فتح بیشتر شبهجزیره ایبری توسط مسلمانان هموار کرد.۳. امپراتوری بیزانس / روم شرقی (۱۴۵۳ م)امپراتوری بیزانس / روم شرقی (سقوط ۱۴۵۳ م)فتح قسطنطنیهبا فتح قسطنطنیه به دست سلطان محمد دوم عثمانی، بیش از هزار سال حکومت امپراتوری روم شرقی پایان یافت.۴. امپراتوری ترابوزان (۱۴۶۱ م)امپراتوری ترابوزان (سقوط ۱۴۶۱ م)فتح ترابوزان توسط سلطان محمد فاتحآخرین دولت مستقل بازمانده از سنت امپراتوری روم شرقی بود که هشت سال پس از سقوط قسطنطنیه به قلمرو عثمانی پیوست.@tamadone_islami
جملاتی که به ذهنتان آرامش میبخشد.💙@mafatih_aljanahدر جستجوی آرامش💙@Quranic_Tranquility1کتاب های PDF رایگان💙@ketabsarayislamiراههای دیدن پیامبرﷺدرخواب💙@mahbubamrasulallahکلیپ های ناب اسلامی💙@molanaasadullahخدایا قلبم را اصلاح کن💙@AllahummaaslehQalbiجهت شرکت در لیست با آمار مناسب💙t.me/harfmanrobot?start=7382758709365 روز با پیامبرﷺ💙@dostdarrasulallahراه نجات از مشکلات💙@barnamahaidenihamishsجملاتی که (فهم) و (شعور) را بالا میبرد💙@th13undeerتسکین دل💙@taskin_dellطارق جمیل فارسی💙@tariqjameelfarsiهمسرانه💙@sonee87bداستان های بهلول دانا 💙@Bohlloolhakimمظهر حق💙@mazharehaqتاریخ و تمدن طلایی اسلام💙@tamadone_islami
سلام علیکم و رحمةاللهبه استحضار برادران و خواهران ایمانی میرسانیم:کانال «صحیح البخاری»با هدف نشر احادیث صحیح نبوی ﷺ و مطالب معتبر اسلامی فعالیت مینماید.از علاقهمندان سنت رسولالله ﷺ دعوت میشود جهت استفاده، عضو کانال گردند:@sahiholbokhari 👈 لینک عضویت
این تصویر یک اینفوگرافیک و نقشهٔ مقایسهای تاریخی است که وسعت قلمرو اندلس اسلامی (در اوج قدرت خود در قرن دهم میلادی) را با مساحت ایران امروزی مقایسه میکند:شکل اصلی نقشه: شبهجزیرهٔ ایبری (شامل اسپانیا و پرتغال امروزی که قلمرو اندلس را تشکیل میدادند) به رنگ سبز تیره بازسازی شده و بهصورت لایهای مستقیم روی بخش مرکزی و غربی نقشهٔ ایران قرار گرفته است تا مقیاس واقعی آن دو دیده شود.وسعت اندلس اسلامی: حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار کیلومتر مربع (معادل وسعت کل شبهجزیرهٔ ایبری که در نقشهٔ سمت چپ نیز جداگانه نشان داده شده است).وسعت ایران امروزی: ۱٫۶۴ میلیون کیلومتر مربع (که نشان میدهد مساحت ایران حدود سه برابر قلمرو اندلس اسلامی در اوج قدرت آن است).@tamadone_islami
مقاله «اعراب در فلسطین از دوره آشوری نو تا دوره هخامنشی» نوشته دیوید اف. گراف David F. Graf, "Arabs in Palestine from the Neo-Assyrian to the Persian Periods", ARAM, Vol. 27 (2015)@tamadone_arab@tamadone_islami
شواهد سکهشناسی و باورهای مذهبی سکههای قدار و جشم عرب (Geshem the Arab): مقاله به بررسی سکههای ضربشده با عباراتی چون ŠHRW و ارتباط احتمالی آنها با شخصیتی کتابمقدسی/تاریخی به نام «جشم عرب» (مخالف نحمیا) و پادشاهان قدار میپردازد. 🆎سکهسازی مستقل در…مقاله «اعراب در فلسطین از دوره آشوری نو تا دوره هخامنشی» نوشته دیوید اف. گراف David F. Graf, "Arabs in Palestine from the Neo-Assyrian to the Persian Periods", ARAM, Vol. 27 (2015)@tamadone_arab@tamadone_islamiمقاله «اعراب در فلسطین از دوره آشوری نو تا دوره هخامنشی» نوشته دیوید اف. گراف David F. Graf, "Arabs in Palestine from the Neo-Assyrian to the Persian Periods", ARAM, Vol. 27 (2015)@tamadone_arab@tamadone_islami
مقاله با عنوان «اعرب در فلسطین از دوره آشوری نو تا دوره هخامنشی (پارس)» نوشته دیوید اف. گراف (David F. Graf) (منتشر شده در مجله ARAM در سال ۲۰۱۵) بررسی شواهد تاریخی، باستانشناسی، کتیبهشناختی و سکهشناسی درباره حضور، مهاجرت و ادغام جمعیتهای ادومی و عرب…شواهد سکهشناسی و باورهای مذهبیسکههای قدار و جشم عرب (Geshem the Arab): مقاله به بررسی سکههای ضربشده با عباراتی چون ŠHRW و ارتباط احتمالی آنها با شخصیتی کتابمقدسی/تاریخی به نام «جشم عرب» (مخالف نحمیا) و پادشاهان قدار میپردازد.🆎سکهسازی مستقل در عربستان: کاوشهای مدائن صالح، تیماء و دومةالجندل نشان میدهد که در سدههای ۵ تا ۴ پیش از میلاد، ضرابخانههایی در شمال عربستان سکههای آتنی را با حک کردن نام خدایان و حاکمان خود ضرب میکردند. وجود این سکهها در فلسطین نشاندهنده حضور مستقیم اعراب شمال عربستان در ایدومیا طی دوره هخامنشی است.پرستش الهههای شمال عربستان در جنوب فلسطین:العُزّی (al-'Uzzā): سکههایی به سبک آتنی در فلسطین کشف شده که دارای حروف آرامی یا یونانیِ مرتبط با الهه عربی «العزی» هستند. همچنین کتیبهها به وجود معابد و زمینهای وقفشده برای העזא / العزی اشاره دارند.منوة / مناة (Manōta / Manāt): سکههای تقلیدی آتنی که کلمه mnwt (منوة/مناة) بر روی آنها حک شده، نشاندهنده ورود پرستش الهههای دادانی، لیانی و نبطی از شمال عربستان (مانند مدائن صالح و تیماء) به منطقه فلسطین در دوره هخامنشی است.مقاله ثابت میکند که منطقه ایدمیا (Idumea) در دوره هخامنشی و پیشا-هلنیستی، منطقهای یکدست نبود، بلکه یک جامعه یکجانشین و کشاورزی بود که استخوانبندی اصلی آن را ترکیب ادومی-عرب تشکیل میداد. این جامعه، ریشه و پیشزمینه اصلی شکلگیری پادشاهی نبطیان و فرهنگ نبطی در سدههای بعدی شد.تنوع منشأ اعراب ، اعراب حاضر در فلسطین دو گروه عمده بودند:شهرنشینان پرپیشینه: آمده از مراکز شهری و فرهنگی پیشرفته مثل تیماء در شمال عربستان و مأرب در جنوب عربستان (سبأ).کوچنشینان و شبانان: ساکنان مناطق روستایی که به عنوان محافظ، شتربان یا معاملهگر جذب شبکه تجاری کاروانها شده بودند.گراف نشان میدهد عربها:مالیات پرداخت میکردند.در معاملات تجاری شرکت داشتند.اسناد حقوقی داشتند.در اقتصاد ادوم ادغام شده بودند.در نتیجه حضور آنان دائمی بوده است.نتیجه اصلی آن این است که اعراب در دوره هخامنشی بخشی از جمعیت جنوب فلسطین بودند، در ساختار اقتصادی و اداری منطقه نقش داشتند، و شواهد کتیبهای نشان میدهد که عناصر فرهنگی و زبانی مرتبط با نبطیان پیش از شکلگیری رسمی پادشاهی نبطی در حال ظهور بوده است.نکته قرآنی و شواهد باستان شناسی اله های :یافتههای باستانشناسی، کتیبهشناسی و سکهشناسی طی دهههای اخیر نشان دادهاند که خدایان عربی یادشده در قرآن، مانند اللات، العُزّى و مناة، شخصیتهای واقعی و پرستششده در میان جوامع مختلف عرب پیش از اسلام بودهاند و شواهد مادی از پرستش آنها در شمال عربستان، قلمرو نبطیان و بخشهایی از جنوب فلسطین به دست آمده است.قرآن از چند خدای مشهور عربهای پیش از اسلام نام میبرد، از جمله:اللاتالعُزّىمناة (سوره نجم، آیات ۱۹ تا ۲۰)از دیدگاه باستانشناسی، کتیبهشناسی و سکهشناسی، امروزه شواهد فراوانی وجود دارد که نشان میدهد این خدایان واقعاً در شمال و شمالغرب عربستان و بخشهایی از شام و جنوب فلسطین پرستش میشدند.العُزّى در کتیبههای نبطی، دادانی و نیز روی برخی سکههای دوره هخامنشی و هلنیستی دیده میشود.مناة در کتیبههای شمال عربستان و در برخی سکههای تقلیدی آتنی که در شمال عربستان و جنوب فلسطین یافت شدهاند، با صورت mnwt ثبت شده استاللات نیز در کتیبههای صفوی، ثمودی، نبطی، پالمیری و آثار رومی-عربی بهخوبی مستند شده و یکی از شناختهشدهترین الهههای عرب باستان است.مقاله دیوید گراف نیز، او به شواهدی از العُزّى و مناة در محیط ایدومیه و جنوب فلسطین اشاره میکند و این را نشانهای از نفوذ آیینهای عربی در دوره هخامنشی میداند@tamadone_arab@tamadone_islami
مقاله با عنوان «اعرب در فلسطین از دوره آشوری نو تا دوره هخامنشی (پارس)» نوشته دیوید اف. گراف (David F. Graf) (منتشر شده در مجله ARAM در سال ۲۰۱۵) بررسی شواهد تاریخی، باستانشناسی، کتیبهشناختی و سکهشناسی درباره حضور، مهاجرت و ادغام جمعیتهای ادومی و عرب در جنوب فلسطین (بهویژه منطقه ادومیه/ایدمیا و دره بئرشبع) میپردازد.خلاصه کلی و جامع مقالهاین مقاله با تحلیل شواهد گسترده نشان میدهد که حضور #عربها و ادومیها در جنوب #فلسطین برخلاف تصورات سنتی قدیم، یک پدیده متأخر یا تهاجم نظامی ناگهانی نبوده، بلکه روندی تدریجی، مسالمتآمیز و هزاران ساله از ادغام و مهاجرت بوده است که از دوره آشوری نو (سده ۸ پیش از میلاد) آغاز شده و در دوره هخامنشی/پارسی (سده ۵ و ۴ پیش از میلاد) به اوج خود رسیده است. نویسنده با تکیه بر مجموعه وسیعی از سفالنوشتهها (Ostraca)، نامهای شناختی (Onomasticon) و سکههای ضربشده، ساختار چندفرهنگی و قومی جنوب فلسطین را تبیین میکندشواهد کتیبهشناختی و سفالنوشتههای آرامی (Aramaic Ostraca)کشف خربة القوم (مریشه/مَکِدا قدیم): آرشیو عظیمی از سفالنوشتههای آرامی متعلق به سده چهارم پیش از میلاد (حدود ۳۶۲ تا ۳۰۲ پ.م) به دست آمده که شامل بیش از ۱۷۰۰ متن خوانا است.ترکیب جمعیتی بر اساس نامهاحدود ۵۰٪ یا بیشتر نامهای یافتشده در این کتیبهها مربوط به ادومیها (نامهای متصل به خدای ملی ادوم، یعنی قوس / Qōs) است.حدود ۲۰٪ تا ۳۰٪ نامها، نامهای عربی (شامل پسوند خصوصاً واو پایانی در خط و زبان نَبَطی/عربی پیشین) هستند.بقیه نامها متعلق به یهودیان، فنیقیها، پارسیها، بابلیها و مصریها است.تأیید یافتهها در مریشه (Maresha): کتیبههای کشفشده در مریشه نیز حضور چشمگیر ادومیها و عربها را در کنار عناصر فنیقی و یونانی تلافی و تأیید میکنند.نقد نظریات سنتی درباره نحوه ورود ادومیها و عربهارد نظریه «تهاجم نظامی ناگهانی» پیشتر تصور میشد به دنبال سقوط پادشاهی یهودا توسط بابل در سده ۶ پیش از میلاد، موجهای عظیم عربها، ادومیها را به زور به سمت غرب (نقب و جنوب یهودا) راندند و آنها با تهاجم، دژهای منطقه را تصرف کردند.رد نظریه «فقط کاروانیان و کوچنشینان» نظریه مقابل مدعی بود ادومیها صرفاً کوچنشینانی بودند که در مسیرهای تجاری صلحآمیز رفتوآمد داشتند.دیدگاه جدید مقاله: شواهد باستانشناسی بئرشبع (مانند سفالهای ساخت بومیِ سبک «بُصَیرا») نشان میدهد که ادومیها و عربها از سده هشتم پیش از میلاد (حداقل یک قرن قبل از سقوط یهودا) به آرامی و به صورت مسالمتآمیز در جوامع محلی ادغام شده بودند و یک جامعه مدنی و کشاورزی چندفرهنگی تشکیل داده بودند.نقش تجارت بینالمللی و امپراتوریهادوره آشوری نو (Sol Pax Assyrica): با گشوده شدن مسیرهای تجاری توسط آشوریان در سده ۷ پ.م بین وادی عربه و غزه، تجارت عود و بخور عربستان رونق گرفت.مراکز تجاری مناطقی مانند «تل بئرشبع» به ایستگاههای اصلی تجارت صمغ و بخور از جنوب عربستان تبدیل شدند. حضور ادومیها و عربها با ساختار شبکه تجاری کاروانها پیوند تنگاتنگی داشت.@tamadone_arab@tamadone_islami
عرب ها در فلسطین باستان؛ بازخوانی شواهد از دوره آشوری نو تا هخامنشی ، شواهد باستان شناسی از سده هشتم تا چهارم پیش از میلادمقاله «اعراب در فلسطین از دوره آشوری نو تا دوره هخامنشی» نوشته دیوید اف. گراف با تکیه بر شواهد تاریخی، باستانشناسی، کتیبهشناسی و سکهشناسی نشان میدهد که حضور اعراب در جنوب فلسطین، بهویژه در ادومیه (ایدومیا) و دره بئرشبع، از سده هشتم پیش از میلاد آغاز شده و در دوره هخامنشی گسترش یافته است. برخلاف دیدگاههای قدیمی که این حضور را نتیجه تهاجم ناگهانی یا صرفاً رفتوآمد کاروانهای کوچنشین میدانستند، نویسنده آن را فرآیندی تدریجی، عمدتاً مسالمتآمیز و همراه با مهاجرت، تجارت و ادغام اجتماعی معرفی میکند.تحلیل بیش از ۱۷۰۰ سفالنوشته آرامی نامهای اشخاص، سکهها نشان میدهد که اعراب در کنار ادومیها، یهودیان، فنیقیها، پارسیها، بابلیها و مصریان بخشی از جامعه چندقومیتی فلسطین را تشکیل میدادند.همچنین نقش شبکههای تجاری آشوری و هخامنشی، حضور باورهای مذهبی عربی و شواهد اقتصادی را بررسی و نتیجه میگیرد که این جامعه چندفرهنگی، زمینه شکلگیری فرهنگ و پادشاهی نبطیان در سدههای بعد را فراهم کردعرب ها در فلسطین باستان؛ بازخوانی شواهد از دوره آشوری نو تا هخامنشی ، شواهد باستان شناسی از سده هشتم تا چهارم پیش از میلادمقاله «اعراب در فلسطین از دوره آشوری نو تا دوره هخامنشی» نوشته دیوید اف. گراف با تکیه بر شواهد تاریخی، باستانشناسی، کتیبهشناسی و سکهشناسی نشان میدهد که حضور اعراب در جنوب فلسطین، بهویژه در ادومیه (ایدومیا) و دره بئرشبع، از سده هشتم پیش از میلاد آغاز شده و در دوره هخامنشی گسترش یافته است. برخلاف دیدگاههای قدیمی که این حضور را نتیجه تهاجم ناگهانی یا صرفاً رفتوآمد کاروانهای کوچنشین میدانستند، نویسنده آن را فرآیندی تدریجی، عمدتاً مسالمتآمیز و همراه با مهاجرت، تجارت و ادغام اجتماعی معرفی میکند.تحلیل بیش از ۱۷۰۰ سفالنوشته آرامی نامهای اشخاص، سکهها نشان میدهد که اعراب در کنار ادومیها، یهودیان، فنیقیها، پارسیها، بابلیها و مصریان بخشی از جامعه چندقومیتی فلسطین را تشکیل میدادند.همچنین نقش شبکههای تجاری آشوری و هخامنشی، حضور باورهای مذهبی عربی و شواهد اقتصادی را بررسی و نتیجه میگیرد که این جامعه چندفرهنگی، زمینه شکلگیری فرهنگ و پادشاهی نبطیان در سدههای بعد را فراهم کرد
قصر «الحمراء» شاهکار معماری اسلامی در اندلس @tamadone_islamiكاخ الحمراء در اندلسكاخ الحمراء یکی از زیباترین کاخها در تاریخ معماری اسلامی، و یکی از ماندگارترین آثار بجا مانده از تمدن اسلامی در غرناطه یا گرانادای اسپانیا، واقع در ۲۶۷ مایلی مادرید پایتخت این کشور است.چشم انداز تاریخیدر قرن چهارم هجری، برابر با قرن ده میلادی، پس از اینکه بنواحمر در غرناطه ساکن شدند، در پی مکانی استراتژی بودند که آنها را در مقابل دشمن مصون بدارد، در نتیجه تپهای را در شمال شرقی غرناطه یافتند که مناسب با خواستههای آنان بود، وآنجا سکونت گزیدند.در آغاز قرن پنجم هجری، پس از اینکه رهبر بربریان بادیس بن حبوس حکومت غرناطه را به دست گرفت، به دور این تپه دیوار مستحکمی بنا نموده، و در درون آن کاخ حکومتی خود را پایه گذاری کرد.در سال ۶۳۵ هجری قمری، برابر با ۱۲۳۸ میلادی، محمد بن احمر نصری، حاکم وقت غرناطه، برجهای متعددی در اطراف دیوار بزرگ اطراف حمراء درست کرد، و آب رودخانهی حدره را به داخل محوطهی حمرا و کاخ درون آن کانال کشی کرد.در زمان حکومت ابوالولید اسماعیل، وی امور معماری الحمراء را به فرزند هنرمندش سلطان یوسف ابوالحجاج سپرد، و او سالنهای شاهانهی فاخری با استفاده از انواع فنون معماری بنا کرد، دروازهی ورودی کاخ الحمراء که به درب شریعت مشهور است نیز از هنرمندی اوست.پس از وفات ابوالولید اسماعیل و به قدرت رسیدن فرزند هنرمندش سلطان ابوالحجاج یوسف بن ابوالولید، الحمراء شاهد تحولات چشمگیری بود، و محوطههای متعددی به کاخ افزوده شد.محوطههای کاخ الحمراءمحوطهی ریحان: که حالت مستطیلی شکل دارد، و در میان آن حوض بزرگی، و اطرافش درختان تنومندی وجود دارند.محوطهی سفراء:این محوطه در شمال کاخ است، و از بزرگترین محوطههای کاخ محسوب میشود که ارتفاع قبهی آن به ۲۳ متر میرسد.محوطهی آبنمای شیران:این محوطه در دوران فرمانروایی سلطان محمد الغنی بالله، بنا شد. محوطهای مستطیلی شکل که دارای ۱۲۴ ستون است، و در وسط این محوطه آبشار دایرهای شکلی واقع است که مجسمهی مرمرین ۱۲ شیر در آنجا قرار گرفتهاند، که در ساعات مشخص شبانه روز آب از دهان این شیرها بیرون می آمد. پس از اینکه دانشمندان فرانسوی تلاش کردند راز بیرون آمدن آب از دهان این شیرها در زمانهای مشخص را کشف کنند، سبب شدند جریان آب برای همیشه متوقف شود.فرجام کاخ الحمراءدر سال ۱۴۹۲ میلادی، ابوعبدالله الصغیر، آخرین فرمانروای مسلمانان در اندلس کلیدهای کاخ الحمراء را به امپراطور فردیناند و ملکه ایزابلا تسلیم کرد، و اینگونه آخرین پایگاه مسلمانان به دست نصرانیان افتاد، بعدها در زمان امپراطور شارلکان، وی بخشهای زیادی از کاخ الحمراء را تخریب کرد تا اینکه کاخ خود را آنجا بنا کند، پس از او فرزندش فلیپ دوم نیز بخشهای دیگری از کاخ را از بین برد، بعدها در حملهی فرانسویها برخی از برجهای کاخ الحمراء آسیب دید، و در قرن ۱۲ هجری اسپانیاییها به ارزش تاریخی این کاخ و تأثیر آن در جذب گردشگران پی بردند، و از آن به بعد تلاش کردند به بهترین وجه از این اثر تاریخی نگهداری کنند.منابع: الآثار الأندلسية الباقية في أسبانيا والبرتغال تألیف: محمد عبدالله عنان/ قصر الحمراء في غرناطة صرح من أيام العرب المجيدة تألیف: عبدالحکیم ذوالنون/ قصر الحمراء تألیف بشیر زهدی@tamadone_islami
قصر «الحمراء» شاهکار معماری اسلامی در اندلس@tamadone_islami
🪟 پنجرهای همیشه باز به اخبار امت اسلام و مظلومیت مردم غزه، پوشش خبری ۲۴ ساعته برای انعکاس حقایق و پیگیری مسائل مهم امت👇👇👇💠 t.me/+NI2oe3ZnrBQ1MDll%F0%9F%92%A0 t.me/+NI2oe3ZnrBQ1MDll%F0%9F%92%A0 t.me/+NI2oe3ZnrBQ1MDll%F0%9F%92%A0 t.me/+NI2oe3ZnrBQ1MDll
🔹 آیا جنگ زمینی آمریکا و ایران نزدیک است؟تحلیل سناریوهای احتمالی را از دست ندهید. 👇تحلیل کامل را اینجا ببینید: 👇t.me/+NI2oe3ZnrBQ1MDll 🔵t.me/+NI2oe3ZnrBQ1MDll 🔵
منارهی قاطلوق تیمور از آثار به جا ماندهی دوران غزنویمنارهی قاطلوق تیمور در ترکمنستان کنونی. این بنا با طول ۶۰ متر و عمر بیش از ۹۰۰ سال (۱۰۳۰ میلادی) از جمله آثار نجات یافته از هجوم مغول است.@tamadone_islami
حاجی کانگا مانسا موسی پادشاه مسلمان ثروتمند مالی (وفات ۱۳۳۷ میلادی) @tamadone_islamiتصویری از حاجی کانگا مانسا موسی، امپراطور ثروتمند مالی و از رهبران مسلمان آفریقایی.وی علاوه بر تدبیر سیاسی عالمی آگاه بود به طوری که در دوران او دانشگاه سانکوری به یکی از مراکز علم در آفریقا تبدیل شد. حکومت او توانست به معادن طلا در گینه دست یابد و همین باعث شد به «پادشاه طلا» شهرت یابد. تیمبوکتو پایخت مالی در دوران او مرکز عبور کاروانهای تجاری و از آبادترین شهرهای آن دوران بود.وی در سال ۱۳۲۴ میلادی از طریق قاهره به سفر حج رفت و طی این سفر در سرزمینهایی که از آن میگذشت آنقدر طلا توزیع کرد که قیمت طلا دچار افت شد! در تصویر فوق، اسپانیاییها وی را در وسط قارهی آفریقا در حالی که طلا در دست دارد به تصویر کشیدهاند. مانسا موسی به سال ۱۳۳۷ میلادی درگذشت.مالی یکی از ممالک ثروتمند و آباد قارهی آفریقا بود که با هجوم استعمارگران اروپایی دچار فقر و گرسنگی شد.@tamadone_islami
حاجی کانگا مانسا موسی پادشاه مسلمان ثروتمند مالی (وفات ۱۳۳۷ میلادی)@tamadone_islami
⬇ آیا جنگ زمینی آمریکا و ایران نزدیک است؟تحلیل سناریوهای احتمالی را از دست ندهید. 👇تحلیل کامل را اینجا ببینید: 👇t.me/+NI2oe3ZnrBQ1MDll 🔵t.me/+NI2oe3ZnrBQ1MDll 🔵
آیا میدانید مردمان هویی چین صدها سال از الفبای عربی برای زبان چینی خود استفاده میکردند؟! الفبا عربی بود ولی کلمات به زبان چینی بود @tamadone_islamiآیا میدانید مردمان هویی چین صدها سال از الفبای عربی برای زبان چینی خود استفاده میکردند؟! الفبا عربی بود ولی کلمات به زبان چینی بود @tamadone_islami
بریم به مالاگای آندلس در قرن ۱۴ میلادی مالاگا (Málaga) در سال ۱۳۵۰ میلادی، در واپسین دوران حکومت مسلمانان اندلس و تحت فرمانروایی دودمان بنینصر (Nasrid Dynasty) است. در آن زمان، مالاگا یکی از مهمترین شهرهای امارت غرناطه بود؛ آخرین دولت اسلامی در شبهجزیره…«مالاگا شهری با منشأ فنیقی (سامی) بود که در دوره اسلامی اندلس به یکی از مهمترین و آبادترین بنادر و مراکز فرهنگی و اقتصادی غرب مدیترانه تبدیل شد.»تاریخ شهر را میتوان به چند دوره تقسیم کرد:دوره فنیقی سامی (حدود سده هشتم پیش از میلاد)شهر با نام Malaka (مالاکا) توسط فنیقیان، احتمالاً بازرگانان شهر صور، تأسیس شد.این شهر به دلیل بندر طبیعی مناسب، به مرکز تجارت فلزات، ماهی و فرآوردههای دریایی تبدیل شد.بسیاری از پژوهشگران نام Malaka را با ریشه سامی ملح (MLḤ) «نمک» مرتبط میدانند، زیرا شهر به صنعت نمکسود کردن ماهی شهرت داشتدوره کارتاژیپس از کاهش نفوذ فنیقیان، شهر تحت نفوذ کارتاژ قرار گرفت.دوره رومی (از ۲۱۸ پ.م.)رومیان نام شهر را Malaca نوشتند.تئاتر رومی، جادهها، معابد و بندر را توسعه دادند.دوره ویزیگوتپس از سقوط روم، مالاگا بخشی از پادشاهی ویزیگوت شد.دوره اسلامی (از ۷۱۱ میلادی)مسلمانان شهر را فتح کردندمالاگا یک مدینه (شهر اسلامی) بود؛ شهری با کوچههای باریک، خانههای حیاطدار، حمامهای عمومی، مسجدها، بازارها و کارگاههای صنعتی. این ویژگیها از عناصر رایج شهرسازی اسلامی در اندلس بودند.القصبه (Alcazaba) و قلعه جبلالفارو (Gibralfaro) از شهر محافظت میکردند. واژه Alcazaba از عربی القصبة و Gibralfaro از جبل فاروق یا به احتمال قویتر جبل الفنار («کوه فانوس دریایی») گرفته شده است؛ درباره ریشه دقیق نام Gibralfaro میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد.بندر مالاگا یکی از مهمترین بنادر مدیترانه بود و کالاها از آن به مغرب (شمال آفریقا)، غرناطه و دیگر بنادر مدیترانه صادر میشد.در سال ۱۳۵۰ هنوز بیش از یک قرن تا فتح مالاگا توسط پادشاهی کاستیل در سال ۱۴۸۷ باقی مانده بود. پس از محاصرهای سخت، شهر سقوط کرد و بسیاری از مسلمانان کشته، اسیر یا تبعید شدند.فتح کاستیل (۱۴۸۷ میلادی)شهر پس از محاصرهای طولانی به دست نیروهای مسیحی افتاد و سپس در سال ۱۴۹۲ با سقوط غرناطه، حکومت اسلامی در اندلس پایان یافتاهمیت تاریخی مالاگامالاگا فقط یک شهر نظامی نبود، بلکه یکی از مراکز مهم:تجارت دریاییکشتیسازیصنایع سفال و فلزکارینساجی و ابریشمدادوستد با مصر، تونس، مراکش و ایتالیابه همین دلیل، بندر آن برای امارت غرناطه اهمیت حیاتی داشت.مالاگا در دوران اسلامی، بهویژه در عصر امویان اندلس و بنینصر، دانشمندان، شاعران، فقیهان و سیاستمداران برجستهای پرورش داد.ابنالبیطار مشهورترین شخصیت مالاگا ، پزشک، گیاهشناس و داروشناس زاده مالاگا بود ، یکی از بزرگترین گیاهشناسان جهان اسلام.بیش از ۱۴۰۰ گیاه، دارو و ماده درمانی را توصیف کرد.آثارش تا قرنها در اروپا تدریس میشد.ابن عاصم غرناطیفقیه و قاضی برجسته بنینصر.اگرچه بیشتر با غرناطه شناخته میشود، خانواده او با ناحیه مالاگا نیز ارتباط داشتند.ابن هانی اندلسیشاعر بزرگ اندلس.بیشتر عمرش را در اندلس و شمال آفریقا گذراند.فقها و محدثانابوالقاسم المالقیابوعبدالله المالقیابوالولید المالقی@tamadone_islami
بریم به مالاگای آندلس در قرن ۱۴ میلادیمالاگا (Málaga) در سال ۱۳۵۰ میلادی، در واپسین دوران حکومت مسلمانان اندلس و تحت فرمانروایی دودمان بنینصر (Nasrid Dynasty) است.در آن زمان، مالاگا یکی از مهمترین شهرهای امارت غرناطه بود؛ آخرین دولت اسلامی در شبهجزیره ایبری که از سال ۱۲۳۸ تا ۱۴۹۲ میلادی دوام آورد.@tamadone_islami
راههای دیدن پیامبرﷺدرخواب💙@mahbubamrasulallahنجوای قلم 💙@Fa_Eranجملاتی که به ذهنتان آرامش میبخشد.💙@mafatih_aljanahکتاب های PDF رایگان💙@ketabsarayislamiکلیپ های ناب اسلامی💙@molanaasadullahخدایا قلبم را اصلاح کن💙@AllahummaaslehQalbi365 روز با پیامبرﷺ💙@dostdarrasulallahراه نجات از مشکلات💙@barnamahaidenihamishsجملاتی که (فهم) و (شعور) را بالا میبرد💙@th13undeerتسکین دل💙@taskin_dellطارق جمیل فارسی💙@tariqjameelfarsiهمسرانه💙@sonee87bداستان های بهلول دانا 💙@Bohlloolhakimآموزش تخصصی تجوید و قرائت💙@QARI_SHOمظهر حق💙@mazharehaqتاریخ و تمدن طلایی اسلام💙@tamadone_islami
بر پایه بررسیهای تاریخ نجوم و مطالعات ریشهشناسی نامهای سنتی ستارگان، بخش عمده نامهای رایج و پذیرفتهشده در نجوم مدرن، #منشا_عربی دارند و پس از آن، نامهای یونانی و لاتینی بیشترین سهم را تشکیل میدهند.منبعiauarchive.eso.org/public/themes/naming_s… Kunitzsch, Arabische Sternnamen in Europa@tamadone_islami
واژهٔ اسپانیایی fulano از عربی فُلان (fulān) گرفته شده است. در عربی، «فلان» از دوران پیش از اسلام تا امروز برای اشاره به شخص نامعلوم یا نامشخص به کار میرود، مانند:جاء فلان.فلان بن فلان.این واژه در دوران حکومت مسلمانان در اندلس وارد اسپانیایی شد و به صورت fulano درآمد. سپس به زبانهای دیگر شبهجزیره ایبری نیز راه یافت، مانند:اسپانیایی: fulanoپرتغالی: fulanoکاتالان: fulàدر اسپانیایی امروز نیز fulano دقیقاً همان معنای «فلانی» را دارد.کلمه mengano نیز احتمالاً از عربی اندلسی آمده است و آن را به عباراتی مانند من كان (man kāna) نسبت دادنددر اسپانیایی این سهگانه بسیار رایج است:Fulano = فلانیMengano = بهمانیZutano = آن یکیFulano dice una cosa y Mengano dice otra«فلانی یک چیز میگوید و بهمانی چیز دیگری.»@tamadone_islami
این تصویر یکی از قدیمیترین عکسهای شناختهشده از کعبه مشرفه و مسجدالحرام در مکه مکرمه به شمار میرود. این عکس در سال ۱۸۸۰ میلادی توسط محمد صادق بیگ، افسر و مهندس مصری، گرفته شده است؛ کسی که نخستین فردی محسوب میشود که حرمین شریفین (مسجدالحرام و مسجدالنبی) را با عکاسی مستند کرده است.این عکس با استفاده از فناوری صفحه شیشهای مرطوب (Wet-Plate Collodion) ثبت شده؛ یکی از نخستین روشهای عکاسی که در آن لازم بود صفحه شیشهای بلافاصله پس از ثبت تصویر، در یک اتاق یا چادر تاریک سیار ظاهر و ثبوت شود. به همین دلیل، عکاسی با این روش، بهویژه در شرایط دشوار موسم حج، بسیار پیچیده و طاقتفرسا بود.این تصویر نمایی از مسجدالحرام در اواخر قرن نوزدهم را نشان میدهد؛ جایی که کعبه با پرده (کسوه) قدیمی خود دیده میشود و فضای مطاف پیش از توسعههای گسترده دوران معاصر، پیرامون آن قرار دارد. همچنین شماری از حاجیان و عمرهگزاران با لباس احرام در تصویر دیده میشوند.این عکس، سندی بصری ارزشمند و کمنظیر است که شکل و ساختار مسجدالحرام و نیز روند تحول و گسترش معماری و بافت پیرامون آن را ثبت و مستند کرده است.@tamadone_islami
کتابی برای یادگیری زبان اسپانیایی و عربی 1799 میلادیاین دفترچه کوچک که در کتابخانه تاریخی دانشگاه کمپلوتنسه مادرید نگهداری میشود، در سال ۱۷۹۹ میلادی توسط پدر خوسه، یک مبلغ مذهبی، هنگام اعزامش به دمشق تهیه شده است.از خلال صفحات این دفترچه میتوان دید که او چگونه زبان عربی را در همان سرزمین آموخته است. روش او بر پایه واژگان، دستور زبان و عبارتهای کاربردی بوده تا بتواند در محل مأموریت جدید خود ارتباط برقرار کند. در همان زمانی که او سرگرم یادگیری عربی بود، ناپلئون لشکرکشی خود را در منطقه پیش میبرد و شهر عکا را در بحبوحه یکی از حساسترین بحرانهای سیاسی و نظامی آن دوران محاصره کرده بود.نکته جالب این است که تنها چند قرن پیش از آن، این مرد نیازی نداشت عربی را به این شیوه بیاموزد؛ زیرا در آن زمان زبان عربی در بخش بزرگی از شبهجزیره ایبری (اسپانیا و پرتغال امروزی) زبانی شناختهشده و رایج بود و بسیاری از مردم آن سرزمین با آن آشنایی داشتند.@tamadone_islamiکتابی برای یادگیری زبان اسپانیایی و عربی 1799 میلادیاین دفترچه کوچک که در کتابخانه تاریخی دانشگاه کمپلوتنسه مادرید نگهداری میشود، در سال ۱۷۹۹ میلادی توسط پدر خوسه، یک مبلغ مذهبی، هنگام اعزامش به دمشق تهیه شده است.از خلال صفحات این دفترچه میتوان دید که او چگونه زبان عربی را در همان سرزمین آموخته است. روش او بر پایه واژگان، دستور زبان و عبارتهای کاربردی بوده تا بتواند در محل مأموریت جدید خود ارتباط برقرار کند. در همان زمانی که او سرگرم یادگیری عربی بود، ناپلئون لشکرکشی خود را در منطقه پیش میبرد و شهر عکا را در بحبوحه یکی از حساسترین بحرانهای سیاسی و نظامی آن دوران محاصره کرده بود.نکته جالب این است که تنها چند قرن پیش از آن، این مرد نیازی نداشت عربی را به این شیوه بیاموزد؛ زیرا در آن زمان زبان عربی در بخش بزرگی از شبهجزیره ایبری (اسپانیا و پرتغال امروزی) زبانی شناختهشده و رایج بود و بسیاری از مردم آن سرزمین با آن آشنایی داشتند.@tamadone_islami
دانشگاه قرویین در مغرب، نخستین دانشگاه جهان بر اساس کتاب رکوردهای گینس@tamadone_islami
الجزیره فارسی 👉 @AQSA_STORN
سردر دانشگاه قرویین، قدیمیترین دانشگاه جهان که توسط یک بانوی مسلمان تاسیس شد @tamadone_islamiقدیمیترین دانشگاه جهان، یادگار یک بانوی مسلماندانشگاه قرویینموقعیت: شهر فاس در کشور مغربقدمت: نزدیک به دوازده قرنبر اساس گزارش گینس، این دانشگاه، قدیمیترین دانشگاه جهان محسوب میشود.مؤسس: بانو فاطمه بنت محمد الفهریگذری کوتاه بر زندگی بنیانگذار نخستین دانشگاه جهان؛ بانو فاطمه بنت محمد الفهریبانو فاطمه بنت محمد الفهری، از نوادگان تابعی مجاهد عقبة بن نافع الفهری، فاتح شمال آفریقاست. وی در کودکی همراه با پدر و برادرش از قیروان بسوی فاس در مغرب هجرت کرد، فاطمه و برادرش در سایهی تربیت پدر بزرگ شدند، اما پس از مدتی پدرشان چشم از جهان فرو بست، و ثروت انبوهی برای آنها بر جای گذاشت. فاطمه تصمیم گرفت از این مال به بهترین وجه استفاده نماید، بنابراین، در سال ۲۴۵ هجری برابر با ۸۵۹ میلادی دانشگاه قرویین، اولین دانشگاه جهان را در شهر فاس مغرب بنیان نهاد.وی در سال ۲۶۶ هجری قمری، برابر با ۸۷۸ میلادی، چشم از جهان فرو بست، امام ابن خلدون در مورد ایشان میگوید: «گویا همت پادشاهان، پس از وی بیدار شد».مساحت دانشگاه:مساحت دانشگاه در آغاز تأسیس ۲۵۰ متر مربع بود، در سال ۲۳۴ هجری قمری عبدالرحمن الناصر، خلیفهی اموی اندلس طی توسعهای مساحت آنرا به ۳ هزار متر مربع رساند، و بعدها توسط علی بن یوسف بن تاشفین حاکم مرابطی، (متوفای ۵۳۷ هجری قمری، برابر با ۱۱۴۳ میلادی)، مساحت این دانشگاه به ۵۰ هزار متر مربع رسید.جایگاه علمی:دانشگاه قرویین در مغرب، بیش از یازده قرن، نقش اساسی را در جنبش علمی، فکری و فرهنگی در جهان داشته است. گفتنی است پاپ سیلوستر دوم پس از تحصیل در این دانشگاه، علومی چون حساب، ریاضیات، و ستاره شناسی و همچنین ارقام عربی را وارد قارهی اروپا کرد: (0123456789).تا پیش از آن اروپاییها از ارقام رومی استفاده میکردند (I II III IV V VI VII VIII IX).از دیگر دانش آموختههای این دانشگاه میتوان به موسی بن میمون، پزشک معروف یهودی که مدتی در خدمت صلاح الدین ایوبی بود اشاره کرد، همچنین دانشمندان مسلمان بسیاری از جمله: ابن خلدون مؤسس علم جامعه شناسی، ابوالعباس ابن البناء معروفترین ریاضیدان عصر خود، ابن العربی مالکی، ابوعمران الفاسی فقیه مالکی، ابن الحاج فاسی، و ابن میمون غماری از دانش آموختههای این دانشگاه هستند، و گفتنی است ابن آجروم متن معروف خود در نحو «متن آجرومیه» را در این دانشگاه نوشته است.@tamadone_islami
سردر دانشگاه قرویین، قدیمیترین دانشگاه جهان که توسط یک بانوی مسلمان تاسیس شد@tamadone_islami
از قرن سوم تا هفتم هجری، جهان اسلام به یکی از مهمترین مراکز تولید دانش تبدیل شد. در این دوره، آثار یونانی، ایرانی و هندی و سریانی ترجمه، نقد و توسعه یافت و اندیشمندانی چون الکندی، ابوزید بلخی، محمد بن زکریای رازی، فارابی، ابنسینا و غزالی، مباحثی را مطرح…بیمارستانهای اسلامی و مراقبت از بیماران روانییکی از دستاوردهای تمدن اسلامی، ایجاد «بیمارستان» یا بیمارستان (بیمارستان/بیمارستان) بود. برخی از این مراکز، بخشهایی ویژه برای بیماران مبتلا به اختلالات روانی داشتند؛ موضوعی که در بسیاری از نقاط جهان آن زمان هنوز رایج نبود.در این مراکز از گفتوگو، موسیقی، استراحت، دارودرمانی و مراقبت پزشکی برای درمان بیماران استفاده میشد و برخلاف برخی نگرشهای رایج در قرون وسطی، بسیاری از پزشکان مسلمان بیماری روانی را صرفاً ناشی از نیروهای ماورایی نمیدانستند.نگاه پژوهشگران معاصرامروزه مورخان علم تأکید میکنند که نباید مفاهیم روانشناسی مدرن را بدون دقت بر متون کلاسیک تطبیق داد؛ با این حال، اجماع قابل توجهی وجود دارد که آثار دانشمندانی مانند ابوزید بلخی، ابنسینا و رازی سهم مهمی در تاریخ سلامت روان و پزشکی داشتهاند.به بیان دیگر، روانشناسی مدرن محصول پژوهشهای تجربی سدههای اخیر است، اما بسیاری از ایدههای بنیادین درباره هیجان، شناخت، رفتار و سلامت روان، پیشینهای طولانی در تمدن اسلامی دارند.جمعبندیتمدن اسلامی تنها ناقل دانش تمدنهای پیشین نبود، بلکه با نقد، توسعه و نوآوری، سهم مهمی در تاریخ اندیشه درباره انسان ایفا کرد. آثار ابوزید بلخی، ابنسینا، فارابی، رازی و غزالی نشان میدهد که مطالعه روان انسان، قرنها پیش از شکلگیری روانشناسی مدرن، در جهان اسلام موضوعی جدی و نظاممند بوده است. شناخت این میراث، نه برای رقابت با علم معاصر، بلکه برای درک دقیقتر تاریخ جهانی علم و نقش تمدن اسلامی در شکلگیری آن اهمیت دارد.منبع:Saeed SI, Ahmed JO, Kakamad K, et al. Abu Zayd Ahmed ibn Sahl Al-Balkhi (850–934): A Pioneer in the Field of Psychotherapy and Mental Health. Cureus, 2024.@tamadone_islami
تمدن اسلامی و شکلگیری اندیشههای روانشناختی: نگاهی تاریخی بر سهم دانشمندان مسلمان در مطالعه ذهن و رفتار انسان تاریخ روانشناسی معمولاً با تأسیس نخستین آزمایشگاه روانشناسی توسط ویلهلم وونت در سال ۱۸۷۹ میلادی آغاز میشود. این روایت از منظر روانشناسی مدرن…از قرن سوم تا هفتم هجری، جهان اسلام به یکی از مهمترین مراکز تولید دانش تبدیل شد. در این دوره، آثار یونانی، ایرانی و هندی و سریانی ترجمه، نقد و توسعه یافت و اندیشمندانی چون الکندی، ابوزید بلخی، محمد بن زکریای رازی، فارابی، ابنسینا و غزالی، مباحثی را مطرح کردند که امروزه در حوزههای روانشناسی، روانپزشکی، علوم شناختی و سلامت روان مورد توجه قرار میگیرند.#ابوزید_بلخی؛ پیشگام سلامت روانابوزید احمد بن سهل بلخی (۸۴۹ تا ۹۳۴ میلادی) یکی از برجستهترین چهرههای تاریخ روانشناسی اسلامی است. در کتاب مشهور مصالح الأبدان والأنفس، او سلامت جسم و روان را دو بخش جداییناپذیر از وجود انسان معرفی میکند.بلخی میان بیماریهای جسمانی و روانی تمایز قائل شد و توضیح داد که اختلالات روانی نیز همانند بیماریهای جسمی نیازمند درمان هستند. او علائمی شبیه اضطراب، افسردگی، وسواس و ترس مرضی را توصیف کرد و برای هرکدام راهکارهایی ارائه داد که شباهت قابل توجهی با اصول درمان شناختی-رفتاری (CBT) دارند. البته پژوهشگران تأکید میکنند که نباید بلخی را «بنیانگذار CBT مدرن» دانست، بلکه میتوان او را از نخستین اندیشمندانی دانست که از اصلاح افکار و هیجانات بهعنوان بخشی از درمان استفاده کرد.ابنسینا (۹۸۰ تا ۱۰۳۷ میلادی) در کتاب القانون فی الطب و نیز آثار فلسفی خود، رابطه میان ذهن و بدن را بهدقت بررسی کرد.او درباره تأثیر هیجانات بر سلامت جسم، حافظه، ادراک، تخیل، اراده و احساسات بحث کرد و نمونههایی از اختلالات روانتنی را شرح داد. مشهورترین نمونه، درمان بیماری شاهزادهای است که به دلیل عشق بیمار شده بود؛ ابنسینا با مشاهده تغییرات نبض هنگام شنیدن نام افراد و مکانها، علت بیماری را تشخیص داد. اگرچه این روایت تاریخی نیازمند احتیاط در تفسیر است، اما نشاندهنده توجه پزشکان مسلمان به ارتباط میان عوامل روانی و جسمانی است.فارابی و شخصیت انسانفارابی شخصیت انسان را حاصل تعامل عقل، اخلاق، تربیت و محیط اجتماعی میدانست. او معتقد بود سعادت انسان تنها با سلامت جسم حاصل نمیشود، بلکه رشد عقلانی، اخلاقی و اجتماعی نیز ضروری است.این نگاه بعدها در مباحث روانشناسی شخصیت، روانشناسی اجتماعی و فلسفه اخلاق اهمیت فراوان یافت.غزالی و خودشناسیابوحامد غزالی در آثار خود، بهویژه احیاء علوم الدین، درباره ساختار نفس، انگیزههای انسانی، کنترل هیجانات، تربیت اخلاقی و خودآگاهی بحث میکند.هرچند رویکرد غزالی بیشتر اخلاقی و معنوی است تا علمی به معنای امروزی، اما بسیاری از مباحث او درباره خودکنترلی، عادت، انگیزش و اصلاح رفتار، امروزه نیز در روانشناسی مثبتنگر و روانشناسی تربیتی قابل مقایسه است.ابن حزم اندلسی (994-1064)ابن حزم را بیشتر بهعنوان فقیه و مورخ میشناسند، اما آثار اخلاقی او، بهویژه مداواة النفوس وتهذيب الأخلاق، تحلیلی دقیق از انگیزههای انسانی، هیجانات، خودکنترلی، عادت، حسادت، خشم و اصلاح شخصیت ارائه میدهد. او معتقد بود بسیاری از نابسامانیهای اخلاقی از خطاهای شناختی و دلبستگیهای افراطی سرچشمه میگیرند و با تمرین عقلانی و تربیت نفس قابل اصلاحاند؛ دیدگاهی که از منظر تاریخ اندیشه، شباهتهایی با برخی رویکردهای شناختی در روانشناسی دارد، هرچند نباید آن را معادل روانشناسی مدرن دانست.ابن طفیلشاهکار فلسفی حی بن یقظان تنها یک داستان رمزی نیست؛ بلکه آزمایشی ذهنی درباره شکلگیری شناخت، یادگیری، ادراک حسی و رشد ذهن انسان در غیاب جامعه است. ابن طفیل میکوشد نشان دهد که عقل، تجربه و مشاهده چگونه میتوانند به تدریج ساختار آگاهی انسان را شکل دهند. این اثر بعدها به زبانهای اروپایی ترجمه شد و بر اندیشه تجربهگرایی در غرب تأثیر گذاشت.@tamadone_islami