یکی از بزرگ ترین اصول عقیده اسلامی تسلیم کامل در برابر الله تعالی و رسول الله صلی الله علیه وسلم ا…
انتشار: 2026/07/30 04:54 UTCدریافت: 2026/08/24 13:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 13:40 UTC
یکی از بزرگ ترین اصول عقیده اسلامی تسلیم کامل در برابر الله تعالی و رسول الله صلی الله علیه وسلم است. سلامت دین، استواری ایمان و آرامش قلب، تنها زمانی حاصل میشود که انسان حکم الله و رسولش را بر هر رأی، سلیقه، ذوق، فلسفه و اندیشه بشری مقدم بدارد و یقین داشته باشد که هر چه الله حکم کرده و هر چه رسول صلی الله علیه وسلم آورده حق، عدل، حکمت و خیر محض است.حکم الله بر دو نوع است: حکم کَونی و حکم شرعی. مؤمن در برابر هر دو تسلیم است به تقدیر های الهی راضی است و در برابر احکام شرعی نیز با اطاعت و فرمانبرداری گردن مینهد. او نه به تقدیر های الله اعتراض میکند و نه احکام شریعت را با عقل ناقص، سلیقه یا خواهش نفس خود میسنجد بلکه میداند که الله حکیم، علیم و عادل است و در آفرینش، تقدیر و تشریع او هیچ ظلم، بیهودگی و نقصی وجود ندارد.اسلام حقیقی همان استسلام و انقیاد است. از این رو، اسلام بنده جز بر پایه تسلیم استوار نمیشود و هر اندازه تسلیم او بیشتر باشد، ایمان، توحید، معرفت و اطمینان قلبی او نیز کامل تر خواهد بود. اما هرگاه انسان بخواهد عقل خود را بر وحی حاکم سازد، یا بخواهد همه اسرار تقدیر، آفرینش و صفات الهی را با عقل محدود خویش درک کند، از توحید خالص، معرفت صحیح و ایمان کامل محروم خواهد شد؛ زیرا عقل انسان هرچند نعمت بزرگی است، محدود است و نمیتواند بر همه حقایق غیبی احاطه یابد.اهل سنت بر این باورند که نصوص قرآن و سنت از جهت معنا قابل فهم اند اما کیفیت امور غیبی، مانند: حقیقت صفات الله و حقیقت نعمت ها و عذاب های آخرت، از اموری است که علم کامل آن تنها نزد الله است. بنابراین مؤمن معانی نصوص را میپذیرد، به آنها ایمان می آورد و هرچه را حقیقت و کیفیت آن بر او پوشیده است به الله واگذار میکند و میگوید: الله أعلم، بی آنکه سخنی بدون علم درباره الله بر زبان آورد.بدعت گذاران از این اصل فاصله گرفته اند زیرا به آنچه رسول الله صلی الله علیه وسلم آورده قانع نشدند و عقل و روش های کلامی را بر نصوص مقدم داشتند. برخی ظاهر نصوص صفات را انکار کردند برخی آنها را بی معنا دانستند و برخی با تأویلات دور از ظاهر، معنای آنها را تغییر دادند. نتیجه این روش آن است که عقل بر وحی حاکم میشود در حالی که مؤمن، وحی را معیار قرار میدهد و عقل سالم را تابع آن میداند زیرا عقل صریح هرگز با نقل صحیح تعارض ندارد.از نشانه های ضعف تسلیم اعتراض به تقدیر های الهی است مانند: اینکه انسان بگوید: چرا الله چنین آفرید؟ چرا این شخص فقیر و آن دیگری ثروتمند است؟ چرا فلانی بیمار شد؟ یا بگوید: فلانی سزاوار این مصیبت نبود. چنین سخنانی ریشه در نا آگاهی از حکمت و عدالت الله دارد. مؤمن میداند که همه کار های الله بر پایهٔ علم، حکمت و عدالت است هرچند حکمت بسیاری از آنها بر انسان پوشیده باشد.هرگاه شبهه یا وسوسه ای بر قلب انسان وارد شود، باید آن را فورا با درمان نبوی دفع کند از ادامه دادن به آن خود داری نماید، به الله از شر شیطان پناه ببرد و بگوید:《آمنت بالله ورسله》اگر پاسخ علمی شبهه را میداند، با دلیل آن را رد میکند و اگر نمیداند، آن را به الله واگذار کرده و بر ایمان خود استوار میماند. نفرت از وسوسه ها و ناراحت شدن از آنها نشانه ایمان است نه دلیل ضعف آن.در روزگار ما که رسانهها و فضای مجازی میدان گستردهای برای انتشار شبهات، بدعت ها و افکار گوناگون شده اند مسلمان بیش از هر زمان دیگری نیازمند تمسک به این اصل است که هر سخنی که با قرآن و سنت صحیح مخالفت داشته باشد مردود است هرچند گوینده آن مشهور یا منسوب به اهل سنت باشد. لازم نیست انسان پاسخ همه شبهات را بداند بلکه کافی است یقین داشته باشد که حق با کتاب الله و سنت رسول او صلی الله علیه وسلم است و هرچه با آن مخالفت کند باطل است.خلاصه آنکه تسلیم در برابر الله و رسولش اساس توحید، سرچشمه معرفت صحیح، شرط کمال ایمان و سبب آرامش قلب است. هرکس به این اصل چنگ زند، از بسیاری از فتنه ها، وسوسه ها، بدعت ها و گمراهی ها محفوظ میماند، و هرکس آن را رها کند و عقل یا هوای نفس را بر وحی مقدم بدارد به اندازه دوری خود از این اصل از حقیقت ایمان، معرفت و توحید فاصله خواهد گرفت.تحلیل، اختصار و ترجمه از کتاب شرح العقيدة الطحاوية، اثر شیخ عبدالرحمن بن ناصر البراک.