حذف، همیشه با صدای گلوله یا حکم اعدام آغاز نمیشود؛ گاه بیصدا و تدریجی پیش میرود، در لابهلای شای…
انتشار: 2026/06/27 06:01 UTC
حذف، همیشه با صدای گلوله یا حکم اعدام آغاز نمیشود؛ گاه بیصدا و تدریجی پیش میرود، در لابهلای شایعهها، برچسبها و سکوتهای معنادار. در جمهوری اسلامی، سرکوب تنها در زندان و شکنجه خلاصه نمیشود، بلکه به شکلی پیچیدهتر، به حذف انسان از «جهان مشترک» میانجامد؛ جهانی که در آن دیده میشود، شنیده میشود و میتواند بر سرنوشت جمعی اثر بگذارد. این حذف، از مسیر بیاعتبارسازی، انزوای اجتماعی و قطع پیوندهای انسانی عبور میکند و در نهایت، فرد را به موجودی بدل میسازد که اگرچه زنده است، اما حضورش در عرصه عمومی عملاً محو شده است.با تکیه بر اندیشههای هانا آرنت، میتوان دید که چگونه این فرایند نه صرفاً محصول خشونت عریان، بلکه نتیجهی فروپاشی داوری مستقل و تکرار بیمسئولیت روایتهاست. آنجا که شایعه جای حقیقت را میگیرد و اتهام بدون امکان دفاع بازتولید میشود، حذف از سطح حکومتی به سطح اجتماعی گسترش مییابد. در این میان، نقش بخشی از اپوزیسیون نیز پیچیده و نگرانکننده است؛ جایی که بازنشر اطلاعات مشکوک، اتهامات اثباتنشده و روایتهای «درزکرده»، ناخواسته به تقویت همان سازوکاری میانجامد که قرار است با آن مقابله شود.این یادداشت میکوشد نشان دهد که چگونه ترکیب سرکوب عریان، ترور شخصیت و «تنهاییِ سازمانیافته» به ابزاری برای حذف تدریجی مخالفان بدل شده است؛ فرایندی که نهتنها افراد، بلکه امکان شکلگیری اعتماد، همبستگی و مقاومت جمعی را هدف میگیرد. پرسش اصلی این است: در چنین وضعیتی، چگونه میتوان از حقیقت، از انسان، و از خودِ جهان مشترک دفاع کرد؟متن کامل را در لینک زیر بخوانید:tinyurl.com/rypnykhd@Tavaana_TavaanaTech




