اعتصاب غذای محبوبه شعبانی در زندان وکیلآباد مشهد؛ محرومیت از تماس و ملاقاتمحبوبه شعبانی، مهندس عمر…
انتشار: 2026/08/22 18:07 UTCدریافت: 2026/08/23 15:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 15:40 UTC
اعتصاب غذای محبوبه شعبانی در زندان وکیلآباد مشهد؛ محرومیت از تماس و ملاقاتمحبوبه شعبانی، مهندس عمران و زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، در اعتراض به شرایط نامناسب نگهداری در قرنطینه زندان و عدم رسیدگی قضایی به پروندهاش دست به اعتصاب غذا زده است. یک منبع مطلع میگوید او در سومین روز اعتصاب غذا به دلیل وضعیت جسمانی به بهداری زندان منتقل شده و از امروز نیز از حق تماس تلفنی و ملاقات محروم شده است.یک منبع مطلع از وضعیت محبوبه شعبانی به توانا گفت که این زندانی سیاسی در ارتباط با کمکرسانی به مجروحان اعتراضات شب ۱۸ دیماه بازداشت شده و هماکنون در زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشود.به گفته این منبع، محبوبه شعبانی که مهندس عمران است، در اعتراض به شرایط نامناسب نگهداری در قرنطینه زندان و همچنین ادامه بلاتکلیفی قضایی و برگزار نشدن جلسه دادگاه، اعتصاب غذا کرده است.این منبع میگوید در سومین روز اعتصاب غذا، وضعیت جسمانی محبوبه شعبانی بهگونهای بوده که او را به بهداری زندان وکیلآباد منتقل کردهاند.بر اساس اطلاعات رسیده، پس از انتقال او به بهداری، محدودیتهای تازهای نیز علیه این زندانی سیاسی اعمال شده و از امروز حق تماس تلفنی و ملاقات از او سلب شده است.ادامه اعتصاب غذا در کنار شرایط نامناسب نگهداری و محرومیت از ارتباط با خانواده، نگرانی درباره وضعیت جسمانی و حقوقی محبوبه شعبانی را افزایش داده است.#محبوبه_شعبانی #از_بازداشتیها_بگو@Tavaana_TavaanaTech
پستهای تلگرام — آموزشکده توانا
رئیس پلیس امنیت اقتصادی:بازداشت ۱۶۳ نفر و توقیف نزدیک به هزار دستگاه استارلینک در چهار ماه نخست سالجمهوری اسلامی پس از قطع، فیلتر و مختلکردن اینترنت، حالا دسترسی مردم به اینترنت آزاد را هم به پرونده امنیتی و بازداشت گره زده است.🔸حسین رحیمی، رئیس پلیس امنیت اقتصادی، با افتخار از کشف ۹۹۷ دستگاه استارلینک و بازداشت ۱۶۳ نفر در چهار ماه نخست سال خبر داده؛ گویی بزرگترین تهدید علیه کشور نه فساد سازمانیافته، قاچاق حکومتی و غارت منابع عمومی، بلکه چند دستگاه برای اتصال به اینترنت آزاد است.🔸او مدعی شد بخش عمده این تجهیزات از مرزهای غربی و شمالغربی، از مسیر جمهوری آذربایجان و اقلیم کردستان و همچنین از راههای دریایی جنوب و کشورهای قطر، امارات متحده عربی و عمان وارد ایران شدهاند.حکومتی که نتوانسته اینترنتی پایدار، آزاد و بدون سانسور فراهم کند، حالا کسانی را بازداشت میکند که برای فرار از تاریکخانه اطلاعاتیاش به اینترنت ماهوارهای پناه بردهاند.◾️در این مطالب آموزشی توصیهها و نکات مهم در هنگام خرید و استفاده از تجهیزات استارلینک را آموزش دادهایم:🔗هشدار امنیتی هنگام خرید تجهیزات اینترنت استارلینک در ایران🔗چرا برخی کاربران استارلینک در ایران بازداشت شدند؟ 💸 tavaanatech
«نون بیار کباب ببر» باعث توقیف برنامه درجام شد!برنامه «درجام» که بهصورت اختصاصی از نماوا پخش میشد، با دستور مقام قضایی توقیف شد؛ چون ظاهرا در کشوری که با انبوهی از بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی دستوپنجه نرم میکند، یکی از فوریترین نگرانیهای دستگاه قضایی، بازی «نون بیار کباب ببر» در یک برنامه سرگرمی است!🔸سجاد شاهحاتمی، کارگردان این برنامه، در صفحه شخصی خود نوشت: «بنا به دستور مقام محترم قضایی برنامه درجام توقیف شده است. تا اطلاعرسانی بعدی قسمت آخر این برنامه پخش نخواهد شد.»اما ماجرا از کجا آب میخورد؟ از یک بازی ساده به اسم «نون بیار کباب ببر»! یک بازی تلویزیونی میان مجری برنامه مهیار حسن و السا فیروزآذر، که مهمان این قسمت بود، که ظاهرا آنقدر خطرناک بود که کل برنامه را به کام توقیف فرو برد!🔸همچنین خبرگزاری فارس(وابسته به سپاه پاسداران) نیز یادآوری کرده که «درجام» پیش از این هم حاشیههایی داشته؛ از جمله قسمت مربوط به حضور قدرتالله ایزدی، مشهور به «رشید»! به نظر میرسد در جمهوری اسلامی، حتی یک برنامه سرگرمی هم باید با دقت از میدان مین خطوط قرمز عبور کند؛ خطوطی که نه تعریف روشنی دارند و نه کسی میداند چه زمانی و با کدام حرکت سادهای فعال میشوند.انگار در این سرزمین، اولویتهای امنیتی آنقدر عجیب چیده شدهاند که یک مسابقه سرگرمکننده بین مجری و مهمانش، خطرناکتر از هزاران معضل واقعی جامعه تشخیص داده میشود!💸 tavaanatech
روایت تلخ خواهر عسل منصوریمونا، خواهر جاویدنام عسل منصوری با انتشار توئیتی در حساب خود در شبکه ایکس نوشت:«اخیرا یه خبر دراومد که تخمکهای فریزشده در مرکز باروری گاندی، در جریان جنگ از بین رفتن....بلافاصله همهی خانواده ما یاد عسل افتادن.آخه عسل فقط بیست سالش بود که رفت تخمکهاش رو فریز کرد؛میگفت میخوام کار از محکمکاری عیب نکنه.بعد هم به شوخی، بعضی وقتا به جونِ بچههای توی فریزرش قسم میخورد.ما حتی با نوههای به دنیا نیامدهمان خوش بودیم؛باورمون این بود که اگه قرار باشه نسل ما ادامه پیدا کنه، حتماً از طریق عسل این اتفاق میفته...چه بیرحمانه ست که نه فقط خودِ عسل رفتیک عالمه «شاید» هم باهاش رفت.شاید یک روز مادر میشد.شاید بچهای داشت با چشمهای سبز.شاید اسم دختر عسل « نبات» میشد.حیف، عسل...و صد حیفبرای تمامِ زندگیهایی که میتونستی زندگی کنی و نکردی...»🔸عسل منصوری، متولد ۲۷ مرداد ۱۳۷۴، روانشناس تربیتی، روانشناس کودک و فعال حوزه مادر و کودک بود. بخش بزرگی از زندگی حرفهایاش را در کنار کودکان و مادران گذراند و آنقدر با بچهها صمیمی و مهربان بود که بسیاری از آنها دیگر فقط به چشم یک مربی یا روانشناس نگاهش نمیکردند؛ برایشان «مامان عسل» بود.🔸عسل روز ۱۹ دیماه، در جریان اعتراضات در خیابان هروی تهران، از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت؛ قلبی که برای کودکان و آینده ایران میتپید، با شلیک گلوله از حرکت ایستاد.#عسل_منصوری💸 tavaanatech
دهمین روز اعتصاب داروی یاشار تبریزی؛ مسئولان زندان داروهای تجویزشده را تحویل نمیدهندهمسر یاشار تبریزی، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی تبریز، از ادامه اعتصاب داروی او برای دهمین روز خبر داده و نوشته است که با وجود معاینه او توسط پزشک قلب و تجویز مجدد دارو، مسئولان زندان از تحویل داروهایش خودداری میکنند. او هشدار داده است که در صورت بروز هرگونه اتفاق برای همسرش، مسئولیت آن بر عهده مسئولان زندان خواهد بود.همسر یاشار تبریزی با انتشار مطلبی درباره آخرین وضعیت این زندانی سیاسی اعلام کرد که اعتصاب داروی او وارد دهمین روز شده و تاکنون به خواستههایش رسیدگی نشده است.به نوشته او، چند روز پیش پزشک قلب یاشار تبریزی را در زندان معاینه و بار دیگر برای او دارو تجویز کرده است، اما با وجود نسخه پزشک، داروهای تجویزشده همچنان در اختیار این زندانی قرار نمیگیرد.همسر یاشار تبریزی نوشته است: «هر اتفاقی برای همسرم بیفتد، مقصرش مسئولان زندان هستند.»بر اساس این نوشته، یاشار تبریزی در اعتراض به «عدم رسیدگی منظم و ناقص دارویی»، آنچه «شکنجه و شرایط بحرانی زندان» خوانده شده و همچنین رعایت نشدن اصل تفکیک جرائم دست به اعتصاب دارو زده است.او همچنین به انتقال بیش از ۵۰ زندانی معترض به سالنهای محل نگهداری زندانیان جرائم عمومی اعتراض دارد.#یلشار_تبریزی @Tavaana_TavaanaTech
سانسور درونیشدهوقتی خودمان، پیش از هر نهاد بیرونی، فکر خود را محدود میکنیممیشل فوکو در «مراقبت و تنبیه» (۱۹۷۵) از استعاره «پانوپتیکون» (طرح معماری زندان سراسربین طرحی از جرمی بنتام) بهره گرفت، زندانی حلقوی که در آن هیچ زندانی نمیداند در هر لحظه زیر نظر است یا نه، اما همین احتمال دیدهشدن کافی است تا رفتارش را خودش تنظیم کند. فوکو این سازوکار را فراتر از معماری زندان بسط داد: در جامعهای که نظارت بالقوه و پراکنده است، افراد بهتدریج ناظر درونی خودشان میشوند و نیازی به سرکوب مستقیم باقی نمیماند.الیزابت نوئل-نویمان، پژوهشگر آلمانی ارتباطات، در نظریه «مارپیچ سکوت» (۱۹۷۴) دادههای تجربی متفاوتی ارائه داد: افراد پیش از بیان یک عقیده، ناخودآگاه فضای اطراف را میسنجند و اگر احساس کنند دیدگاهشان در اقلیت است یا با هنجار غالب همخوانی ندارد، ترجیح میدهند سکوت کنند. این سکوتهای تکرارشونده، خودشان به بخشی از فضای غالب بدل میشوند و اقلیت واقعی را حتی خاموشتر میکنند، چرخهای که نویمان آن را مستقل از سرکوب مستقیم دولتی میدانست.تیمور کوران، اقتصاددان و نظریهپرداز آمریکایی ترکتبار، مفهوم «کژنمایی ترجیحات» (Preference Falsification) را در کتاب «دروغهای خصوصی، حقایق همگانی» (۱۹۹۵) صورتبندی کرد: انسانها در نظامهای پرهزینه برای مخالفت، عقیده واقعی خود را پنهان و نسخهای پذیرفتهشده از آن را ابراز میکنند. کوران نشان داد این وضعیت میتواند سالها پایدار بماند، تا لحظهای که یک رویداد کوچک، آستانه سکوت جمعی را میشکند و تغییری ناگهانی و غیرقابلپیشبینی رقم میزند، پدیدهای که او آن را در تحلیل فروپاشی نظامهای سیاسی بهکار برد.آنچه این سه چارچوب فکری به ما نشان میدهند، آن است که سانسور همیشه از بیرون تحمیل نمیشود، بلکه گاهی خروجی محاسبهای است که هر فرد، آگاهانه یا ناخودآگاه، درباره هزینه «گفتن» انجام میدهد.#سانسور #آزاداندیشی #آزادی_عقیده #آزادی_بیان #گفتگو_توانا@Dialogue1402
مریم یحیوی: حمزه سواری، پس از ۲۱ سال زندان، هنوز زندگی را دوست داردمریم یحیوی، زندانی سیاسی سابق، به مناسبت تولد حمزه سواری، زندانی سیاسی عرب اهوازی، از ۲۱ سال حبس، اعدام دو برادر و مرگ پدر و مادر او در سالهای زندان نوشته است؛ رنجهایی که به گفته او نتوانستهاند امید و عشق به زندگی را از حمزه بگیرند: «حق انتخاب را از او گرفتند؛ اما نتوانستند رؤیاهایش را بکشند.»متن این یادداشت به شرح زیر است:«🕊✌️. برای حمزه سواری، که هنوز زندگی را دوست دارد نمیدانم برای آدمی که بیستویک سال از زندگیاش را پشت دیوارهای زندان گذرانده، باید تولد را تبریک گفت یا نه؛ و اگر باید گفت، چطور باید گفت.؟ برای حمزهای که وقتی فقط نوزده سال داشت، به همراه دو برادرش بازداشت شد و دو سال بعد، شاهد اعدام هر دو برادرش بود. برای حمزهای که پدر و مادرش را هم در این سالهای زندان از دست داد و حتی اجازه ندادند بعد از بیست سال، آخرین وداعش را در خاکسپاری با آنها داشته باشد. برای او که از کوتعبدالله آمده؛ از جایی در اهواز، از میان فقر و محرومیت؛ از جایی که خیلیها پیش از آنکه آدمها را ببینند، فقرشان را میبینند و هویتشان را نادیده میگیرند. شاید خیلیها فکر کنند چنین سالهایی باید آدم را از پا بیندازد. اما هنوز وقتی حالش را میپرسی، با همان صدای گرم و دلنشین و تهلهجه عربیاش میگوید: «خوبم، شکر خدا... خوبِ تپلمپل :)» و من فکر میکنم همین جمله، خودش زندگی است. چه مقاومتی پشت این زندگی خوابیده که بیستویک سال زندان، اعدام دو برادر و مرگ پدر و مادر هم نتوانسته این امید به زندگی را از او بگیرد. برای او که هنوز زندگی را دوست دارد. و من گاهی با خودم فکر میکنم این مقاومت چه زیباست؛ اینکه مقاومت فقط فریاد و مشت گرهکرده نیست. مقاومت یعنی هنوز بتوانی برای یک گربه بیپناه غذا تهیه کنی؛ اگر گربهای مریض شد، به فکر درمانش باشی و دنبال کسی بگردی که بیرون از زندان از او مراقبت کند. مقاومت یعنی هنوز بتوانی یک تکه چوب را برداری و از دلش یک تابلوی زیبا بیرون بکشی. هنوز کتاب بخوانی، والیبال بازی کنی، غذا درست کنی، با همبندیها بحث و گفتوگو کنی و گاهی تلاش کنی آدمهای خسته و زخمی اطرافت را بخندانی. حمزه، با همه چیزهایی که از او گرفتهاند، هنوز زندگی را دوست دارد. و شاید همین، بزرگترین چیزی باشد که نتوانستهاند از او بگیرند. حق انتخاب را از او گرفتند؛ اما نتوانستند رؤیاهایش را بکشند. او هنوز دوست دارد روزی معلم شود. هنوز دلش میخواهد ازدواج کند. هنوز رؤیای داشتن یک دختر کوچک را دارد. و من چقدر دلم میخواهد یک روز، به جای اینکه صدایش را از پشت دیوارهای زندان بشنوم، او را در میان زندگی ببینیم؛ در کنار آدمهایی که دوستشان دارد، در میان خیابانها، در خانهای که خودش انتخاب کرده و در روزهایی که دیگر شمارششان با سالهای زندان نیست. حمزه سالهاست بهای چیزی را میدهد که هیچ انسانی نباید برایش مجازات شود: برای عقیدهاش، برای هویتش و برای اینکه از جایی آمده که محرومیت و تبعیض سهم بزرگی از زندگی مردمش بوده است.و دردناکتر اینکه گاهی ظلم فقط از سوی حکومت نیست؛ نادیده گرفتن هویت و ریشههای مردمی مثل حمزه، از سوی بخشی از جامعه هم زخمی است که نباید ساده از کنار آن گذشت.امروز اما نمیخواهم تولدش را با شمارش همه چیزهایی که از او گرفتهاند تمام کنم.میخواهم از چیزهایی بگویم که هنوز دارد؛ از آنچه همبندیانش راوی ناگفتههای بیستویک ساله آن هستند.از قلب مهربانش و خندههایش؛از دستهایی که هنوز میسازند و ذهنی که هنوز میخواند و فکر میکند؛از گربههایی که شاید اگر زبان داشتند، میگفتند چقدر دوستش دارند؛از رؤیاهایی که بعد از بیستویک سال هنوز نمردهاند؛و از امیدی که هنوز در وجودش زنده است.حمزه، با تمام زخمهایش، هنوز آدمها را دوست دارد.رفیق عزیزم،امروز تولد توست.ما نمیتوانیم همه سالهایی را که از تو گرفتهاند پس بگیریم.نمیتوانیم جای خالی برادرانت را پر کنیم و پدر و مادرت را دوباره به تو برگردانیم.نمیتوانیم رفقایی را که سالها در کنارشان زندگی کردی و به چوبههای دار سپرده شدند، دوباره به زندگی برگردانیم.اما میتوانیم یادت بیاوریم که فراموش نشدهای.که بیرون از آن دیوارها، آدمهایی هستند که تو را میشناسند؛نه با شماره پروندهات،نه با حکم حبست،نه با عنوان «زندانی»؛بلکه با نام خودت:حمزه.همان پسر کوتعبدالله،همان رفیق ناب روزهای سخت.برای آزادیات؛برای سالهایی که در زندانهای کارون، رجاییشهر و قزلحصار سپری کردی؛برای رؤیاها و رنجهایت؛و برای تمام سالهایی که باید بیرون از زندان زندگی کنی...تولدت مبارک، رفیق من.»#حمزه_سواری @Tavaana_TavaanaTech






