و صبح به روشنی چشمانت مبارک شد.#امیرپرهام_عبدی@amirparham_a
انتشار: 2026/08/23 06:22 UTCدریافت: 2026/08/23 22:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 22:05 UTC
و صبح به روشنی چشمانت مبارک شد.#امیرپرهام_عبدی@amirparham_a
پستهای تلگرام — Amirparham.a
در عمیقترین شکافِ کلمات،آنجا که واژهها در خون خویش میجوشند،من ایستادهام؛بر لبهی تیزِ مرزهای سقوط.آسمان، گلوگاهِ مردهای استکه آوازش را در گلوی کلاغِ استدلال دفن کرده است.دیگر هیچ فلسفهای دستهای مرا گرم نمیکند،وقتی چکشِ واقعیت،استخوانِ منطق را زیر پای زمان خرد میکند.به چشمانم نگاه کن!اینجا تفسیری از زنده بودن نیست؛تنها سفسطهی آینه استکه تکرارِ ما را به ریشخند میگیرد.ما بر زمین راه نمیرویم،ما سقوطی مداوم را زندگی میکنیمدر شهری که مردگانش رادر قبرهایِ وارونه به سمت آسمان دفن کردهاند...تا شاید خدا،ریزشِ ممتدِ این خاکستر را تماشا کند.#امیرپرهام_عبدی@amirparham_a
موجِ تو آورد مرا تا که ز عالم برهمساحلِ امنت ببرد از دلِ من جمله غمم#امیرپرهام_عبدی@amirparham_a
ابرِ تیرهبر شانههای شب سنگینی میکرد؛و باددر گیسوی پردههای اطلسیآشوبی پنهان را میرقصاند.منبا شانهای خمیدهبه شکاف پنجره خیره بودم؛جایی کهنبضِ زمانهنوزبه آزادی فکر میکرد.ناگهان باران گرفت؛و شیروانیِ خیسِ چشمانمفهمید:گاهیروزنهٔ آزادیدر دورترین افق نیست؛در پنجرهایستکه از درونِ خودتباز میکنی.#امیرپرهام_عبدی @amirparham_a
دل از مدار تمنا برون نرفته هنوزکه جان اسیر فریبِ فسانهٔ جام است عجیبکارگهِ دهر، دیدهام شب و روزکه سهمِ مردمِ هشیار، غصه و خام استکجا به مقصدِ راحت رسد سفینهٔ ما؟که موجموجِ حوادث، مهیب و آلام استچه حاجت است به گفتن حدیثِ محنتِ دل؟که شرحِ قصهٔ عشاق، شرح ابهام استمرو به صیدِ تمنا که در تبارِ زمینبساطِ شاه و گدا همنشینِ یک دام استبخوان ز صفحهٔ تاریخ، داستانِ جهانکه قفلِ محکمِ دوران، کلیدِ اتمام استسکوت کن «سحر» امشب که در تبِ کلماتحدیثِ عافیتِ ما، حکایتِ شام است#امیرپرهام_عبدی@amirparham_a
در عالمِ عشق، یار و #یاور #مادرمعنی عمیقِ عشق و #باور #مادراز هر چه که در جهان بگویی سرترحاجت نبود قبله ی #دیگر #مادر#امیرپرهام_عبدی@amirparham_aتقدیم با احترام به همهی مادران عزیز 🙏🙏

