🔸ناسیونالیسم ایرانی؛ میان ملتسازی از پایین و همگونسازی از بالامهستان؛ مرجان زهرانی: بحث درباره…
انتشار: 2026/08/20 14:42 UTCدریافت: 2026/08/21 23:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 23:50 UTC
🔸ناسیونالیسم ایرانی؛ میان ملتسازی از پایین و همگونسازی از بالامهستان؛ مرجان زهرانی: بحث درباره ناسیونالیسم در ایران، تنها مناقشهای بر سر گذشته نیست؛ پرسشی است درباره اکنون و آینده ایران. اینکه «ملت» چگونه ساخته شده، چه نسبتی با دولت و قدرت دارد، تکثر قومی و زبانی در کجای این روایت قرار میگیرد و آیا میتوان از نوعی ملیگرایی سخن گفت که همزمان با استقلال، آزادی، دموکراسی و تکثر سازگار باشد، محورهای اصلی نشستی بود که با حضور هاشم آقاجری و جمعی از دانشجویان و کنشگران حوزههای مختلف برگزار شد.در این نشست که به صورت مشترک از سوی مجتمع فرهنگی آیتالله طالقانی و شورای دانشجویی انجمن جامعهشناسی ایران برگزار شد، دو روایت از ناسیونالیسم ایرانی بیش از همه در برابر یکدیگر قرار گرفتند: روایتی که ملتسازی را از مسیر تمرکز قدرت و همگونسازی دنبال میکند و روایتی که بر مردم، تکثر، استقلال و دموکراسی تأکید دارد. با این حال، بحث به این دوگانه محدود نماند؛ از مناقشه بر سر میراث مصدق و رضاشاه تا چرایی گرایش بخشی از نسل جدید به پهلوی، نسبت استقلال و دموکراسی، مسئله جنگ و در نهایت امکان صورتبندی یک «امر ملی» مردممحور در ایران امروز، موضوع بحث و نقد و نظر حاضران در نشست بود. اسفند 1403 نشستی تحت عنوان «طالقانی، مصدق و ناسیونالیسم ایرانی» در مجتمع فرهنگی آیتالله طالقانی برگزار شد که یکی از سخنرانان آن هاشم آقاجری بود. بعد از پیشامد دی ماه 1404 و جنگ 40 روزه مجتمع فرهنگی آیتالله طالقانی و انجمن جامعه شناسی به صورت مشترک تصمیم گرفتند روز نوزدهم مرداد نشستی برای نقد و بررسی این سخنرانی ترتیب دهند که کانون محوری آن گفتوگو بر سر روایتهای متفاوت از ناسیونالیسم بود. مصدق و رضاشاه؛ «نماد» دو مسیر تاریخییکی از کانونهای اصلی گفتوگو، نسبت دو روایت متفاوت از ناسیونالیسم با میراث رضاشاه و محمد مصدق بود. هاشم آقاجری اما تأکید کرد که بحث صورت گرفته در سخنرانی قبلی او بیش از آنکه درباره دو شخصیت تاریخی باشد، ناظر به دو الگو یا دو روایت متفاوت از ناسیونالیسم است.او گفت: «مصدق را به عنوان نماد، نه مرجع معرفی میکنم» و تأکید کرد که مصدق را با جبهه ملی یکی نمیداند. در روایت آقاجری، مصدق نه نقطه پایان، بلکه یک «مرحله تاریخی» و حلقهای از یک زنجیره تبارشناختی است؛ زنجیرهای که چهرههایی چون ستارخان، میرزا کوچکخان و مدرس را دربرمیگیرد و از مصدق به طالقانی و شریعتی میرسد.آقاجری همین منطق را درباره رضاشاه نیز به کار برد و گفت: «رضاشاه هم نماد است، بحث شخص رضاشاه نیست.» نقد او متوجه نوعی ایدئولوژی ناسیونالیستی است که در صورت افراطی خود میتواند بر تصور «خون پاک و ناب آریایی»، عربستیزی و ترکستیزی استوار شود و به جای مردم، سلطنت و نهاد قدرت را مبنا قرار دهد.در برابر این الگو، آقاجری از نوعی ناسیونالیسم «مردمپایه» سخن گفت؛ ناسیونالیسمی که به باور او باید همزمان با امر ملی و منافع ملی، مسئله استقلال و رهایی از سلطه خارجی را نیز جدی بگیرد.مشروطه؛ «ملتسازی از پایین»تمایز میان دو مسیر ملتسازی، هسته تاریخی روایت آقاجری از ناسیونالیسم ایرانی بود.او مشروطه را نوعی «ملتسازی از پایین» دانست که خصلت «وحدت در کثرت» داشت و انجمنهای ایالتی و ولایتی نیز در همین چارچوب قابل فهم بودند.در برابر آن، آقاجری پروژه دوره رضاشاه را «ملتسازی سرکوبگر از بالا» و مبتنی بر «همگونسازی اجباری» توصیف کرد. به باور او، ناتمام ماندن فرآیند ملتسازی و زخمهای برجایمانده از این سیاستها را میتوان در برخی مسائل تاریخی و معاصر کردستان، بلوچستان و آذربایجان مشاهده کرد. او ریشه این نوع نگاه را نیز محدود به دوره پهلوی اول ندانست و به برخی صورتهای باستانگرایی در میان روشنفکران پیشین اشاره کرد؛ روایتهایی که از ایران پیش از اسلام تصویری آرمانی میساختند و ورود اعراب را عامل نابودی آن تصویر معرفی میکردند.اما همین تقسیمبندی، زمینه نخستین مناقشه جدی نشست را فراهم کرد: اگر یک سوی این دوگانه ناسیونالیسم اقتدارگراست، آیا میتوان سوی دیگر را بهسادگی با نام مصدق تعریف کرد؟ادامه گزارش را در سایت «اخبار مهستان» بخوانید.@Akhbare_mahestan

