قسمت دویست و دومسهيل رو به آرمان گفت: ول کن بچه رو، بذار با خاطراتش خوش باشه، عقل که نباشه جون در ع…
انتشار: 2026/06/28 20:04 UTCدریافت: 2026/08/15 07:31 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 07:31 UTC
قسمت دویست و دومسهيل رو به آرمان گفت: ول کن بچه رو، بذار با خاطراتش خوش باشه، عقل که نباشه جون در عذابه ديگه.مهرشاد گفت: اي خبيث خائن. يه عمر بزرگت کردم، ترو خشکت کردم، پوشکت رو عوض کردم، شيرم رو بهت دادم، حالا ميري با پسر مردم لاس مي زني، مادرت رو فراموش مي کني؟ شيرم رو حلالت نمي کنم.- کدوم شير؟ اونو که هر شب بالا مياوردم.- اي مرض بگيري، اول پياله به دستي و بعد از مستيريال پياله شکستي.- تو کي به من پياله دادي، تا اونجا که من يادم مياد من بهت پياله مي دادم.- آخ آخ بازم يادم انداختي و کردي کبابم.من گفتم: چرا؟- اينجا پياله نداريد؟- چه پياله اي؟- پياله اي که توش ماست بخوريم، خب يه پياله براي ني ناي ناي.- ني ناي ناي چيه؟- بابا سهيل بيا اين زنت رو جمع کن، با تو هستم حواست کجاست؟سهيل گفت: هان؟ چه مرگته؟- چم چاره مرگته، مي گم يه پياله به من بديد.- چيه مي خواي اين دفعه توي اون بهم شير بدي؟- تو که شير مي خوري، شيشه شير مي شکوني، لياقت نداري؟- آخه اون چه شيري بود که به من دادي؟- به من چه؟ شعور خودت نمي رسيد که شيرت رو با روغن مي خوردي، خب مسلمه که به روغن سوزي مي افتي.- حالا ميگي چي کار کنم؟- هيچي شير به حروم، هر وقت شير خواستي آبرومون رو نبر فقط آژير بکش من مي يام.آرمان گفت: الحق که براي شير دادن خوبي.مهرشاد گفت: منظور؟- هيچي، آخه از تو هيچ کار مفيدي برنمياد، حالا اين دفعه ازت شير مي دوشيم. ببينيم چه طوريه؟- که چي بشه؟ که با پسرم شير به شير بري؟- شير به شير نه. برادر شيري.- اصلا حرفش رو نزن من شيرم رو نياز دارم.- مثلا چه نيازي، نکنه يکي ديگه ميخواد شيرت رو بدوشه؟- مثلا کي؟- کثلا آرزو خانم.- درست صحبت کن با آرزوي من.- آه خوبه حالا فلورانس نيست.- از اون هم کمتر نيست.- پس به بابات ميگم به جاي يه خونه يه طويله برات بخره. تا آرزو خانم اونجا راحا تر بتونه شيرت رو بدوشه.- آره حتما . فقط يادم باشه بگي آشپزخونه اش اپن باشه.خنديدم و گفتم: با يه پنجره رو به دريا.- اون هم خوبه.سهيل گفت: مگه تو مي دوني دريا کجاست؟مهرشاد گفت: نه فقط تو مي دوني، تو بگو ف من مي رم تا خونه فرناز جون و برمي گردم.- اگر بگم آ چي؟- آژير مي کشم.✹ @wifeclub ✹⊱

