بعضیها هم از من در همین حد خوششون میآد که شعرهای فاطمه تنبیه رو بهشون معرفی کردم. [جماعتی وجود ند…
انتشار: 2026/08/23 05:31 UTCدریافت: 2026/08/23 13:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 13:20 UTC
بعضیها هم از من در همین حد خوششون میآد که شعرهای فاطمه تنبیه رو بهشون معرفی کردم. [جماعتی وجود نداره، فقط به یه نفر معرفی کردم.]اما نکته میدونید چیه؟ شاعر رو معرفی نمیکنند، شعرش رو میخونند. وصف حال ما چنان شبیه بود که گفت فکر میکردم شعرهای خودته، الکی یه فامیلی دیگه میگی. بعد رفتم دیدم که نه، واقعاً شاعری وجود داره به اسم فاطمه تنبیه. تو اونقدر شعرهاش رو بیشتر از من دوست داشتی و برات بیش از من درخور توجه بود که همونموقعها برات نوشتم: ای کاش شعر فاطمه تنبیه بودمو این مصرع، هرگز کامل نشد. البته که پشیمون نیستم. من واقعاً دلم میخواست شعرهاش رو برای کسی بخونم و زندگی کسی رو سر راهم قرار داد که لایق اون شعرها بود. وجودت، سنگینی بار حسرت آرزوهای زیادی رو از دلم برداشت و یکی هم همین بود که با تو میشد از همهچیز و به هر زبانی حرف زد. اما متأسفانه هرگز درکی از این نداشتی که وجودت چقدر عزیز و ارزشمنده برای من. یه بار هم به فاطمه گفتم، چرا هر چی که برای مخاطب شعرت نوشتی، در محبوب من هم صدق میکنه؟ میگفت ستمگرها همه شبیه هماند.یادمه که همین رو هم برات تعریف کردم و لابد یادته که چه جوابی دادی. من چطور دوستدار کسی بودم که از انسانیت بویی نبرده بود؟ چه قدرتی داشتم که اون حجم از جوابها و واکنشهای آزاردهنده رو تحمل میکردم؟ الان از یادآوریش هم دردم میآد.نه بهخاطر ظلمپذیری، که بهخاطر وسعت قلبم، به خودم افتخار میکنم.با این حال، امیدوارم که دیگه هرگز چنان حالاتی رو تجربه و تحمل نکنم. به قول خودش:تو دوست نداری منو؟ انتخابه، عیب نداره....بیارم اسمتو اصلاً تو شعر؟ باک ندارم!همین ترانه رو هم برات خوندم. اما چه فایده؟ در سنگ خاره، قطرهی باران اثر نکرد، حتی با استمرار.#ناگهاننوشت
